حماس پس از شيخ ياسين و دكتر رنتيسي
غزه ـ بدرالدين محمد
” نبايد اجازه دهيم كه حماس از اين ميدان قهرمانانه خارج شود. (پس از اجراي طرح جداسازي) و تنها راه صحيح از بينبردن كادر رهبري اين جنبش است و نبايد در وضعيتي كه حماس در اوج قدرت است، طرح جداسازي را اجرا كرد ؛ چرا كه اين امر هزينه زيادي را براي ما در بردارد.“
اين گفته سرلشكر هارون زئيفي فركش مسؤول شعبه اطلاعات نظامي”امان“ رژيم صهيونيستي (كه در تاريخ 11 آوريل 2004م. در روزنامه يديعوت آهارانوت منتشر شد) خلاصهاي از طرحها و اقدامات عملي نيروهاي اشغالگر عليه جنبش حماس و رهبران آن را نشان ميدهد، به ويژه اين كه رهبران رژيم صهيونيستي بارها تاكيد كردهاند كه حماس دشمن سرسخت اين رژيم به شمار ميرود.
البته نميتوان زيانهاي وارد آمده به حماس ناشي از ترور شيخ احمد ياسين به خاطر بعد شخصيتي و اسلامي و كاريزماتيكي ايشان و ترور دكتر عبدالعزيز رنتيسي به خاطر رهبري فرزانه و حضور مقتدرانه وي در صحنه را منكر شد، اما حماس كه از دل جماعت اخوان المسلمين برخاسته است، به خوبي ميدانست كه نه تنها هدف اقدامات دشمن صهيونيستي قرار گرفته است، بلكه از طرف برخي گروههاي داخلي و بعضي كشورهاي منطقه و جهان نيز كه سياستها و حضور مقتدرانه اين جنبش در صحنه را بر نميتابند و آن را براي خود خطرآفرين و عامل تهديد و مانع اصلي فراروي روند سازش قلمداد ميكنند، مورد هدف است. از اين رو، خود را از پيش براي چنين مواقع و ضربههايي آماده كرده است.
ترور فرمانده كل گردانهاي شهيد عزالدين قسام شيخ صلاح شحاده و انديشمند متفكر دكتر ابراهيم مقادمه و سياستمدار كاركشته مهندس اسماعيل ابوشنب، حماس را بر آن داشت كه روند برنامهريزي، فعالسازي هستههاي داخلي، ايجاد جايگزين و اولويتبندي كاري را در تمامي زمينهها تسريع بخشد.
در گذشته نيز رهبران دشمن صهيونيستي نيز بارها اعلام كردند كه كار سركوب مقاومت را ابتدا از حماس به عنوان پرچمدار و پيشتاز مقاومت آغاز ميكنند و از طرح ارتش و سرويسهاي اطلاعاتي دولت عبري نيز مبتني بر تصفيه كامل و يكباره كادر رهبري اين جنبش خبر دادند. طرحي كه ابتدا با ترور نافرجام شيخ ياسين، استاد اسماعيل هنيه و دكتر محمود الزهار شكست خورد. مقامات صهيونيست در نتيجه اين شكست تصميم گرفتند كه رهبران حماس را به صورت جداگانه هدف قرار دهند و از ميان بردارند. لذا قرار شد كه ابتدا امام احمد ياسين و سپس جانشينشان دكتر عبدالعزيز رنتيسي و مسؤولان طراز دوم اين جنبش در نوار غزه را درست مانند آنچه در كرانه باختري اتفاق افتاد، از صحنه خارج سازند و بعد از آن، اعضاي گمنام شوراي رهبري حماس را پس از شناسايي، ترور كنند. همچنين قرار شد كوماندوهاي صهيونيست به عملياتهاي زميني مشخص و هدفمند از جمله عمليات هليبرد عليه اين جنبش دست زنند. حماس به خوبي به اين دسيسه دشمن پي برد و آن را جدي گرفت و براي مقابله با آن تدابيري اتخاذ كرد. پر واضح است كه دشمن صهيونيستي حماس را بدون رهبر و جسمي بدون عضله و مغز متفكر ميخواهد، تا نتواند مسير درست خود را تشخيص دهد و فاقد شخصيتهاي قوي و توانا براي هدايت آن و كارايي لازم در اتخاذ سياستهاي راهبري باشد.
عملياتهاي تروريستي گسترده رژيم صهيونيستي عليه رهبران قديمي و بنيانگذاران حماس تاثيري در اين جنبش بر جاي نگذاشت و آن را از ادامه راه دلسرد نساخت. البته بايد اذعان كرد كه حماس رهبران فرزانهاي را از دست داد و نميتوان جاي خالي آنها را پر كرد. از سوي ديگر، همچنان اسامي بقيه رهبران حماس نيز در ليست ترور اشغالگران صهيونيست قرار دارد و به همين علت مجبورند كه از ديدگان مخفي شوند و از فعاليتهاي سياسي و تبليغاتي خود و مشاركت در مناسبتهاي مردمي بكاهند كه اين خود مجال را براي ظهور نسل جديدي از رهبران جوان اين جنبش فراهم آورد. البته آنها نيز از دايره حملات دشمن مستثني نشدند و در جريان انتفاضه هدف ضربات سنگين رژيم صهيونيستي قرار گرفتند و به ويژه در كرانهباختري ترور و يا بازداشت شدند. بنابراين حماس شمار زيادي از رهبران خود را از دست داد كه برجستهترين آنها عبارتند از: استاد جمال منصور، جمال سليم، صلاح الدين دروزه
همچنين شمار ديگري از مهمترين رهبرانش نيز بازداشت شدند كه عبارتند از: شيخ حسن يوسف، مهندس عباس السيد، جمال الطويل، جمال ابوالهيجا، محمد جمال النتشه، عبدالخالق النتشه
از سوي ديگر، شمار زيادي از فرماندهان عاليرتبه نظامي اين جنبش رباني هدف عملياتهاي تروريستي دشمن قرار گرفتند كه ميتواند به امثال سردار صلاح شحاده، سردار محمد ابوهنود، محمد الحنبلي، ياسر طه، زاهر نصار، نضال فرحات، اكرم نصار و عوض سلمي اشاره كرد.
عبور از مرحله سازماندهي
حماس با سازماندهي مجدد نيروهاي خود موفق شد كه بحران ناشي از فقدان رهبران تاريخي خود (كه هدف عمليات تروريستي دشمن قرار گرفتند) را پشت سرگذارد و پس از عبور از اين مرحله، ديگر تنها به عنوان يك گروه مطرح نيست، بلكه محبوبيتش چند برابر شد و اكنون نيز نماينده وجدان و قلب تپنده جامعه فلسطيني است و به جرياني فراگير، مردمي و ريشهدار تبديل شده و منابع توانمندي و عضوگيري و ... خود را توسعه داده است.
بنا به جديدترين نظرسنجي كه توسط مركز فلسطيني ”مطالعات و گفتگوي تمدنها“ در بيتلحم انجام شده است، 31 درصد از مصاحبهشوندگان در صورت برگزاري انتخابات عمومي به نامزدهاي حماس رأي خواهند داد و تنها 1/27 درصد حاضرند به كانديداهاي جنبش فتح راي دهند. همچنين 8/84 درصد از شركتكنندگان در اين نظر سنجي اعلام داشتهاند كه ترور امام شهيد احمد ياسين موجب تضعيف و كاهش قدرت حماس در مقابله با اشغالگران نميشود.
پنهان بودن برخي از جوانب قدرت حماس بر اين نكته تاكيد دارد كه پايداري و قدرت اين جنبش به اشخاص عليرغم اهميت آنها بستگي ندارد، و اين خود باعث تقويت صلابت اين جنبش در هنگام رويارويي با بحرانهاي متعدد ميشود و با بهرهگرفتن از اين ويژگي اساسي توانست بحران ناشي از تبعيد حدود 400 تن از اعضايش به جنوب لبنان در سال 1992، حملات سنگين اشغالگران در طول سالهاي 1988 و 1989 و اقدمات سركوبگرانه تشكيلات خودگردان در سال 1996 را پشت سر گذارد. حماس موفق شده است كه سرافرازانه و قهرمانانه تمامي اين مشكلات و بحرانها را پشت سر نهد و نكته جالب توجه اينجاست كه در آن زمان كليه رهبران معروف و برجسته حماس در زندان بودند، اما با اين وجود توانست با كولهباري از تجربه از مرحله دشوار را با موفقيت عبور كند. حتي ميتوان گفت كه اين ضربات و حملات نتايج مثبت زيادي براي حماس از لحاظ توليد رهبران برجسته و مهم بر جاي گذاشت. حماس جنبشي عقيدتي، فكري و اسلامي ريشهدار است و داراي ارتباطات وسيع اجتماعي و نهادهاي فعالي است كه از بينبردن آنها محال است. مهمتر اين كه دشمن و اتباعش گمان ميكنند كه رهبران حماس همان تعداد اندكي هستند كه در رسانهها و صفحههاي تلويزيون ظاهر ميشوند.!!
از سوي ديگر، رهبري جديد حماس توانست با موفقيت مجددا نيروهايش را سازماندهي و اوضاع و امور خود را به خصوص مسائل داخلي را ساماندهي كند. حماس با وجود همه اين دردها، مشكلات و ترور بهترين رهبران و مجاهدانش از گزينه راهبردي خود يعني ادامه مقاومت دست نكشيد. به عنوان مثال، دكتر رنتيسي پس از اولين ترور نافرجامش بر ادامه مقاومت و تشديد آن تاكيد ورزد و دكتر محمود الزهار (كه در جريان ترور نافرجام خود پسر و محل زندگياش را از دست داد) و ديگر رهبران حماس نيز لحظاتي پس از اين كه از سوء قصد دشمن جان سالم به در ميبردند، بر پايبندي خود به گزينه جهاد و مقاومت تا آخرين قطره خون تاكيد كردند كه همين امر محبوبيت مردمي اين جنبش را دو چندان كرد.
از سوي ديگر، حماس به شكل مؤسسهاي اداره ميشود و قوانين يك مؤسسه و نهاد بر آن ساري و جاري است و اين مسأله براي هر سازماني كه خواهان حضور مداوم و پيشرفت در صحنه است، سوپاپ اطمينان به شمار ميرود.
تصميمگيري در حماس به افراد و اشخاص عليرغم عظمتشان بستگي ندارد و هيچ شخصيتي با وجود اهميتاش نميتواند به تنهايي تصميم بگيرد و تصميم رهبري آن نيز يك نوع تصميم جمعي است كه با مشورت كليه بخشهاي حماس در داخل و خارج از فلسطين اتخاذ ميشود.
در چارچوب اين فعاليتها براي عبور از بحران كنوني، نسل جديدي از سخنگويان اين جنبش كه بيشتر آنها جوان هستند، به صحنه آمدند كه كارشناسان آن را نشانگر پويايي حماس ميدانند كه در چارچوب سياسيتهاي اين جنبش براي ”هضم ضربات“ صورت ميگيرد.
ظهور رهبران و سخنگويان جديد
پس از حملات سنگين رژيم صهيونيستي به حماس، از يك سو روزنامهنگاران و خبرنگاران جهت مصاحبه با رهبران بلندپايه آن در نوار غزه و جويا شدن نظر آنها در خصوص تحولات جاري با مشكلاتي مواجه شدند و از سوي ديگر، اين رهبران به علت اتخاذ تدابير شديد امنيتي قادر به مشاركت در همايشها و فعاليتهاي انجمنهاي محلي و مؤسسات فرهنگي نبودند، اما با اين وجود حماس در تمامي عرصهها حضور داشت و به سرعت امر سخنگويي به نمايندگي از خود را به جواني در نوار غزه كه شهرت چنداني نداشت، واگذار كرد. اين جوان كسي جز سامي ابوزهري رئيس سابق شواري دانشجويي دانشگاه اسلامي غزه و رئيس تشكل اسلامي دانشجويان و استاد اين دانشگاه نيست و عملا كار سخنگويي به نمايندگي از جنبش حماس در نوار غزه را آغاز كرده است.
همچنين از جمله رهبران جواني كه به تازگي ظهور كردهاند، ميتوان به مشير المصري استاد دانشكده الهيات دانشگاه اسلامي غزه اشاره كرد. اين رهبر جوان در مراسم تشييع پيكر شهيد عزيز دكتر رنتيسي به صورت ناگهاني ظاهر شد و به نمايندگي از حماس سخناني را ايراد كرد و تاكنون نيز در مناسبتهاي مختلفي به نمايندگي از اين جنبش شركت و سخنراني كرده است. علاوه بر اين دو رهبر جوان، رهبران ديگري نيز وارد صحنه شدهاند.
دكتر اياد برغوثي استاد علوم سياسي دانشگاه ملي النجاح نابلس و كارشناس امور جنبشهاي اسلامي در اين زمينه ميگويد كه پديده ظهور رهبران جديد در نوار غزه دليل بر پويايي جنبش حماس و قدرت آن بر ”هضم ضربات“ است.
برغوثي در ادامه ميگويد:”حملات بيامان اسرائيل حماس را بر آن داشت كه با احتياط شديد و محتاطانهتر از گذشته گام بردارد و از اين رو، رهبران قديمي با توجه به شرايط امنيتي موجود مخفيانه فعاليت ميكنند. در حقيقت حماس ميخواهد ثابت كند كه اين امر (ترورها و پنهان شدن رهبران آن) تاثيري بر فعاليتهاي آن ندارد و خيل عظيمي از رهبران ذخيره و آماده فعاليت را در اختيار دارد.“
برغوثي ميافزايد:” حماس امروزه به دليل اين كه به قدرتي محلي و منطقهاي فعال تبديل شده است و بايد كسي به نمايندگي از آن سخن گويد، بر حضور سخنگوي خود در صحنه تاكيد و تلاش ميكند كه ميان سخنگو و رهبري (مديريت) تمايز قائل شود و اين دو امر، را دو سمت جداگانه قرار دهد. در صورتي كه جنگي داخلي در فلسطين روي ندهد، اين جنبش قادر است كه با موفقيت حملات اسرائيل را پشت سر گذارد. ضربه زدن به حماس (به عنوان يك سازمان) بر قدرت آن (به عنوان يك جريان فكري) ميافزايد و اين جريان و لو به كندي، به آساني سازمان را با جذب اعضاي ديگر بيمه ميكند و محال است كه به سادگي بر جرياني به اين گستردگي چيره شد.“
هيچ قدرتي هر چقدر هم كه نفوذ زيادي داشته باشد، نميتواند جرياني مانند حماس را كه داراي ريشهي فرهنگي، گستردگي جغرافيايي و جمعيتي است و با بهرهگرفتن از اين موقعيت گامهاي مهمي را برداشته و تلاشهاي صورت گرفته براي نابودي و مهار خود را ناكام گذاشته است، حذف كند.
برغوثي در مورد عدم ظهور رهبراني اين چنين در كرانهباختري ميگويد كه عدم ظهور نمايندگان و رهبران حماس در كرانه باختري به جاي رهبراني كه ترور و يا بازداشت ميشوند، به شرايط صرفا امنيتي باز ميگردد و از سوي ديگر، شهرها و روستاهاي اين منطقه مدام مورد حمله صهيونيستها قرار ميگيرند. اين در حالي است كه حجم حملات به نوار غزه كمتر از حملات به كرانهباختري است.
اين پژوهشگر فلسطيني در ادامه ميافزايد:”حماس از لحاظ سركار آوردن رهبران جديد در كرانهباختري مشكلي ندارد، اما مشكل ناشي از حملات اسرائيل است و به اين دليل حماس تنها به علت اوضاع نابسامان امنيتي اين منطقه نميخواهد كه رهبرانش ظاهر شوند و از سوي ديگر، وضعيت آن در كرانهباختري سختتر از نوار غزه است.“
نظرات سياستمداران
دكتر محمد الهندي عضو كادر سياسي جنبش جهاد اسلامي ميگويد كه ترور رهبران حماس ممكن است تاثيري گذرا بر آن داشته باشد و شايد به اين علت با بحراني موقت مواجه شود، اما براي دراز مدت با توجه به حمايت گسترده مردمي از آن، مقتدرانهتر وارد صحنه خواهد شد. همچنين استاد اسماعيل هنيه از رهبران بارز حماس تاكيد ميكند كه اين جنبش نسل جديدي از رهبران توانا و مديران لايقي را كه قادر به اداره امور حماس هستند، تربيت و براي حضور در صحنه آماده كرده است و حتي در صورت ترور كليه رهبران كنوني خود توسط نيروهاي اشغالگر صهيونيست با مشكلي نخواهد شد.
وي ميافزايد كه حماس جنبشي مردمي است كه قدرت خود را از مردم ميگيرد و خود را براي هر شرايطي آماده كرده است و خيل عظيمي از رهبران را در اختيار دارد و ترور آنها، هرگز تغييري در مسير و سياستهاي اين جنبش ايجاد نميكند.
وي تاكيد ميكند كه ترور شيخ احمد ياسين و دكتر عبدالعزيز رنتيسي خسارت بزرگي براي حماس محسوب ميشود و مبارزان اين جنبش انتقام خون آنها را خواهند گرفت، اما نه از باب واكنش ؛ چرا كه مقاومت جزو سياستهاي اصولي اين جنبش است و در هر صورتي به مبارزه و جهاد ادامه خواهد داد. وي در ادامه ميافزايد كه تهديد دشمن صهيونيستي به ترور كليه رهبران حماس در داخل و خارج از فلسطين، سياست و راهبرد اين جنبش را كه متوجه تبعات راه جهاد و مقاومت است، تغيير نخواهد داد.
با وجود اين كه حماس تدابير شديد امنيتي اتخاذ كرده و به اين علت از اعلام اسم رهبر جديد خود در نوار غزه (جانشين دكتر رنتيسي) خودداري ميكند و كليه تحركات رهبران و اعضاي آن با رعايت اصول امنيتي و احتياطات لازم صورت ميگيرد و در هيچ صورتي از تلفنهاي همراه استفاده نميشود، اما فعاليت سياسي آن متوقف نشده است و مدام در جلسات كميته پيگيري انتفاضه شركت و جمهور فلسطينيان را به ضرورت پيگيري و مجازات مزدوران تشويق ميكند و در نشست سران عرب و مقابله با حمله صهيونيستها به محله الزيتون و اردوگاه رفح نيز حضوري فعالانه داشت و راهپيماييهاي باشكوهي را براي كمك به ساكنان الزيتون و رفح برگزار كرد و برخي از رهبران بلندپايهاش با در نظر گرفتن احتياطات لازم و دقيق، در اين راهپيماييها شركت و جمعيتهاي خيريه نيز به نوبه خود كمكهاي زيادي به خانوادههاي آسيبديده در اين مناطق ارائه كردند.
در اينجا بايد به عملكرد مثبت و حائز اهميت رهبران سياسي حماس به خصوص در برهه اخير، از جمله ارائه طرحي براي اداره نوار غزه پس از عقبنشيني احتمالي صهيونيستها، مشاركت در امر تصميمگيري و اعلام موجوديت در نشست سران عرب (در ضمن هيأت فلسطيني) اشاره كرد. اين مسأله دشمن صهيونيستي و حكومت آمريكا را به شدت نگران ساخته است ؛ تا جايي كه مخالفت خود را با مشاركت حماس در نهادهاي دولتي و سياسي اعلام كردند.
محاصره
از سوي ديگر، حكومت آمريكا و دشمن صهيونيستي و اتحاديه اروپا سعي ميكنند، منابع مالي حماس را بلوكه كنند. گنجاندن نام اين جنبش در ليست سياه (گروههاي تروريست)، فشار دولت آمريكا بر كشورهاي عربي و غربي براي بلوكهكردن داراييهاي آن، خودداري برخي رژيمهاي عربي و اسلامي از كمكهاي آشكار و پنهان به اين جنبش از ترس متهمشدن به حمايت از تروريسم و بلوكهشدن اموال مؤسسات اسلامي و خيريه فلسطين به اتهام ارتباط آنها با حماس، باعث كاهش منابع مالي اين جنبش شد ؛ به گونهاي كه چند روز قبل از ترور دكتر رنتيسي مجبور شد اقدام به جمعآوري كمكهاي مالي فلسطينيان كند. از اين طريق موفق شد كه سه ميليون دلار كمك جمعآوري كرد كه با توجه به نيازهاي مجاهدان براي خريد سلاح، مواد منفجره و گلوله و اجراي عملياتهايي كه برخي از آنها به دهها هزار دلار نياز دارد، مبلغ هنگفتي به شمار ميرود.
پابرجايي و پايبندي حماس به برنامهها و سياستهاي اصولي خود و مقاومت و وارد نشدن در ميدان باجدهي و مذاكرات پس از اين ضربات سنگين، نشانگر عزم و اراده پولادين اين جنبش و رهبران جديد بر ادامه راه جهاد و مبارزه است كه همواره تاكيد ميكنند كه تاخير در پاسخ به ترورهاي صورت گرفته به شرايط خاص نيروهاي مقاومت باز ميگردد و احتمال دارد در هر لحظه ممكن شرايط اجازه چنين عملياتهايي را بدهد و پاسخ مناسبي به اين جنايتها داده شود.
برخي تنها حماس را با قدرت نظامي آن و وارد آوردن ضربات سنگين به اشغالگران ميشناسند، گر چه اين نوعي ظلم به حماس است، اما با توجه به اين كه اين جنبش در اجراي عملياتهاي بينظير در عمق ”اسرائيل“ و عمل به وعدههايش شهره خاص و عام است، تاخير آن در عملياتهاي انتقامي منطقي و قابل توجيه است. شايد اين عملياتها به تاخير بيافتد، اما به اجرا درخواهد آمد و رهبران دشمن نيز يقين دارند كه چنين عملياتهايي در راه است و نميتوان جلو آن را گرفت. در اجراي اين عملياتها تنها مسأله وقت مطرح است و پاسخهاي منحصر به فرد به برنامهريزي عالي براي اجراي عملياتهاي متناسب با حجم جنايت و اهميت رهبران نياز دارد. چند تن از رهبران حماس نيز به اين نكته اشاره كرده و گفتهاند كه در پاسخ به ترور امام شهيد احمد ياسين و دكتر رنتيسي هيچ خط قرمزي وجود ندارد.
از جمله تدابيري كه حماس به تازگي اتخاذ كرده است، ميتوان به وضع شيوههاي جديد براي فعاليت گردانهاي شهيد عزالدين قسام، ساماندهي امور آن براي اداره نبرد با اشغالگران در حين حمله آنها به مناطق فلسطيني، شيوه فعاليت و پاسخ به ترورها و پيشگيري از هر گونه خطر احتمالي اشاره كرد.
از سوي ديگر، مجاهدان اين جنبش براي مقابله با هر گونه حمله گسترده صهيونيستها به دنبال اجراي عملياتهاي تلافيجويانه نسبت به ترور رهبرانش كه ممكن است به اشغال مجدد نوار غزه بيانجامد، آمادگي لازم را دارند.
ناظران سياسي معتقدند كه طبيعت و نوع پاسخي كه گردانهاي قسام شاخه نظامي حماس براي آن برنامهريزي ميكند، باعث به تاخير افتادن اين عمليات شده است ؛ چرا كه پاسخ كوبنده و بزرگ و متناسب با حجم جنايت به وقت زيادي براي برنامهريزي واجراي عالي نياز دارد. بايد گفت كه برنامهريزي براي اجراي عملياتهاي گسترده و بينظير به اين آساني هم نيست و داراي پيچيدگي خاص خود است. برخي ديگر معتقدند كه حماس به علت تدابير شديد امنيتي سرويسهاي امنيتي دشمن صهيونيستي با مشكلات زيادي مواجه است و اين مسأله عامل اصلي به تاخير افتادن پاسخ اين جنبش به ترور رهبرانش است.
شيخ سعيد صيام از رهبران جنبش حماس در اين باره ميگويد كه علت به تاخير افتادن پاسخ جنبش حماس به تاكتيكهاي شاخه نظامي آن و تلاش اين جنبش براي پاسخ كوبنده و منحصر به فرد و متناسب با حجم اين جنايتها بر ميگردد. وي همچنين گفته است:”پاسخهاي منحصر به فرد و متمايز حماس امر جديدي نيست و همه ميدانند كه پاسخها و عملياتهاي تلافيجويانه حماس بينظير و هولناك است.“ همين مسأله باعث شده است كه خبرنگار صهيونيستي داني روبنشتاين در روزنامه عبري هاآرتص به دنبال ترور دكتر رنتيسي بگويد: اين حماس است كه پيروز شده است.
زئيف شيو برجستهترين تحليلگر نظامي روزنامه هاآرتص نيز گفته است كه حماس عليرغم ضربات سنگيني كه متحمل شده است، همچنان ميتواند كه ”اسرائيل“ را (با عملياتهاي خود) غافلگير كند.
آري! اين همان جنگ پنهان مغزها و سرويسهاي اطلاعاتي رژيم اشغالگر قدس و سازمانهاي اطلاعاتي بين المللي با حماس است ؛ جنبشي كه ثابت كرده است هر كه به آن دل بندد، زيان نميكند.
