عروسکي براي الدوز Doll for olduz

کد خبر: ۱۱۲۲۸۶
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۵ - 21February 2007



فيلمبردار: تورج اصلاني
تدوين: محسن چگيني
صدا بردار: شاهرخ استاد حسن
موسيقي: مهدي کاملي
طراح صحنه و لباس: سيامک احصايي
مدير توليد: محمود مقدسي
طراح گريم: حميد مهين‌دوست
بازيگران: حسن شکوهي، عزيز هنرآموز، مژگان رودباراني، امير شکوهي و ...

خلاصه‌ي داستان:
      ماني بعد از سال‌ها از خارج برمي‌گردد و خاطرات کوچه‌ي قديمي و دوستانش را که حالا هر کدام سرنوشت خاصي دارند مرور مي‌کند. يکي از دوستانش مفقود الاثر شده، يکي جانباز است و يکي اعدام شده است.

محسن چگيني
Mohsen Chegini
دستيار کارگردان، مجري طرح و تهيه‌کننده‌ي فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني، کارگردان فيلم‌هاي کوتاه در انجمن سينماي جوان است و نيز کارگردان فيلم‌هاي مستند.

يادداشت‌ کارگردان:
      «چند سال پيش که فيلمو شروع کرديم، سه اپيزود بود. فيلم قصه‌ي الياس بود که قطع نخاع بود و سال‌ها از خونه بيرون نيومده بود و با خاطرات بچگي و کوچه‌ي قديمي و دوستاش که حالا هيچ کدوم نبودن زندگي مي‌کرد. خيليم غمگين بود. بالاخره اين‌قدر به‌ش گفتن تا از خونه زد بيرون. اسم دوستاش روي کوچه و خيابونا بود. اونم چه خيابوناي خوشگلي که توش سينما بود، رستوران بود، چراغاي خوشگل بود و برج‌هاي بلند. خيلي خجالت کشيد که اين همه سال فکراي بد مي‌کرده. الکي مي‌گن جانبازه پول بيمارستانشو نداره. اون يکي اسباباشو ريختن توي کوچه. اينا روز قيامت جواب خدا رو چي مي‌دن که اين‌قدر تهمت مي‌زنن؟ بعد الياس قصه‌ي ما رفت توي خيابوناي پر از نور. رفت و رفت تا رسيد به چند مسافرکش که صف کشيده بودن و داد مي‌زدن: ته همت 150 تومن، ته همت 1 نفر، سوار شو بريم. الياس ما سوار شد و رفت و رفت توي اتوباني که پر از تابلوهاي خوشگل بود. تابلوهاي بزرگي که يک و يک بود، چاي عقاب، سامسونگ، ال.جي، بعد الياس قصه‌ي ما برگشت خونه. دوباره غمگين بود. يکي نبود به‌ش بگه ديگه چته؟ حالا فيلم مونده روي دستمون. همه مي‌گن، دروغ مي‌گن، الياس صب تا شب داره مي‌خنده. الياس خسته شده از  بس ميان ديدنش، الياس‌ها مگه چندتان؟ هر چي بخوان هست. هر کجا بخوان جاشونه. اينا همه‌اش حرف‌هاي شما منفي ‌بافاس. منم فکر کنم همه‌اش تقصير الياسه. بيخودي غصه مي‌خوره و فکر مي‌کنه که تنهاس. الياس از وقتي که اومد بيرون، ديگه خواب کوچه‌ي قديمي و دوستاي بچگيشو نديد. حالا الياس هر شب خواب کوچه و خيابونو اتوبان مي‌بينه.»

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین