گفتاری تحليلی از سردار شهيد شوشتری؛

فرهنگ اسلامی مهمترين تهديد عليه نظام سلطه است

سردار شهید «نورعلی شوشتری» در بخشی از گفتار تحلیلی خود به این مطلب اشاره دارد که چيزی كه آمريكايی‌ها از آن وحشت دارند، آن فرهنگی است كه امام خمینی در دل شما به ‌وجود آورده كه آن شهادت، فرهنگ ‌ايثار و فداكاری است. آن فرهنگی كه منافع شخصی خودش را در نظر نمی‌گيرد و منافع ملی و انقلاب را در نظر می‌گيرد.
کد خبر: ۳۱۳۸۶۱
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۰۱:۳۹ - 19October 2018

فرهنگ اسلامی مهمترين تهديد عليه نظام سلطه استبه گزارش خبرنگار دفاع پرس از مشهد، به مناسبت فرارسیدن نهمین سالگرد شهادت سردار سرلشکر پاسدار «نورعلی شوشتری» به بخشی از سخنرانی این سردار سپاه اسلام که در جمع رزمندگان خراسانی به مناسبت معرفی جانشين فرمانده لشكر 5 نصر در تاريخ 19 خرداد 1384 در پادگان سردار شهيد «برونسی» ايراد شده؛ اشاره خواهیم داشت.

اين سخنرانی كه با اندكی ويرايش عيناً از نوار سخنرانی آن سردار شهيد گرفته شده ‌است، تحليلی از تهديدات جديد عليه جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد كه با وجود گذشت چند سال از تاريخ ايراد اين سخنرانی، افق تازه‌ای از دور انديشی و بصيرت آن سردار شهيد پيش رويمان می‌گشايد.

«ما با پيروزی انقلاب اسلامی، تنها فرهنگ و استراتژی مقابل استكبار جهانی شديم. فرهنگی كه امام (ره) زنده كرد، اسلامی كه امام خمینی معرفی كرد، تهديدی است برای آمريكا و استكبار و جنايتكاران.

آمريكايی‌ها در مقابل تلاش می‌كنند كه‌ اين تهديد از سر راهشان برداشته شود.‌ اين تهديد نه در سياست‌ها و استراتژی و فرهنگ طالبان بود و نه در سياست‌ها و استراتژی و فرهنگ صدام. همه دنيا می‌دانند كه آمريكايی‌ها از چهار تا موشكی كه صدام داشت، نمی‌ترسيدند چون در موشک كمبود ندارند. تنها چيزی كه آمريكايی‌ها نگران آن هستند تفكر و خيزش و بيداری اسلامی است كه در دنيا با استكبار در تضاد است.

شما اگر نگاه كنيد می‌بينيد كه در هيچ كجای دنيا مخالفت عميق (شايد در برخی جاها به خاطر منافع مادی تضادهايی وجود داشته باشد. مثل شرق گذشته كه شوروی به خاطر منافع خود با آمريكا تضاد داشت كه‌ اين تضادها با يک مقدار لابیگری حل می‌شود) و تضاد خطرناک با استكبار را جز در تفكر اسلامی ‌نمی‌بينيد. هيچ تفكری امروز در روی كره زمين، جز تفكر اسلام در مقابل غربی‌ها وجود ندارد كه با آن‌ها به مبارزه برخيزد. پرچمدار ‌اين تفكر هم ‌ايران اسلامی ‌و انقلاب اسلامی و فرهنگ امام خمینی و ولايت است.اين جز در ‌ايران اسلامی ‌در هيچ كجای ديگر نيست.

درست است كه ‌ايران از لحاظ جغرافيايی هم دارای ارزش است، جغرافيای ما و تمدن ‌ما در دنيا هميشه اثرگذار بوده و منابع زيرزمينی‌مان هم مورد طمع دشمنان هست و به آن بی‌توجه نيستند، ولی آن چيزی كه آن‌ها را به خطر می‌اندازد تنها ‌اين‌ها نيست. همه‌ اين منابع قبلاً هم بود، يک حاكم خودفروخته‌ای هم مثل شاه بود كه در خدمت استكبار بود. آن چيزی كه از ‌ايران امروز، ‌ايران قدرتمند و‌ مبارزه ساخته، فرهنگ نوين و عميق اسلامی و بيداری اسلامی است كه از ‌ايران، به قول آن‌ها ‌ايران خطرناک ساخته است و گرنه در همين ‌ايران، شاه ديگری بر سر كار باشد، خب، كسی از ‌ايران نمی‌ترسد، نه‌ تنها نمی‌ترسند بلكه از آن بهره بيشتری هم می‌برند، خدمت بيشتری می‌گيرند، ژاندارمش می‌كنند كه در منطقه منافع خودشان را تأمين كنند.

چيزی كه آمريكايی‌ها از آن وحشت دارند، آن فرهنگی است كه امام خمینی در دل شما به ‌وجود آورده است كه آن شهادت، فرهنگ ‌ايثار و فداكاری است. آن فرهنگی كه منافع شخصی خودش را در نظر نمی‌گيرد و منافع ملی و انقلاب را در نظر می‌گيرد. فرهنگی كه برای خدا و دين خدا از جان و مال خود می‌گذرد.

اين فرهنگ در ‌ايران اسلامی ‌بعد از انقلاب توسط امام خمینی زنده شده است، ‌اين فرهنگ تهديد است براي آن‌ها و نه چيز ديگری. امروز انرژی هسته‌ای ما را بهانه می‌كنند، آمريكايی‌ها می‌دانند اگر بنا به جنگ هسته‌ای باشد، خودشان كه ده‌ها هزار موشک دارند. پس چه ترسی از ما دارند؟!

ولی رويارويی هسته‌ای صرفاً نمی‌تواند تمام‌كننده باشد، بلكه آن نهال و شجره طيبه‌ای كه امام خمینی در انقلاب و‌ ايران اسلامی كاشت، يعنی اسلام انقلابی ای كه هر يک از شما موشک و بمب ‌اتمی ‌هستيد بر سر دشمن كه استكبار را به ترس ‌انداخته است.

تفكر شما امروز خطرناک است برای آن‌ها، نه زور بازويتان. وقتی كه پشت تفكر شما زور بازو هم قرار می‌گيرد، می‌شويد يک انسان توانمند به تمام معنا و گرنه اگر تنها زور بازو باشد، تنها پول باشد، تنها نفت باشد، تنها موشک و تكنولوژی باشد كه الان هم می‌گوييم ما 100 سال يا 200 سال از اروپا و آمريكا عقب‌تر هستيم، ‌اين‌ها نيست. خطر برای آن‌ها، بيداری اسلامی است،‌ اين خطر در كجاست؟ و پرچمدارش كيست؟

ايران و انقلاب، اسلامی است. حكومت ولايت‌فقيه است كه پرچم اسلام را به دست گرفته و فرياد می‌زند عليه استكبار و‌ اين فرياد، نقطه اميدی شده براي امت‌های مظلوم در سرتاسر دنيا. اگر می‌گوييم حضور آمريكا در عراق و افغانستان به خاطر خود عراق و افغانستان نيست، به ‌اين دليل است. لذا امروز حساسيتی كه داريم به مراتب بيشتر و بدتر از موقع جنگ است. ما در زمان جنگ با يك تهديد هم‌طراز روبه‌رو بوديم، حالا هر چند همه دنيا به صدام كمك می‌كردند ولی صدام بی‌عرضه نمی‌توانست از امكانات دنيا آنچنان استفاده كند كه در جهت محو نظام گام بردارد.

نهايت ارتش بعثی 10 كيلومتر پيشروی می‌كرد به خاک ما و باز ما 10 كيلومتر پيشروی می‌كرديم، روزهای اول يک ادعايی كردند كه «می‌خواهند انقلاب را از سر راهشان بردارند» ولی ديدند كه ‌اين طعمه، طعمه‌ای نيست كه به‌ راحتی بتوانند بخورند و بعد جنگ يک جنگ فرسايشی شده بود، يا 10 كيلومتر ‌اين طرف مرز يا 10 كيلومتر آن ‌طرف مرز؛ يا می‌آمد به دروازه‌های خوزستان يا می‌رفت به دروازه‌های بصره.

آن ‌وقت عمق تهديد همين‌ بود، حالا دو تا موشک هم از صدام به تهران و اصفهان يا شهرهای ديگر می‌آمد ولی امروز تهديد بيشتر از ‌اين حرف‌هاست، تهديد فرامنطقه‌ای شده؛ لذا امروز به مراتب نظام ما كه ‌اين شعار و استراتژی و افتخار را دارد كه به ارزش‌ها و كرامت‌ انسانی و دين خدا لبيک گفته،‌ با تهديد بيشتری روبه‌روست و روزهای بسيار حساسي را در مقابل خود دارد.»

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار