ضرورت حفظ میراث تصویری جنگ برای تاریخ
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس- حمید بناء، پژوهشگر و نویسنده ادبیات پایداری؛ در دوران دفاع مقدس، علیرغم دشواری عکاسی با دوربینهای آن زمان، میلیونها قطعه عکس ناب از مناطق عملیاتی برداشته شد تا حماسهی آن روزهای ایران در تاریخ ماندگار کند. آنوقتها دوربین عکاسی یک کالای لوکس بهحساب میآمد و تکنولوژی چاپ یا همان ظاهر کردن عکس، دنیایی خاص داشت.

عکاس یک حلقه فیلم دوازدهتایی یا بیستچهارتایی را در دوربین آنالوگش قرار میداد و شروع به عکاسی میکرد. بعدها آن حلقه فیلم در لابراتوار عکاسیخانه با روشهای مخصوص روی کاغذ عکس چاپ میشد. علاوه بر رزمندههای دوربینبهدست و عکاسهای حرفهای، لشکرها و تیپهای رزمی هم عکاس مخصوص داشتند. بچه رزمندهها هنوز هم با همان عکسهایی که اغلب آنها چندان هم هنری و حرفهای نیستند، خاطرهبازی میکنند.
انقلاب دیجیتال؛ از کالای لوکس تا ابزار همگانی
جهان عکاسی در سه دههی گذشته دستخوش تغییرات فراوانی شده است. پیشرفت تکنولوژی و تحولهای عظیم این حوزه به جایی رسیده که امروزه همهی مردم به لطف تلفنهای همراه و اپلیکیشنهای ویرایش تصویر و حتی هوش مصنوعی، یک عکاس حرفهای هستند. در جنگ تحمیل سوم، این توسعهی فراگیر تکنولوژی سبب شده که چندصد میلیون عکس از چهل روز جنگ و صد روز حماسهی مردم در خیابانها به ثبت برسد.
عکس در روزگار ما مثل گذشته یک سند هویتساز نیست و بیش از هر عنوان دیگری، کارکرد خبری و رسانهای دارد. با اینحال عکس به خودی خود یک سند معتبر تاریخی محسوب میشود و نهادهای مسئول باید برای حفظ و بایگانی آن بهفکر راهکارهای فوری و ساده باشند.
فرصتی که از دست میرود
فراوانی تصاویر ثبتشده از اتفاقات جنگی نباید موجب بیارزش شدن آنها بشود. بله! اینروزها آنقدر عکس در خروجی رسانهها و شبکههای اجتماعی و صفحات شخصی مردم ثبت شده که کسی پیگیر و در جستجوی عکس تازه نیست، لکن آتش این جنگ هم دیر یا زود میخوابد و نوبت به روایت تاریخ میرسد. آنوقت ارزش فریم به فریم تصاویر جنگ خودش را نشان میدهد.
اینجاست که جمعآوری عکسهای برداشتهشده توسط مردم برای روایت بینقص تاریخ ضروری و مهم بهنظر میرسد. بارها دیده شده که عکسها مسیر حرکتی تاریخ را تعیین کرده و حتی در مواردی تغییر دادهاند.

نگهداری خاطراتی که جان دارند
خود مردم هم باید ارزش و جایگاه عکسهای موجود در تلفن همراهشان را بشناسند و بهسادگی آنها را پاک نکنند. عکسها جان دارند و عمرشان بیپایان است اگر قدرشان را بدانیم و مراقب زیست تاریخیشان باشیم. عکس حرفش را در سکوت به گوش بیننده میرساند؛ بدون نیاز به شرح و تفصیل. شاید همان عکسی که ما از یک حادثه یا رویداد مهم ثبت کردهایم، تنها گزارش گویای آن لحظه باشد.
شاید تجمیع عکسهای مردمی خط روایت یک واقعۀ تلخ یا شیرین جنگی را کامل کند. شاید عکسی که ما از سر کنجکاوی یا به هر علت دیگری گرفتهایم، همهی خاطرههای یک خانواده از خانهی تخریبشده و شهیدانشان محسوب بشود؛ و هزار شاید دیگر که اگر امروز به آنها توجه نکنیم، تبدیل بهایکاشها و حسرتها میشوند.
از راستیآزمایی تا بایگانی ملی
ممکن است کسی بپرسد که مگر عکسها از بین میروند؟ چرا باید نگران این موضوع باشیم؟ نکتهی مهم و مسئلهی اصلی امروز ما حفظ، راستیآزمایی، گویاسازی، تحلیل و دستهبندی عکسهاست. اگر از این موارد غافل بشویم، امکان استفادهی صحیح سندپژوهان، نویسندهها، هنرمندان و حتی خود مردم از منابع موجود، کاهش مییابد. تا تنور سرد نشده باید نان حفاظت از عکسها را بچسبانیم و رزق تاریخ را فراهم کنیم. آبها که از آسیاب بیفتد، دنیای مردم به روال عادی خودش برمیگردد و در آن صورت مردم به این سادگیها تن به ارسال عکسهایشان نمیدهند. تاریخ منتظر ما نمیماند! اگر ما دیر بجنبیم، فرصت تکمیل دادههای تاریخی از دست میرود و آیندگان، باید امروز ما را با تخیّل یا روایتهای ناقص و اشتباه تماشا کنند.
نقش عکس در بازنمایی واقعی گذشته و انتقال احساس نیازی به اثبات ندارد. از اینها گذشته عکس به یادآوری خاطرهها و نکات گاه ریز و گاه درشت مردم کمک میکند تا روایتهای دور به حقیقت نزدیک شوند. حرف علمی و تجربی و فکتهای علمی دربارهی جایگاه عکس در فرهنگ و زندگی انسانها بسیار است و محققین و صاحبنظرهای علوم اجتماعی مقالات متعددی در اینباره نوشتهاند. با اینهمه همین اشارهی گذرا برای گوشهای شنوا کافی بهنظر میرسد.سازمانها، ارگانها و نهادهایی که پایگاه اجتماعی و مردمی معتبر و گستردهای دارند، میتوانند و باید در اینباره نقشآفرینی کنند.
انتهای پیام/ 119
