مسعود چفيه !؟

کد خبر: ۱۱۱۳۸۲
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۸۵ - ۱۶:۱۰ - 21October 2006

بعضي از بچه هاي قديمي تر جبهه يه صندوق مهمات را مي کردند کمد !

توي كمد مسعود هميشه يکي دو تا چفيه تر و تميز و معطر اضافه بود.

بعضي ها فکر مي کردند نکنه با عمو فرج تدارکاتي حسابي رفيقه و هي ازش چفيه مي گيره.

نميدانم اين همه چفيه رو از کجا مي آورد !!

 هر کدام از بچه هاي دسته که چفيه نداشت يا چفيه اش کهنه شده بود مي رفت سراغش و يه چفيه تر و تميز و معطر مي گرفت.

اگر هم ازش مي پرسيدي اين چفيه ها رو از کجا آوردي ؟ ! يه جورايي طفره مي رفت.

يه روز ديدم يکي اون پشت مشت ها کنار سيم خاردارها نشسته و داره با يه چيزي ور مي ره ! ؟

خودش بود فکر کردم شايد چتر منوري چيزي پيدا کرده !

سلام چيکار داري مي کني ؟!

يه کمي هول شد !

نزديکتر که شدم ديدم پاي سيم خاردارها نشسته و داره با حوصله و سليقه يه چفيه گلي و کثيف رو از سيم خاردارها جدا مي کنه ؟!

به روش نياوردم ولي فهميدم جريان چيه !

گاهي باد چفيه  بچه ها رو که شسته بودند و دور و بر چادرها و سنگرها پهن  کرده بودند با خودش مي برد. بعضي وقت ها مسعود تنهايي يا با يکي دو تا از  همشهري هاشون براي ورزش و راهپيمايي مي رفتند اطراف اردوگاه، يا يه گوشه اي براي خودش خلوت مي کرد اين چفيه ها رو مي شست و بعد از معطر کردن به بچه هايي که لازم داشتند مي داد.

 منبع : وبلاگ پروانه مهاجر

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین