24 ارديبهشت سالروز اشغال سرزمين فلسطين از سوي اشغالگران صهيونيست
صهيونيزمZionism))(1)، جنبش قوم يهود، براي ايجاد جامعه و كشور خودمختار يهودي در فلسطين مي باشد. نام اين جنبش از كوه «صهيون» (آرامگاه داود نبي) گرفته شده كه در بيت المقدس قرار دارد و نام آن رفته رفته، در روزگار باستان، نماد سرزمين فلسطين شده است. با اين كه يهوديان پس از ويراني اورشليم در سال 70 ميلادي به دست روميان، در سراسر جهان پراكنده شدند، اما، وحدت ديني و فرهنگي خود را حفظ كردند و در ملت هاي ديگر حل نشدند. و بدين جهت در طول تاريخ، به عنوان يك اقليت ديني و گاه نژادي بويژه در كشورهاي مسيحي شكنجه و آزار ديدند و به همين دليل، در طول قرن هاي دراز، همواره آرزو و وعده ي بازيافت «ارض موعود» را، چنان كه موسي عليه السلام آنان را بدان رهبري كرده بود، در خيالشان مي پروراندند.

صهيونيزم جديد، صورت دنيوي و ملت پرستانه اي از يهوديت اصلي است. كه پس از پيدايش موج تازه ي يهودي ستيزي (آنتي سميتيسم-Anti-semitism) در روسيه تزاري، و لهستان و ديگر كشورهاي اروپايي، و زير نفوذ موج جنبش هاي ناسيوناليست اروپايي در اواخر قرن نوزدهم پديد آمد و هدف تشكيل كشوري يهودي در سرزمين فلسطين بود. انقلاب فرانسه وضع يهوديان را در اروپاي غربي بهبود بخشيده، اما در اروپاي شرقي تغييري حاصل نشده و بيشتر يهوديان در روسيه و يا در لهستان وضع دشواري داشتند.
در سال 1897 با تشكيل «نخستين كنگره جهاني صهيونيست» در شهر وبال (بازل) سوييس، صهيونيزم به صورت نهضت سياسي سرتاسري در اروپا درآمد و تئودور هرتسل (1860-1904) سردبير يكي از روزنامه هاي معتبر وين، رهبري نهضت را در دست گرفت. هرتسل در جزوه اي كه در سال 1896 تحت عنوان «دِر يودن اشتات» (كشور يهوديان) منتشر ساخته بود، خواستار تشكيل كشوري يهودي در فلسطين شده بود.

در آغاز توطئه، در فلسطين كه كشوري عرب نشين و تحت حاكميت امپراتوري عثماني (تركيه) بود، مهاجران صهيونيست، در زمين هاي خريداري شده تأسيسات كشاورزي ايجاد كردند. از همان ابتدا براي رهبران نهضت صهيونيزم واضح بود كه تصرف زمين براي تحقق رؤياهايشان امري ضروري است. ديري نگذشت كه اعراب پي بردند هدف واقعيِ مهاجران يهودي تشكيل كشوري يهودي است؛ لذا شروع به مقابله كردند.
در سال 1901 سازمان جهاني صهيونيست، شركتي به نام «كرن كايمت» (صندوق ملي يهود) تشكيل داد، تا براي مهاجران يهودي زمين بخرد. بر اساس منشور اين سازمان، صندوق مي بايست در فلسطين، سوريه و ديگر مناطق عثماني (تركيه) واقع در آسيا و شبه جزيره سينا، زمين خريداري كند و آن را به عنوان دارايي انتقال ناپذير مردم يهود حفظ كند.
عقيده ي هرتسل اين بود كه تصرف زمين و اخراج اعراب جنبه هاي تكميلي نهضت صهيونيزم هستند و عقيده داشت كه اخراج اعراب از فلسطين لازم و ضروري است.
كشور بريتانيا علاقه مندي خود را به اين امر نشان داد؛ بدين سان در سال 1839 يك كنسولگري در بيت المقدس (اورشليم) باز كرد و به اعضاي كنسولگري دستور داد از يهوديان حمايت كنند.
وقتي كه در سال 1840 موج خشونت هاي ضد يهودي در دمشق بالا گرفت، انگلستان حمايت از يهوديان را در فلسطين تشديد كرد. پس از مرگ هرتسل در سال 1904«خائيم وايزمن»(2) (1874-1952) رهبري اين حركت را به عهده گرفت. وايزمن كه شيمي دان بود در طول جنگ جهاني اول براي دولت انگلستان تحقيقات نظامي مي كرد و "لرد بالفور" وزير خارجه وقت آن كشور، وي را در نيروي دريايي سلطنتي انگلستان به استخدام در آورده بود.
وايزمن نيز مانند هرتسل عقيده داشت كه حمايت از صهيونيزم به نفع بريتانيا تمام مي شود. زماني كه انگلستان در جريان جنگ جهاني اول بخشي از سرزمين هاي متعلق به امپراتوري عثماني را به چنگ آورد، وايزمن نيز به تلاش هايش افزود و در سال 1917 لرد بالفور را متقاعد ساخت كه لايحه اي اصولي براي دفاع از صهيونيزم به كابينه ارائه دهد. به درخواست بالفور، وايزمن و «لرد روچيلد» كه سرپرستي فدراسيون صهيونيست را در انگلستان به عهده داشت، پيش نويس لايحه را طي نامه اي براي روچيلد فرستاد. در اين نامه آمده بود كه: «انگلستان نسبت به استقرار وطن ملي براي يهوديان در فلسطين نظر مساعد دارد».
افزون بر اين مسايل، جنگ جهاني اهميت نفت را نشان داده بود و انگليس قصد داشت كه يك لوله ي نفتي از حوزه هاي نفتي عربي واقع در غرب حيفا بكشد.

