عبدالعزيز رنتيسي ... احياگر تاريخ
به قلم: عبدالقادر ياسين نويسنده فلسطيني
شهادت دكتر عبدالعزيز رنتيسي رهبر حماس در نوار غزه ياد و خاطره مجاهد نستوه و سردار رشيد عبدالقادر الحسيني را در اذهان زنده ميكند. همان گونه كه همه ميدانند وقتي عبدالقادر حسيني با مبارزات خود از عزت و شرافت جهان عرب دفاع ميكرد، كشورهاي عربي از خود خساست به خرج دادند و از كمك به مبارزان قهرمان فلسطيني خودداري كردند. عبدالقادر حسيني براي اين كه قدس به دست دشمنان نيفتد، بارها از ستاد كل فرماندهي خواستار پشتيباني لجستيكي شد كه با تعلل فرماندهان عرب مواجه شد. حسيني به دنبال دريافت خبر سقوط شهر القسطل كاسه صبرش لبريز شد و پس از بازگشت به قدس اعلام كرد كه با وجود كمبود سلاح و مهمات تا پاي جان و آخرين قطره خون ميجنگد. ضمنا اين كشورهاي عربي بودند كه با دستان خود شكست در برابر گروهكهاي صهيونيست را در كارنامهشان به ثبت رساندند. اتحاديه عرب در اولين نشست خود پس از تصويب طرح تقسيم فلسطين توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد در تاريخ 29/11/1947 شمار سربازان صهيونيست را 64000 نفر برآورد كرد ( البته شمار 68 هزار صهيونيست نيز نيروهاي ذخيره رژيم اشغالگر قدس را تشكيل مي دادند.) و براي مقابله با اين نيروها، تنها بيست هزار سرباز از پنج كشور عربي رهسپار اين منطقه شدند، اين در حالي بود كه قانون جنگ ايجاب ميكرد كه كشورهاي عربي حداقل براي مبارزه با رژيم صهيونيستي شمار سربازان خود را به هفت برابر اين ميزان برساندند. بايد در كنار اين مشكل به ضعف تسليحاتي، ناپختگي نيروهاي عربي و عدم آشنايي آنها با منطقه اشاره كرد. از سوي ديگر، برخي ارتشهاي عربي نميدانستند كه علت حضورشان در اين منطقه چيست. حتي برخي فرماندهان عرب ميگويند برخي از سربازان گمان ميكردند كه براي مانور نظامي به اين كشور آمدهاند و جالب اين جاست كه برخي ديگر از فرماندهان به سربازان خود گفته بودند كه براي تفريح و گردش راهي فلسطين ميشوند. از همه بدتر اين كه نيروهاي نظامي جهان عرب زير نظر يك ستاد فرماندهي نبودند، بلكه پنج ستاد فرماندهي به صورت جداگانه جنگ را فرماندهي ميكردند. اين در حالي بود كه نظاميان صهيونيست زير نظر يك ستاد فرماندهي فعاليت ميكردند. نظاميان عرب به جاي اين كه از آشنايي كامل اهالي فلسطين با منطقه استفاده كنند به آنها كمترين توجهي نكردند و حتي از مبارزان فلسطيني خواستند كه سلاحهاي خود را بر زمين گذارند و هر كس كه از اين كار امتناع ميكرد، به زندان ميافتاد. گفتني است كه بيشتر اهالي فلسطين مسلح بودند و حتي پيش از حضور نيروهاي عرب با گروهكهاي صهيونيستي مبارزه ميكردند.
يكي ديگر از عوامل شكست و نكات مهم در اين جنگ، اظهارات رئيس جمهور وقت سوريه بود. وي در پيام خود، خطاب به سلاطين و روساي جمهور كشورهاي عربي گفته بود كه ارتش نجاتبخش به تنهايي براي دفاع از فلسطين كافي است و ديگر نيازي به ارسال نيرو به منطقه نيست. پس از شكست مفتضحانه ارتشهاي عربي فوزي الناوقچي افسر لبناني و فرمانده ارتش به اصطلاح نجاتبخش عربي به تنهايي مسئوليت شكست جهان عرب در برابر رژيم صهيونيستي را پذيرفت و دولتهاي عربي را نيز از پذيرفتن مسئوليت شكست نجات داد.
چرا؟
بي گمان تنها عاملي كه به شارون اين جرات را داد جنايتي اين چنين را مرتكب شود، چيزي به جز چراغ سبز آمريكا و سكوت محافل رسمي جهان عرب نبود. دولت آمريكا مدتهاست كه با حمايت از دولت شارون دست اين جنايتكار سفاك را براي ترور رهبران فلسطين از جمله مردان بزرگي چون ابو علي مصطفي، جمال منصور، جمال سليم، ابراهيم المقادمه،صلاح شحاره، اسماعيل ابو شنب و شهيد شيخ احمد ياسين باز گذاشته است. رژيم اشغالگر قدس با استفاده از حمايتهاي خالصانه و بيدريغ آمريكا در طول انتفاضه توانست كه بيش از دويست فرمانده و فعال برجسته فلسطيني را ترور كند.
علاوه بر اين چراغ سبزهاي آمريكا، ميبينيم كه جهان عرب نيز عاجزانه عمل ميكند و تنها كاري را كه در برابر جنايتهاي اين سفاك قرن بيست و يكم انجام ميدهد گلايه از حكومت آمريكا به خاطر حمايت و جانبداريهاي آشكار از رژيم صهيونيستي است، يا اين كه مساله را با برپايي راهپيمايي مسالمت آميز خاتمه ميدهد. عمرو موسي دبير اتحاديه عرب در تنها اقدام خود از كشورهاي جهان و جامعه بين الملل خواست كه واكنشي جدي در مقابل اين مساله نشان دهند، اين در حالي بود كه چشم خود را از وظيفه خطير جهان عرب و جوامع عربي در قبال اين مسأله بست. انگار كه مساله فلسطين مساله جهان عرب نيست، بلكه مشكل يك كشور بيگانه است و مردم فلسطين در در يك كشور عربي نميجنگند و از نخستين قبله مسلمانان جهان، سومين حرم شريف الهي، زادگاه مسيح و به قول “رمسيس دوم، پادشاه مصر” و “ابراهيم پاشا، رهبر مشهور مصري” از خط مقدم جبهه محافظت از مصر دفاع نميكنند. اين بياعتناييها باعث شده است كه مردم فلسطين به تنهايي و به نمايندگي از طرف تمامي كشورهاي عربي و اسلامي با دشمنان اسلام و مسلمين مبارزه كنند و اين در حالي است كه حاكمان اين كشورها هرگز به جنايتهايي كه در فلسطين ميشود، توجهي ندارند و اگر حتي براي لحظهاي به آن توجهي مبذول دارند آن گونه از آن سخن ميگويند كه عرق شرم بر جبين مينشيند.
فلسطين با از دست دادن شخصيتي عظيم هم چون دكتر رنتيسي به سوگ يكي از دلاورترين رهبران خود نشست. اما در اين ميان توجه به اين نكته كه رژيم صهيونيستي از كشتن و به شهادت رساندن دكتر رنتيسي چه اهدافي را دنبال ميكرد، ضروري مينمايد. از جمله اهداف اين رژيم از چنين عمل پليدي بيان اين نكته بود كه فلسطينيها و گروههاي مقاومت در مقابل عقبنشيني از نوار غزه بهاي گزافي پرداختهاند. ضمن اين كه ترور مردان مقاومت و مبارزه فلسطين به مثابه دخالت مستقيم در امور داخلي فلسطين و تغيير آن بر اساس مصالح صهيونيستهاست و اين دقيقا همان سياستي است كه اشغالگران صهيونيست با ترور كمال عدوان، محمد يوسف النجار و كمال ناصر در سال 1973، ابوجهاد در تونس به سال 2004، صلاح خلف (ابو اياد) در سال 1991 در تونس و ماجد ابو شرار در 1981 در رم دنبال ميكرد. به اين معنا كه رژيم صهيونيستي به دنبال واگذاري قدرت به هواداران و مزدوران خود است و براي اين مهم تلاش ميكند. (و ابتدا دشمنانش را از بين ميبرد و سپس مزدوران خود را سر كار ميآورد) بيگمان حضور عدهاي سازشكار در اداره نوار غزه نيز زياني براي مسئولان صهيونيست در پي نخواهد داشت و اين فرصت را به رژيم اشغالگر قدس ميدهد كه تمامي قطعنامهها و قوانين بينالمللي را زير پا گذاشته و كار تعقيب رهبران مقاومت فلسطيني و ترور آنان را به مزدوران خود بسپارد و با اتخاذ اين شيوه ـ استفاده از عروسك هاي دست ساز خود ـ امنيت خود و شهرك نشينان صهيونيست را تامين كند.
پس چه بايد كرد؟
بيگمان با تكرار جمله مشهور ”ما بيدي نيستيم كه با اين بادها بلرزيم“ (شعار عرفات) و شعارهايي از اين دست، نميتوان پيروزي را به دست آورد و حتي نميتوان روند تجاوزات دشمن را متوقف ساخت و از سوي ديگر، با اين كه ملت قهرمان فلسطين در راه آرمانهاي خود ميجنگد و جوانان اين مرز و بوم عاشق شهادت و كشته شدن در راه خدا هستند ولي نميتوان از ديگر وسايل و ابزارهاي ممكن صرف نظر كرد. ملت فلسطين از همه مهمتر به يك جبهه متحد و متشكل از تمامي گروههاي مبارز فلسطيني و در كنار آن حضور رهبري يكپارچه و قدرتمند كه تمامي طيفهاي سياسي را در كشور خون، سنگ و گلوله گرد هم آورد، نياز دارد. ضمنا اين رهبري واحد بايد يك استراتژي مناسب را در برخورد با دشمنان جهان اسلام اتخاذ و نقش بارز خود را در زمينه جلب حمايت و همكاري با كشورهاي عربي در دفاع از خط مقدم دفاع از جهان عرب ايفا نمايد تا مبادا خون شهيد دكتر رنتيسي و دهها هزار شهيد ديگر كه خاك فلسطين را با خون مطهرشان آبياري كردند، به هدر رود.
جهان عرب بايد به جاي گلايه از دولت آمريكا و يا تشويق اتحاديه اروپا بر اتخاذ موضعي قاطع و محكم در برابر رژيم اشغالگر قدس، خود موضعي يكپارچه را در برابر دشمن در پيش گرفته و به منافع اقتصادي استعمارگران در كشورهاي عربي ضربهاي سنگين وارد نمايد. در نهايت بايد گفت كه تنها با انجام اين كار ميتوان ياد شهدا از جمله شهيد دكتر رنتيسي را زنده نگاه داشت و الله قادر بكل شيء.
