قلعه ياسين
مدير فيلمبرداري: سيامک پورشقايق
طراح صحنه و لباس: اسماعيل رحيمزاده و کيوان کاظمي
طراح گريم: رضا عزتي
صدابردار: عليرضا کمالي
موسيقي: سيدمحمد ميرزماني
بازيگران: رسول بهارانگيز و بهنوش بختياري.
خلاصه داستان
در يکي از سالهاي پس از جنگ نامهاي از طرف سيدعباس، فرمانده مفقودالاثر گردان هجرت به دست «نادر هاتفي»، بسيجي قديمي و سهامدار فعلي يک نمايشگاه اتومبيل ميرسد. در نامه خواسته شده تا در روز عمليات بيتالمقدس هفت، ساعت 9 صبح سر پل کرخه بيايد.
اسماعيل رحيمزاده
متولد 64 تهران. ديپلم. فارغالتحصيل دانشکده صدا و سيما. از سال 61 با کارگرداني فيلم کوتاه «طلوع» شروع به کار کرد. وي تاکنون نويسندگي و کارگرداني فيلمهاي بلند «هشت و نيم شب» و «قلعه ياسين»، سريالهاي «ياد ياران»، «چشمههاي زندگي» و ... را در کارنامه خود دارد. در زمينه فيلمنامهنويسي، فيلمنامه فيلم سينمايي «زير آسمان»، «بهشت پنهان»، «عاشقانه» و سريالهاي «دبيرستان خضرا»، «آواز پر جبرئيل» و ... را نگاشته است.
يادداشت کارگردان
1-پس از دو هفته تلاش و جستجوي همهجانبه تمام سازمان. دست آخر يک دوربين فکستني که اسمش را نميدانم در کمد فلزي زنگزده يک فيلمبردار قديمي تلويزيون يافتم. با دو سه بار تعمير با صداي شبيه اگزوز موتور گازي به کار افتاد. پنج عدسي با مکافات فراهم گرديد. دو عدسي در همان اوايل کار، مرخص شد. قلعه ياسين تنها با يک دوربين و سه عدسي فيلمبرداري شد.
2-امان از بيپولي و نسيه کار کردن. با دو مينيبوس کرايهاي از نازيآباد، جواديه، راهآهن، شوش، کشتارگاه، صالحآباد، عمله و بنا، گچکار، سيمانکار، نقاش، ساختمان، کاشيکار، مقني و خلاصه هرکسي که جوياي کار بود با روزي دو هزار تومان سوار کرديم و به سر صحنه فيلم جنگي آورديم. لباس رزم پوشانديم، آموزش نظامي داديم و به جلوي دوربين فرستاديم.
3-تمام اسلحههايي که با دو هزار و يک منت در اختيار فيلم قرار داده بودند، خراب بود. جز دو سه تا و دريغ از يک شليک.
4-پول تمام شد و فيلمبرداري متوقف! براي ادامه کار، بعضي از مکانها آنقدر دچار تغيير و تحول شد تا بدنه قصه صدمه جدي ديد و بعد از سه هفته با ياري و همت و پيگيري يک عزيز دردمند مجدد کليد فيلم زده شد.
