رژيم بعثي عراق و استفاده از سلاح هاي شيميايي
اين نشريه به نقل از خبرنگار خود كه از منطقه كردستان عراق بازگشته بود ذكر كرد:
“… كردهاي عراقي نگران استفاده ارتش عراق از سلاحهاي شيميايي عليه آنان بوده و لذا مشغول فراگيري آموزشهاي دفاع شيميايي هستند … روسها دو نوع گاز شيميايي در اختيار عراق قرار داده اند كه يكي از آنها فوراً فرد را از بين مي برد و دومي وي را تا 48 ساعت بيهوش نگه مي دارد …” [1].
همچنين در اخبار قديمي تر مربوط به فروردين و ارديبهشت سال 1344 اشاره به حداقل دو مورد استفاده ارتش عراق از گاز عليه مخالفان كرد شده است. خريد تعداد زيادي ماسك ضد گاز در همان زمانها نيز مي تواند بيان گر فعاليتهاي جنگ شيميايي در آن ارتش باشد [2،3].
بحث:
پس از حمله عراق به ايران در 31 شهريور ماه 1359، مشخص شد كه برخلاف تصور عراق مردم ايران سعي بر بيرون راندن عراقيها داشته و ادامه اشغال ايران نياز به پشتيباني تسليحاتي قوي تري دارد. عراق در آن زمان از نظر قدرت شيميايي توانايي زيادي نداشت ولي با طولاني شدن جنگ برنامه ريزي گسترده اي را در زمينه توليد، ذخيره سازي و تحقيق و توسعه سلاح شيميايي آغاز نمود و از ميدان جنگ با ايران براي آزمايش عملي و رفع نواقص سلاحهاي ساخته شده استفاده كرد.
جنگ شيميايي عراق به سه بخش كلي مي توان تقسيم نمود:
بخش اول ـ دي ماه 1359 تا تيرماه 1362 بصورت حملات و مانورهاي آزمايشي.
بخش دوم ـ مرداد ماه 1362 تا بهمن ماه 1362 بصورت حملات محدود ولي متمركز.
بخش سوم ـ اسفند ماه 1362 تا خاتمه جنگ بصورت حملات گسترده و سنگين.
لذا در دوران جنگ تحميلي كشور ما مدت 5 سال از مرداد ماه 1362 تا تيرماه 1367 مورد تهاجم جدي شيميايي عراق قرار گرفت. اگر وقايع گذشته را يك بار بسرعت مرور كنيم متوجه يك روند رو به رشد خواهيم شد كه در ماههاي آخر جنگ به اوج خود رسيد.
روند رو به رشد حملات شيميايي عراق
در طي سال 1362 تا اوايل 1363 عراق ابتدا از گاز خردل و سپس از گاز تابون استفاده كرد. در آن زمان اختلالي در وسايل پخش گاز شيميايي و ساختمان بمبها وجود داشت و حملات شيميايي بطور نسبتاً ناموفقي صورت مي گرفت لذا رقم مصدومين و شهدا كمتر ازحدي بود كه از بكارگيري آن حجم عظيمي عامل شيميايي انتظار مي رفت. در طي ان مرحله مصدومين غالباً دچار ضايعات خفيف و متوسط شده و تعداد كمتري آسيب شديد ديدند.
در اواخر سال 1363 و سالهاي 1364 و 1365 نارسائيهاي گذشته به وضوح اصلاح شد و روش پخش عوامل شيميايي به نحو موثري بهبود يافت. علاوه بر اين احتمالاً از سيستمهاي پخش كننده عامل شيميايي به روش اسپري نيز به ميزان محدودي استفاده شد. البته تيمهاي درماني ما نيز خيلي بهتر از قبل سازماندهي شدند بطوري كه عليرغم مصرف حجم زيادي از گازهاي عصبي (علاوه بر خردل) و بروز مسموميتهاي شديد كه موارد متعددي در مرحله وقفه تنفسي به اورژانسها مي رسيدند، ميزان مرگ و مير به وضوح كاهش يافت.
در اوايل سال 1366 نخستين حمله با گاز عصبي سارين در خرمشهر توسط موشكهاي كاتيوشا (MRLS) صورت گرفت. لازم به ذكر است كه قدرت كشندگي سارين بسيار بيشتر از تابون است. در اين زمان ما شاهد دو اتفاق مهم بوديم. اول استفاده از گاز سارين بود. زيرا تجهيزات مورد نياز براي توليد اين گاز به دليل وجود اتم فلوئور در ساختمان آن با ساير گازهاي جنگي به كلي متفاوت است. مثلاً گاز خردل، مشتقات سيانيد و گاز عصبي تابون كه تا قبل از اين تاريخ، عراق بكار مي برد قابل تهيه با امكانات موجود در صنايع عادي بسياري كشورها از جمله عراق بود. بر طبق گزارشات مجلات و روزنامه هاي غربي تجهيزات و مواد اوليه جهت توليد سلاح شيميايي تحت عنوان وسايل و مواد مورد نياز براي ساخت حشره كش، از كشورهاي غربي وارد عراق مي شد. دومين نكته مهم استفاده از موشك به منظور حمل عامل شيميايي بود كه اجازه هدف گيري دقيق و بالا بردن غلظت زياد گاز را مي داد. عليرغم شدت عمليات فوق، كادر پزشكي ما موفق شد تعداد زيادي از مصدومين وخيم و بحراني را نجات دهد. اين كار خصوصاً با تجويز آتروپين “حداكثر مقدار مورد نياز در حداقل زمان ممكن” صورت گرفت. در موارد زيادي در مرحله حاد درمان در اورژانس، تجويز وريدي 200-100 ميليگرم آتروپين در حدود كمتر از 15 دقيقه ضرورت پيدا مي كرد. در هفتم تيرماه سال 1366 شهرستان مرزي سردشت هدف بمباران شيميايي با گاز خردل قرار گرفت. اين حمله تعمداً در مركز شهر، بازار و اطراف آن صورت گرفت كه هيچ مجاورتي با مراكز نظامي نداشت و بيشتر بنظر مي رسيد از يك شيوه كم خرج نظامي استفاده شده است كه ميتوانست دو تاثير عمده داشته باشد. اول اينكه مشاهده آن همه زن و كودك و خانواده با وضعي دلخراش مي توانست بر روحيه استقامت رزمندگان در برابر هجوم عراق موثر باشد. ثانياً وجود تعداد زيادي مصدوم كه حاصل انفجار چند بمب شيميايي در منطقه غيرنظامي بود قادر به اشباع نمودن مراكز درماني پشتيبان جنگ بود. در 27 اسفند ماه 1366 فاجعه حلبچه اتفاق افتاد. عراق با بمبهاي حاوي گاز عصبي سارين نقاط مسكوني شهر را كه هنوز مردم در آن حضور داشتند و نيز جاده هايي را كه مردم از آن طريق در حال ترك شهر بودند هدف قرار داد. اكثر مصدومين در نخستين دقايق و ساعات حادثه جان سپردند. آنها كه زنده مانده و روز بعد از شهر خارج شدند بدليل عبور از مسيرهاي آلوده به خردل آسيب ديدند. در همين زمان برخي نقاط غيرنظامي غرب ايران مانند: نودشه، قلعه جي و اطراف مريوان هدف حملات شيميايي با گازهاي اعصاب قرار گرفت. فعاليت خانه هاي بهداشت شبكه بهداري در اين نواحي روستايي به نحو چشمگيري باعث كاهش تلفات شد.
در 28/1/67، 4/3/67، 4/4/67 در آخرين مراحل جنگ، عراق حملاتي را خصوصاً با گاز سارين به خطوط مقدم دفاعي رزمندگان ايران به ترتيب در منطقه فاو، شلمچه و جزاير مجنون انجام داد تا مقاومت آنها را از بين برده و به سهولت منطقه را متصرف شود. در اين حملات گلوله هاي گاز اعصاب توسط توپخانه، به تعداد زياد و معمولاً در شب و دقيقاً در مقدمه حمله عراقيها استفاده شد. با يك جمع بندي ساده سير پيشرفت جنگ شيميايي چنين مشخص مي گردد:
عملکرد
سالهاي اول
سالهاي آخر
كيفيت پخش عامل
ابتدايي بودن وسايل پخش عامل و اشكال در گلوله ها و بمبها
رفع نواقص
نوع وسايل
بمب و توپ
خردل و موشك
حجم گاز در هر حمله
محدود
گسترده و غلظت زياد
نوع گاز
خردل ـ تابون
خردل + سارين + GF
جسارت در بكارگيري
بيشتر در مناطق نظامي و مصدوم شدن غيرنظاميان به طور جانبي
علاوه بر اهداف نظامي حمله به نقاط كاملاً مسكوني و غيرنظامي
اين روند رو به رشد استفاده از جنگ افزارهاي شيميايي، زير ديد ناظران بين المللي و خصوصاً تيمهاي كارشناسي اعزامي سازمان ملل متحد و عليرغم هشدارها و اعلام خطرهاي آنان ادامه يافت و جنگ در هاله گرد و غبار ابرهاي شيميايي به اتمام رسيد.
بهداري سپاه كه قلب برنامه ريزي درمان مصدومين شيميايي در مناطق جنگي بود علاوه بر ارائه خدمات به مجروحين عادي جنگ، سيستم جداگانه اي را جهت مصدومين شيميايي تداك ديد كه در عين سادگي، بسيار موفق بود.
به نظر مي رسد مهم ترين نكته در درمان مصدومين شيميايي، برنامه ريزي قبلي، آموزش و سازماندهي كادر پزشكي بصورت يك شبكه منسجم، از خط مقدم تا شهرهاي پشت جبهه مي باشد.
در حملات با گازهاي اعصاب تعداد مصدومين غالباً زياد بود. حتي گاهي مشاهده مي شد كه حدود 500 مصدوم در كمتر از يك ساعت به يكي از مراكز درماني جبهه منتقل مي شدند و در بين آنها 60-50 بيمار در حال اغماء وجود داشت ولي نتيجه درمان بسيار موفقيت آميز بود.
پايان
منابع:
1. Sunday Times Apr.28, 1974.
2. Times Mar. 26, 1963.
3. Times May 21, 1965.
4- پدافند شيمايي،دکتر علي اکبر مشفق ، انتشارات دانشگاه شيراز، بهمن ماه سال 1365.
5- مروري بر تاريخ تحولات فناوري سلاح هاي نظامي، احمد عقلمند، موسسه انتشارات اميركبير، چاپ يكم، 1380.
6- مهمات شيميايي، انهدام و نوسازي آن، فرهاد كاوياني نيا، چاپخانه مركز آموزش پشتيباني نيروي زميني ارتش،
nikbakht
