شفيعزاده عاشقانه و آگاهانه ولايتپذير بود
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، وي ادامه داد:ما بايد با شهدا صادق باشيم.اينكه از شهدا و شهادت صحبت كنيم و عملمان خلاف و مرام و مسلك شهدا باشد عدم صداقت ما با شهداست.
رضايي همچنين در خصوص شخصيت و عملكرد شهيد شفيعزاده در جمع عده زيادي از دوستداران آن شهيد گفت: حوادث بزرگ مردان بزرگ ميآفرينند. شفيعزاده يك قهرمان ملي بود كه مثل ستارخان و باقرخان از دل يك حادثه بزرگ متولد شد. حادثهاي كه در آن، ملت ايران را تنها گذاشتند، حادثه حمله شرق و غرب به سرزمين مقدس ما كه طي آن غافلگيرانه مرزهاي بينالمللي ايران را شكستند و وارد خانههاي مردم شدند و به غارت خانهها پرداختند.
وي در ادامه اظهار داشت:بسياري از شما با زندگي شفيعزاده آشناييد، چه زمان كودكي كه يتيم شد و با سختي زندگي را پشت سر گذاشت، چه ابتداي انقلاب كه دوستان انقلابي خود را در پوشش كميته توحيدي انقلاب سامان داد چه زماني كه در بدو شكلگيري سپاه تبريز به آن پيوست و توفيق آشنايي با عارف بزرگ شهيد آيتالله مدني را يافت.
رضايي يادآور شد:شفيعزاده بعد از مدتي كه در سپاه تبريز بود به اروميه رفت و در آنجا با شهيد مهدي باكري آشنا شد. وي با شهيد باكري در كردستان واحد خمپاره 120 را راهاندازي كرد كه در زمان ورود به اهواز همه خواهان حضورشان در محور عملياتي خود بودند اما شفيعزاده آبادان محاصره شده كه سختترين محور بود را انتخاب كرد.
رضايي سال اول جنگ را سال تنهايي ملت ايران خواند و گفت: در اين تنهايي از سوي كساني كه نام و نشاني نداشتند حوادث بزرگي رقم خورد. اين جوانان بيمنت و با تواضع خدمت ميكردند و همچون مهدي باكري و حسن شفيعزاده نه تنها خود را طلبكار نميدانستند بلكه همواره خود را مؤظف به انجام وظيفه ميدانستند اينان كساني هستند كه بزرگي خود را در گمنامي مييافتند.
وي گفت: شفيعزاده با وجود اينكه صاحبنظر بود اما اگر تصميمي گرفته ميشد كه خلاف نظر او بود كاملا به آن عمل ميكرد و اين يعني ولايتپذيري آگاهانه و عاشقانه. ويژگي ديگر او اين بود كه با وجود تخصص داشتن در توپخانه، در بحثهاي ديگر جنگ نيز صاحبنظر بود. به طور مثال در تبريز در خصوص پدافند هوايي در آن شهر طرحي را پيشنهاد داد كه با اعمال تغييرات لازم تعدادي از هواپيماهاي عراقي ساقط شدند
