ترور صياد شيرازي، هدف مشترک

کد خبر: ۱۱۳۰۵۸
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۸۶ - ۰۹:۱۴ - 07April 2007


1- نقش صياد شيرازي در دفاع از تماميت ارضي ايران در جنگ با عراق.

 
2- نقش شيرازي در مهار و کنترل غائله کردستان در بدو انقلاب سال 57.

 
3- نقش وي در عمليات موسوم به فروغ جاويدان که مجاهدين خلق با پشتوانه ارتش عراق خاک ايران را مورد تعرض نظامي قرار دادند.

 
دلايل ارائه شده براي توجيه ترور صياد شيرازي در نوع خود بيانگر اين معني است که وي در تمام موارد ياد شده به عنوان يک نيروي ارتشي بر اساس وظايف تعريف شده خود تنها اقدام به دفاع و دفع تعرض نظامي به خاک ايران نموده است. انفاقا در دو مورد ياد شده يعني دفع تجاوز نظامي عراق به ايران و غائله کردستان، مجاهدين خلق در فاز موسوم به سياسي کمابيش اقدامات فوق را مشروع تلقي و نسبت به عاملين اغتشاش در اين منطقه موضع گيري و حتي مواضع سازمان در اين رابطه منجر به بروز اختلافات سياسي ميان مجاهدين خلق و سازمان چريکهاي فدايي ، حزب دمکرات کردستان، کومله و سازمان منشعب از مجاهدين خلق يعني پيکار در راه آزادي طبقه کارگر گرديد. در اين راستا مي توان به مجموعه مصاحبه هاي مسعود رجوي با نشريه مجاهد طي اسفند ماه سال 1359 تا ارديبهشت سال 1360 مراجعه کرد. عجالتا در اين مختصر به موضع گيري سازمان در قبال چريکهاي فدايي خلق که طي دو اطلاعيه اتخاذ شد بسنده مي کنيم. مجاهدين خلق در دومين اطلاعيه خود در خصوص مسائل کردستان و نقش امپرياليسم و عوامل محلي آن در اين ماجرا ضمن هشدار به چريکهاي فدايي خلق و سفارش به اجتناب از اين درگيري ها مي نويسند:

 
" آنچه به چريکهاي فدايي خلق مربوط مي شود ، درگيري و نحوه دخالت نابجاي آنها در منطقه است که بي ترديد به دليل عواقب سياسي سوء آن حاکي از اشتباهات جدي در نحوه برخورد و ارزيابي موقعيت سياسي – اجتماعي موجود و خلاصه بي توجهي به دام از پيش پهن شده امپرياليستها و مرتجعين محلي است. دامي که گرفتار شدن در آن نمي تواند به حال انقلاب سودمند باشد."(1)

 
در اين اطلاعيه مجاهدين خلق کرارا هشدار مي دهند که اتفاقات کردستان محصول تعامل عوامل مرتجع منطقه با امريکا است. و در اين رابطه مي نويسند:

 
" دشمن استعمارگر به اتکاي پايگاههاي واژگون نشده ضد انقلاب و ارتجاعي اش و به اتکا به انبوه مزدوران سيا و ساواک که دقيقا گوش به زنگ نشسته و همانطور که از پيش تذکر داديم يک آن نيز از طرح توطئه غافل نيست."(2)

 
چنانچه در اين موضع گيري ها محسوس است مجاهدين خلق در زمان غائله کردستان بهتر از هر کس به اين مهم واقف بودند که عوامل محلي وابسته به امريکا بعلاوه آنچه مجاهدين بارها با عنوان چپ روي گروههاي مارکسيست از آن ياد کرده اند باعث و باني آن بود. در خصوص نقش صياد شيرازي در جنگ نيز سازمان کماکان از همين موضع عراق را آگاهانه يا ناآگاهانه آلت دست امريکا براي شکست انقلاب ارزيابي کرده است. مجاهدين در آغاز جنگ و حمله عراق به ايران اگر چه تلويحي اما انگيزه هاي پنهان آن را بر اساس خواست و تمايل امريکا ارزيابي و دفاع را حق مشروع مردم ايران مي دانستند. در حقانيت اين دفاع همين بس که مجاهدين مدعي بودند مستقيما در آن شرکت داشته اما مورد بي مهري مسئولين قرار گرفته اند.

 
در کنار اين دلايل اما دليل برجسته تر مجاهدين خلق براي ترور صياد آنگونه که ادعا مي کنند نقش وي در دفع تعرض توامان مجاهدين خلق و حمايت توپخانه اي و هوائي ارتش عراق به خاک ايران (موسوم به عمليات فروغ جاويدان) است. عمليات فروغ جاويدان بر اساس طراحي رجوي قرار بود به مسئله سرنگوني منتهي شود. فرض پذيرش اين ادعا به اين معني است که مجاهدين در قبال اين تعرض نظامي تواما با عراق، انتظار دفاع و مقابله از سوي نيروهاي مرزي را نداشته اند. اينکه اين توهم تا چه ميزان واقع نگرانه است مي ماند به بررسي عقلاني و منطقي اين ادعا. در کنار اين ادعاها مجاهدين در ويژه نامه اي که به همين مناسبت به چاپ رساندند به مواردي اشاره دارند که در نوع خود موجب شگفتي و تعجب خوانندگان است. از جمله مي توان به دو نمونه از اين ادعاها که به استناد آن حکم ترور صياد صادر شده اشاره کرد. در صفحه اول نشريه ويژه نامه مجاهد به مناسبت ترور صياد شيرازي اين تيتر به چشم مي خورد:

 
"ماموريت صياد شيرازي در سرکوب زندانيان سياسي"(3)

 
در متن به خاطرات زنداني اي اشاره مي شود که مدعي است از طريق گفتمان او با صياد شيرازي متوجه تاسيس ارتش آزاديبخش شده است. اين مي شود نقش صياد در سرکوب زندانيان سياسي. در اين رابطه مي خوانيم:

 
" صياد شيرازي شروع به صحبت کرد. مضمون حرف او اين بود که ما قدرت داريم و ارتش عراق را با آن همه نيرو شکست داديم. اينکه چند نفر دور هم جمع بشوند و بگويند ارتش درست کرده ايم اين يک شعار بيش نيست. بعد از حرفهاي او بود که تازه ما متوجه شديم ارتش آزاديبخش تشکيل شده است."(4)

 
يا در بخش ديگري دليل کينه به اصطلاح انقلابي مجاهدين به صياد تلاش براي حفظ وحدت ارتش و سپاه ذکر مي شود، در اين رابطه مي خوانيم:

 
" صياد شيرازي در مراسم صبحگاه مشترک پرسنل نيروي نظامي و انتظامي استان فارس با اشاره به وحدت و هماهنگي ارتش و سپاه در طول جنگ هشت ساله ضرورت حفظ وحدت را مورد تاکيد قرار داد."(5)

 
اين نمونه هاي در نوع خود شگفت انگيز به عنوان ادله مجاهدين براي ترور صياد شيرازي هر واقع نگري را متقاعد مي کند که اين ادعاها نمي تواند صورت مسئله اصلي مجاهدين براي اين اقدام باشد. مي ماند بررسي فرضهاي ديگري که در نهايت اين اقدام را خارج از اراده و خواست مجاهدين منظور مي کند. واقعيت اين است که صياد شيرازي يک عنصر ملي است. او صرفنظر از تمامي چالشهاي درون مرزي اما وظايفش در قبال حراست و دفع هر گونه تعرض نظامي به خاک کشور تعريف شده است. مجاهدين خود نيز به خوبي نسبت به موقعيت و وظايف او اشراف دارند. با اين حال تمسک آنها به بهانه هاي واهي که به نمونه هايي از آن اشاره شد دو فرض را محتمل مي کند. اينکه مجاهدين بر اساس شرايط پيش رو و شکستهاي سياسي و نظامي تلاش مي کنند با اين اقدام مورد توجه رسانه هاي غربي واقع و بخشي از انزواي خود را ترميم کنند. اين فرض با عنايت به حجم قابل ملاحظه اي از اخبار خبرگزاريهاي مختلف دنيا و پوشش دادن وسيع و دامنه دار مجاهدين در نشريه خود مي تواند توجيه کننده بخشي از اين اقدام باشد. در اين رابطه کافي است به حجم اين مطالب در نشريه مجاهد توجه شود. نقطه کانوني اين اخبار و تحليلها بر بزرگ نمايي توان نظامي و قدرت مانور مجاهدين در داخل خاک ايران تاکيد دارد.

 
فرض ديگر اين که اين ترور بر اساس کينه و دستور رژيم عراق از صياد شيرازي و بالطبع استقبال مجاهدين خلق از منافع احتمالي آن طراحي و انجام شده است. اين فرض به استناد مدارکي که پس از سقوط صدام به دست آمده به حقيقت نزديکتر است. در ملاقات مسعود رجوي با سپهبد طاهر حبوش مسئول سرويس اطلاعات عراق که در اواسط سال 2001 صورت مي گيرد وي با تشريح مناسبات سازمان و سرويسهاي اطلاعاتي عراق آشکارا اعتراف مي کند که دستور ترور صياد شيرازي را به مجاهدين خلق صادر کرده است .

 
محور اين ملاقات در رابطه با ترورهاي داخل ايران و تاثير آن بر شرايط سياسي و اجتماعي است. در اين مذاکرات حبوش آشکارا ضمن حمايت از اين عمليات تصريح مي کند جهت و هدفهاي اين عمليات را آنها تعيين مي کنند. رجوي در اين ملاقات ظاهرا از موضع گيري کاردار عراق عليه مجاهدين خلق که پس از ترور صياد شيرازي با روزنامه رسالت انجام شده رنجيده است . رجوي در اين ملاقات با اشاره به اين مصاحبه و پي آمدهاي آن براي مجاهدين مي گويد:

 
" من فقط دنبال اين مطلب هستم که اين مصاحبه بعد از جريان صياد شيرازي صورت گرفته و اين عمليات را تروريستي و ناجوانمردانه خوانده است. من در آن زمان با استاد طارق عزيز تماس گرفته و اين مطلب را گفته ام و ايشان از من عذرخواهي کردند. استاد طارق عزيز گفت : از طرف من اطلاعيه صادر کنيد و من هم در تاريخ 20 مه 1999 (30 ارديبهشت 1378)اين پيام را که حاصل توافقي بود که با استاد طارق عزيز داشتم و شما آن را مشاهده مي کنيد صادر کرده ام. اين توافق بين ما و استاد طارق عزيز با هماهنگي سيدالرئيس( صدام حسين ) از قبل بوده است."(6)

 
در ادامه اين اظهارات از سوي رجوي، حبوش گلايه او را با اين توضيح که ما قادر به باز کردن بيش از يک جبهه نبوده و تاکيد بر اينکه دستور ترور صياد شيرازي را خود ما داده ايم به موضع تاکتيکي کاردار عراق در گفتگو با روزنامه رسالت اشاره مي کند و مي گويد:

 
"وقتي من به شما براي انجام اين عمليات ( ترور صياد شيرازي) دستور دادم، معلوم است که بيان اين مطلب تاکتيکي است. زيرا ما نمي خواهيم در بيش از يک جبهه بجنگيم."(7)

 
اين تعاملات و محتواي آن دلايل اقدام مجاهدين خلق به ترور صياد شيرازي را مستندتر از بهانه هاي بي پايه و اساس مطروحه مجاهدين در موضع گيريها و نشرياتشان نشان مي دهد. بايد اذعان داشت که صياد شيرازي به استناد آنچه در مراسم تشيع او مشاهده شد از محبوبيت خاصي در نزد مردم برخوردار بود. اين را نحوه زندگي شخصي او و پرهيز آگاهانه اش از هر گونه فاصله گرفتن از مردم نشان مي دهد. چه بسا عمده موفقيت مجاهدين در ترور ايشان ناشي از اجتناب از رعايت تشريفات امنيتي بوده است. اگر چه مجاهدين خلق ترور صياد شيرازي را موفقيتي بزرگ ارزيابي کردند اما بدون شک بايد آن را مرهون پايبندي و عشق توامان او به وطن، مردم و باورهايش تلقي کرد.

 
_________________________________

 
(1)اطلاعيه "هشدار سازمان مجاهدين خلق به سازمان چريکهاي فدايي خلق". مجموعه اطلاعيه ها و موضع گيريهاي سازمان مجاهدين خلق ايران. انتشارات سازمان مجاهدين خلق.ج اول. ص102.

 
(2) همان.

 
(3) نشريه مجاهد ويژه نامه ترور صياد شيرازي. 21 ارديبهشت 1378.

 
(4) همان.

 
(5) همان.

 
(6) کتاب براي قضاوت تاريخ. متن مذاکرات مسعود رجوي با مسئولين اطلاعاتي عراق( در زمان حکومت صدام) انتشارات خارج کشور. ناشر ايران اينترلينک. چاپ اول 1383. ص،

 منبع: http://www.iran-interlink.org/index.htm


گيوکي
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین