"فتحي شقاقي" نقطه عطفي در فرهنگ مقاومت

کد خبر: ۱۱۱۳۹۸
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۸۵ - ۰۸:۵۳ - 29October 2006

شهيد دکتر فتحي شقاقي رهبر جهاد اسلامي فلسطين که به دست مزدوران موساد به شهادت رسيد، نقطه اي عطف در فرهنگ مقاومت بود.
"فتحي ابراهيم عبدالعزيز الشقاقي" سه سال پس از شکست 1948 اعراب در برابر رژيم‌ صهيونيستي در اردوگاه رفح واقع در نوار غزه، در خانواده اي فقير و متدين چشم به جهان گشود که پدر وي يک کارگر و امام جماعت دهکده - زرنوقه بود. وي فعاليتهاي سياسي خود را پس از شکست اعراب در جنگ ژوئن 1967. م شدت بخشيد و در آن مقطع با توجه به اوج ‌گيري گرايش هاي ناصريسم، شديداً تحت تأثير اين گرايش ها قرار گرفت و به جمال عبدالناصر به عنوان يک شخصيت و يک رهبر عرب علاقمند شد.
شقاقي در سال 1966 با همکاري چند تن از دوستانش در چارچوب انديشه‌هاي ناصريسم تشکلي سياسي به وجود آورد اما ديري نپائيد که اين تشکل در اثر مشکلات و موانع موجود بر سر راه فعاليت آن منحل گرديد. شکست 1967 ميلادي، تحول عميقي را در نگرش فتحي شقاقي به وجود آورد.
وي در اين رابطه مي‌نويسد : اين شکست مسير حرکت جواني را که خواستار آزادي و بازگشت به وطن اشغالي ‌اش بود، تغيير داد، زيرا براي من قابل تحمل نبود که شخصيتي چون عبدالناصر شکست بخورد. در همان زمان (1967) يکي از دوستان وي کتاب "نشانه‌هاي راه" از شهيد سيد قطب در اختيار او گذاشت و اين کتاب در واقع پايه و مايه تأسيس جنبش جهاد اسلامي شد.
اين مبارز فلسطيني در سال 1968 در دانشگاه بيرزيت در کرانه ‌باختري پذيرفته شد و پس از دو سال تحصيل به عنوان معلم رياضيات عازم مدرسه اي دربيت ‌المقدس گرديد که طي اين دوران عليرغم وجود حساسيت شديد و تنش ميان نيروهاي داخلي فلسطين، با برخي از گروهها و نيروهاي ملي ارتباط برقرار کرد و در بعضي از فعاليتهاي سازمانهاي ملي و چپ ‌گرا مشارکت نمود. سپس درسال 1974براي ادامه تحصيل دررشته پزشکي وارد دانشگاه الزقازيق مصر شد و موفق گرديد دکتراي طب اطفال را از اين دانشگاه دريافت کند. حضورفتحي شقاقي درمصررا مي ‌توان از پربارترين و مهمترين مراحل سياسي و فکري زندگي وي به شمار آورد. دوره‌ اي که از سال 1974 تا 1981- يعني تاريخ اخراجش از اين کشور- به درازا کشيد.
در دانشگاه الزقازيق بود که نخستين نطفه يک جنبش واقع گراي اسلامي منعقد گرديد و نخستين هسته هاي اين سازمان متشکل از برخي دانشجويان جوان فلسطيني اين دانشگاه به رهبري او شکل گرفت و بعدها اين هسته به قلب فلسطين انتقال يافت تا هسته اوليه سازمان جهاد اسلامي در داخل فلسطين شود. علاوه بر اين شقاقي در همين دوران و دقيقاً در تاريخ (16/2/1979) کتاب "خميني، راه‌ حل اسلامي و جايگزين" را منتشر نمود که اولين کتاب منتشره درسطح جهان در مورد پيروزي انقلاب اسلامي ايران به زبان عربي بود که به دنبال انتشار اين کتاب، وي مدتي نيز زنداني شد.
شقاقي به دليل فعاليت هاي اسلامي - سياسي تحت پيگرد قرار گرفت و سرانجام به جرم بنيانگذاري جنبش جهاد اسلامي (1980) پس از تحمل چند ماه زندان از خاک مصر اخراج شد. اين مبارز بلافاصله پس از بازگشت به فلسطين در نوامبر 1981 به تأسيس هسته‌هاي سازمان جهاد اسلامي در سرتاسر اراضي اشغالي و به خصوص در غزه و کرانه ‌باختري پرداخت و همزمان براي آموزش و تربيت کادرهاي جديدي براي جنبش و ساختن نيروي نظامي و عقيدتي آن اقدام نمود تا اينکه سرانجام فعاليت هاي سياسي وي توجه نيروهاي اشغالگر صهيونيستي را جلب نمود. رهبرجهادي فلسطين که در آن هنگام در بيمارستان ويکتوريا در بيت ‌المقدس کار مي ‌کرد به مدت 11 ماه در سال 1983 به اتهام تشکيل سازمان جهاد اسلامي زنداني شد و درسال 1986به اتهام تحريک مردم بر عليه رژيم‌ صهيونيستي و انتقال اسلحه به غزه، به چهار سال زندان و پنج سال حبس تعليقي محکوم شد.
زماني که رژيم‌ صهيونيستي متوجه شد که شقاقي از درون زندان نيز فلسطينيان را رهبري مي ‌کند، "اسحاق رابين" وزير دفاع وقت رژيم‌ صهيونيستي خود شخصاً دستور اخراج شقاقي را از فلسطين صادر او را به همراه برخي از دوستانش - پيش از پايان محکوميتشان- در تاريخ (1/8/1988) به جنوب لبنان تبعيد نمودند. وي در سال 1995 با گذرنامه جعلي با نام "ابراهيم شاويش" به ليبي رفت تا پيرامون وضعيت آوارگان فلسطيني در مرزهاي ليبي و مصر با سرهنگ قذافي رهبر اين کشور ديدار کند. اما به دليل تحريم هوايي ليبي، مجبور شد با کشتي به مالت برود و سرانجام در ساعت يک بعدازظهر پنج‌ شنبه مورخه (26/10/1995) وقتي به هتل (ديپلماتيک جزيره مالت) بازمي‌گشت ، توسط عوامل موساد ترور و به شهادت رسيد. جستاري در انديشه‌هاي شقاقي دکترفتحي شقاقي، رهبري جنبش جهاد اسلامي را دردوبعد فکري و عملياتي برعهده داشت. عملکرد و کارنامه جنبش جهاد اسلامي طي سالهاي (1993-1987 سالهاي انتفاضه اول) را مي ‌توان به نوعي بازتابي از افکار ايشان دانست. در عرصه تئوريک، دکتر شقاقي، تئوريسين جنبش نيز به شمار مي‌رفت. تأليف مقالات و کتب متعدد، از ايشان مبارزي سرشناس و ايدئولوگي متبحر ساخته بود. پايه‌گذاري و مديريت جنبش جهاد اسلامي، بزرگترين ميراث اين شهيد مي‌باشد.
دکتر شقاقي طي مقالات و سخنراني‌هاي خود، آراء و نظرات خود را پيرامون مسائل متعدد فلسطين بيان نموده بود که اينک به اختصار نقل و تشريح مي‌شود: - انديشه و جهاد شهيد شقاقي : شهيد شقاقي در رسالتي که عهده دارآن بود تلاش مي کرد. اين خود بهترين نمونه از ايمان و طرز تفکر و بينش اسلامي عميق اين شهيد بزرگوار به مسائل اسلامي و منافع امت اسلامي بود. درزمينه فکري نوشته هاي ايشان بهترين دليل و گواه بر تيز بيني و دقت نظر و عمق ديدگاهشان نسبت به اسلام و آينده مسلمانان است.عميق ‌ترين و پر شورترين مقالات و سخنراني هاي ايشان در اجلاسها و سمينارها چه آنکه در ايران شرکت کرده و چه آنکه در لبنان و سوريه و کشورهاي ديگر ايراد کردند خود مي تواند اين عمق را برساند.
ايشان به وحدت مسلمانان با تمام وجود معتقد بوده و روحيه جهاد و شهادت را راه گشاي مشکلات مسلمين مي دانست. - شقاقي و فلسطين : فلسطين از نظر دکتر شقاقي اصل و اساس کليه مسايل جهان اسلام به شمار مي‌رود. به نظر ايشان آرمان فلسطين مي بايست براي تمامي مسلمانان و گروههاي ملي ‌گرا و چپ‌ گرا در سراسر جهان عرب و اسلام از مرکزيت برخوردار باشد و وجود وضعيت فعلي در فلسطين به نقش رهبران فرصت ‌طلب غيراسلامي برمي ‌گردد که زمام رهبري توده‌ ها را به دست گرفتند. از نظر دکتر شقاقي شکست و ناتواني اعراب در جنگهاي 1948 و 1967، امروزه نيز در اقدامات مدعيان رهبري فلسطين و از لابلاي طرحهاي آنها براي حل مسئله فلسطين نمود دارد.
با وجود تأثيرپذيري شقاقي از امام خميني(ره) و اعتقاد راسخ ايشان به مقاومت به عنوان تنها راه مقابله با رژيم‌ صهيونيستي هيچگاه از همکاري غيرمسلمانان (مسيحيان) در انتفاضه فلسطين روي‌ گردان نبود. وي معتقد بود در جنبش جهاد اسلامي بايد ديگر هموطنان فلسطيني نيز عليه رژيم‌ غاصب متحد شوند. انتخاب اين هدف و حرکت در اين راستا، يکي از دلايل اصلي شهادت وي به نظرمي‌رسد. شقاقي عليرغم مخالفت با روند سازش و درنتيجه رد راه ‌حلهاي عرفات، به خاطر نجات فلسطيني ‌ها به ليبي رفته بود.
"معمر قذافي"، رهبر ليبي ظاهراً و به بهانه مخالفت با مشي عرفات در راه حل سازشکارانه با رژيم‌صهيونيستي درصدد اخراج فلسطيني‌ها ازليبي برآمده بود که با عکس‌ العمل شقاقي مواجه شد. از آنجائي که شقاقي اخراج فلسطيني‌ها را از ليبي به تلافي عملکرد عرفات اقدام غيرمنطقي و به سود اسراييل مي‌دانست و سفر وي نيز به ليبي به همين منظور و متقاعد کردن رهبر ليبي بود.
راه اين شهيد مبارز هم اکنون در عملکرد جنبش جهاد اسلامي از راه تشديد انتفاضه و مقابله با نيروهاي رژيم اشغالگر متبلور است. _ شقاقي و ساف (سازمان آزاديبخش فلسطين): دکتر شقاقي اسلام، جهاد و فلسطين را به عنوان سه شاخص مهم در حرکت جنبش جهاد اسلامي عنوان مي‌کند. وي اگرچه ساف را نيز از اين شاخص‌ها بي ‌بهره نمي ‌دانست. اما به زعم ايشان آنچه که در چند سال گذشته روي داد و به خصوص امتيازدهي‌هاي مجاني سياسي ساف باعث گرديد تا شکاف ميان آنها روز به روز بيشتر شده، به نحوي که رسيدن به نقطه اي مشترک با ساختار ساف غيرممکن شد.
ساف با انديشه حذف و نابودي اسراييل و برپايي حکومت فلسطيني در سال 1964 متولد شد و به دلايل گوناگون رفته رفته از مواضع اوليه خود عدول نموده تا اينکه نهايتاً در سال 1993 با امضاي پيمان غزه- اريحا، رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت. دکترشقاقي درآن سالها، با ملاحظه نقطه نظرات ساف نسبت به کجروي اين سازمان هشدارداده بود و امروزه ميوه ‌هاي اين سياست متزلزل ساف به ثمر نشسته است. ساف در آن سالها با امضاي قرارداد غزه- اريحا در برنامه‌ ريزي آينده خود، حکومت فلسطيني را در سال 1999 محقق مي‌ پنداشت ولي امروزه نه تنها از آن حکومت فلسطيني هيچ اثري نيست بلکه حتي قرارداد اسلو توسط شارون، مرده قلمداد گرديد. شقاقي با هشدار به ساف درباره عدم تعهد رژيم‌ صهيونيستي نسبت به مفاد معاهدات سعي کرد تا اين سازمان را از مهلکه بازيهاي سياسي رژيم صهيونيستي نجات داده و با ارجاع ساف به تکيه بر توان مبارزاتي فلسطيني‌ها، راهنماي دستيابي به اهداف واقعي باشد. -
شقاقي و روند سازش : دکتر فتحي شقاقي و جنبش وي ضمن مخالفت با هرگونه سازشي با رژيم ‌صهيونيستي، معتقدند که سازش مي ‌تواند شرايط مناسبي را براي آسودگي خيال صهيونيستها جهت توسعه ‌طلبي و بهبود اقتصادي و تسلط سياسي فراهم ساخته و آنها را از بار سنگين جنگ فرسايشي خسته ‌کننده‌اي که نتيجه ادامه مبارزه است، رها سازد. شقاقي در اين زمينه معتقد است که مسئله بسيار خطرناک در روند سازش اين است که خواسته‌ها و منافع رژيم‌ صهيونيستي تناقص ريشه ‌اي و اصولي با خواسته‌ها و منافع ملت فلسطين دارد. وي توافقنامه‌ هاي اسلو و ديگر توافقنامه‌ها را خطرناکترين تهديداتي مي ‌داند که تاريخ، مردم و ملت فلسطين را نشانه رفته است. چرا که اين توافقنامه‌ ها، مشروعيت رژيم اشغالگر قدس را در بخشهاي بزرگي از فلسطين به رسميت شناخته اند. اين در حاليست که به فلسطينيان تاکنون تنها اجازه برپايي يک خودگرداني محدود را در مساحتي کوچک که کمتر از 2 درصد از فلسطين مي‌باشد داده است.
حتي همين مساحت از فلسطين هم به طور کلي در اختيار فلسطينيان نيست و شهرکهاي يهودي ‌نشين و حريم‌هاي امنيتي‌اش از آن مستثني مي‌باشند. دکتر شقاقي با لحني هشدارگونه، معاهدات و قراردادهاي سازش را راهکار رژيم صهيونيستي براي تحصيل فرصت زماني دانسته است. از ديد ايشان رژيم‌ صهيونيستي در چارچوب سياست گسترش همکاريها اقتصادي و به اصطلاح تز "خاورميانه جديد" بعد از قرارداد غزه- اريحا، با دولتهاي قطر، مراکش، تونس و اردن در زمينه روابط اقتصادي به نتايجي قابل قبول رسيده است. به نظر مي‌رسد رژيم ‌صهيونيستي از قراردادهاي سازش با عرفات دقيقاَ در راستاي پيش ‌بيني دکتر شقاقي، بهره‌ برداري نموده است. زيرا بعد از حدوداً 13 سال از قرارداد غزه- اريحا، نه از حکومت فلسطيني خبري هست و نه از مذاکرات نهايي نشانه اي، مذاکراتي که قرار بود در جريان برگزاري آن وضعيت آوارگان و شهر قدس معين شود. -
شقاقي و انقلاب اسلامي ايران :
شقاقي جزو کسان نادري بود و يا اولين کساني بود که دروازه ارتباط و علاقه بسياري از مسلمانان به جمهوري اسلامي را گشود. وي علاوه بر مسئله فلسطين و حرکتي که در فلسطين آغاز کرد و در آنجا به معرفي امام وبه انتقال روحيات انقلابي ملت مسلمان ايران به مردم فلسطين پرداخت، رسالت ارتباط ديگر گروههاي مسلمان در کشورهاي ديگر با جمهوري اسلامي را ، بر عهده گرفت و بسيار تلاش کرد تا گروههاي مسلمان ديگر را به جمهوري اسلامي نزديک کند. رسالت ديگر ايشان درجنگ تحميلي عراق عليه ايران بود که بسياري ازبوقهاي تبليغاتي دشمنان ايران از جمله آمريکا، صهيونيسم و کشورهاي غربي که در حمايت از صدام برخاسته بودند تمام امکانات خودشان را بکار گرفته بودند تا کشورها و مردم مسلمان عرب را ازجمهوري اسلامي دورنگهدارند وچنين قلمداد کنند که جمهوري اسلامي به اصطلاح منافع امت عرب را به خطر انداخته است. ايشان در زدودن اين طرز تفکر از جامعه عرب نسبت به جمهوري اسلامي نقش بسيار اساسي داشت. وي با شخصيتهاي مختلف ملاقات و آنها را توجيه مي کرد و مواضع صحيح جمهوري اسلامي را به آنها منتقل مي کرد. -
نتيجه ‌گيري وحسن ختام : دکتر شقاقي با علم به انديشه‌ هاي صهيونيستي، بر اين اعتقاد بود که هر نوع راه حل سياسي و سازشکارانه با رژيم ‌صهيونيستي محکوم به شکست است و تنها راه مقابله با اين رژيم، جهاد مسلحانه مي‌باشد. ايشان درعمل و نظر به اين عقيده ايمان داشتند و در جهت نيل به اين هدف عمل نموده تا اينکه به شهادت رسيدند. شعار نيل تا فرات يکي از اصول بنيادين رژيم‌صهيونيستي است و در هر زمان و مکاني اين شعار با در نظر گرفتن مقتضيات مربوطه به اجرا درمي‌آيد. دکتر شقاقي با داشتن مطالعات اسلامي در کارنامه خود و اعتقاد به جهاد و شهادت در راه دفاع از نواميس و دين و متقابلاً با آگاهي از فرصت ‌طلبي صهيونيستها، ديدگاههاي خود را صراحتاً در قبال ساف، روند سازش، عرفات، رژيم ‌صهيونيستي و ديگر مسايل جهان اسلام عنوان نمود. همين صراحت لهجه و آگاهي از نيات واقعي رژيم ‌صهيونيستي، ايشان را در نظر رژيم اسراييل به دشمني آگاه بدل ساخته بود که جز با حذف وي از صحنه مبارزات، راه خلاص ديگري نمي‌يافت .

تهيه از : مهدي گيوکي

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین