به روز شده در: ۰۱ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۸
یکی از شهدای گمنام در دست‌نوشته خود آورده است: «درود بر شرف و غیرت دلاورمردانی که در راه حفظ بیرق اسلام و خاک وطن، تا آخرین نفس ایستادند و سراپا زخمی به خاک افتادند.»
کد خبر: ۳۰۸۱۰۰
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۶:۰۰ - 10September 2018

دست‌نوشته شهید گمنام/ رزمندگان اسلام در راه حفظ بیرق اسلام و خاک وطن، تا آخرین نفس ایستاده‌اندبه گزارش خبرنگار ساجد، متن دست‌نوشته یک شهید گمنام را که در تاریخ ششم تیر ۱۳۶۶ نوشته شده است، در ادامه می‌خوانید:

«به نام خدا

من به پایگاه عملیاتی (سوته) منتقل شده‌ام. پایگاه سوته در ابتدای محور سنته - بسطام قرار دارد. این پایگاه، یکی از مهمترین و مجهزترین پایگاه‌های محور است که بهترین و زبده‌ترین نیرو‌های محور را در خود جای داده است.

از برادران، راجع به اتفاقات و درگیری‌های پایگاه سوال کردم. چند روز پیش دونفر از برادران خبّاز (نانوا)، زنده، زنده در آتش سوخته بودند. برادری می‌گفت:

شب حدود ساعت ۱۱ بود که دیدم سنگر نانوایی آتش گرفته است. ورودی سنگر بسیار کوچک بود و آنجا را هم شعله‌های آتش پوشانده بود. پس از تلاش فراوان توانستیم آتش را خاموش کنیم و به درون سنگر رفته، پیکر‌های سوخته برادران را بیرون بکشیم.

در آن شب برفی بسیار سرد، از گردان تقاضای آمبولانس کردیم و با پیکر‌های نیمه سوخته، بطرف سقّز براه افتادیم. هرچند، هرلحظه ممکن بود کمین بخوریم، ولی با توکل به خداوند پیش رفتیم و برادران را به بیمارستان رساندیم. تلاش ما اثری نبخشید و آن‌ها زنده زنده در آتش سوختند و خدا را ملاقات کردند.

یکی دیگر از حوادث مهم، حادثه سقوط پایگاه بود. پایگاه (دگاگا). این پایگاه به دوبخش تقسیم می‌شود: پایگاه دگاگا بالا و پایگاه دگاگا پایین. این پایگاه بر فراز کوهی قرار گرفته است که از پایگاه سوته بخوبی دیده می‌شود.

برادری تعریف می‌کرد:

پایگاه دگاگا بالا، به علت خیانت فرمانده خود فروخته آن، توسط نیرو‌های ضدانقلاب، به سقوط کشیده شد. نیرو‌های ضدانقلاب اکثر نیرو‌های این پایگاه را سر بریده بودند و پس از آن به پایگاه دگاگا پایین، حمله کرده بودند. آن شب در این پایگاه فقط ۷ نفر نیرو حضور داشتند.

این ۷ نفر نیروی فداکار تا صبح در مقابل ده‌ها نفر از ضدانقلابیون، با سرسختی تمام، مقاومت کرده بودند و با دلاوری تمام، پایگاه را حفظ کرده بودند. درود بر شرف و غیرت دلاورمردانی که در راه حفظ بیرق اسلام و خاک وطن، تا آخرین نفس ایستادند و سراپا زخمی به خاک افتادند...

و من اکنون با چشمانی اشک آلود، در پناه نور فانوس مشغول نوشتن این سطورم. خدایا، ما به امید تو دل به دریا زدیم. تو آنی که ما را درمی‌یابی و فریادرس مایی. خدایا، آنکس که تو را دارد چه کم دارد و چه غم؟ و آنکس که از تو به غفلت ببرد، باشد که لطف بی‌کرانت او را در پناه خویش گیرد. از بنده چه آید؟ تقصیر. از خدا چه شاید؟ بخشش.

یا ستارالعیوب، یاغفّار، یا حنّان، یا منان و یا منان و یا ذوالجلال و الاکرام.»

انتهای پیام/ 900

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار