به روز شده در: ۰۵ تير ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۰
بسیجیانی که 6 ساعته خمپاره‌انداز شدند
خاطرات امیران (5)؛

بسیجیانی که 6 ساعته خمپاره‌انداز شدند

در منطقه‌‌ پدافندی سومار بودیم. گروهی از بچه‌های سپاه هم در کنار ما پدافند منطقه را بر عهده داشتند. یک روز از سپاه زنگ زدند و گفتند: برادر پاسداری دنبال شما می‌آید تا به یک مأموریت بروید.
۰۴ تير ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۰
ایثارگری رزمندگان تیپ نبی اکرم (ص) در صندوق تعاون
یک نکته از هزاران (8)؛

ایثارگری رزمندگان تیپ نبی اکرم (ص) در صندوق تعاون

در تیپ‌ نبی اکرم (ص) در تنگه‌ کنش، صندوقی به نام صندوق تعاون درست کرده بودند تا در مواقع ضروری هر کس نیاز داشته باشد، از آن برداشت کند؛ اما هر کس در فکر و خیالش این تصور را داشت که احتمالاً دیگران نیازمندتر باشند، به همین دلیل پول صندوق همیشه دست‌نخورده می‌ماند.
۰۴ تير ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۴
مرصاد و مهمانی رفتن من
مرصاد برگ زرین غرب (8)؛

مرصاد و مهمانی رفتن من

پشت تپه‌هایی که در مسیر پادگان به شهر «گواور» بود، پناه گرفتیم که تعدادی از بالگردهای عراقی حمله کردند و چند آمبولانس و جیپ ما را زدند، من آر.پی.جی‌زن بودم. فاصله‌ بالگردها هم کم بود، به اتفاق چند نفر از بچه‌ها شروع کردیم به شلیک کردن تا جلوی پیشروی آن‌ها را بگیریم.
۰۴ تير ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۶
شهادت زیربنای رشد انسانی است
گنجينه‌ شهدا (13)؛

شهادت زیربنای رشد انسانی است

شهید عبدالکریم ملکی در فرازی از وصیتنامه خود می‌نویسد: شهادت زیربنای رشد انسانی می‌باشد و اساسی‌ترین مسئله در اسلام شهادت است که نصیب هر کس نمی‌شود؛ الا اینکه مخلص شود و امید است که ما جزو مخلصین خدا باشیم.
۰۳ تير ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۶
اميدی به زنده ماندن خود نداشتيم/ منتظر بوديم كه به طرف ما شليک شود
مرصاد برگ زرین غرب (7)؛

اميدی به زنده ماندن خود نداشتيم/ منتظر بوديم كه به طرف ما شليک شود

ما نیروهای اطلاعاتی به دلیل این‌که مأموریت‌مان شناسایی بود، همیشه مهمّات کمی حمل می‌کردیم؛ یعنی یک خشاب روی اسلحه، دو خشاب یدک و دو نارنجک با خودمان می‌بردیم. آن روز به خاطر وضعیت خاصّ منطقه، من چهار نارنجک با خودم برده بودم، سه تا خشاب خالی شد و نارنجک‌ها را هم به طرف آن‌ها پرتاب کردم.
۰۳ تير ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۰
دیدار در آزادی
یک نکته از هزاران (7)؛

دیدار در آزادی

همسرم وقتی خبر را می‌شنود، فکر می‌کند من شهید شده‌ام و همکارانم برای آمادگی روحی و روانی به او می‌گویند مجروح شده‌ام و حالت سکته به او دست می‌دهد و یک طرف بدنش فلج می‌شود.
۰۳ تير ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۲
جمعه‌ فراموش نشدنی
خاطرات امیران (4)؛

جمعه‌ فراموش نشدنی

اين بزرگترين افتخاری بود كه نصيب من و هم‌رزمانم شد تا در مكانی مقدس هدايای ارزشمند زندگی‌مان را از دستان مبارک نماينده حضرت امام و فرمانده‌ نيروی زمينی دريافت كنيم.
۰۳ تير ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۵
برای پیروزی اسلام، راه سرخ حسینی را انتخاب نمودم
گنجينه‌ شهدا (12)؛

برای پیروزی اسلام، راه سرخ حسینی را انتخاب نمودم

شهید عبدالحسین سمیعی در فرازی از وصیتنامه خود می‌نویسد: ای خدا تو شاهد باش برای تکلیف شرعی به جبهه آمدم نه برای پست و مقام و برای انجام تکلیف شرعی مسئولیت‌هایی قبول نمودم و برای پیروزی اسلام، راه سرخ حسینی را انتخاب نمودم.
۰۱ تير ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۰
این لباس برای احرام مکه خوب است
یک نکته از هزاران (6)؛

این لباس برای احرام مکه خوب است

«از لحن صدایش فهمیدم که آیت‌الله‌ بهشتی است. هم کلام شدن با ایشان برایم افتخار بود پس وقت را غنیمت شمردم و گفتم آقا یک سؤال شرعی دارم. من چون پرستارم همیشه لباس‌هایم خونی است و تمام لحظات توی خون غلت می‌خورم لباس تعویضی ندارم. مجبورم با همین لباس‌های خونی نماز بخوانم. آیا قبول است؟»
۰۱ تير ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۰
منافقین همه‌ مجروح‌های بیمارستان را قتل‌عام کردند
مرصاد برگ زرین غرب (6)؛

منافقین همه‌ مجروح‌های بیمارستان را قتل‌عام کردند

ديدم 60 تا 70 نفر از نيروهای تبريز، اروميه و كرمانشاه شهيد شدند، مجروح‌ها را به بيمارستان اسلام‌آبادغرب رسانديم، بيمارستان جا نداشت و تعدادی از آن‌ها که وضع وخيمی داشتند را به كرند انتقال داديم. بعدها که منافقین وارد شهر شدند، همه‌ مجروح‌های بیمارستان را قتل‌عام کردند.
۳۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۲۰
سرباز عاشق وطن
خاطرات امیران (3)؛

سرباز عاشق وطن

مدتي از ملاقاتم با محمد می‌گذشت، يک روز كه داشتم به سنگر يكی از دوستانم می‌رفتم، در راه به يكي از دوستان هم خدمتی به نام محمد مرتجی برخوردم؛ از او سراغ محمد را گرفتم، اشک در چشمانش حلقه بست و سرش را پايين انداخت.
۳۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۶
وضوی شهادت
یک نکته از هزاران (5)؛

وضوی شهادت

فرمانده‌ گردان حمزه از تیپ نبی‌اکرم (ص) نزدم آمد و گفت قمقمه‌ات آب دارد؟ توی راه که داشتیم می‌آمدیم چرتی زدم، نمی‌خواهم بدون وضو شهید شوم.
۳۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۰
برای رسیدن به «قرب الی‌الله» به جبهه آمدم
گنجينه‌ شهدا (11)؛

برای رسیدن به «قرب الی‌الله» به جبهه آمدم

شهید عبدالمجید شعیری در فرازی از وصیتنامه خود می‌نویسد: من به خاطر رسیدن به هدف والایم که در جهان خاکی هرگز به آن نمی‌رسیدم به جبهه آمدم.
۳۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۰
در بسیج همواره پایدار و استوارم
گنجينه‌ شهدا (10)؛

در بسیج همواره پایدار و استوارم

شهید صیدمراد رشیدی در فرازی از وصیتنامه خود می‌نویسد: در جهان تنها و تنها یک افتخار دارم و آن این‌که در بسیج همواره پایدار و استوارم. می‌بالم و می‌نازم به تو ای مدرسه عشق که هر عاشقی از عشق تو جان گرفت.
۳۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۸
حرف امام خمینی (ره) برای ما اتمام حجت بود
مرصاد برگ زرین غرب (5)؛

حرف امام خمینی (ره) برای ما اتمام حجت بود

حضرت امام خمینی (ره) در زمان پذيرش قطعنامه 598، فرمودند: «جبهه‌ها را خالی نكنيد.» گفته‌ی ايشان برای ما اتمام حجت بود. لذا سپاه هم برنامه‌ريزی خودش را كرده بود و نمی‌خواست دست به يگان‌های اصلی خود بزند، بلكه می‌خواست در قدرت خود همچنان باقی بماند.
۳۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
پربیننده ها