ليلي با من است
سال ساخت: 1374
فيلمبردار: مجتبي رحيمي
تدوين: کمال تبريزي
موسيقي متن: سيد بهنام ابطحي
طراح صحنه: کمال تبريزي
چهرهپرداز: رحيم مهديخاني
صدابردار: بهروز معاونيان
صداگذار: محمد حقيقي
جلوههاي ويژه: محمدرضا شرفالدين
مدير توليد: محمد رحماني آشتياني
35 ميليمتري. رنگي. 90 دقيقه
بازيگران: پرويز پرستويي، دکتر محمود عزيزي، شهره لرستاني، رحمان باقريان، حسين معلومي، مهدي فقيه
خلاصهي طرح داستان فيلم:
«صادق» فيلمبردار تلويزيون که مردي ساده و ترسو است و گرفتار مشکلات روزمرهي زندگي، با راهنمايي همکارش پي ميبرد که اگر همراه با آقاي «کمالي» براي مأموريت خبري به مناطق جنگي سفر کند، به راحتي خواهد توانست وام مورد نيازش را دريافت کند. او عليرغم عدم تمايل و نيز با وجود ترس از مرگ و فضاي ناشناختهي جنگ، ناخواسته راهي ميشود.
حضور «صادق» در منطقهي جنگي حوادثي هم طنزآلود و هم خطرناک را پيش ميآورد. او به همين دليل ترفندهايي را به کار ميگيرد تا از منطقه خارج شود، اما ناخواسته لحظه به لحظه به خط مقدم نزديک و نزديکتر ميشود و سرانجام در موقعيتي استثنايي قرار ميگيرد و حتي تا کمين نيروهاي خودي که صد متر هم از خط مقدم جلوتر است، پيش ميرود و در نبردي تکبهتک با تانک دشمن، آن را با آرپيجي ميزند، ضمن اين که در لحظهي آخر خودش هم مجروح ميشود. او در اين ماجرا به اين باور ميرسد که مرگ و زندگيش به دست خداست و بر اساس همين باور، ترسش از جبهه ميريزد و در بيمارستان تصميم ميگيرد که دوباره به جبهه برود.
معرفي کارگردان: کمال تبريزي
کمال تبريزي سال 1338 در تبريز به دنيا آمده است. در سال 1356 در رشتهي راه و ساختمان وارد دانشگاه پليتکنيک تهران شد و در کميتهي فرهنگي دانشجويان مسلمان به فعاليتهاي دانشجويي پرداخت؛ فعاليتهايي چون نمايش و نقد فيلمهاي سينمايي انقلابي يا تمرين فيلمسازي و فيلمبرداري با دوربين سوپر هشت. پس از پيروزي انقلاب نيز او به همين گونه فعاليتها ادامه داد تا اين که همزمان با شروع جنگ تحميلي و براي فيلمبرداري به جبهه رفت. پس از بازگشايي دانشگاهها در سال 62 تغيير رشته داد و در رشتهي سينما از دانشگاه هنر فارغ التحصيل شد. کمال تبريزي فعاليتهاي حرفهاي خود را از سال 1365 و با دستياري فيلم «هويت» حاتميکيا آغاز کرد. در کارنامهي هنري وي آثاري از جمله «عبور» 1367، «در مسلخ عشق» 1369، «پايان کودکي»1372، «ليلي با من است» 1374، «مهر مادري» 1376، «شيدا» 1378، «فرش باد» ...و «گاهي به آسمان نگاه کن» ... و ... ثبت شده است. از ديگر فعاليتهاي فيلمسازي وي ميتوان فيلمهايي چون «انقلابي بزرگتر از انقلاب اول» 1358، «اينجا دانشگاه است»1359، «شهادت طلبان1359»، «بچههاي ديار صفا» 1360، «روايت رزم» 1361، «آواي غيب»1362، «توهم»1364، «هويت»1366، «خط شکسته»1367، «تا مرز ديدار»1369 و «آتش در خرمن1372» را نام برد.
