به روز شده در: ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۲:۳۵
کد خبر: ۲۰۵۳۴۵
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۸ - 16May 2013

گفت و گو با آقای سید محمدصادق حسینی

ترور شهید حاج عماد مغنیه در شامگاه سه شنبه 23 بهمن سال 1387 توسط سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی «موساد» با همدستی سرویس های امنیتی و جاسوسی برخی دولت های عربی در دمشق چهره زشت و کریه برخی دولت های خودفروخته عربی و نیز ماهیت سران برخی گروه ها و احزاب دست راستی لبنان را آشکار ساخت. این همدستی همچنین نشان داد که هیچ نظام سیاسی به اندازه برخی رژیم های دست نشانده در جهان عرب قهرمانان ملی خود را که مایه عزت و سرافرازی ملت های عرب و مسلمان شده اند این اندازه تحقیر نمی کنند. آقای سید محمدصادق حسینی کارشناس امور خاورمیانه در این گفت و گو ضمن تجلیل و تقدیر از مجاهدت های خستگی ناپذیر شهید عماد مغنیه و با ارائه تحلیلی جامع و منطقی از دلایل همدستی برخی رژیم های عرب منطقه با رژیم صهیونیستی در زمینه برنامه ریزی و اجرای عملیات تروریستی به شهادت رساندن این شهید فرزانه را آشکار ساخته است:

گفت و گو را با این پرسش آغاز می کنیم که حاج عماد مغنیه کیست؟ جنابعالی که سال ها در لبنان زندگی کرده اید، و با برخی انقلابیون عرب ارتباط داشتید، ایشان را چگونه مبارزی یافتید؟


بسم اللّه الرحمن الرحیم. در حقیقت سخن گفتن از این اسطوره مقاومت، با این مرد اسطوره ای کار دشواری است. اگر او را «چه گوارا»ی اعراب و مسلمانان عصر حاضر بنامیم اغراق نگفته ایم. زیرا او با ایمان و عقیده استوار دینی، فراتر از مرزهای لبنان و فراتر از مرزهای جغرافیایی جهان عربی و دنیای اسلام می اندیشید. از زمانی که این مرد خود را شناخت، در مسیر جهاد گام برداشت. از روزی که بنده و دو تن از برادرانم از مجاهدان ایرانی و عراقی بر اثر فشارهای رژیم حزب بعث نجف اشرف را ترک کردم و در لبنان استقرار یافتم، با تعدادی از برادران مبارز و آزادی خواه لبنانی از جمله حاج عماد مغنیه آشنا شدم. او را جوانی مؤمن و متعهد یافتم که تدین و اعتقادات مذهبی او نظیر نداشت. این ویژگی بی نظیر، حاج رضوان را از دیگران متمایز می کرد. به این دلیل این جوان شیعه و متدین لبنانی را از دیگران متمایز دیدم که از دوران جوانی می کوشید میان دین و سیاست آمیختگی ایجاد کند.
در آن برهه مبارزان فراوانی در لبنان فعالیت می کردند، ولی هرگز به خود اجازه نمی دادند سیاست را با دین آمیخته کنند. اصولاً با فرهنگ دینی علاقه ای نداشتند. افزون بر آن، در آن شرایط کسی نبود که جامعه لبنان را با جوامع عربی و اسلامی پیوند دهد. در آن مرحله دو گرایش خطرناک بر جهت گیری ها و رویکردهای شخصیت های سیاسی و سران احزاب لبنانی حاکمیت داشت. یک جریان به راستگرایی و انزواطلبی گرایش داشت. نظریه پردازان این گرایش، این ایده را مطرح می کردند که قدرت لبنان در ضعف او نهفته است، و می کوشیدند لبنان را به سمت دنباله روی از کشورهای غربی، به ویژه دایه مهربان تر از مادر «فرانسه رهنمون سازند. جریان دوم به چپگرایی و طرفداری از بلوک سوسیالیسم گرایش داشت، و می کوشید لبنان را به اتحاد جماهیر شوروی پیوند دهد.
در میان این دو جریان، نیروهای مؤمن و متعهد جایگاهی نداشتند. در آن شرایط سرنوشت ساز و تاریخی، و در سایه سردرگمی همه روحانیون و همه سیاستمداران لبنانی بی طرف و یا مستقل، حاج عماد مغنیه، این جوان انقلابی برانگیخته شد، و از دوران جوانی در صدد نجات لبنان از این سردرگمی برآمد. کوشید پیوندهای دینی و پیوندهای مشترک تاریخی لبنان و فلسطین را تقویت کند. تلاش های دامنه داری را برای پیوستن انقلابیون لبنان و فلسطین با جهان عرب و دنیای اسلام به عمل آورد. می توان این رویکرد را یک حرکت خردمندانه از سوی یک انسان به تمام معنی نابغه توصیف کرد.
با این وصف به محض انتقال مقاومت فلسطین از اردن به لبنان در پی کشتارهای سپتامبر سیاه، شهید حاج عماد مغنیه آن را در آغوش گرفت و به آن پیوست. انتقال مقاومت فلسطین به لبنان را یک فرصت طلایی تلقی کرد، تا دیدگاه ها و اندیشه های انقلابی و دینی خویش را به آن منتقل نماید و انقلاب لبنان را به انقلاب فلسطین پیوند دهد. حاج عماد مغنیه با وجودی که یک انسان انقلابی و پویا و متدین و متعهد بود، در عین حال با تدین سنتی و آیین های بی محتوا مبارزه می کرد.
به موازات انتقال جنبش مقاومت فلسطین به لبنان، نشانه های پیدایش نهضت نوپای اسلامی در منطقه نمایان شده بود. بخشی از بادهای این نهضت از حوزه علمیه نجف اشرف از طریق درس های «حکومت اسلامی امام خمینی (ره)» وزیدن گرفته بود، و بخشی از آن با آمدن امام موسی صدر از ایران و تلاش برای سازندگی و بهبودی جامعه مظلوم شیعیان لبنان وزیدن گرفته بود.
در چنین شرایطی این مرد شجاع و مؤمن و شیعه زود هنگام اسلحه به دست گرفت و دوشادوش برادران اهل تسنن فلسطینی به سوی میدان جنگ با رژیم صهیونیستی گام برداشت، و در عین حال با برادران مبارز ایرانی رانده شده از عراق نیز روابط صمیمانه برقرار کرد. در آن مرحله که سرآغاز انقلاب اسلامی ایران و سرآغاز شکوفایی انقلاب فلسطین و سرآغاز اوج گیری گرایش های دینی در خاورمیانه به شمار می رفت، حاج عماد مغنیه توانست دهها تن از شخصیت های مبارز ایرانی، فلسطینی، لبنانی اعم از شیعه و سنی را بسیج و پیرامون محور مبارزه با دشمن صهیونیستی یکپارچه کند، و انسان را در مقابل دو موج راست گرایان انزواطلب و چپ گرایان طفیلی قرار دهد. این نشان می دهد که عماد مغنیه جوان، یک انسان نابغه، بی همانند و از دیگران متمایز بوده است.

ویژگی ایی که به آن اشاره کردید، این پرسش را تداعی می کند که هر انسان اندیشمند و مجاهد از یک مکتب فکری فارغ التحصیل شده است. بفرمایید که پشتوانه فکری حاج عماد مغنیه چه مکتبی بوده و نبوغ فکری خود را کجا آموخته است؟


تردید ندارم که شهید حاج عماد مغنیه در راهکار خود به منظور نجات انسان از بی عدالتی و نادانی، همه مکاتب فکری و مکاتب انسانی را جستجو کرد. اهمیت پشتوانه فکری حاج عماد مغنیه این نیست که او پیرو مکتب حزب الدعوه و یا پیرو جنبش اسلامی شیعی و یا جنبش سنی بوده و یا شاگرد مکتب یک مجتهد بزرگ بوده باشد! با وجودی که حاج عماد از سرچشمه همه این مکاتب نوشیده است، اما اهمیت او در این است که مردی از جنس مردم بوده است. از قشر مستضعف جامعه برانگیخته شده و به سوی مردم بازگشته است. او ادبیات همه جنبش های اسلامی از جمله ادبیات جنبش اخوان المسلمین و مرحوم سید قطب و شهید حسن البنا را مطالعه کرده بود.

در نتیجه این مطالعات توانست نظریه های فکری و سازمانی ارائه دهد؟


حاج عماد مغنیه تئوریسین نبود. نه به این دلیل که به نظریه پردازی اعتقاد نداشت، با وجودی که به بیشتر نظریه پردازان احترام می گذاشت، ولی شخصاً بر این باور بود که میدان کارزار بهترین آزمون است. میدان کارزار را نماد و ملاک عمل می دانست. من شیوه جنگ و مبارزه او را در تشکیلات جنبش فتح با چشم خود دیده ام. جنبش فتح یک جنبش اسلامی نبود. ولی حاج عماد فقط دشمن را نشانه گیری می کرد.
با وجودی که دیدگاه های فکری جوانان مستقل لبنانی با جنبش فتح متفاوت بود، اما حاج عماد می کوشید روابط آنان را با جنبش فتح منسجم کند. زیرا هدف او بازگرداندن لبنان به محیط عربی و اسلامی این کشور بود. می کوشید مبارزات ملت های منطقه را به سوی آرمان فلسطین که
مهم ترین قضیه اعراب و مسلمانان می باشد، رهنمون سازد. حاج عماد مغنیه پیش از اینکه با دیدگاه ها و اهداف امام خمینی آشنا شود، نسبت به ابعاد خطر موجودیت کیان غاصب صهیونیستی در لبنان و منطقه شناخت پیدا کرده بود. او باور داشت که رژیم صهیونیستی یک غده سرطانی است که باید ریشه کن شود. زیرا خطر رژیم صهیونیستی را به روشنی درک کرده بود.

دیدگاهها و راهکارهای امام موسی صدر چه نقشی در تبلور فکری شهید عماد مغنیه داشت؟


به محض اینکه امام موسی صدر وارد لبنان شد و کار سازندگی جامعه شیعیان لبنان را آغاز کرد، و آنگاه که «گردان های مقاومت لبنان» تأسیس شد، حاج عماد مغنیه بی درنگ به کمک امام موسی صدر شتافت، ولی از پیوستن به تشکیلات جنبش امل خودداری کرد. یکی از مهم ترین ویژگی های حاج رضوان این است که هیچ وقت به حزب گرایی اعتقاد نداشت. اصولاً مانند کسی بود که برای تحقق فلسفه «امت حزب اللّه» آفریده شده است. قبل از تشکیل حزب اللّه به فلسفه «امت حزب اللّه» ایمان مطلق داشت. همانگونه که می دانید حزب اللّه پس از یورش اسرائیل به لبنان در سال 1982 تأسیس شد. ولی شهید حاج عماد مغنیه چند سال پیش از تأسیس حزب اللّه به این ایده گرایش داشت. او نماد یک امت بود.
در زمانی هم که دیدگاه های فکری و عقاید اجتهادی علامه سید محمدحسین فضل اللّه در جامعه شیعیان لبنان به عنوان یک مکتب فکری رواج داشت، حاج عماد مغنیه مدتی به این مکتب فکری گرایش پیدا کرد. مانند گم گشته ای که پی در پی قله های تکامل فکری و سیاسی و عقیدتی را جستجو می کند. در عین حال می کوشید، همه مبارزان و تلاشگران را به قبله مرکزی و محور مبارزات اعراب و مسلمانان، یعنی سرزمین فلسطین رهنمون سازد.

حاج عماد مغنیه چه تفاوت ها و برتری هایی بر سایر شخصیت های انقلابی داشت؟


این پرسش مهمی است. بسیاری از مجاهدان و تئوریسین های آن مرحله، به فریادهای دادخواهانه ملت های مسلمان توجهی نداشتند. برای آن ها مهم نبود که ملت مسلمان ایران زیر سایه حکومت استبدادی پهلوی به سر می برد. ولی شهید عماد مغنیه به شدت از این درد رنج می برد، و به محض اینکه انقلاب اسلامی در ایران آغاز شد، تحت تأثیر انقلاب اسلامی و دیدگاه های امام خمینی (ره) قرار گرفت. زمانی هم که مبارزان ایرانی به لبنان می آمدند و کمک تقاضا می کردند، حاج عماد آنان را به پایگاه های جنبش فتح رهنمون می کرد تا آموزش ببینند و به کشورشان بازگردند. جز کسب رضای خداوند متعال هیچ منافع مادی عاید او نمی شد. برادران عراقی که از ستم صدام فرار می کردند، و به لبنان می آمدند، حاج عماد به آنان پناه می داد و کمک شان می کرد تا به عراق بازگردند و کشورشان را از حکومت استبدادی صدام نجات دهند.
یکی دیگر از ویژگی های حاج رضوان این است که با جهان بینی باز و گسترده حرکت می کرد. با انقلابیون آمریکای لاتین به ویژه انقلابیون بولیوی و طرفداران چه گوارا ارتباط نزدیک داشت. این انقلابیون به لبنان می آمدند تا به فلسطینی ها کمک کنند و هم خودشان بهره مند شوند. بسیاری از انقلابیون چپ گرای اروپا که بر ضد امپرایالیسم آمریکا مبارزه می کردند به لبنان می آمدند و با شهید عماد مغنیه ارتباط برقرار می کردند. او به منظور تضعیف امپریالیسم آمریکا با انقلابیون اروپایی همکاری می کرد. زیرا آمریکا مهم ترین پشتیبان رژیم صهیونیستی است. بنابراین آنچه که حاج عماد را از دیگران متمایز می ساخت این است که او بین المللی می اندیشید. خود را به لبنان و فلسطین و خاورمیانه محدود نمی دانست. او هرگز به حزبگرایی و گروه گرایی اعتقاد نداشت. با وجودی که به نظم و انضباط و سازماندهی اعتقاد داشت، خود را همواره از کشمکش ها و درگیری های حزبی و گروهی دور می ساخت. از تنگ نظری ها و خط بازی ها متنفر بود.

پس از شهادت حاج عماد مغنیه برخی نویسندگان و تحلیلگران لبنانی شیوه ها و راهکارهای مبارزاتی و عملیاتی او را مانند شیوه های «هوشی مین» رهبر انقلابیون ویتنام توصیف کردند، ولی جنابعالی او را «چه گوارا»ی اعراب توصیف کردید. چه تفاوتی میان این دو شیوه انقلابی وجود دارد؟


در پی جنگ های متعددی که حاج رضوان فرماندهی آن را بر عهده داشت، و پس از تحکیم پایه های حزب اللّه در لبنان، تحول چشمگیری در راهکارها و شیوه های مبارزاتی او بروز کرد. در آغاز پیکار با شیوه های پارتیزانی و جنگ های چریکی به سبک چه گوارا و انقلابیون آمریکای لاتین مبارزه می کرد، ولی هر اندازه تاریخ می گذشت شیوه ها و سبک های جدیدی را گزینش می کرد. شیوه های جنگ ویتنام و راهکارهای «هوشی مین» نیز یکی از این شیوه ها بود. سرانجام حاج عماد میان شیوه های «چه گوارا» و شیوه های «هوشی مین» آمیختگی ایجاد کرد و مکتب نظامی جدیدی را به وجود آورد که به مکتب منحصر به فرد حاج عماد مغنیه نامیده می شود که همانا مکتب «امت حزب اللّه» است.

با توجه به تفاوت جنوب لبنان با ویتنام و آمریکای لاتین، این مکتب را بر اساس چه ملاکی به وجود آورد؟


حاج عماد مغنیه قبل از تأسیس حزب اللّه تجربیات گوناگونی را پشت سر گذاشته بود. جنگ پارتیزانی را در چارچوب همکاری با جنبش فتح آموخت. میان مردم و جامعه خویش پرورش یافت، زیرا خود را از توده مردم می دانست. از مکاتب بزرگانی همچون شهید سید محمدباقر صدر و امام موسی صدر و علامه فضل اللّه دانش های فراوان آموخت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز از مکتب انقلابی امام خمینی (ره) سیراب شد. همه این دانش ها و تجربیات را آمیخته کرد و تجربه جدید و منحصر به فرد خود را به وجود آورد.
ناگفته نماند که حاج عماد در ابتدای پیکار و جهاد، یک تشکیلات اسلامی در درون جنبش فتح تأسیس کرده بود، که من آن را شاخه اسلامی جنبش فتح می نامم. هنگامی که مردم لبنان پس از حمله سال 1982 اسرائیل به کشورشان به پا خاستند، ناگهان جایگاه طبیعی خود را بازیافت و گم شده خود را در «امت حزب اللّه» یافت. او یکی از مبتکران نام «امت حزب اللّه» پیش از تأسیس حزب اللّه بوده، تا همه اقشار جامعه را به تشکیلات «امت حزب اللّه» پیوند دهد، و با اشغالگران مبارزه کنند.
حاج عماد پس از پیدایش تشکیلات حزب اللّه نیز همه تجربیات و راهکارها و برنامه های جنبش های انقلابی و رهایی بخش جهان را مورد مطالعه و بازنگری قرار داد. هیچ نظریه و شیوه ای را از نظر دور نداشت. همه تجربیات پیشینیان را در خدمت «امت حزب اللّه» به کار گرفت. البته نباید فراموش کرد که او در پیکار و جهاد با اشغالگران و مستکبران احکام قرآن و اسلام را ملاک عمل خود قرار داده بود. بر مبنای احکام و دستورات مکتب قرآن و پیامبر اکرم (ص) و اسلام محمدی اصیل جهاد کرد. در جنگ و جهاد هیچ مکتب و روشی را سبک نمی پنداشت. از تجربیات جنبش های ناسیولیست و سوسیالیست و همه جنبش های رهایی بخش جهان بهره مند شد.

آیا اطلاع دارید در مدت زمانی که از انظار پنهان شده بود چگونه فعالیت می کرد و در پیروزی های سال 2000 و سال 2006 چه نقشی داشت؟


شما می دانید که حاج عماد مغنیه زندگی اسرارآمیز داشت. بسیاری از اسرار زندگی او هنوز ناشناخته مانده است. من به بخشی از زندگی و دستاوردهای او آگاهی دارم. او در آن مدت حتی یک لحظه بیکار ننشست. با سران همه جنبش های رهایی بخش در جهان عرب که با صهیونیسم مبارزه می کنند، ارتباط برقرار می کرد و آنان را به سازماندهی و برنامه ریزی سالم و ثمربخش رهنمون می ساخت. کمک ها و امکانات این جنبش ها را برای جنگ با دشمن صهیونیستی در لبنان که دشمن اصلی اعراب و مسلمانان است بسیج می کرد. بنابراین او در خط موازی و در سایه پیکار می کرد، خط مبارزه مستقیم با دشمن در جنوب لبنان و خط ایجاد هماهنگی و سازماندهی جنبش های ضد صهیونیستی در جهان عرب. هیچ وقت مسئولیت خود را به جنگ با دشمن صهیونیستی در جنوب لبنان محدود نمی دانست. همیشه به پرورش استعدادها و کادرهای فعال مبارزان مسلمان در صحنه فلسطین تلاش می کرد. زیرا سرزمین فلسطین را میدان جنگ حقیقی با دشمن صهیونیستی می دانست.
از نظر شهید حاج عماد مغنیه، کادر سازی، جمع آوری کمک های مالی و تدارک اسلحه، سه عامل مؤثر در تعیین سرنوشت مبارزه بودند. او به دور از چشم مردم به جمع آوری اموال و اسلحه و تربیت کادرهای ورزیده برای مبارزان فلسطینی در سرزمین های اشغالی مبادرت می کرد. با این ابتکار عمل در صدد بود هسته های «امت حزب اللّه» را در سرزمین های اشغالی فلسطین به وجود بیاورد. آرامش و خستگی در فرهنگ او مفهوم نداشت. آرام نمی گرفت. همه موانع را از سر راه خود برمی داشت. با جنبش فتح و جبهه خلق برای آزادی فلسطین، و سازمان های جدیدی همچون حرکت مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و جنبش جهاد اسلامی همکاری می کرد. زیرا عقیده داشت که امت «امت حزب اللّه» باید در همه صحنه ها حضور داشته باشد.

از تجربه جنگ تحمیلی هشت ساله هم استفاده کرد؟


از این تجربه و از دستاوردهای جنگ تحمیلی بهره فراوان برد. زیرا بر این باور بود که انقلاب اسلامی ایران یک تحول بنیادین در راهکارهای موضوعی حرکت معاصر اسلامی به وجود آورده است. حاج عماد مغنیه در چارچوب مبارزات خستگی ناپذیر خود، بخش مهمی از تلاش ها و وقت خود را به کمک جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ تحمیلی اختصاص داد. از یک طرف کوشید دولت نوپای ایران بعد از انقلاب را تقویت کند و از طرف دیگر روابط و همکاری های جمهوری اسلامی ایران با جنبش های آزادی بخش در جهان عرب و جهان اسلام و جهان مستضعفان را تنظیم و سامان دهد. زیرا که حاج رضوان به مکتب امام خمینی (ره) ایمان واقعی داشت، و بر این باور بود که جنگ بزرگ و دامنه دار میان استکبار جهانی و مستضعفان متوقف نخواهد شد.

با توجه به نکاتی که به آن اشاره کردید به نظر می رسد حاج عماد مغنیه را از زمینه سازان ظهور مهدی موعود(عج) می دانید؟ همه تلاش ها و مبارزات او را در پرتو انتظار و زمینه سازی منجی نهایی تعبیر می کنید... اینطور نیست؟


حاج رضوان از نظر علمی و منطقی و الهی، صد در صد به این ایده ایمان داشت، که اگر انسان های پیرو همه ادیان و همه اقوام و همه طوایف، در همه زمان ها و در همه مکان ها قیام نکنند و با ظلم و بی عدالتی مبارزه نکنند، زمینه واقعی ظهور مهدی موعود (عج) فراهم نمی شود. او نه فقط شیعیان و مسلمانان، بلکه همه انسان ها را به قیام و انتظار ظهور امام زمان (عج) فرا می خواند. زیرا قیام و ظهور امام زمان (عج) نماد و بیانگر قیام همه ملت های ستمدیده جهان است. قیام حضرت مهدی (عج) به همه ملت های جهان تعلق دارد. زندگی روزمره و روابط اجتماعی حاج رضوان به چارچوب مرزهای جغرافیایی لبنان محدود نبود. روابط و همکاری های او از چارچوب مرزهای لبنان، فلسطین، ایران و کشورهای خاورمیانه فراتر رفت و با همه ملت های جهان ارتباطات دوستانه برقرار کرد. از هیچ فرصتی برای آشنایی و همکاری با نمایندگان نهضت های رهایی بخش در جهان دریغ نکرد. به منظور پشتیبانی از نظریه ظهور منجی، روح انسانیت را میان دوستان و همکاران خویش زنده می کرد.
من اطلاع دارم حاج عماد مبارزان اروپای شرقی را که به لبنان می آمدند با مبارزان آمریکای لاتین آشنا می کرد. آنان را به همکاری مشترک بر ضد قدرت های استکباری فرا می خواند. میان مبارزان غیر مسلمان با مبارزان مسلمان هماهنگی ایجاد می کرد، او با این شیوه و شیوه های دیگر زمینه ظهور امام عصر(عج) را فراهم می کرده است.

حال که به ابعاد زندگی و جهاد خستگی ناپذیر حاج رضوان اشاره کردید، بفرمایید چه عناصری در برنامه ریزی و ترور ایشان دست داشتند؟


من بر این باورم که حاج عماد مغنیه اولین شخصیت مورد پیگرد جبهه استکبار جهانی بوده است. به چه دلیل؟ به این دلیل که او اولین کسی بود که کیان غاصب صهیونیستی را تکان داد. او در برنامه ریزی بسیاری از عملیات های انقلابی نقش داشت. این عملیات کیفی، شکوه و هیبت دشمن را شکست و شاخ و برگ دستگاه های جاسوسی و اطلاعاتی این رژیم را متلاشی کرد. حاج عماد مغنیه کسی بود که با فریب و نیرنگ، «الحنان تننباوم» افسر امنیتی رژیم صهیونیستی را به بیروت احضار و بازداشت کرد. حاج رضوان مغز متفکر این طرح بی نظیر بود. او از طریق روابط گسترده انسانی که با محافل انقلابی جهان داشت توانست این افسر اطلاعاتی اسرائیلی را به لبنان احضار کند تا او را با اسیران لبنانی دربند رژیم صهیونیستی مبادله کند.
حاج عماد مغنیه مغز متفکر طرح به ذلت کشاندن و به زانو درآوردن دولت های غربی بود که در جریان جنگ تحمیلی از رژیم استبدادی صدام حمایت می کردند. او دولت های غربی را وادار کرد در بسیاری از مسائل با جمهوری اسلامی ایران وارد مذاکره شوند. در این باره بیش از این نمی توانم همه مسائل را آشکار کنم.
حاج رضوان مغز متفکر طرح به زانو درآوردن و به ذلت کشاندن فرانسوی ها به منظور آزادی پنج انقلابی عرب به رهبری انیس نقاش از زندان های فرانسه بود.
حاج عماد مغز متفکر گفت و گو های سخت و دشوار و پیچیده برای آزادی زندانیان بیگناه لبنانی مانند برادران حمادی و دیگران از زندان های آلمان بود.
حاج رضوان مغز متفکر به زانو درآوردن و به ذلت کشاندن سرویس های جاسوسی و امنیتی رژیم صهیونیستی در جهان بود. این سرویس ها برای اجرای عملیات گسترده تروریستی در جهان بر ضد جنبش های رهایی بخش عربی و اسلامی نقشه کشیده بودند که حاج عماد مغنیه همه آنان را ناکام ساخت.
حاج عماد مغنیه مغز متفکر سازماندهی تعدادی از هسته های مقاومت مردمی در عراق بر ضد رژیم استبدادی صدام بود. حاج رضوان مغز متفکر طرح بسیاری از عملیات مسلحانه در جنوب لبنان به ویژه عملیات به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیلی به منظور مبادله آن ها با اسیران لبنانی در زندان های فلسطین اشغالی بود. این عملیات دشمن را سرافکنده و دیوانه کرد. حاج عماد مغنیه با این عملیات همه برنامه ها و استعدادهای رژیم صهیونیستی را برای حمله نظامی گسترده به لبنان و تلاش برای نابودی حزب اللّه نقش بر آب کرد.
با وجودی که رژیم صهیونیستی در واکنش به اسارت دو نظامی خود در مرز فلسطین اشغالی به لبنان حمله کرد و جنگ 33 روزه ای را بر حزب اللّه تحمیل کرد، ولی حاج عماد مغنیه با آمادگی و استعدادهای نظامی کاری کرد که دشمن را به خاک ذلت و شکست کشاند.
تاکنون کسی نمی داند که خداوند متعال چگونه به حاج عماد مغنیه و شورای رهبری حزب اللّه الهام بخشید، تا برای اجرای عملیات اسارت گرفتن دو نظامی صهیونیست در جنوب لبنان این تصمیم سرنوشت ساز را اتخاذ نمایند. اصولاً عملیات اسارت دو نظامی صهیونیست که روز 11 ژوئیه سال 2006 به مورد اجرا گذاشته شد، برخلاف اصول متعارف رزمندگان مقاومت اسلامی بوده است. حزب اللّه بر اساس تفاهمنامه آوریل سال 1996 که در پی عملیات خوشه های خشم به طور غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی امضا کرد اجازه نداشت در منطقه عیتا الشعب به عملیات مسلحانه دست بزند.
من تأکید می کنم که خداوند متعال به حاج عماد مغنیه الهام داد تا به چنین عملیاتی مبادرت نماید، و از وقوع فاجعه ای بزرگ توسط رژیم صهیونیستی بر ضد حزب اللّه جلوگیری کرده باشد. به همین دلیل آقای سیدحسن نصراللّه گفته است که پیروزی در جنگ ژوئیه سال 2006 پیروزی الهی بود و این پیروزی از الطاف خداوند متعال بود.
حاج رضوان با این پیروزی همه توطئه ها و طرح ها و برنامه ها و تلاش های خائنانه دشمن صهیونیستی و آمریکا را به منظور شکست حزب اللّه و برپایی «خاورمیانه جدید» نقش بر آب کرد. رژیم صهیونیستی در صدد بود در سپتامبر سال 2006 به لبنان یورش برد و حزب اللّه را غافلگیر کند. اگر آماده سازی اسرائیل تکمیل می شد و جنگ در موعد پیش بینی شده اتفاق می افتاد، امکان داشت تعداد بسیاری از رهبران حزب اللّه و فرماندهان مقاومت اسلامی به شهادت برسند و یا به اسارت گرفته شوند. چرا که اسرائیل درصدد بود حزب اللّه را غافلگیر کند و جنگ بزرگی را بر حزب اللّه تحمیل کند.

حاج عماد مغنیه بر ضد اسرائیل و بر ضد منافع غرب در لبنان مبارزه می کرد و هرگز متعرض دولت های عربی نمی شد. چرا برخی دولت های عرب منطقه در ترور ایشان با موساد همکاری کردند؟


متأسفانه برخی رژیم های بزرگ عرب منطقه که مدعی دفاع از اعراب و مسلمانان هستند، در زمینه رفت و آمدها و تحرکات حاج عماد مغنیه اطلاعات فراوان جمع آوری کرده و آن را در اختیار دشمن صهیونیستی قرار دادند. به دشمن کمک کردند تا این مرد بزرگ و این فرمانده اسطوره ای را به شهادت برسانند. به این علت که این رژیم ها نسبت به حزب اللّه کینه داشتند، و این کینه توزی چشم و دل آن ها را کور کرده بود. علت دوم این است که این رژیم ها به حدی سست و ضعیف شده اند که زمام امور خود را به دست آمریکا سپرده اند. علت سوم این است که حاج عماد مغنیه با پایداری در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی هویت و ماهیت زشت این رژیم ها را رسوا کرده بود.
حاج عماد با جنگ های پی در پی و پیروزمند با رژیم صهیونیستی به افکار عمومی نشان داد که یک گروه کوچک و اندک و سازماندهی شده ولی با ایمان قوی و اراده خلل ناپذیر که خواهان عزت و کرامت انسانی می باشد قادر است دشمن تا دندان مسلح را شکست دهد. در حالی که این رژیم ها شصت سال است که از رویارویی با اسرئیل ناتوان هستند و هر چند مدت یک بار در جنگ با این رژیم شکست می خورند. نظام های پوسیده و حاکم در جهان عرب، پیروزی های درخشان حاج عماد مغنیه را گناه نابخشودنی می دانستند. مایل نبودند کسی مانند حاج رضوان بینی شان را به خاک ذلت بمالد و آن ها را رسوا کند.

پس از جنگ 33 روزه ملاحظه کردید که بیشتر احزاب سیاسی و طوایف لبنان به ویژه گروه14 مارس بر ضد حزب اللّه بسیج شده بودند؟ آیا جریانات هم در جمع آوری اطلاعات و کمک به موساد نقش داشتند؟


متأسفانه برخی شخصیت های سیاسی و سرشناس لبنانی از این مسئله خشمگین بودند که در طول چند دهه گذشته نتوانستند دستاوردهای مفیدی برای مردم کشورشان داشته باشند. بلکه با شعارهای توخالی و شعارهای دروغین ملی گرایی و انقلابی و دفاع از سوسیالیسم و آرمان کارگران و زحمتکشان، اهداف و آرمان های مردم را مورد معامله قرار می دادند، زمانی که حاج عماد مغنیه به صحنه آمد، شعارهای آنان را نیز رسوا کرد. به ویژه اینکه در سال های اخیر منافع چپگرایان و سوسیالیست های دروغین لبنان با منافع رژیم های عرب منطقه و منافع رژیم صهیونیستی و منافع برخی قدرت های جهان گره خورد. طرفداران هرج و مرج سازنده و یا به قول خودمان هواداران انقلاب مخملی و طرفداران یورش دمکراسی غربی به جهان عرب و دنیای اسلام گمان کردند که یورش این دمکراسی با شعارهای «هرج و مرج سازنده» می تواند جنبش های مقاومت و دولت های طرفدار مقاومت در منطقه همچون جمهوری اسلامی ایران و جمهوری سوریه و حزب اللّه و حماس و جهاد اسلامی را از بین ببرد.
متأسفانه شخصیت ها و جریانات مزبور لبنانی ضمن تلاش برای تضعیف مقاومت اسلامی لبنان با شیوه های خیانتکارانه و نامردانه، در جمع آوری اطلاعات و شناسایی حاج عماد مغنیه از طریق افراد جاسوس و سیستم های ارتباطی و ارائه آن به رژیم صهیونیستی نقش بسزایی در شهادت ایشان ایفا کردند.

مقام های سوریه اعلام کردند که از عاملان ترور حاج عماد مغنیه سرنخی پیدا کرده اند و به زودی هویت عاملان را فاش می کنند. علت اینکه تاکنون هویت قاتلان حاج عماد مغنیه را فاش نکرده اند چیست؟


نه فقط مقام های سوریه، بلکه حزب اللّه هم وعده داده بود که هویت عاملان ترور حاج عماد مغنیه را فاش کند. افکار عمومی جهان همچنان در انتظار آگاهی از هویت عاملان ترور این رزمنده شجاع هستند. علاقمندان مقاومت لبنان آرزو دارند بدانند چه جریاناتی در این جنایت دست داشته اند. ولی من گمان کنم که مصلحت و منافع عمومی مقاومت اسلامی و حزب اللّه با صلاحدید جمهوری اسلامی ایران و سوریه اقتضا کرده که اعلام جزئیات ترور حاج عماد مغنیه به آینده موکول شود. شاید طرف های یاد شده به جزئیات این اقدام تروریستی و عوامل و هویت شرکت کنندگان آن دسترسی پیدا کرده اند. ولی به منظور حفظ مصالح و منافع مسلمانان به ویژه منافع حزب اللّه تصمیم گرفته اند افشای هویت عاملان ترور را به تعویق بیندازند. زیرا در حال حاضر امکان دارد با افشای جزئیات این ترور، دشمن به نوعی شاد شود. و از طرفی امکان دارد نقاط ضعف برخی دولت های عرب آشکار گردد، و یا مقاومت را سرگرم درگیری ها و جنگ های حاشیه ای کند که به زیان مقاومت مردم منطقه تمام می شود. صهیونیست ها با همدستی برخی دولت های خائن منطقه در صدد بودند با این جنایت هولناک به فتنه شیعه و سنی دامن بزنند که حزب اللّه و همپیمانان او از کشیده شدن به این فتنه پرهیز می کنند.
در مجموع می توان گفت که رهبری و همپیمانان حزب اللّه با سیاست های خردمندانه شان تصمیم گرفته اند اعلام جزئیات ترور حاج رضوان را به آینده موکول نمایند، تا شبح ترس و نگرانی همواره خواب را از چشمان صهیونیست ها برباید. شکی نیست که انتقام خون عماد مغنیه در راه است و دامنگیر صهیونیست ها خواهد شد. حاج عماد مغنیه هزاران شهادت طلب به ارث گذاشته و روزی خواهد رسید که این افراد انتقام خون فرمانده و رهبرشان را از اسرائیلی ها خواهند گرفت. و آنگاه اسرار ترور این مرد سلحشور فاش می شود و نقاب از سیمای مزدوران لبنانی و عرب که در ترور این مرد فرزانه دست داشته اند برداشته می شود.

لینک کوتاه: http://dnws.ir/205345
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها