همت حميد
28/10/64 بود كه به فرماندهي سردار شهيد حميدرضا نوبخت با بچههاي گردان مالك اشتر به محدودهي كارخانهي نمك راهي شديم. مجموع نيروهاي ما با آن فرماندهي دلير، 32 نفر بيشتر نميشديم. 30/7 صبح نيروهاي بعثي با آتش تهيهي سنگين و استقرار 21 تانك و نفربر تا پشت خاكريز نفوذ كرده و اقدام به پياده كردن نيروهاي پياده كردند. جنگ تن به تن آغاز شد و در حين درگيري يكي از فرماندهان عراقي به خيال خودش زرنگي كرد و يك نارنجك به طرف سردار نوبخت پرتاب كرد، دقيقاً همان طور كه انتظار مي رفت، اين اسطورهي رزم و جهاد، بدون درنگ، نارنجك را به سوي صاحب بعثياش برگرداند و افسر عراقي ر ا به هلاكت رساند. تلاش آنها براي تصرف خط و شكست نيروهاي اسلام به اوج خود رسيده بود. انبوهي از تجهيزات و نيروهاي متجاوز در مقابل 21 تن از رزمندگان اسلام كه غم هجران 11 نفر مجروح و شهيد را متحمل شده بودند، بيوقفه ادامه داشت. تذكرات و رهنمودهاي سازنده و روحيه بخش حميدرضا، عجيب به نيروها قوت قلب و توان مضاعف ميبخشيد. موشكهاي آرپيجي همچون شهاب ثاقب بر پيكر غولهاي آهنين نزديك خاكريز، فرود ميآمد. بالاخره با انهدام 19 تانك و نفربر و به غنيمت گرفته شدن يك نفربَر سالم و به اسارت در آمدن 21 نفر عراقيها عقب نشيني كردند. خدا مي داند اگر نبود رشادت و فرماندهي چريك مخلص و باصفاي گردان، حميدرضا نوبخت، چه بسا مشيت الهي به گونهاي ديگر رقم ميخورد و اصلاً كي باور ميكرد كه يك خاكريز مهم در تهاجم 21 دستگاه زرهي تنها توسط 32 نفر آن هم نهايتا با 11 شهيد و مجروح حفظ شود و از صدمات و تلفات گسترده جلوگيري به عمل آيد. آنچه كه فراموش ناشدني است چهرهي خسته و سراسر غمگين فرماندمان بود كه در عين صلابت و افتخار، فراق شهدا و رنج مجروحين، او را شكسته تر از پيش نشان مي داد.
راوي: سيد حسين غفاري از لشكر 25 كربلا
راوي: سيد حسين غفاري از لشكر 25 كربلا
لینک کپی شد
نظر شما
