يك شاعر معاصر در گفتگو با ساجد: زمان سرودن در عرصهي دفاع مقدس به پايان نرسيده
به عنوان اولين سوال بفرماييد آيا هم اكنون زمينه براي رويكرد ها ي تازه در عرصه شعر دفاع مقدس آماده است يا خير؟
به نظر من هم اكنون زمينه مناسبي براي رويكردهاي تازه به دفاع مقدس و دستاوردهاي آن در زمينههاي اجتماعي و سياسي وجود ندارد. شرايط فراهم نيست تا شاعر از نگاههاي سياه و سفيد به جنگ و ارزشهاي آن استفاده كند و هنوز زمينه مساعد نشده است تا حقايق سياه هم مانند حقايق سپيد و ارزشي مطرح شوند و اين، يكي از دلايل رشد نيافتن كار در حوزهي ادبيات دفاع مقدس است. البته بايد بپذيريم كه با گذشت زمان، ارزشهاي دفاع مقدس كم رنگ شده و مظاهرش كم كم دارد برچيده ميشود و به همين خاطر، شاعران امروز بعد از سالهاي دفاع مقدس از راهيابي به حس و حال و فضاي آن دوران محرومند و وارد نشدشان به اين عرصه، از اين منظر چندان عجيب نيست.
به نظر شما تنها علت همين مورد است؟
البته موارد ديگري هم هست. مانع ديگر رشد و كار در زمينهي دفاع مقدس را بايد در نوعي اعتقاد جست و جو كرد كه به غلط، در سالهاي اخير بين شاعران ما روج داشته و آن اينكه زمان شعر دفاع مقدس، اصولا گذشته است. ما نميتوانيم شاعر را فاقد يك نگاه و ديد تاريخي بدانيم، شاعر امروز ما چه از نظر نوستالژيك و چه با نگاه معترضانه و برائتجو و چه با تلفيق اين دو منظر، بالاخره نگاه ميكند، بخصوص كه هنوز خيلي از دوران جنگ فاصله نگرفتهايم و شاعران از اين نگاه بيبهره نيستند.
آيا باز هم دلايل ديگري هست؟
ديگر دليلي كه برپايه آن معتقدم زمان سرودن در عرصهي دفاع مقدس به سر نرسيده، اين است كه شعر جنگ با جنگ يا بهعبارتي با شعر جنگ شروع نشد. يعني در ابتدا مسؤوليت اجتماعي شاعر بهعنوان يك انسان، مسؤوليت ادبي او را تحت تاثير قرار داد و به همين دليل اوايل جنگ در زمينه شعر غالبا با شعارهاي جنگي روبهرو بوديم؛ اما بايد پذيرفت كه در ادامه با تكامل زبان ، فرم و ساختار شعر دفاع مقدس روبهرو شديم، چراكه با فاصله درستتر ميبنييم و از هيجانات حسي - عاطفي مصون ميمانيم و اتفاقا بايد با فاصله گرفتن در پي شعرهاي موفق باشيم، نه در سالهايي كه حساسيتهاي عاطفي ژورناليستي باعث آفرينش ادبي ميشد. شاعر امروز، هنوز ميتواند به دفاع، بهعنوان منبعي عظيم و ارزشمند نظر داشته باشد؛ چراكه به اين طريق ميتواند به وقايع ديروزين هويت امروزين بدهد و اسطورههاي نو خلق كند كه البته اين كارها در كارنامهي شعردفاع مقدس ما چندان پرشمار نيست.
شعرهاي پايداري بيشتر درچه قالبهايي سروده شدهاند؟
گفتمان مسلط شعر ايران در سالهاي پيروزي انقلاب و آغاز جنگ تحميلي، گفتماني كلاسيك بود؛ يعني بعد از دهههايي كه شعر كلاسيك در حاشيه قرار داشت و شعر نو ميداندار و مسلط بر متن شعر اين مرز و بوم بود، ناگهان با وقوع انقلاب، وضعيت برعكس شد و آن سالها ارثيهاي را هم براي دورههاي بعدي شعر ما بخصوص شعر دفاع مقدس بهجا گذاشت، به طوري كه بيشتر كارها در زمينهي دفاع مقدس، در قالبهاي كلاسيك توليد شد. داعيهداران شعر نوي اين سرزمين، بهدلايلي، در آن سالها هنوز مبهوت يك رفرم عظيم بهنام انقلاب بودند و دچار نوعي سكوت؛ حتي در سالي هم كه دفاع مقدس شروع شد، اينها همچنان دچار سكوت بودند و هنوز موضع گيري نكرده بودند. اين شاعران حركت خود را از ميانههاي دههي 60 شروع كردند و به همين خاطر در آن سالها با تحرك كم شعر نو روبهروييم. البته هر چه زمان ميگذرد، تسلط شعر نو در حوزهي شعر دفاع مقدس بيشتر ميشود و نه تنها به تعادل ميرسيم، بلكه قسمت اعظم شعرهاي سروده شده، در زمرهي شعر نو است. البته درست است كه از لحاظ كمي بيشتر شعرهاي دفاع مقدس در قالبهاي كلاسيك است؛ اما در جمع ماندگارترين و بهترين شعرهاي دفاع مقدس ميزان شعرهاي نو نه تنها كمتر؛ بلكه بيشتر هم هست.
مهدي.گ
گيوکي
