به روز شده در: ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۱۵
یادداشت/ فاطمه جوینی
در سال 97 جز یک نفر کسی از مسئولین ما را باور نکرد اصلا ما را آدم حساب نکرد فقط رهبری بود که ما را باور داشت، باور کرد و فرمود گام اول را پدران شما برداشتند و اکنون نوبت شما جوانان است که با درک رشادت های پدرانتان در گذشته برنامه ریزی کنید و آینده انقلابتان را رقم بزنید.
کد خبر: ۳۴۷۲۰۷
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۰:۲۰ - 21May 2019

دهه 70 نسل سوخته نیست نسل تکامل است، باورکنیدبه گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از خراسان شمالی، سلام من یک دهه هفتادی هستم یک دهه هفتادی که ادعا دارم با عنایت خداوند موفقیت های زیادی به دست آورده ام و به همه می گویم با توکل به خداوند یک دختر دهه 70 موفق هستم، من عاشق نوشتنم و امروز می خواهم چند پارگرافی راجب نسل خودم بنویسم اما قبلش یه سوال؟؟

تا حالا درمورد سوم خرداد 61 چیزی شنیده یا خوانده اید؟

در این روز خرمشهر بعد از 34 روز مقاومت و شجاعت، مردان و زنان شیردل ایران اسلامی با عنایت خداوند و راهنمایی های رهبر کبیر انقلاب اسلامی از دست مزدوران عراقی آزاد شد؛ مقاومت و شجاعت مردان و زنان ایرانی فقط مربوطه به دهه 60 یا 70 نمی شود حتی مختص یک نسل هم نمی شود، مرز و بوم هم نمی شناسد.

داشتم با خودم فکر می کردم چطور بیشتر توضیح دهم گفتم بهتر است با سوال دیگری شروع کنم، شما عزیزان اطمینان دارم حتما نام داعش را شنیده اید این طورنیست؟؟

داعش یک دشمن جهانی بود که کشورهای سوریه، لیبی و بخش هایی از افغانستان را تحت اشغال خود قرار داده بود و مانند مغولان وحشی و خونخوار فقط تخریب می کرد و خون می ریخت به اسم اسلام، از آزادی و آسایش و امنیت مردم به شدت رنج می برد در آن زمان که خیلی از کشور ها از ترس و منفعت طلبی در برابر این جنایت ها سکوت کرده بودند.

جوانان کشور عزیزمان همان دهه های 60 و 70 که خیلی ها برای آنان ارزش قائل نبودند و نسل سوخته خطابشان می کردند این جوانان شهید شدند، شهیدانی که رفتند تا راه راست و حقیقت بار دیگر بزرگ شود تا ما راه مستقیم را پیدا کنیم، پیدا کنیم که چه کسی هستیم و چه قدرتی داریم، پیدا کنیم که هنوز هم می توانیم خود را به خود و جهانیان اثبات کنیم و شهید حججی نمونه کوچکی از شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) می باشد که مرزها را در هم شکست؛ علاوه بر اثبات خود به جهانیان فاصله بین نسل ها را نیز از بین برد و بسیاری از افراد را با آرمان های انقلاب آشناکرد تا عمیق تر باورش کنند.

اما در سال 97 جز یک نفر کسی از مسئولین ما را باور نکرد اصلا ما را آدم حساب نکرد فقط رهبری بود که ما را باور داشت، باور کرد و فرمود گام اول را پدران شما برداشتند و اکنون نوبت شما جوانان است که با درک  رشادت های پدرانتان در گذشته برنامه ریزی کنید و آینده انقلابتان را رقم بزنید. من این کار را کردم، به کمک یک  گروه هفت نفره  که تشکیل دادیم تا مشکل اشتغال گروهی از افراد جامعه که شرایط خاصی هم داشتند حل کنیم زیرا فکر می کردیم با سخنان رهبری دیگر میدان را به ما جوانان می دهند و به ما اعتماد می کنند.

ما این کار را با طرحی که در جشنواره مشهد مقام 33 آورده بود به بیشتر سازمان ها و ادارات خراسان شمالی رفتیم تا دستمان را بگیرند و حمایتمان کنند اما متاسفانه گفتند شما سرمایه ملت هستید درست ابتکار دارید درست فکر دارید درست امامبلغ 100 میلیون تومان هم اعتبار می خواهید 100میلیون تومان هفت دختر دهه 60 و 70 از کجا بیاورند؟!

کاش مسئولی که این صحبت ها را کرد چشم های اشک آلود ما را می دید صدای بغض آلود ما را می شنید چرا وقتی رهبر می گویندبه جوانان اعتماد کنید اعتماد نمی کنند و حمایت هم نمی کنند چرا پنهانی و برخلاف صحبتهای رهبری سند 2030 را امضا می کنند و در مهدها، مدارس و دانشگاه ها اجرایی می کنند؟

چرا فکر می کنند ما جوانان نمی توانیم فرزندان خود را درست و اصولی تربیت کنیم؟

چرا از کشورهای غربی و شرقی ناهنجارها و هنجارشکنی ها رامی آموزند و در کشور ما اجرا می کنند؟

ما داریم به کدام سمت و سو حرکت می کنیم و قرار است به کدام ناکجا آباد برویم؟

ما را چه شده که در برابر اراجیف عده ای سلیبریتی که باعث شایعه پراکنی و شهادت مظلومانه طلبه ای در همندان شدند سکوت می کنیم؟

آیا یقین نداریم که سرای آخرتی هم وجود دارد که باید در برابر پرودگار خود پاسخگوی اعمال خود باشیم، پاسخگو
باشیم که چه کرده ایم که دختری از سززمینم ایران از حجاب مادرهایشان چادر متنفر شده و به دختر چادری در دانشگاه بی احترامی می کند.

کاش آن دختر می دانست که فقط چادر هم کلاسیش را لگدمال نکرده بلکه بخشی از فرهنگ و تمدن اسلامی که عده ای جوان و نوجوان برای حفظ و حراست از آن جان خود را فدا کرده اند را لگد مال کرده است.

باعث تاسف من است که می بینم رسانه های داخلی ما آنقدر ضعیف و متناقص عمل کرده اند که تبلیغات و انتشار باورهای غلط کشورهای شرقی و غربی روی بعضی از جوانان ما به این شدت اثر گذاشته است.

باعث تاسف است که عید امثال برخی از مسئولین ما از استان خود خارج می شوند و مدیریت بحران را رها کرده تا همان جوانان و نوجوانانی که با برچسب نسل سوخته فرصت فعالیت را از آنان می گرفتند سیل را مدیریت کردن و آثار آن را کاهش دادند.

باعث تاسف است کاش می شد نزد رهبرم بروم و بگویم که صحبت های شما فقط درحد صحبت باقی مانده است اما نمی شود و من فقط می توانم با تاسف بنویسم: شاید این نوشته ها عده ای را هر چند اندک به تفکر و عمل شایسته تشویق کند.

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار