نکبت جدید در روز نکبت

انتقال سفارت آمریکا به دست ترامپ در روز اشغال فلسطین، دهن‌کجی او به مسلمانان است تا هم نکبت ۱۹۴۸ را یادآوری کند و هم اینکه به فلسطینیان بگوید برای همیشه با صهیونیست‌ها همراه است.
کد خبر: ۲۹۱۰۱۶
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۵ - 14May 2018

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، هر سال روز 14 می صهیونیست ها، در سالروز تأسیس رژیم صهیونیستی اقدام به برگزاری جشنی می کنند که خود آن را «روز استقلال» می نامندند.

آنچه آنان استقلال می نامند با غصب یک سرزمین و ظلم به ملت آن و روی خون میلیونها شهید فلسطینی بنا شده است. به همین دلیل فلسطینیان این روز را یوم النکبة نامیده اند و به خاطر مصائبی که در این روز بر ملت مظلوم فلسطین تحمیل شد، این روز را به بیان جنایتهای صهیونیست ها برای جهانیان می پردازند.

سال 2018 این مصیبت و نکت بزرگ با یک خیانت و نکت جدید نیز همراه شده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا میخواهد در این روز، سفارت کشورش را از تل آویو- که مرکز حاکمیت صهیونیستها از سال 1948 بوده است- به قدس منتقل کند. اما سؤال اینجا است که چرا انتقال یک سفارتخانه میتواند نکبت جدیدی برای فلسطینیان باشد؟

جایگاه سفارتخانه در روابط بین الملل

در نظام سیاسی حاکم بر جهان، سفارتخانه هر کشور بخشی از خاک آن کشور در کشور میزبان است. یعنی کشوری که میزبان سفارتخانه دیگر کشورها است به کشورهای دیگر اجازه می دهد یک نمایندگی از کشورشان را در مرکز حاکمیت کشور میزبان به وجود آورند. این مرکز حاکمیت از یکسو برای تسهیل روابط بین کشور میزبان و کشورهای دیگر صورت می گیرد و در وهله دوم برای انجام امور مربوط به شهروندان کشور میهمان در کشور میزبان است.

قاعده نظام بین‌الملل بر این است که سفارت هر کشوری در مرکز حاکمیت یا همان پایتخت میزبان باید قرار داشته باشد. کشور میهمان میتواند در صورت نیاز در شهرهای دیگر میزبان، نمایندگی های درجه دویی ایجاد کند که کنسولگری نام دارند. اما سفارتخانه هر کشور باید در مرکز حاکمیت یا پایتخت میزبان قرار داشته باشد. تفاوت کنسولگری با سفارتخانه این است که در کنسولگری امور اداری انجام می شود و ممکن است برخی دیداری های سیاسی نیز انجام گیرد اما محل استقرار سفیر یک کشور نمی تواند کنسولگری باشد. سفیر، در سفارتخانه مستقر است و کلیه روابط سیاسی در آنجا جریان دارد.

جایگاه قدس در نظام بین الملل

براساس قطعنامه 242 سال 1967 سازمان ملل، قدس پایتخت فلسطین است. این قطعنامه قدس شرقی را به عنوان پایتخت فلسطین معرفی کرده است اما به هیچ وجه به صهیونیستها اجازه اینکه قدس غربی را پایتخت خود اعلام کند نمی‌دهد. در قطعنامه های و 252 (1968)، و 267 (1969)، و 298 (1971)، و 338 (1973)، و 446 (1979)، و 465 (1980)، و 476 (1980)، و 478 (1980)، و 2334 (2016) نیز این مسئله تأکید شده است. لذا باید گفت قدس در نظام بین الملل از سوی تمامی سازمان ملل به عنوان پایتخت فلسطین به رسمیت شناخته شده است و یک سرزمین اشغال شده محسوب می شود.

دهن کجی ترامپ به نظام بین الملل

ترامپ با اقدامی که علیه قدس انجام داد رسما قوانین بین المللی و قطعنامه های سازمان ملل را نقض کرد. یعنی تمام قطعنامه هایی که در فوق به آنها اشاره شد را نادیده گرفت و اعلام کرد قدس را به عنوان مرکز حاکمیت رژیم صهیونیستی به رسمیت می شناسد. این اقدام را ترامپ در حالی انجام داد که هیچ یک از رؤسای جمهور سلفش جرأت انجام آن را نداشتند.

این پایان کار ترامپ نبود. وقتی ترامپ در نوامبر 2017 علنا قوانین بین المللی را نقض کرد، مصر پیش نویس قطعنامه ای را به شورای امنیت ارائه کرد که براساس آن شورای امنیت، دستور ترامپ در این زمینه را غیر قانونی اعلام می کرد. با وجود آنکه 14 کشور از 15 کشور عضو شورای امنیت با این قطعنامه موافق بودند، آمریکا این قطعنامه را وتو کرد و اجازه تصویب آن را نداد.

پس از این اقدام ترامپ کشورهای اسلامی اقدام به تهیه پیش نویس قطعنامه ای علیه اقدام ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل کردند. این پیش نویس 21 دسامبر 2017 با رأی موافق 128 عضو دائم سازمان ملل با عنوان قطعنامه «A/ES-10/L.22» به تصویب رسید.

مفهوم انتقال سفارت

همانگونه که در فوق اشاره شد، سفارت هر کشوری در کشور دیگر در مرکز حاکمیت کشور میزبان قرار دارد. لذا وقتی ترامپ اعلام می کند سفارت خود را به قدس منتقل می کند معنای آن این است که آمریکا، قدس را به عنوان مرکز حاکمیت رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخته است.

ترامپ و دیوار براق

ترامپ پیش از انتقال سفارت هم دست به اقدامی در این راستا زده بود وآن هم هنگامی بود که او به عنوان رئیس جمهور آمریکا برای نخستین بار در تاریخ آمریکا به دیدار دیوار براق رفت.

دیوار براق به بخش جنوب غربی دیوار مجموعه مسجدالاقصی گفته می شود که یهودیان آن را تنها باقیمانده معبد دوم سلیمان می دانند به آن دیوار ندبه می گویند و مسلمانان آن را دیوار براق می نامند. نکته مهم از این قرار است که با وجود کاوش تاریخی فراوانی که طی 70 سال اشغال فلسطین در قدس و مسجدالاقصی صورت گرفته، حتی یک اثر که تأیید کننده دیدگاه یهودیان باشد به دست نیامده است. در مقابل آثار فراوانی از دورههای مختلف اسلامی در آنجا وجود دارد که صهیونیستها در حال از بین بردن آنها هستند.

هیچ رئیس جمهور آمریکا در دوره ریاست جمهوری اش به دیدار دیوار براق نرفت. معنی این امر این بود که رؤسای جمهور آمریکا هیچ کدام بر نگاه یهودیان در خصوص دیوار براق صحه نگذاشتهاند و آن را به رسمیت نشناختهاند. اما دونالد ترامپ با حضور در کنار دیوار ندبه این پیام را منتقل کرد که تفسیر یهودی از دیوار براق را به رسمیت می شناسد.

جمع بندی

با وجود نکات فوق باید گفت ترامپ با حضور در کنار دیوار براق در تابستان 2017 و امضای قانون انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس در پاییز همین سال نشان داد مطلقا با صهیونیستها همراه است و شأنی برای فلسطین و فلسطینیان قائل نیست. انتقال سفارت نکبت جدیدی است که او در روز نکبت برای فلسطینیان به وجود می‌آورد. چرا که با بلعیدن قدس دیگر فلسطین معنایی نخواهد داشت. فلسطین مساوی با قدس است و آنها می خواهند با بلعیدن قدس صورت و اصل مسئله را پاک کنند.

انتقال سفارت آمریکا آغاز طرح جدیدی است که آمریکایی ها با عنوان «معامله قرن» به سردمداری ترامپ می خواهند در منطقه آغاز کنند و در این طرح فلسطین دیگر وجود خارجی نخواهد داشت و این صهیونیستها هستند که تمام فلسطین و میراثش را می خواهند ببلعند.

اما آنها دچار اشتباه استراتژیک و محاسباتی شده اند چرا که مقاومت را نادیده گرفته اند مقاومتی که از دهه 80 قرن 20 میلادی تمام طرح های آنها را خنثی و مجبور به عقب نشینی شان کرده است.

منبع: تسنیم

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار