به روز شده در: ۰۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۵:۱۵
یادداشت/ رسول حسنی
با گذشت 40 سال از انقلاب اسلامی و با وجود اینکه حضرت امام خمینی (ره) حدود سینمای انقلابی و اسلامی را مشخص کرده‌اند، اما این سینما با آرمان‌های امام راحل فاصله زیادی دارد که باید دلایل آن بررسی شود.
کد خبر: ۳۵۱۱۷۶
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۹۸ - ۰۲:۲۵ - 23June 2019

لگروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس ـ رسول حسنی؛ امام خمینی (ره) در اولین سخنرانی خود در 12 بهمن سال 1357 و در جوار گلزار شهدای انقلاب اسلامی به نکات ارزشمندی اشاره داشتند. بخش مهم این سخنرانی رویکردی فرهنگی داشت تا آنکه موضعی سیاسی.

با گذشت 40 سال از ایراد این سخنرانی تازگی و به روز بودن آن همچنان احساس می‌شود. این امر از جهاتی تاسف‌بار است چرا که هنوز به اولین مطالبات رهبری که انقلاب را به پیروزی رسانده است جامه عمل پوشانده نشده است. چرا سینمای ایران به جایی رسیده که برخی از آثار آن حتی از مبتذل‌ترین آثار سینمایی قبل از انقلاب مبتذل‌تر است؟ چگونه نتوانستیم یک استراتژی مشخص برای تحقق و تبلور آرمان‌های انقلاب اسلامی مشخص کنیم؟  

بعد از انقلاب اسلامی، سینما دچار نوعی بی‌هویتی شد و سینماگران نمی‌دانستند باید چه کنند و با چه زبانی آثار خود را تولید کنند. هر چند امام راحل از همان ابتدا مشخص کردند و با همان عبارات کوتاه اما جامع به سینما هویت بخشیدند اما همچنان فیلمسازان در رخوتی معنادار فرو رفتند. این روند تا امروز به نحوی مساله‌دار ادامه دارد. شاید آن رخوت سال‌های ابتدای انقلاب وجود ندارد و حجم تولیدات افزایش یافته است اما باید به این سوال پاسخ داد که این حجم از تولید، چقدر با مواضع انقلاب همسو است.

اگر سینمای قبل از انقلاب، به غیر از مواردی معدود، سینمایی سترون و خنثی بود، سینمای بعد از انقلاب با آنکه آثار ارزشمندی را به یادگار گذاشته اما به غایتی که باید نرسیده است. اگر بگوییم، معدود سینماگرانی چون «ابراهیم حاتمی‌کیا»، «سیف‌الله داد»، «رسول ملا‌قلی‌پور» و ... نبودند سینمای ایران برای اثبات انقلابی بودنش چه حرفی داشت؟ این مساله چنان وجه تراژیکی دارد که خود موضوع یک مرثیه است. اگر با غمض عین بپذیریم سینما اثری مبتذل ندارد، باید گفت اثری حرکت دهنده نیز به زحمت در آن پیدا می‌شود.

این درحالی است که سینما به واسطه مفاهیم عمیق انقلابی، دفاع مقدس و جبهه مقاومت و نیروهای متعهدی که دارد می‌تواند موجی عظیم‌تر از آنچه به بیداری اسلامی موسوم است، ایجاد کند. اگر سینما با همه توان در کنار مدافعان حرم قرار می‌گرفت، پاسخ بسیاری از شبهات را می‌داد و تاثیر غیر قابل تصوری در این موضوع می‌داشت.

اگر کسانی قبل از انقلاب با وارد کردن فیلم‌های آمریکایی، اروپایی، هندی و مصری سعی داشتند برای خود بازاری بسازند تا به ثروت و شهرتی برسند و تربیت نسل جوان برای‌شان اهمیتی نداشت، بعد از انقلاب نیز جماعتی وارد این حطیه شدند و موضوعاتی را مورد بحث قرار دادند که در ایران اسلامی نه تنها فراوانی ندارد بلکه صحبت کردن از آن در جمع‌های خصوصی نیز جایی ندارد. مسائلی چون خیانت، چند همسری، ازدواج سفید، طلاق‌های معنادار، روابط آزاد و خارج عرف و موضوعاتی از این دست آنقدر تکرار شده که دیگر قبحی ندارد.

با تاسف کسی هم پاسخ‌گوی وضع موجود نیست. مدیران فرهنگی و فیلمسازان هر کدام به نحوی دیگری را مسئول موضع موجود می‌دانند و در این میان مخاطبان باید این شرایط را تحمل کنند و در فقدان آثار ارزشی به آثار مبتذل سیاه‌نما و کمدی‌های سخیف و کم‌مایه دل‌خوش کنند. وقتی فیلم‌ها داستان درست و حساب شده‌ای ندارند برای جذب مخاطب متوسل به هر ترفندی می‌شوند تا در گیشه شکست نخورند. جالب آنکه راه برون‌رفت از این فضا چندان مشکل و پیچیده نیست، تنها کافی است به مواضع انقلابی خود رجعت و مواضع امام خمینی (ره) را نسبت به سینما مرور کنیم.

اگر مطالعه صحیفه برای فیلمسازان مشکل است مرور چند عبارت از سخنرانی امام راحل می‌تواند راه را تا حد زیادی روشن کند. به مصداق این عبارت که اگر در خانه کس است، یک حرف بس است. همین چند جمله نیز می‌تواند تا حد زیادی کارساز باشد.

امام راحل در یک سخنرانی می‌فرمایند: «ما بیشتر از 50 سال است دانشگاه داریم لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده؛ رشد انسانی ندارد. تمام انسانها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم  ـ شاه ـ این آدم به واسطه نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده. تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیوش ـ بسیاری‌اش ـ فحشاست. مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست. اینها دست به دست هم دادند.

در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتاب فروشی است، مراکز فساد دیگر الی ماشاء الله است. برای چه؟ سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم، ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم.

ما کی مخالفت کردیم با تجدد؟ با مراتب تجدد؟ مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت ـ خصوصاً در ایران ـ مرکز [عظیمی‌] که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد؛ و شما می‌دانید که جوان‌های ما را اینها به تباهی کشیده‌اند. و همین طور سایر این [مراکز]. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده‌اند به مملکت ما.»

امام خمینی (ره)، 12 بهمن 1357

انتهای پیام/ 161

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار