به روز شده در: ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۳
سرهنگ مرادزاده:
رئیس کلانتری 211 قلعه نو از بازداشت مردی خبر داد که با استفاده از شیوه بیهوشی، خودروی مسافرکش را ربوده بود.
کد خبر: ۲۹۹۳۹۸
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۲ - 13July 2018

دستگیری سارقی که خودرو را برای مسافرکشی سرقت کرده بودبه گزارش گروه اجتماعی دفاع پرس، سرهنگ «علی مرادزاده» رئیس کلانتری 211 قلعه نو در تشریح این خبر اظهار داشت: روز سه‌شنبه هفته جاری بود که در تماس با مرکز پیام این کلانتری، ماموران از دیده شدن خودرویی سرقتی، توسط فرزند مالک ماشین باخبر شدند.

این مقام انتظامی افزود: سریعا پس از اطلاع از این موضوع با این پسر جوان که خود راننده بود و در جاده در حال رانندگی بود تماس گرفته شد که این آقا گفت: خودروی پدر من سرقت شده است. در جاده ورامین به سمت تهران در حال رانندگی بودم که خودروی او را که یک نشان و مشخصه دقیقی داشت مشاهده کردم، اما راننده فرد سارق بود. از شما تقاضا دارم که برای بازداشت متهم کاری کنید.

وی گفت: با این توضیح ماموران کلانتری خیلی سریع وارد عمل شده و شماره پلاک خودروی سرقتی را به واحد ایست بازرسی مستقر در مسیر این خودرو اعلام کردند. بعد از رسیدن این خودرو به ایست بازرسی کلانتری 211  قلعه نو، با سرعت عمل نیرو‌های کلانتری متهم بازداشت شد در حالی‌که یک مسافر نیز با خود به همراه داشت.

وی ادامه داد: مرد سارق در توضیح عمل خود به ماموران کلانتری توضیح می‌دهد که چند روز پیش از قرچک سوار ماشین مسافرکشی شدم و مقصدم ورامین بود. پس از اینکه به ورامین رسیدم به مسافرکش گفتم کار دیگری هم در نازی آباد دارم و به این منوال به نازی آباد رفتیم. در میان راه از بدبختی‌های خود و روزگار سختم گفتم که او نیز با من دردودل کرد و وقتی به پارک خزانه رسیدیم در آنجا توقف کرد تا با هم حدود 10 دقیقه‌ای استراحت کنیم.

متهم ادامه داد: در پارک، چون دیدم هوا گرم است به او گفتم یک آبمیوه برایت بیاورم و رفتم دو عدد شربت خریدم. وقتی شربت را خریدم در آن چند قرص خواب آور ریختم و او بعد از اینکه شربت را خورد بیهوش شد. من نیز ماشین را برای مسافرکشی به سرقت بردم.

سرهنگ مرادزاده در پایان اضافه کرد: در ادامه فرزند متهم در زمینه به هوش آمدن پدرش گفت: حدود 24 ساعت پدرم در پارک به خواب رفته بود و اتفاق بدی برایش نیفتاده است؛ اما معلوم نبود اگر سارق در شربت پدرم بیش از حد قرص می‌ریخت چه اتفاقی برای پدرم می‌افتاد.

با هماهنگی قضایی، پرونده در اختیار پایگاه هفتم آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

انتهای پیام/ 241

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها