شهيد حسن‌ سعد

کد خبر: ۱۱۱۶۵۰
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۸۵ - ۱۲:۳۶ - 05December 2006

بسم‌الله الرحمن الرحيم‌
از ميان‌ صخره‌ها، و از پشت‌ سرحدات‌ و چند ساعت‌ قبل‌ از حركت‌، فرصت‌ را غنيمت‌ شمرده‌ تا وصيتي‌ بنويسم‌، كه‌ به‌ اميد خدا ان‌شاءالله‌ آخرين‌وصيتم‌ خواهد بود.
با عجله‌ چند جمله‌ مختصر مي‌نويسم‌؛ هر چند دوست‌ داشتم‌ بيشتر بنويسم‌ تا كلامم‌ به‌ مثابه‌ كلامي‌ حق‌ در ميان‌ هموطنانم‌ رايج‌ و شايع‌ گردد، تا زبان‌ كساني‌ را كه‌ ادعاي‌ فيلسوف‌ بودن‌ مي‌كنند، ببندد و عاملين‌ بي‌ صدا را كه ‌در كمال‌ بي‌ادعايي‌ به‌ كار خود مشغول‌ هستند، سربلند و عزير گرداند. ولي ‌متأسفانه‌ درحالي‌ مشغول‌ نوشتن‌ مي‌باشم‌ كه‌ بعضي‌ كارهاي‌ قبل‌ از رفتن‌، برزمين‌ مانده‌ است‌.
من‌ به‌ همه‌ مردم‌ مي‌گويم‌ كه‌ خون‌ امام‌ حسين‌(ع‌) به‌ هدر نرفته‌ ونخواهد رفت‌؛ بلكه‌ نسل‌ها و قهرمانان‌ و مجاهدان‌، علما و شهيداني‌ را ياري‌ ومساعدت‌ كرده‌ تا انقلاب‌ به‌ پيروزي‌ رسيده‌ و پرچم‌ پروردگار رحمن‌ را بر روي‌ زمينش‌ برافراشته‌ كرده‌، شعله‌ هدايت‌ را روشن‌ گردانيده‌ و راه‌هاي‌ گمراهي‌ را مسدود ساخته‌ است‌. به‌ اميد خداوند متعال‌ ما شاهد صلح‌ در همه‌ جهان‌، و برقراري‌ حكومت‌ الهي‌ بر روي‌ زمين‌ خواهيم‌ بود. ان‌شاءالله به ‌زودي‌ امام‌ منتظر (عج‌) در كربلا و همين‌ طور كربلاي‌ جبل‌ عامل‌ و در قدس‌ شريف‌، به‌نماز خواهد ايستاد؛ و ان‌‌شاءالله‌ به‌ زودي‌ زود مؤمنين‌ را عزيز و گرامي‌، وكافران‌ را ذليل‌ و خوار گردانيد؛ چرا كه‌ خداوند ياري‌ رسان‌ است‌.
برادران‌ ديني‌ام‌!
راه‌ ما، راه‌ سخت‌ و در عين‌ حال‌ پرشكوهي‌ است‌. راه‌ بهشت‌ و فردوس‌ و راحتي‌ ابدي‌ است‌. راهي‌ كه‌ بايد با خون‌ پاكتان‌ آن‌ را اصلاح‌ كنيد و شبانگاهان ‌و در دل‌ دشت‌ها، آن‌ را بپيماييد؛ درحالي‌ كه‌ به‌ بالاترين‌ درجه‌ از علم‌ يقين‌داريد كه‌، ما گرامي‌تر و برتر از اباعبدالله الحسين‌(ع‌) نيستيم‌.
خانواده‌ عزيزم‌!
مرا ببخشيد؛ چرا كه‌ نسبت‌ به‌ شما جفا و بي‌ وفايي‌ كرده‌ و از شما دور بودم‌. از چندين‌ ماه‌ پيش‌ به‌ اين‌ طرف‌، در كنار شما نبوده‌ام‌ و اين‌ همه‌، به‌خاطر كاري‌ است‌ كه‌ بر عهده‌ گرفته‌ام‌ كه‌ اميدوارم‌ در راه‌ خدا بوده‌ باشد و شماهم‌ به‌ خاطر اين‌ صبر، ماجور باشيد كه‌، برترين‌ و بهترين‌ منزلگاه‌، آخرت‌است‌.
اين‌ كلمات‌ را درحالي‌ بر زبان‌ مي‌رانم‌ كه‌ در شُرُف‌ حركت‌ هستم‌. اين چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ شما توصيه‌ مي‌كنم‌؛ اما از آنچه‌ كه‌ دارم‌، مادرم‌ هر مقداري‌ را كه‌ بخواهد بردارد و باقي‌ را پدرم‌ در راه‌ خدا داده‌ و براي‌ كار خير استفاده‌ كند. در آخر دعا مي‌كنم‌ كه‌ او را با بدني‌ سالم‌ ملاقات‌ نكنم‌؛ درحالي‌ كه‌ مولايم ‌اباعبدالله‌ با سر بريده‌ به‌ نزدش‌ شتافت‌.
خداوندا!
مرگم‌ را در راه‌ خودت‌، درحالي‌ كه‌ قطعه‌ قطعه‌ و ذره‌ ذره‌ شده‌ام‌، قرار بده ‌كه‌ غير خودت‌ را توانايي‌ بر جمع‌ آوري‌ بدنم‌ نباشد.
يارب‌ العالمين‌           
برادرتان‌ حسن‌ سعد (ثائر)

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین