روبان قرمز
مجري طرح: علي کليج
مدير توليد: مهدي کريمي
مدير فيلمبرداري: حسن پويا
طراح صحنه و لباس: پرويز شيخ طادي
طراح چهرهپردازي: مهرداد ميرکياني
صدابردار صحنه: محمود سماکباشي
تدوين: هايده صفيياري
جلوههاي ويژه: محسن روزبهاني
صداگذاري و ميکس: محسن روشن
مشاور هنري و بازيگردان: رضا کيانيان
جانشين مدير توليد: سيدعلي قائممقامي
برنامهريز و دستيار اول کارگردان: مرحوم سيدابراهيم اصغرزاده
مشاور نظامي: جواد نوروزبيگي
مشاور عرب: سليمه رنگزن
مشاور افغاني: عبدالوهاب مددي
منشي صحنه: مجيد موحد
مدير صحنه: حسن خليلي
دستيار دوم کارگردان: محسن صادقي
عکس: حسن غفاري
مجريان گريم: کيارش رويگري، ناهيد طلوع
دستيار صدا: محمد شيروندي
دستياران تدارکات: مهدي مهابادي، محسن سراب، عباس اذکايي
گروه فيلمبرداري: ابوالفضل عطاردي، رضا کارآگاه، کاوه حاج رمضان، بيژن افشاري، احمد نقيزاده، داود رحماني، مسعود جعفري
گروه صحنه: حسن روحپروري، فرهاد ويلکچي، محمد تاجيک، علي مربي
دستياران جلوههاي ويژه: رضا ترکمان، حميد سليماني
گروه تدارکات: عليمحمد محمدي، علي حسني، هوشنگ اعصاري، جواد ميمري، فرهاد هواخواه، اسماعيل ميمري
حمل و نقل: محمد سراک، صمد جوادي، منوچهر بيگدلي، علي رحماني، عبدالجليل مهري
هماهنگي تهران: محمدرضا برزگر، رضا شيخ نوري، مريم احمدي
تهيه کننده:
بازيگران: پرويز پرستويي، رضا کيانيان، آزيتا حاجيان
خلاصه داستان فيلم:
محبوبه، زن جوان جنگزده، پس از جنگ به مزرعهي دور افتادهاش در جنوب باز ميگردد تا زندگي آرام و بيدغدغهاي را شروع کند. اما قاسم مأمور خشن و خشک خنثيسازي مينهاي زمان جنگ، مانع ورود او به خانهاش ميشود. محبوبه حرف او را گوش نميدهد و به خانه وارد ميرود تا اموال و داراييهاي مانده در خانه را بيابد. محبوبه دارايي نمييابد، اما در حيات خانه يک تانک جنگي سالم باقي است که جنازهي پوسيدهي دو خدمهي عراقي آن هنوز در آن باقيست. محبوبه براي فروش اين تانک که گنج اوست، با مردي افغاني به نام جمعه آشنا ميشود که کارش خريد و فروش تانکهاي اسقاطي مانده از جنگ است. جمعه از محبوبه خواستگاري ميکند و در اين راه، با قاسم که او هم پنهاني، دلبستهي محبوبه شده، به دوئلي اعتقادي برميخيزد. حاصل اين همه کشاکش، تجديد نظر قاسم است در ديدگاههاي خشک مانده از جنگش و نيز يافتن تلقي تازهاي از زندگي و عشق.
معرفي کارگردان: ابراهيم حاتميکيا
متولد 1340 تهران است و فارغ التحصيل کارگرداني سينما از دانشگاه هنر. فعاليت سينمايي خود را از سال 1359 با نگارش فيلمنامه و کارگرداني فيلمهاي کوتاه در فضاي جبهه و جنگ آغاز کرد و با گروه روايت فتح و شهيد سيدمرتضي آويني هم همکاريهايي داشت. در سال 1365 نخستين فيلم بلند سينمايي خود «هويت» را براي شبکهي دوم سيما ساخت. وي در کارنامهي خود فيلمهاي بلند سينمايي زير را ثبت کرده است: «ديدهبان» 1367، «مهاجر» 1368، «وصل نيکان» 1369، «از کرخه تا راين» 1371، «خاکستر سبز» 1372، «بوي پيراهن يوسف» 1374، «برج مينو» 1374، «آژانس شيشهاي» 1376، «روبان قرمز» 1377و همچنين «موج مرده» 1378. وي همچنين سريال تلويزيوني «ليلي» را ساخت. حاتميکيا علاوه بر ساخت فيلمهاي بلند، فيلمهاي کوتاه 16 ميلي متري نيز ساخته است از جمله: «کوردلان» 1361، «تربت» 1362، «صراط» 1364، «طوق سرخ» 1364، «آقا سعيد» 1367، و نيز فيلمبردار نماهنگ 16 ميليمتري «برخيزيد» 1363 بوده و همچنين دستيار فيلمبرداري «توهم» 1364 و نگارندهي فيلمنامهي اسکادران(76ـ1375).


