به روز شده در: ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۱:۲۸
دختر شهید «جمالی» در گفت‌وگو با دفاع پرس:
فاطمه جمالی گفت: پدرم خود را جامانده از قافله شهدا می‌دانست سر از پا نمی‌شناخت، به سوریه داوطلبانه و عاشقانه رفت تا به شهادت رسید.
کد خبر: ۲۶۴۵۰۹
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۵ - 13June 2018

فاطمه جمالی دختر شهید اولین مدافع حرم استان کرمان سردار «محمد جمالی» در گفت وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس اظهار داشت: پدرم بازنشسته سپاه بود، مسئولیتی در نیروهای نظامی نداشت ولی به خاطر عشق و علاقه ای که به شهادت داشت و خودرا جا مانده از قافله شهدای دفاع مقدس می دانست به سوریه رفت. رفتنی عاشقانه که سر از پا نمی شناخت و خوشحال بود که بار دیگر در باغ شهادت گشوده شده است.

وی با اشاره به مشارکت و همراهی مادر خود برای حضور پدر در سوریه افزود: همراهی مادرم برای حضور پدردر دوران جبهه و جنگ و بعداز جنگ در مناطقی که برای مقابله با اشرار  می رفتند و خانه زندگی خود را نیز به آن مناطق می بردند مثال زدنی است، هرگز به یاد ندارم مادرم حتی کوچکترین حرفی به پدرم زده باشند. سه سال در منطقه سیرجان ساکن شدیم 2 هفته یک بار پدرم به خانه می آمد، همه کودک و کم سن و سال بودیم، فامیل و دوست آشنایی هم در شهر نداشتیم، به مادرم خیلی سخت می گذشت ولی با پدرم همراهی می کرد و حتی خم به ابرو نمی آورد.

جمالی ادامه‌ داد: زمانی که پدرم به سوریه می خواست برود، در شرایطی که رفتن وی محرمانه بود و فقط ما (خانواده)  می دانستیم، مادرم  همراه و شریک همه صحنه های حضور پدرم بود، همسری با وفا و با ایمان که همراهی و مشارکت برای حفظ حریم اهل بیت (ع) انجام داد.

دختر شهید مدافع حرم یادآور شد: پدرم در زندگی بسیار مهربان، خوش اخلاق و قدردان زحمت های مادرم بود، با این که زمان های کوتاهی در خانه بود ولی در کارهای خانه به مادرم و حتی ما (2دختر) خود کمک می کرد من و خواهرم هر 2 متاهل هستیم وقتی به خانه پدری مان می آمدیم می خواستیم کمک مادر خود ظرف بشورییم  پدرم اجازه نمی داد، خودش  ظرف ها را می شست. علاقه به مشارکت و همکاری و همراهی از خصوصیات اخلاقی و همیشگی پدرم بود.

 

جا مانده از غافله شهدای دفاع مقدس سراز پا نمی شناخت/ داوطلبانه به سوریه رفت و به درباز شهادت رسید

 

وی با اشاره به نکته سنجی و دقت شهید بیان کرد: پدرم در روز تولد حسین از سوریه تماس گرفت، تولدش را به وی تبریک گفت. پدرم به فرزندان خود اهمیت می داد، درس زندگی و رفتار درست را بیش ازحرف زدن با عمل به ما یاد می داد.

دختر شهید مدافع حرم به مثالی که شهید برای فهمیدن مفهوم زندگی واقعی برای وی زده بود اشاره کرد و ادامه داد: پدرم می گفت: «فاطمه دنیا مثل قطار است فرض کن فقط چهار ساعت در کوبه قطار هستی برای این چهار ساعت کوپه را تزیین می کنی، دخترم دنیا این چنین است ما باید برویم، سعی کن، سرگرم دنیا و مسائل دنیایی آن نشوی و برای زندگی که باقی و جاویدان است کار انجام بدهی و براستی پدرم خود این گونه زندگی کرد. پدرم هیچ گاه اسیر مادیات و تعلقات دنیایی نشد؛ از نعمت های الهی بهره می برد و تلاش می کرد، ولی وابسته و دل بسته به دنیا نبود.

جمالی  با اشاره به خاطره ای که پدرش در مورد کاروان راهیان نور برای وی  نقل کرد ه بود بیان کرد: یکی از کارهایی که سال های بعد از جنگ انجام می داد حضور در کاروان های راهیان نور به عنوان راوی بود، دانشجویان علوم پزشکی  را به اردوی راهیان نور برده، برای آنها از خاطرات جبهه و منطقه عملیاتی تعریف کرده بود، بعد متوجه شده بود، بسیاری از دانشجویان به تاسی از رزمندگان در نیمه شب نمازشب خوان شدند، در بین دختران دانشجوی پزشکی کمتر حجاب چادر داشتند به همین خاطر در مورد توصیه رزمندگان و شهدا در وصیت نامه هایشان در مورد حفظ حجاب لابه لای مطالب اشاره کرده و همین عاملی برای آنها برای انتخاب حجاب برتر چادر شده بود.

وی ادامه داد: عاشق سخنان نهج البلاغه امیر المومنین (ع) بود،نه تنها آنها را می خواند، بلکه برای این که بتواند به این جملات قصار و ارزشمند بهتر  عمل کند در برگه هایی کوچک آنها را یادادشت کرده و همیشه  و در جیب خود می گذاشت و در هر جا مجلس و جلسه ای که کنار دوستان خود می نشست به جای هر حرف و کلام غیر ضروری به این سخنان زیبا  نهج البلاغه استناد کرده و از همه فضاها برای تبلیغ دین و ارزش ها استفاده می کرد و خود بیشترین بهره را برد.

جمالی گفت: یک تابلویی از سخنان حضرت علی (ع)  با خط زیبا در اتاق پذیرایی پدرم نصب کرده اند، «بگذارید و بگذرید، بنگرید دل مبندید، چشم بیندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت گذشت» تابلویی که پدرم به این جملات در زندگی خود عمل کردند. همین جمله نیز آذین بخش سنگ مزار  وی است. هر جا که مطلبی می خواست، بیان کند از نهج البلاغه امیرالمومنین (ع) استفاده می کرد.

دختر شهید مدافع حرم خاطرنشان کرد: برای ترویج و نشر ارزش های دفاع مقدس و سیره شهدا باید تلاش کنیم، تا با پرداختن به این ارزش ها جامعه اسلامی را از گزند آسیب های فرهنگی و اجتماعی مصون سازیم و به تقویت روحیه حماسه و جهاد و مقاومت بپردازیم، تقویت روحیه ای که جامعه دراین فضا می تواند رشد و تعالی پیدا کند.

پدرم یکی از یادگاران دوران هشت سال دفاع مقدس و از جمله فرمانده گردان‌ها و فرمانده محورهای لشکر خط‌ شکن ثارالله بود. وی اولین شهید مدافع حرم استان کرمان است و در عملیات مستشاری در سوریه 12 آبان سال 92 به شهادت رسید.

 انتهای پیام/191  
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار