به روز شده در: ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۳:۰۹
استانها
کرمانشاه
پیکر مطهر 4 شهید گمنام وارد فرودگاه کرمانشاه شد
صبح امروز؛
پیکر مطهر چهار شهید گمنام سال‌های دفاع مقدس برای تدفین در استان کرمانشاه صبح امروز وارد فرودگاه شهید اشرفی اصفهانی کرمانشاه شد.
فرار بعثی‌ها با استفاده از «ماکت»
خاطرات امیران (12)؛
حسابی منطقه را زیر آتش توپ و تانک قرار داده و ادوات عراقی‌ها را منهدم کردیم، اما آن‌ها هیچ عکس‌العملی نشان ندادند؛ رفتارشان مشکوک به نظر می‌رسید. بعد از شناسایی مشخص شد که این یک طرح فریب و همه‌ی‌‌ سربازها و ادوات دشمن، ماکت بوده است.
خاطره‌ای اقتدارآمیز از جبهه غرب
یک نکته از هزاران (18)؛
ساعت 3:30 با رمز «یا الله» به دشمن حمله کردیم. سنگرهای آن‌ها با گلوله‌های توپخانه‌های ما به شدت مورد مورد هدف قرار گرفت، دست آورد این عملیات، کشته و زخمی شدن بیش از 50 نفر از دشمن و 14 نفر اسیر بود، تعدادی اسلحه و مهمّات سالم نیز به دست آوردیم.
برگزاری آیین گرامی‌داشت شهید «احمد محمدی» در کرمانشاه
مراسم گرامی‌داشت اولین سالگرد شهادت «احمد محمدی»، روز پنج‌شنبه 19 مردادماه در کرمانشاه برگزار می‌شود.
منافقین در جنگ شهری، پخته و وارد بودند/ هر کاری که شد عنایت خدا بود
مرصاد برگ زرین غرب (22)؛
بچه‌های اطلاعات عملیات در ورودی شهر «اسلام‌آبادغرب»، کنار کارخانه قند با منافقین درگیر شدند. منافقین در جنگ شهری، پخته و وارد بودند و آموزش‌هایشان اصولاً طبق جنگ شهری بود. ما جنگ شهری انجام نداده بودیم و واقعاً‌ بلد نبودیم. هر کاری که شد، عنایت خدا بود.
خون من در برابر دیگر خون‌های ریخته شده شهدا ناقابل است
گنجينه‌ شهدا (23)؛
شهید منوچهر شاطرآبادی در فرازی از وصیت‌نامه خود می‌نویسد: اگر من شهید شدم، بدانید که راه امام‌حسین (ع) را رفته‌ام، راه علی‌اکبر و علی‌اصغر را رفته‌ام، راه حضرت ابوالفضل (ع) را رفته‌ام. راه بهشتی، رجایی، باهنر، مطهری و راه تمام شهیدان صدراسلام تاکنون را رفته‌ام و خون من در برابر خون‌های ریخته شده‌ی دیگر شهدا بسیار ناقابل است.
یادواره شهدای عملیات‌های «مرصاد» و «نصر7» در کرمانشاه برگزار می‌شود
یادواره شهدای عملیات‌های «مرصاد» و «نصر 7» امروز (یک‌شنبه) به همت هیأت رزمندگان اسلام در کرمانشاه برگزار می‌شود.
مراسم تجلیل از خانواده شهدای نصر 7 در کرمانشاه برگزار شد
مراسم تجلیل از خانواده شهدای عملیات نصر 7 و مدافعان حرم با حضور خدام حرم رضوی در گلزار شهدای کرمانشاه برگزار شد.
اگر عراقی‌ها می‌زنند حرفی نبود، آخر شما چرا؟
یک نکته از هزاران (15)؛
نگهبان‌ها به محض دیدن آن‌ها شروع به تیراندازی کردند. بعد از اطلاع گرفتن از گردان، وقتی فهمیدیم که آن‌ها که نیروهای گشتی خودمان هستند، تیراندازی را متوقف کردیم. جواد امیدی از ناحیه‌ی بازو مجروح شده بود، می‌خندید و می‌گفت: «اگر عراقی‌ها ما را می‌زنند و می‌کشند حرفی نبود، آخر شما چرا؟»
دست پر خیر و برکت یک بسیجی در گرمای طاقت‌فرسای جبهه
یک نکته از هزاران (17)؛
یکی از نیروهای بسیجی که حتّی نماز شبش هم قضا نمی‌شد را مسئول توزیع یخ کردم. از درایت او همه‌ی سنگرها از نعمت یخ کافی برخوردار می‌شدند؛ اما وقتی به شهادت رسید، کمبود یخ و نارضایتی دوباره نمایان شد.
صفحه  از ۳۰
پربیننده ها