به روز شده در: ۰۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۹
در دیدار جامعه قرآنی با خانواده شهید احمد امینی مطرح شد؛
برادر شهید امینی گفت:‌ هر زمان فرصت می‌کرد به مشهد مقدس می‌رفت. پیش از آخرین عملیاتش هم به حرم امام رضا (ع) رفت و شهادتش را از امام خواست.
کد خبر: ۲۹۰۴۱۳
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۸:۳۵ - 09May 2018

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، جمعی از اعضای جامعه قرآنی کشور به نیابت از فعالان، حافظان و قاریان قرآن کریم در سری دیدارهای خود با خانواده شهدای قرآنی این هفته به دیدار خانواده شهید احمد امینی رفتند.

عباس علی فرزند ارشد خانواده امینی در ابتدای این دیدار مروری بر وصیت نامه شهید کرد و اظهار داشت: احمد ششمین فرزند پسر خانواده بود اما به نسبت دیگر فرزندان خانواده، غمخوار پدر و مادرمان بود.

وی افزود: ما خانواده پر جمعیتی بودیم، احمد گاهی لگن را وسط حیاط میگذاشت و شروع به شستن رخت‌های چرک می‌کرد. رفتار و منش احمد باعث شد تا بیش از دیگر فرزندان در خانه عزیز باشد.

دریافت مدال شهادت با واسطه گری امام رضا (ع)

برادر شهید خاطرنشان کرد: زمانی که احمد به خانه می‌آمد، دست پدر و مادر را می بوسید. احترام گذاشتن به والدین، ولایت پذیری، ایمان و ... باعث شد تا احمد لایق شهادت شود.

وی با اشاره به قاب عکس قدیمی از همرزمان برادرش که بر روی دیوار نصب بود، گفت: این جمع با یکدیگر عهد می بندند که هر کدام شهید شدند، باقی در جنت رضوان منتظر بماند. چهار نفر از حاضران در این عکس به شهادت رسیدند.

دریافت مدال شهادت با واسطه گری امام رضا (ع)

علی اصغر امینی برادر دیگر این شهید بزرگوار در ادامه اظهار داشت: رفتار احمد منطبق با قرآن بود. منش وی به گونه ای بود که گویی یک عارف است که سال‌هاست مراحل سیر و سلوک را گذرانده است.

وی افزود: احمد لباس ساده می پوشید و اهل مادیات نبود. زمانی که بیانات امام راحل را گوش می‌داد، تمام توجه‌اش به امام (ره) بود.

برادر شهید خاطرنشان کرد: هر زمان فرصت می‌کرد به مشهد مقدس می‌رفت. پیش از آخرین عملیاتش هم به حرم امام رضا (ع) رفت و شهادتش را از امام خواست.

وی ادامه داد: پیش از شهادتش مادرم را راضی به شهادتش کرد. یک روز به مادرم گفت گمان کن که من ۵۰ سال عمر کردم ولی در آخر می‌میرم اما اگر شهید شوم  شما را در دنیا و آخرت سربلند می‌کنم.

دریافت مدال شهادت با واسطه گری امام رضا (ع)

امینی در خاطره ای از برادرش به روایت همرزمانش، گفت: همرزمش روایت کرد: روزی زیر آتش دشمن محاصره شده بودیم. دو نوجوان هم همراه ما بود. مجبور بودیم با دست زمین را بکنیم و در آن پنهان شویم. احمد وقتی نوجوانان را دید، پناهگاه خودش را به آنها سپرد‌.

علی سلطان محمدی دوست شهید احمد امینی روایت کرد: احمد همچون هم سن و سالانش وابستگی به چیزی نداشت. در آن زمان داشتن موتور جذابیت داشت اما احمد به این گونه وسایل علاقه ای نشان نمی داد.

وی افزود: علاقه ویژه ای به احمد داشتم و می‌خواستم از رفتن به جبهه منصرفش کنم، به همین خاطر از او خواستم به دوره های آموزشی برود، سپس عازم جبهه شود. گمان می کردم به خاطر سختی کار او منصرف می‌شود اما این اتفاق رخ نداد و در نهایت احمد به چیزی که لیاقتش را داشت، رسید.

گفتنی است شهید احمد امینی در سال 1342 به دنیا آمد و 20 بهار از عمرش نگذشته بود که در پنجوین به شهادت رسید.

انتهای پیام/۱۳۱

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار