احلام التميمي بانوي اسير فلسطيني به شانزده بار حبس ابد محکوم شد
دادگاه نظامي رژيم صهيونيستي "اوفر" با صدور حكمي احلام التميمي از اعضاي گردانهاي قسام را به شانزده بار حبس ابد محکوم کرد. منابع آگاه فلسطيني در اين باره گفتند:” احلام از اهالي روستاي صالح واقع در شمال رامالله در تاريخ 14/9/2001 به اسارت نيروهاي صهيونيست درآمد و به اتهام به هلاکت رساندن 15 صهيونيست به 15 بار حبس ابد محکوم شد. يعني به ازاي کشته شدن هر صهيونيست به يک بار حبس ابد محکوم گرديد و حبس شانزدهم مجروح شدن شمار ديگري از صهيونيستها در اين عمليات بود.“
ايليا تئودوري وکيل مدافع اين بانوي فلسطيني گفت که دادستان نظامي دادگاه از قاضي خواست که شديدترين مجازات را در مورد وي صادر کند، تا تمام زندگياش را در زندان به سر برد. اين بانوي مجاهد قسامي مسؤوليت انتقال شهيد عزالدين شهيل المصري را به رستوران سابارو واقع در قدس غربي به عهده داشت. المصري از اهالي جنين بود و در تاريخ 9/8/2001 در اين رستوران دست به عملياتشهادت طلبانه زد و 15 صهيونيست را به هلاكت رسانده و دهها نفر ديگر را زخمي كرد.
گفتني است که احلام دانشجوي رشته روزنامهنگاري دانشگاه بيرزيت با همکاري هم کلاسي خود محمد دغلس، اين شهادت طلب فلسطيني را به اين منطقه منتقل کرد. محمد دغلس نيز به شانزده بار حبس ابد محکوم شده است.
احلام سمبل مقاومت و پايداري
احلام در حالتي در برابر دادگاه صهيونيستي حاضر شد که دستگاه قضايي رژيم صهيونيستي را به باد تمسخر گرفته بود و مدام رو به قضات صهيونيستي ميگفت:”از نظر بنده اين دادگاه صلاحيت قضاوت را ندارد و تمامي احکامي که توسط اين دادگاه صادر ميشود، در نظر بنده از هيچ گونه مشروعيت قانوني برخوردار نيست.“
برادر اين بانوي فلسطيني که در جلسه دادگاه حاضر بود، در اين باره اظهار داشت:”خواهرم با تمامي اتهاماتي که قضات صهيونيستي قرائت ميكردند، با تمسخر برخورد ميکرد، البته اين مساله باعث شد که آتش خشم و غضب هر چه بيشتر در وجود صهيونيستها شعلهور شود ؛ تا جايي که قاضي و هيات منصفه دادگاه او را به تمسخر رژيم صهيونيستي متهم کردند. از سوي ديگر، احلام پاسخهاي تندي به ادعاهاي دادستان نظامي دادگاه ميداد و قهرمانانه در برابر آنها ايستاد.“
محمد در ادامه اظهار داشت:” احلام پس از قرائت برخي از آيات قرآن كريم در رابطه با جهاد و مقاومت، رو به قاضي کرد و گفت: قصد ندارم که خودم را معرفي کنم و درباره هويتم و سن و سالم چيزي بگويم. من ميخواهم خود را با کارهايم براي شما معرفي کنم، کارها و اقداماتي که شما به خوبي با آن آشناييد و من اين را از چشماني که با خشم به من مينگرند ميخوانم. با اين حال خوشحالم. آيا ميدانيد که اين خوشحالي و مسرت به چه خاطر است؟ آري علت اين خوشحاليم از آن روست که شما را اين گونه عصباني كردهام. من در به هلاکت رساندن 15 صهيونيست و زخمي شدن 122 نفر ديگر دست داشتم. البته اين اعداد و اين مقدار مقابل شمار کساني که شما کشتهايد و به شهادت رساندهايد، بسيار اندک است. شما مرا متهم ميکنيد که قلب و احساس ندارم حال خود قضاوت کنيد، کدام يک قلب و احساس نداريم.
شما که مرا به بياحساسي متهم ميکنيد، پس در آن هنگام که کودکان و زنان بيگناه را در جنين، رفح، رام الله و حرم ابراهيمي قرباني ميکرديد، قلب و احساستان کجا بود؟
وي در ادامه افزود که اگر قرار باشد در آخرت ـ همانگونه که شما مدعي هستيد ـ در جهنم جايم دهند، ولي اين را بدانيد که من در جهنم با شما ملاقات نخواهم کرد، بلکه در آن هنگام شما را در حالتي خواهم ديد که در ميان شعلههاي بي امان آتش ميسوزيد و بدانيد آن آتش چيزي نيست به جز اعمال و جنايتهايي که شما در حق مظلومان فلسطيني انجام دادهايد.
من نامم احلام (رويا) است و دوست دارم که روياي ملت فلسطين را برآورده کنم ؛ رويايي که به جز با بيرون راندن شما برآورده نخواهد شد. من در زندان خواهم ماند تا قلبهاي شما را بسوزانم و هنگامي که فرشتگان مرا به بهشت خواهند برد و ماواي شما نيز به جز آتش جايي ديگر نخواهد بود. به اميد آن روز که شما را در ميان شعلههاي آتش ببينم.“
