خاطره ناب از آخرین لحظه عروج مادر اولین شهید دفاع مقدس؛

از شب قبل «مرگ» به مادرم الهام شده بود

از شب قبل «مرگ» به مادرم الهام شده بود برادر شهید دامغانی در مورد آخریم لحظات عروج مادرش گفت: از شب قبل مرگ به مادرم الهام شده بود.
کد خبر: ۱۰۹۴۱۷
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۱ - 22October 2016

به گزارش دفاع پرس از سمنان، از آخرین لحظات عروج مادر شهید «محمدحسین دامغانی» برادر شهید خاطره‌ای ناب را تعریف می کند که در ادامه می آوریم:

از شب قبل مرگ به مادرم الهام شده بود؛ ساعت ۳:۰۵ نیمه شب عاشورای حسینی بود و عالم داغدار مظلوم کربلا، مادرم صدایم زد و برای آخرین بار چند کلمه وصیت کرد و شعری خواند و از من خواست در دفتری بنویسم، صدای او را ضبط کردم:

نوشتم بر در و دیوار خانه

بماند از من مادر نشانه

اگر گفتن که مادر در کجا شد

بگو راحت شد از دست زمانه

آری در کمال هوشیاری وداع کرد و از من مُهر تربت خواست و تشهد خود را در حالی که دستهایش در کنار گوشش بود خواند، تربت بر دهان گذاشت و بر چشمهایش کشید و آرام، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین