وصيت نامه شهيد سيد حسين صدري
بار خدايا! کريما! پروردگارا! امروز شياطين، اسلامِ تو را نشانه گرفته اند و تو خود گفته اي: «إن کيدَ الشيطانَ کان ضعيفا"». پس نصرت خود را بر مجاهدان در راهت عطا بفرما.
خدايا، گرگها همه براي دين حنيف تو دندان تيز کرده اند تا مگر بتوانند اسلامت را از ميان بر دارند، اما کور خوانده اند، چرا که:
چراغي را که ايزد بر فروزد هر آنکس پُف کند ريشش بسوزد
آنها نمي فهمند که اسلام را صاحبي است و حافظ آن خدا است. مگر مي توان ديني را که پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام براي ابلاغ آن مبعوث شدند و براي حراست آن از همه چيز خود گذشتند از بين برد؟!
آنها نمي فهمند که امام زمان ما حضرت ولي عصر (عج) حاضر و ناظر است و اسلامي که خدا برآن نظر دارد از بين رفتني نيست، قابيل ها و ابولهب ها و ابو جهل ها و ابوسفيان ها و معاويه ها و يزيد ها و صدام ها هر چند گردن ها زدند و دندان، پهلو، سر و دست ها از پيامبران و ائمه و يارانش شکستند، اما قامت اسلام را هرگز. هرچه خون از امام و شيعيان راستين ايشان بيشتر ريختند، هر چه از شش ماهه ها و 70و80 ساله ها و جوانان بيشتر کشتند، درخت اسلام با اين خون ها كه به پايش ريخته شد تنومندتر شد تا جايي که حالا از کشور ما و از خانه هاي مسلمين تجاوز کرده و در قلب افغاني و لبناني و هر حق طلب مستضعف هر چند که آفريقايي هم باشند نفوذ و رسوخ کرده اند.
اصلاً رمز اين احياي دين حضرت محمد (ص) را گويا خداوند سبحان در ايمان هجرت و جهاد و شهادت که همه از اطاعت خدا و رسول ولي امر و نايب ايشان نشأت مي گيرد، قرار داده است.
اينک مي رود تا با نداي ملکوتي امام که نه از جماران، بلکه از قلوب شکسته اين امت مظلوم بلند است کاخ ستمگران و طاغيان شرق و غرب به لرزه درآمده، واژگون شود و با دست پرتوان مجاهدان راه خدا، مستکبران براي هميشه به جهنم سرنگون مي شوند (انشاء الله).
حال مگر اسلامي را که با آن قيمت و عظمت به دست ما رسيده است را با چند توپ و ترقه از بين بُرد؟!هرگز!!.
تا قطره خوني در رگ يک مسلمان وجود دارد، دشمنان خواب غلبه خويش را هم نخواهندديد چه رسد که بتوانند کاري بکنند.
برادر و خواهر من، خوب دقت کن و چشم ها را باز کن، خدا براي حفظ دين خود محتاج به من و تو نيست وليکن اين جنگ براي امتحان ماست، پس از خدا بخواهيم که ما را نيز در اين امتحان سخت ياور باشد تا بلکه از عهده آن برآييم و اينک سخني چند با پدر و مادر مهربانم .......
پدر ومادر عزيزم، هرچند براي شما فرزند خوبي نبودم، هر چند زحمات محبت هاي شما را نتوانستم حتي ذره اي جبران کنم،اما اخلاقتان براي من درس بود.
هميشه خود را درقبال شما خِجل مي دانستم، وليکن روي ابراز آن نبود.
مادر و پدر مهربانم، همان طور که در زمان حياتم خطا هايم را مي بخشيديد، دوست دارم از من راضي باشيد، شايدخداوند هم مرا ببخشايد. فقط اين نکته از يادتان نرود که؛ چيزي به خدا نمي دهيم، بلکه او به ما امانتي مي دهد. کرم را ببين، که خود نيز مشتري امانت خود مي شود و به بهاي بهشت و رضاي خود آن را مي خرد.
پس نه تنها نبايد حتي لحظه اي در دل خود غم و اندوه جاي دهيم بلکه بايد شکر اين نعمت را بکنيم. انشاء الله که خداوند گناهکاران پشيمان را به خون مقدس بي گناهان چون مولايمان حسين ببخشايد و درجه رفيع شهادت را نصيب ما هم بگرداند و اما از خواهران و برادران عزيزم نيز مي خواهم که تمام بدي ها و ظلم هائي را که در حقشان روا دا شته ام ببخشند.
انشاء الله خداوند نيز از آنها راضي باشد و صبر و استقامت هر چه بيشتر ياريشان فرمايد.
چند سخني با همسرم نيز به وديعت مي گذارم، هر گاه به ياد اين حقير افتاد برايم از خدا وند طلب استغفار کن، تو نيز مرا حلال کن و از بدي هايم در گذر و آنها را به حساب جهلم بگذار.
در خاتمه بگويم که من هم از شما و خانواده ام ودوستانم و آشنايان خود کاملاً راضي هستم، باشد که مورد رضايت پروردگار رحمان واقع شويم.
اما از تمام دوستان وآشنايان و کساني که بر گردن من حق دارند نيز تمناي عفو و بخشش دارم ضمناً هر کس از من چيزي طلب دارد بيايد واز خانواده ام طلب کند و يا اينکه آن را حلال نمايد، چرا که مرا درآن دنيا طاقت جواب گويي نيست.
خداوند به فضل و کرم خويش درب توبه را بر ما بگشايد و ما را جزو توابين قرارداده، به صراط مستقيم هدايت مان فرمايد.
امام را هرگز فراموش نکنيد.
