به روز شده در: ۲۳ آبان ۱۳۹۷ - ۰۰:۴۵
برادر شهید رجبی در گفت‌وگو با دفاع پرس روایت کرد؛
ولی رجبی گفت: برادرم مواقعی با غم و اندوه از تخریب حرم حضرت سکینه (س) به دست تکفیری‌ها می‌گفت و اینکه نتوانسته است در آن زمان برای دفاع حاضر شود.
کد خبر: ۲۹۷۵۷۳
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۷ - 30June 2018

اندوه شهید بی‌سر از جای خالی‌اش برای دفاع از حرم حضرت سکینه (س)به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، چهارشنبه ششم تیرماه پیکر پاک شهید دیگری از دیار شام به تهران آمد؛ شهید مدافع حرم «موسی رجبی» که در آخرین روزهای خردادماه به شهادت رسید.

وی یکی از مستشاران نظامی ایران و از نیروهای پشتیبانی بود که پس از چندین بار اعزام به سوریه در جریان خنثی سازی تله های انفجاری دشمن شهید شد.

او که اصالتا اهل شهرستان مرند و ساکن شهریار بود دارای دو فرزند پسر به نام های امیرعلی هفت ساله و محمد عرفان 12 ساله است.

ولی رجبی برادر شهید موسی رجبی که خود از مدافعان حرم اهل بیت (ع) در سوریه است در توصیف حال و هوای برادر برای رفتن به سوریه گفت: وقتی می رفت حال و هوای زیارت داشت و تنها از زیارتش در سوریه برای ما تعریف می کرد و می گفت خوشحال هستم برای دفاع از حرم اهل بیت (ع) توانستم خدمتی کنم. اوایل خانواده ناراضی بودند ولی بعدا به اصرار خود شهید راضی به رفتنش شدند.

برادر شهید رجبی به شخصیت و خلق و خوی برادر اشاره کرد و افزود: اولویتش همواره آرامش و آسایش دیگران بود. هنوز یک سال از فوت پدرم نگذشته بود که برادرم به شهادت رسید. موسی علاوه بر برادر، رفیق و پشت و پناه ما نیز بود.

وی گفت: با توجه به ارادت خاصی که موسی به ائمه اطهار (ع) داشت برای دفاع از حریم اهل بیت (ع) به سوریه رفت. اولین بار سال 89 و در سال 95 مجدداً راهی سوریه شد.

برادر شهید رجبی بیان کرد: موسی صبح روز شهادتش به همرزمانش گفته بود که من امروز شهید می شوم و به این موضوع یقین داشت. همکارانش می گفتند روز شهادت خیلی فرق کرده بود. شاید خوانندگان بگویند اغراق می کنم، ولی این گفته همرزمانش است. قبل از اینکه اعزام شود و زمانی که در ایران بود فرزندانش را در مدرسه شاهد ثبت نام کرد و گویی به وی الهام شده بود که به شهادت خواهد رسید.

برادر شهید رجبی به آخرین دیدار خود با موسی اشاره کرد و گفت: معمولا مرخصی هایمان طوری بود که چند روز بیشتر همدیگر را نمی دیدیم، عید فرصتی شد تا 10 روز کنار هم باشیم. جایی که کار می کرد بسیار خطرناک بود. اصلا حرفی از خطرها نمی زد. فقط از عشق خود به دفاع از حریم اهل بیت (ع) و حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) می گفت. مواقعی با غم و اندوه از حرم حضرت سکینه (س) می گفت که زمان تخریب حرم ایشان به دست تکفیری ها در منطقه حاضر نبود.

وی در پایان گفت: زمانی که تصویر پیکر وی را دیدم، مشاهده کردم که سر در بدن نداشت. در وصیت شفاهی اش تنها سفارش کرده بود که برادرها هوای مادر را داشته باشند.

انتهای پیام/ 141

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها