صدام در آخرين ساعات عمرخود خواستار گفتوگو با يک مقام آمريکايي بود
به قلم دكتر عاطف ابراهیم عدوان استاد علوم سیاسی دانشگاه اسلامی فوریه 2005م.
بدون شك هنگامی كه یك كشور اسلامی یا بخشی از آن در معرض جنگ یا اشغال از سوی دشمن قرار گیرد, جهاد در راه خداوند برای مردم آن كشور واجب عینی بوده و میبایست از خود دفاع و به هر طریق ممكن دست متجاوزان را از سرزمین خود كوتاه كنند. خطمشی اخوان المسلمین نیز كه دین اسلام شالوده و اساس برنامههای سیاسی و غیر سیاسی آن را تشكیل میدهد, اینگونه است.
علامه یوسف قرضاوی در كتاب خود ”الاخوان المسلمون“ میگوید: جنبش اسلامی در راستای احیای مفهوم جهاد در راه خدا, تلاش بسیاری كرده است و از منظر این جنبش جهاد اسلامی نه تنها جهاد با نفس بلكه جهاد علیه نیروهای سلطهطلب و طغیانگر داخلی و خارجی است. جنبش اسلامی در مقوله جهاد به دو اصل اساسی پایبند است: 1ـ تحقق اندیشه اسلامی 2ـ آزادی سرزمین اسلامی.
تحقق اندیشه اسلامی به معنای تشكیل یك زندگی سالم و آبرومندانه بر پایه دین اسلام است و آزادی میهن یعنی آزادی تمامی سرزمینهای اسلامی كه میبایست از سلطه نیروهای كافر و بیگاه آزاد شود و حكم این مساله برای تمامی مردم آن سرزمین واجب عینی است. گذشته از این مسلمانان جهان نیز وظیفه دارند كه در حد توان به سرزمینی كه مورد تعرض دشمن قرار گرفته است، كمك كنند. تا در نهایت پیروزی نصیب اهلش شود. شعار و آرم جنبش اسلامی اخوان المسلمین برگرفته از آیهای از قرآن كریم است ”و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه“ كه دو شمشیر اطراف آن را احاطه كرده و رسالت اصلی این جنبش بر این جمله استوار است ” جهاد راه و شهادت در راه خداوند بهترین آروزی ماست.“ (1) جنبش اخوان برای تحقق بخشیدن به رسالت والای خود, در مناطق مختلفی وارد پیكار و جهاد با دشمنان شده است. مانند جنگ 1948م. در فلسطین اشغالی, نبرد با انگلستان درمصر, جنگ با روسها در افغانستان, جنگ با نیروهای آمریكایی در عراق و مبارزه با یهودیان برای آزادسازی سرزمین انبیا از لوث وجود صهیونیستها در سرزمین مقدس فلسطین.
شیخ احمد یاسین با برخورداری از ادراك و شعور اسلامی خود آن هنگام كه جنبش حماس را در فلسطین رهبری میكردند, دریافتند كه مداومت بر این سیاست امری واجب است. امام احمد نیز مانند تمامی مجاهدان در راه حق به خوبی میدانستند كه جهاد در راه خدا به ملتها زندگی دوباره میبخشد. این اندیشه لحظهای از ذهن ایشان خارج نگشت. امام احمد درباره جهاد میگفتند: ”اگر كسی به خیال واهی گمان كند كه ملت فلسطین روزی از سرزمین و حقوق حقه خود دست بر میدارد, كاملا در اشتباه است و هرگونه چشمپوشی از حقوق فلسطینیان امری مردود بوده و مقاومت باید تا رانده شدن كامل اشغالگران از سرزمین و مقدسات فلسطین ادامه یابد.“ (2)
شهید شیخ احمد یاسین همیشه گوشزد میكردند:” جهاد در راه آزادی فلسطین حد و مرزی نمیشناسد و بالاخره نصرت الهی بسان صبحی صادق, روزی فرا میرسد. روش دیگر غیر از تسلیم شدن و گوش به فرمان دشمن دادن وجود دارد: جهاد و شهادت. شیخ احمد بر این باور بودند كه مقاومت علیه متجاوزان, حد وسطی ندارد و نمیتوان با دشمن از در آشتی و صلح وارد شد بلكه تنها راه نجات و خلاصی ملت فلسطین, شلیك گلوله (مقاومت) است.“ (3) ایشان همواره تاكید میكردند: ”تمامی تلاشها میبایست در این زمینه متمركز شود و هرگز اجازه نخواهند داد تا مسائل حاشیهای بر هدف حقیقی یعنی مبارزه با اشغالگری فایق آید.“ (4)
شیخ احمد ترویج روحیه جهادی در یك ملت را به تماس آتش با طلا تشبیه كردند كه تمام ناخالصیها را علیرغم سختی و گستردگی آن, از بین میبرد.
روشی را كه امام احمد با كمك یاران باوفایشان برای خود برگزیدند, جهاد بود كه بدون توقف باید ادامه یابد. تاسیس یك جنبش برای جوانان با استناد بر این دیدگاه, امری ضروری به نظر میرسید. بنابراین چارهای نبود جز آنكه جوانان از نظر فكری و عقیدتی خوب پرورش یافته و بذر ایثار و جانفشانی در نهاد آنان پاشیده شود. شیخ احمد در میان دو خط متقابل هم قرار داشتند:
1ـ آغاز جهاد 2ـ پرورش ایمان لازم برای آن.
ایشان در هر زمینه و همگام با روش كلی دعوتگری به خوبی پیش رفتند. جهاد كاری بس بزرگ است كه با فراهم شدن مقدمات روحی و ایمانی و سپس وجود سلاح و آموزشهای مناسب آغاز میشود.
آغاز فعالیتهای نظامی امام احمد یاسین
”شیخ احمد با وجود ناتوانی جسمیشان, اما بسیار پرتوان در راه جهاد گام بر میداشتند ؛ چرا كه جهاد مایه عزت و افتخار برای ملت فلسطین و تمامی امتهای اسلامی است. جهاد تنها راه تحقق آزادی از قید و بند اشغالگران است. چنین اندیشهای از همان آغاز بهار زندگانی شیخ احمد با وجود مباركشان عجین گشته بود. در سن 20 سالگی به هنگام وقوع جنگ سه جانبه, در فعالیتهای جهادی از جمله تظاهراتی كه در شهر غزه علیه اشغالگران برگزار شد, شركت كردند. شیخ احمد در این تظاهرات خلاقیت خود را در فن سخنوری و تشكیلاتی به رخ كشیدند. ایشان به همراه طرفداران خود توانستند با مساله نظارت بین المللی بر غزه مخالفت و بر نظارت دولت مصر در این شهر تاكید كنند.“ (5)
یكی از طرفداران شیخ احمد كه ایشان را در كارها یاری میرساند, میگوید: ”در هر جلسهای كه برگزار میشد هنگامی كه میشنیدیم شیخ احمد قصد جنگ و جهاد دارد, ایشان را سرزنش میكردیم.“(6)
امام احمد پس از جنگ 1967م. از اینكه میدیدند گروههای غیر اسلامگرای مقاومت وابسته به سازمان آزادی بخش فلسطین آنگونه جهاد را آغاز كرده بودند ولی هنوز جماعت اخوان المسلمین دست به چنین كاری نزده است, بسیار احساس شرم میكردند. طرفداران شیخ معتقد بودند كه دعوتگری هنوز به مرحله مناسب خود در زمینههای آموزش و پرورش جوانان و تهیه سلاح نرسیده است، بلكه باید منتظر فرصت مناسب بود. ایشان تلاش میكردند تا خود و دیگران را به صبر و اینكه جهاد در راه خداوند حكمی واجب از نظر دین بوده و هر فرد فلسطینی باید با ایمان راسخ و آمادگی كامل و نه با عواطف و احساسات جهاد كند, دعوت نماید.
ایشان در این راستا در برخی كارها زمام كار را در دست گرفتند. برخی از اعضای حماس را به عضویت سازمانهای مقاومت فلسطین درآوردند تا از این طریق با فراگیری علوم و تمرینات نظامی, اطلاعات و تجربیات خود را در خدمت این جنبش قرار دهند. ایشان در دیدارهای خود با این دسته از جوانان, احساس افتخار و رغبت پیدا میكردند تا شخصا در عملیات نظامی شركت كنند.
برخی اسباب از جمله انتقاد گروههای ملی, شیخ را هرچه بیشتر به جهاد و مبارزه وادار میكرد. آنها اسلامگرایان را ترسو, تن پرور و ارتجاعی مینامیدند.
”در آغاز دهه هشتاد میلادی زمینه برای فعالیتهای اسلامی فراهم شد. سازمانی را كه امام احمد تشكیل دادند روز به روز به رشد و بلوغ فكری و عقیدتی میرسید. سركوب نیروهای انقلابی فلسطین در لبنان و آواره شدن آنان در سرزمینهای عربی و به دنبال آن كشتارهای پی در پی مردم در صبرا و شاتیلا باعث شد تا ایشان قاطعانه در فكر آغاز عملیات نظامی باشند.
امام احمد عملیات نظامی دیگر گروههای مقاومت را هیچگاه تحقیر نكردند, اما به اعتقاد ایشان هر جهادی كه به دور از دیدگاه اسلامی باشد, ناقص و گمراه كننده است. بر اساس همین اصل ایشان با ساف اختلاف نظر داشتند. امام احمد میگفتند كه با ساف تنها در عمل به تعالیم اسلام اختلاف دارند. ایشان از سازمان آزادیبخش فلسطین میخواستند كه یك مكتب و ایدئولوژی مبتنی بر اسلام برای خود بسازند ؛ چرا كه فلسطین یك قضیه اسلامی است و تنها زمانی پیروز میشود كه با دین اسلام عجین گردد ؛ اسلامی كه به مساله فلسطین اعتبار جهانی داده است. در دهه هشتاد هنگامی كه حماس برای جهاد آماده میشد, از نیروی انسانی كافی برخوردار نبود. از لحاظ سرمایه, سلاح نیز در مضیقه بود. گذشته از این، آندسته از جوانانی را كه شیخ به عضویت گروههای دیگر درآورده بود, در پی لو رفتن فعالیتهای نظامیشان, وارد زندان شدند. از این رو شیخ احمد فرصت را مناسب دیدند و شورای نظامی ناظر بر عملیات جهادی را تاسیس كردند. اعضای این شورا در آن زمان عبارت بودند از: شهید ابراهیم مقادمه, دكتر احمد ملح و شیخ عبدالرحمان تمراز ابوماهر. كار اصلی این شورا تهیه هزینههای نظامی بود. به همین منظور شیخ احمد یاسین عبدالرحمان تمراز را مأمور به دیدار و برقراری تماس با رهبران جنبش اسلامی در اردن نمودند. عبدالرحمان با استاد یوسف العظم دیدار كرد و از او خواست تا مقداری سلاح و سرمایه به جنبش حماس در فلسطین كمك كند.
اعضای شورای نظامی برای جمعآوری سلاح به كشورهای مختلفی رفتند. باید گفت كه همه افراد به خصوص تاجران اسلحه انسانهای مخلصی نبودند. دستگاههای اطلاعاتی ”اسرائیل“ برخی از این تجار را برای اطلاع از فروش و نحوه انتقال اسلحه, به خدمت گرفته بودند. ”شاباك“ از نزدیك مراقب تمامی تحركات خرید و فروش اسلحه بود.“ (7) در این شرایط دشوار حماس توانست اندكی سلاح از مناطق مختلف در نوار غزه تهیه كند.
تهیه این مقدار سلاح زنگ خطر را در سازمانهای امنیتی اسرائیل به صدا درآورد. این سازمانها تصمیم گرفتند تا هر طور شده جلوی فعالیتهای حماس را بگیرند. دستگاههای امنیتی رژیم صهیونیستی از تاریخ 15/2/1984 تا آغاز ژوئن 1/7/1984م. علیه حماس اقدامات سركوبگرانهای انجام دادند. برخی را بازداشت و دستهایشان را شكستند و برخی دیگر را نیز از نواحی مختلف و حساس بدن به شدت مورد شكنجه قرار دادند. شیخ احمد یاسین به تشكیل سازمان اسلامی برای نابودی دولت صهیونیستی متهم شدند. در كیفرخواستی كه دادستانی كل رژیم صهیونیستی تقدیم دادگاه این رژیم كرد, آمده بود: ”شیخ احمد یاسین یك سازمان اسلامی افراطی و مسلح را با هدف نابودی دولت اسرائیل و برپایی حكومت دینی مبتنی بر تعالیم اسلام تشكیل داده است.“ (8)
دادگاه رژیم صهیونیستی با صدور حمی در تاریخ 6/12/1984م. شیخ احمد را به 12 سال زندان محكوم كرد. در این تاریخ جبهه خلق برای آزادی فلسطین به ریاست احمد جبرئیل توانست 6 تن از نظامیان صهیونیستی را با هدف آزادی تمامی اسرای فلسطینی در بند زندانهای این رژیم به اسارت گیرد. بر اثر این اقدام شیخ احمد پس از یازده ماه بازداشت در زندانهایی نظیر مجدل, غزه, بئر السبع و ... سرانجام در تاریخ 20/5/1985م. آزاد شدند.
ساكنان نوار غزه در مراسمی باشكوه از ایشان به گرمی استقبال كردند. ایشان بار دیگر به سمت رهبری بازگشتند و با تجربیات دیرینه خود در امور سیاسی و دینی به ادامه فعالیت پرداختند.
در این مرحله بسیاری از مردم به دین اسلام روی آوردند. همین مساله در وجود شیخ احمد این امید را ایجاد كرد كه باید از این جمعیت برای جهاد استفاده كند. بازداشت اول هیچ تاثیری در توان و اراده پولادین امام به جای نگذاشت, بلكه بالعكس بر عزم ایشان افزود. روش كاری ایشان این بار متفاوت با روشهای قبلی بود. ابتدا عناصر مناسب و فعال انتخاب و سپس آنان را از نظر روحی و روانی آماده میكردند. شیخ در این مرحله بیشتر به نیروی جوانان تكیه داشتند ؛ زیرا تجربه قبلی نشان داده بود كه اگر به رهبران بسنده میكردند, دیر یا زود قضیه آنان لو رفته و زندانی میشدند و در نتیجه كار دعوتگری متوقف میشد. به همین دلیل مانع از فعالیت علنی این افراد خبره در نوار غزه شدند. یحیی السنوار میگوید: پس از آنكه شیخ احمد یاسین بر اساس توافقنامه اسرا آزاد شدند, به همراه جوانی به نام خالد الهندی درباره بحران امنیتی و انحطاط مسائل اخلاقی در میان اهالی نوار غزه كه مخالف با تعالیم دین اسلام است, مشورت میكردند. سه نفر توافق كردند تا هر یك به تنهایی درباره جمعآوری اطلاعات درباره جاسوسان, قاچاقچیان مواد مخدر و روی هم رفته هر مسالهای كه مخالف با دین اسلام است, تلاش كنند. در این میان شخص دیگری نیز به نام روحی مشتهی كه مهندس كشاورزی بود وارد این مجموعه شد. در جلساتی كه میان این چهار تن برگزار میشد, شیخ احمد به عنوان رئیس این مجموعه انتخاب شدند. آنان كار خود را در نوار غزه به دو بخش تقسیم كردند. منطقه جنوبی تحت نظارت یحیی سنوار و منطقه شمالی تحت اشراف روحی مشتهی قرار داشت.
آنان جوانان را جذب میكردند. بدین ترتیب هسته اولیه سازمان جدید در بیشتر شهرها و روستاهای نوار غزه تشكیل شد. در این میان هسته اصلی سازمان كه شیخ احمد ریاست آن را بر عهده داشت, مخفیانه به این كار مشغول بود. نام این سازمان ”منظمه الجهد و الدعوه“ با علامت اختصاری مجد بود.
هدف این سازمان احیای فریضه جهاد در راه خدا, مبارزه با فساد در جامعه و نیز دعوت به سوی خداوند در تمامی عرصههای زندگی بود.
سازمان جدید توانست اطلاعات ارزشمندی در خصوص جاسوسان رژیم صهیونیستی جمعآوری كند. بسیاری از جاسوسان بازداشت شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. این سازمان بسیاری از آنان را اعدام و عملیات نظامی بسیاری علیه مواضع صهیونیستها در مناطق مختلف اجرا كرد.
حماس رهبری سازمان نظامی جدید را به عهده شهید شیخ صلاح مصطفی شحاده از ساكنان روستای بیت حانون واگذار كرد. او یكی از بنیانگذاران جنبش اسلامی, بازرس سازمان امور اجتماعی فلسطین و نیز در بسیاری از مساجد بیت حانون به عنوان خطیب سخنرانی میكرد. دینداری, اراده قوی, برنامهریزی دقیق و مناسب, مهارت در كارهای اداری و رهبری كارآمد در زمینههای سیاسی و نظامی از مهمترین ویژگیهای شحاده بود. او توانست دامنه فعالیت این سازمان را در زمینههای مختلف به گونهای مطلوب و شایسته بسط و گسترش دهد. شحاده در سال 1988م. به دست دژخیمان صهیونسیتی بازداشت شد. از آنجایی كه شیخ احمد خواهان ادامه فعالیتهای جهادی جنبش حماس بودند, لذا مهندس نزار عوض الله را به ریاست این سازمان درآورد و به ایشان در زمینه برقراری ارتباط با سازمانهای خارجی كمك كرد.
این سازمان نظامی در این مرحله توانست به دستاوردهای مهمی دست یابد. دو نظامی صهیونیست توسط این سازمان به هلاكت رسیدند. این عملیات در واقع نقطه عطفی برای ادامه عملیات نظامی به شمار میآمد.
شهید امام احمد یاسین به منزله محور اصلی و قلب تپنده جنبش سیاسی و نظامی حماس به شمار میآمدند. بررسی همه امور به ایشان محول میشد. انتقال فعالیتهای نظامی جنبش به كرانه باختری با تلاشهای بیوقفه ایشان صورت گرفت. امام احمد طی دیداری با استاد جمیل حمامی ابوحمزه در منزلش در كرانه باختری كه در آن زمان مسئول این منطقه بود, موافقت كرد تا بر تمامی فعالیتهای حماس در منطقه نظارت كند. (10)
افزایش عملیات نظامی و به تبع آن افزایش تعداد كشتهها در میان نظامیان صهیونیست در نوار غزه, منجر به آغاز حملات ددمنشانه رژیم صهیونیستی به منازل مسكونی و بازداشت گسترده فلسطینیان از جمله امام احمد یاسین در تاریخ 18/5/1989م. شد. دادگاه رژیم صهیونیستی امام احمد را به اتهام رهبری جنبش مقاومت اسلامی حماس و دست داشتن در تمامی عملیاتهای نظامی, به یك بار حبس ابد و 15 سال زندان محكوم كرد. این حكم در تاریخ 16/10/1991م. علیه ایشان صادر شد.
بازداشت شیخ مشكلاتی را برای حماس به دنبال داشت. حماس به جد تلاش میكرد تا به هر طریق ممكن شیخ را از زندان آزاد كند. برای این مهم شماری از نظامیان صهیونیستی را بازداشت كرد, اما دولت ”اسرائیل“ هر بار از آزادی شیخ و دیگر اسرا سر باز میزد.
هنگامی كه رژیم صهیونیستی نتوانست مانع از ادامه مبارزه شود و نیز در پیگیری و بازداشت رهبران فلسطینی ناكام ماند, به سركوب مقاومت در خارج روی آورد. در سال 1997م. دولت اسرائیل گروهی از اعضای ”موساد“ را برای مسموم كردن استاد خالد مشعل مامور كرد, اما مشیت خداوند بر این شد كه یكی از محافظان استاد توانست دو جاسوس اسرائیلی را بازداشت كرده و به مقامات اردنی تحویل دهد. دولت اردن بلافاصله خواستار ارسال پادزهر سم تزریق شده خالد مشعل از ”اسرائیل“ و نیز آزادی امام احمد یاسین در عوض آزادی جاسوسان شد. در این سالها شیخ احمد به مدت 8 سال در زندان همچون كوهی استوار ایستادگی كردند.
جنبش حماس همچنان رو به جلو پیش میرفت. شیخ احمد هنگامی كه از زندان آزاد شدند, با هواپیما از امان به غزه آمدند و در آنجا دهها هزار نفر با بیصبری در انتظار ایشان بودند.
در این سال جنبش حماس توسط دستگاههای امنیتی تشكیلات خودگردان فلسطین ضربه شدیدی متحمل شد و تمامی رهبران آن بازداشت شدند. آزادی امام احمد برای این جنبش مایه خیر و بركت شد. ایشان توانستند با درایت و حكمت تمام اعضا و فرماندهان را بار دیگر گرد هم جمع كرده و جنبشی متحد و یكپارچه را تشكیل دهند. تمامی نهادهای آن را سازماندهی كنند. ایشان همچنین آن عده از اشخاصی را كه تحت فشار و پیگرد تشكیلات خودگردان, حماس را رها كرده بودند, همچون گذشته بار دیگر به قیام فرا خواندند. با این وجود شیخ با این تشكیلات روابط خوبی داشتند و هرگز تلاش نكردند كه خود را با آن درگیر كنند ؛ زیرا كسی جز دشمن از این درگیری سود نمیبرد.
از سوی دیگر, شیخ هرگز با فعالیتهای سازشكارانه تشكیلات خودگردان موافقت نكردند و در این زمینه میگفتند: ”آنچه سازش نامیده میشود هرگز صلحی عادلانه به شمار نمیآید و نمیتوان آن را جایگزین جهاد و مقاومت كرد.“ شیخ احمد یاسین با برنامهها و سیاستهای تشكیلات خودگردان كه پیوسته از حقوق ملت فلسطین چشمپوشی میكرد به مبارزه برخواسته و با خطمشی محمود عباس نخست وزیر سابق فسطین مبنی بر سازش با اشغالگران, مخالفت نمودند. (11)
امام احمد توانستند تمامی صفوف جنبش حماس از جمله گردانهای شهید عزالدین قسام را سازماندهی كنند. ایشان به خوبی میدانستند كه این گردانها ابزار خوبی برای تحقق اهداف جنبش و ملت فلسطین به شمار میآید.
نكته جالب توجه این كه مقاومت لبنان به رهبری حزب الله توانست متجاوزان صهیونیستی را از جنوب این كشور بیرون براند. ارتش ”اسرائیل“ شبانگاه از لبنان گریخت و تجهیزات نظامی و عده زیادی از مزدوران خود را در این كشور تنها رها كرد.
شكست اسرائیل در لبنان و پیروزی مقاومت این كشور پیام آشكاری نه فقط برای حماس بلكه برای تمامی ملت فلسطین و گروههای مقاومت در برداشت. در نتیجه این پیروزی تمامی گروههای مقاومت امیدوار بودند كه ملت فلسطین نیز بتواند همچون ملت لبنان, رژیم صهیونیستی را از خاك خود خارج كند. این اندیشه ذهن بسیاری از گروههای مقاومت فلسطین را به خصوص بعد از شكست روند سازش به خود مشغول كرد. دیدار آریل شارون از مسجدالاقصی به این معنا بود كه رژیم صهیونیستی قصد عقبنشینی از بیتالمقدس را ندارد. در طی این دیدار تحریكآمیز, ملت قهرمان فلسطین به پا خواستند و انتفاضه باشكوهی را برپا كردند. همه ملت فلسطین و در راس آنان جنبش حماس در این قیام شركت كردند. حماس در طول انتفاضه به دستاوردهای چشمگیری دست یافت. توان نظامی آن بالا رفت, زیربنای خود را بازسازی كرد, از ناحیه تجهیزات نظامی به حد خودكفایی رسید و بسیاری از تانكهای پیشرفته دشمن را منهدم كرد.
انواع بمبها و موشكهای دستساز مانند البنا, البتار و قسام (با برد بیش از شش كیلومتر كه بیش از 30 شهرك مسكونی صهیونیستی در تیررس این موشكها بودند) مسلسل ”یوزی“ و بمبهای ضد زرهی به دست مهندسان این جنبش ساخته شد.
شیخ احمد بر تمامی فعالیتهای گردانهای قسام نظارت داشتند و از پی تمامی مشكلات برآمدند. پس از آزادی شیخ صلاح شحاده, شیخ احمد یاسین بار دیگر وی را به عنوان فرمانده این گردانها منصوب كردند. شحاده فعالیت گردانهای قسام را به اوج خود رساند. تاسیس آموزشگاه نظامی اسلامی شامل ستادهای متعددی از قبیل ستاد جذب نیروی جوان, ستاد آموزش, ستاد اسلحه و مهمات, كارگاه اسلحهسازی, دستهبندی رزمندگان بر اساس تخصص آنان به یگان موشكانداز و غیره, دادن ماموریت به گروهی از مبارزان جهت نگهبانی از مرزها و شهرها برای پاسخگویی به هرگونه تجاوز دشمن, از جمله عمدهترین اقدامات شهید شحاده محسوب میشود. سلحشوران قسامی ستون اصلی درگیریهای مسلحانه فلسطین با ارتش متجاوز ”اسرائیل“ را تشكیل میدادند. بر اساس آمارهایی كه توسط مركز تحقیقات و مطالعات عربی منتشر شده است, 50% از زیانهای وارده به یهودیان در كرانه باختری و نوار غزه بر اثر حملات گروههای مقاومت اسلامی صورت گرفته است. این عملیاتها با نظارت مستقیم شهید امام احمد یاسین صورت میگرفت. پس از شهادت صلاح شحاده امام شیخ احمد یاسین به عنوان مرجع اصلی, فرماندهی گردانهای قسام را بر عهده داشتند و توانستند یك ستاد فرماندهی تشكیل دهند تا از این طریق بتوان جای خالی فرماندهان شهید را پر كرد.
نتیجهگیری
در پایان باید به این اذعان كرد كه شهید امام احمد یاسین پدر معنونی تمامی تمامی مجاهدان جنبش مقاومت اسلامی حماس بودند. عشق به جهاد و علاقهمندی به كار, به عنوان دو ویژگی مهم ایشان از آغاز بر عهده گرفتن مسئولیت رهبری بود. بارها اتفاق میافتاد كه شخصا در فعالیتها مشاركت میكردند. این مساله نمایانگر میزان عشق و علاقه وافر ایشان به جهاد بود. رمز پیروزی و پیشرفت سریع گردانهای قسام نیز در همین عامل نهفته است. اگر این گردانها مورد حمایت و تشویق رهبری همچون امام احمد قرار نمیگرفتند, هرگز تا این حد امكانات معنوی و مادی برایش فراهم نمیشد. در واقع دولت ”اسرائیل“ بدین ترتیب به ترور شیخ احمد روی آورد كه میدانست ایشان بیش از همه كس مورد حمایت مقاومت هستند و در دوران ایشان بود كه مقاومت دستاوردهای زیادی كسب كرد. رژیم سفاك صهیونیستی با ترور امام احمد یاسین قصد داشت تا در توازن و توانایی این جنبش خلل ایجاد كند.
1ـ دكتر یوسف قرضاوی: الاخوان المسلمون, موسسه الرساله, بیروت, لبنان 2001 (ص 233ـ 235)
2ـ گفتگو با شیخ احمد یاسین: شبكه العربیه 15/12/1425هـ.ق
3ـ مقال و ترجل الشیخ: به قلم عادل ابوهاشم, شبكه ”الانترنت للاعلام العربی“ 15/12/1425هـ.ق
4ـگفتگو با شیخ: منبع قبلی
5ـ احمد یاسین, ویكیبدیا http//ar.wikipeda.org
6ـ دكتر عاطف عدوان: الشیخ احمد یاسین حیاته و جهاده, غزه, 191م. (ص 110ـ 111)
7ـ دكتر عاطف عدوان, منبع فوق (ص 116ـ 118)
8ـ منبع فوق (ص 118ـ 119)
9ـ منبع فوق (ص 134)
10ـ منبع فوق (ص 130ـ 132)
11ـ http://ertn.org/shohade/yassin.htm
12ـپایگاه اینترنتی گردانهای قسام: http://www.algassam.info
nikbakht