«سرمارك سايكس»، كارشناس انگليسي امور فلسطين، صهيونيزم را ابراز توسعه ي نفوذ انگلستان در خاورميانه مي دانست. در سال 1916 سايكس موفق شد، قرارداد سري سايكس – پيكو(3) را در مورد تقسيم امپراتوري عثماني پس از پايان جنگ، منعقد كند. اين قرارداد به انگلستان حق مي داد كه بندري در حيفا بسازد و خواستار تسلط مشترك انگلستان و فرانسه به فلسطين بود. دولت انگليس از رقابت فرانسه واهمه داشت و تصور مي كرد كه حضور يهوديان تحت الحمايه انگلستان در فلسطين به لندن كمك خواهد كرد تا تسلط بيشتري بر آن سرزمين داشته باشد. و مي انديشيد كه اسكان يهوديان در فلسطين، پايگاه محكمي براي انگلستان خواهد بود كه بتواند توازن را در برابر تسلط فرانسه بر سوريه و لبنان حفظ كند.
در 22 ژوييه 1922 جامعه ي ملل، بنا به درخواست انگلستان به آن كشور در اداره ي فلسطين حكم قيموميت داد.
حكم ياد شده كه حاوي بيانات اعلاميه ي بالفور بود، دقيقاً به همان ترتيب در سال 1917 توسط هيأت وزيران انگلستان تصويب شده بود.
در انگلستان اعتراضاتي عليه صدور اين حكم به وقوع پيوست، مبني بر اين كه شناسايي اعلاميه بالفور، حق تعيين سرنوشت مردم فلسطين را از بين خواهد برد.
با اتكا به اعلاميه ي بالفور بود كه، صندوق ملي يهود ميزان خريد املاك را افزايش داد. در سال 1920، سازمان جهاني صهيونيست، صندوق بنياد فلسطين را تأسيس كرد تا بودجه ي اسكان يهوديان در سرزمين هاي خريداري شده را تأمين كند.
سكناگزينان صهيونيست، نيرويي به نام «هاگانا» (نيروي دفاع از خود) سازمان دادند، تا مأمور حفاظت از زمين هايشان باشد.

اعراب فلسطين خود را اتباع امپراتوري انگلستان مي دانستند و اعلاميه بالفور را يك تخلف فاحش در اصل تعيين سرنوشت ملت ها كه تسلط متفقين اعلام شده بود تلقي كردند.
در اوايل دهه ي 1930 زماني كه احساسات ضد يهود در آلمان رشد مي كرد، دولت انگلستان سطح مهاجرت يهوديان را افزايش داد و در نتيجه تعداد يهوديان در فلسطين بين سال هاي 1931 تا 1935 دو برابر شد. اين اقدام باعث شد كه جمعيت يهوديان در فلسطين بين 30 تا 40درصد افزايش يابد. با توجه به افزايش جمعيت، انگلستان اجازه داد كه املاك جديد و زيادتري خريداري شود.
آژانس يهود در فلسطينِ تحت قيموميت انگليس، به كشوري در درون كشور ديگر تبديل شد و افزون بر مالكيت اراضي متعدد در مقياس وسيع، بودجه ي كشاروزي را نيز تأمين كرد و داراي تأسيسات تجاري و صنعتي شد.
در سال 1936 واهمه ي اعراب نسبت به اين احتمال كه آژانس يهود در پي ايجاد دولتي است، منجر به شورش عليه انگلستان شد.
اعراب اميدوار بودند تا از طريق نهضتي كه بيشتر به روستاييان متكي بود، بر انگلستان فشار وارد آورند تا مسأله ي مهاجرت يهوديان و خريداري اراضي را متوقف كند. از طرف ديگر در شهرهاي عرب، كميته هايي براي سازمان دهي اعتصابات صنفي تشكيل شد و اعتراض هايي به اعمال انگليس و اجازه خريد املاك جديد صورت گرفت و اقداماتي نيز براي عدم پرداخت ماليات ها به عمل آمد. سرانجام گروه هاي عرب به مناطق مسكوني صهيونيست ها حمله بردند كه در نتيجه ي آن تعدادي از غير نظاميان كشته شدند. «هاگانا» كه در آن زمان وابسته به آژانس يهود بود، در تلافي به روستاهاي عرب حمله كرد كه منجر به مرگ تعدادي از غير نظاميان و تخريب خانه هاي اعراب شد.
در سال 1937، صهيونيست ها گروه نظامي جديدي به نام سازمان نظامي ملي تشكيل دادند كه هدف آن استفاده از نيروي علني بيشتر عليه اعراب بود. از جمله اقدامات اين سازمان بمب گذاري در بازارهاي عرب بود.
انگلستان از سازمان ملل خواستار ارائه ي راه حلي در مورد وضعيت فلسطين شد، پنج كشور عرب از مجمع عمومي سازمان ملل خواستند تا مسأله ي فلسطين را در چارچوب خاتمه ي قيموميت بر فلسطين و اعلام استقلال آن در نظر گيرد. آنها نگران بودند كه درخواست نامحدود انگلستان براي ارائه ي راه حل در مورد حاكميت آينده ي فلسطين، مجمع عمومي را ترغيب كند كه مسأله ي پناهندگان يهودي در اروپا را به وضعيت فلسطين ارتباط دهد.

در 14 مه 1948 انگلستان از اقتدار خود در فلسطين چشم پوشيده و هم زمان با خروج كميسر عالي انگليس از فلسطين، يهوديان اين كشور به فرماندهي «ديويد بن گورين» رسماً موجوديت حكومت خود را به نام «اسراييل» اعلام كردند.
چند ساعت پس از اين اقدام، امريكا و شوروي اين رژيم را به رسميت شناختند، و آژانس يهود صدور اعلاميه ي تأسيس كشور اسراييل را از قطعنامه ي 181 سازمان ملل به عنوان سند شناسايي حق مردم يهود در استقرار كشور مستقل، از سوي سازمان ملل نام برد.
اين اعلاميه مرز مشخصي را براي اسراييل در نظر نگرفته بود، اما آژانس يهود در پيامي به ترومن رييس جمهور وقت امريكا در ترغيب وي به شناسايي رسمي اسراييل اظهار داشت كه اعلاميه ايجاد كشور اسراييل در چارچوب مرزهايي قرار دارد كه از سوي مجمع عمومي سازمان ملل در قطعنامه ي 29 نوامبر 1947 تأييد شده است.
افزون بر قطعنامه ي 181، آژانس يهود در ادعاي خود نسبت به فلسطين به حق تعيين سرنوشت و مالكيت باستاني اين سرزمين اشاره مي كرد و يهوديان مهاجر از مليت هاي گوناگون را جانشين عبريان باستاني قلمداد مي كرد.
غروب همان روز، چهار كشور: مصر، سوريه، اردن و لبنان به دولت نوظهور اسراييل اعلان جنگ دادند و اين اولين جنگ خونين اعراب و اسراييل بود. در اعلاميه ي تشكيل اسراييل، فلسطيني ها كه مالك 97درصد از اراضي اين كشور بودند با قيد عبارت «جوامع موجود غير يهود» ناديده گرفته شدند. اين اعلاميه باعث سرازير شدن غير قانوني يهوديان سراسر جهان به فلسطين شد و مورد حمايت «ويلسون» رييس جمهور وقت امريكا نيز قرار گرفت. از سوي ديگر نفرت شديد افكار عمومي جهان از مسايل خونين فلسطين، رژيم تازه متولد شده صهيونيست ها را در انزوا قرار داد.

صهيونيست هاي مقيم امريكا، نيز فعاليت هاي خود را تشديد و بر ضرورت تشكيل دولت يهود تأكيد كردند. با افزايش آزار و اذيت فلسطينيان، خشم مردم جهان عليه صهيونيست ها بيشتر شد و اعتراض هاي خود را به سازمان ملل منعكس كردند. پيش از اين يعني در 29 نوامبر 1974، امريكا و شوروي طي يكي از نادرترين توافقات خود طرح تجزيه ي خاك فلسطين را به دو بخش يهودي و عربي پياده كرده و از سازمان ملل خواستند كه اين طرح را به تصويب برساند؛ بدين معني كه قيموميت انگليس در مورد فلسطين در همان تاريخ خشم و نفرت جهان اسلام را بيش از پيش برانگيخت و تظاهرات خونيني عليه امريكا و اتحاد جماهير شوروي سابق به ويژه عليه صهيونيست ها در بيت المقدس، يافا، حيفا و چند شهر ديگر فلسطين و كشورهاي اسلامي برپا شد.
در 8 دسامبر 1947 جامعه ي عرب طي نشستي ضمن اعتراض به اقدام خائنانه سازمان ملل، تصميماتي براي رويارويي با صهيونيست ها اتخاذ كرد. در سال 1948 جنگنده هاي مصري ابتدا تل آويو پايتخت اسراييل را بمباران كردند و نيروهاي زرهي لبنان از شمال، سوريه و اردن از شرق و مصر از غرب به سوي فلسطين به راه افتادند .

در روزهاي نخست نيروهاي اردن موفق به اشغال بخش عمده اي از بيت المقدس شدند. شوراي امنيت كه ادامه ي جنگ را به ضرر صهيونيست ها مي ديد، در 2 ژوئن سال 1948، در حالي كه 19 روز از جنگ مي گذشت خواستار آتش بس شد. صهيونيست ها از اين آتش بس استفاده نموده با حمايت امريكا و چكسلواكي شروع به تجهيز قواي نظامي خود كردند، و در سپتامبر همان سال يعني سه ماه بعد، آتش بس را نقض كردند و در داخل فلسطين، هاگانا «نيروي تهاجمي و تدافعي يهود» منطقه «عكا»، جايي كه هزاران عرب از حيفا و نقاط ديگر به آنجا پناهنده شده بودند را به گلوله بست و به دنبال آن تيپ هفتم هاگانا شهر «ناصره» را با درگيري به تصرف خود درآورد و حمايت خود را در خارج به سوي مواضع مصر آغاز كرد.
اعراب در جنگ دوم به علت فقدان فرماندهي واحد و عدم هماهنگي هاي لازم نتوانستند به طور مطلوب پايداري كنند و در نتيجه، جنگ در شرايطي كه 6 هزار كيلومتر مربع از اراضي، به اشغال صهيونيست ها درآمده بود با ميانجيگري سازمان ملل به پايان رسيد.
در بهار سال 1949، اسراييل موافقتنامه هاي جداگانه ي متاركه جنگ، با مصر، لبنان، ماوراء اردن و سوريه منعقد كرد. اما اين موافقتنامه ها پايدار نماند و حمله هاي اسراييل هر چند وقت يكبار به قسمتي از اين كشورها صورت مي گرفت. در همان سال، دولت اشغالگر حدود 400 شهر و روستاي عرب نشين فلسطين را تخريب و به جاي آنها جنگل مصنوعي ايجاد كرد.

به اين ترتيب در اين جنگ نزديك به يك ميليون، فلسطيني آواره و به كشورهاي عربي منطقه پناهنده شدند و هزاران نفر از سربازان طرفين كشته و زخمي شدند و صهيونيت ها توانستند بر 78درصد كل خاك فلسطين مسلط شوند. از سوي ديگر مهاجرت يهوديان به فلسطين اشغالي افزايش يافت و در سال 1951 به اوج خود رسيد.
بر اثر جنگ و هم چنين ترور و كشتار فلسطيني ها و فرار آنان از سرزمين آبا و اجدادي مسأله ي آوارگان فلسطين به وجود آمد و اين مسأله همچنان زمينه ي جنگ هاي بعدي يعني 1956، 1967 و 1973 اعراب و اسراييل را فراهم آورد.
آوارگان فلسطيني با به وجود آوردن «سازمان آزادي بخش فلسطين (PLO)Palestine Liberation Organization» و چندين سازمان چريكي و دسته هاي مخفي و شبه نظامي از 1967 جنگي سخت و بي امان را با رژيم اشغالگر، چه در داخل خاك آن، چه در سرزمين هاي اشغالي و در سراسر جهان آغاز كردند و عليه صهيونيزم در جبهه هاي سياسي و نظامي به نبرد پرداختند.
صهيونيزم كه در ميان هواداران غربي يهوديان، جنبشي براي يافتن ميهني براي يهود شمرده مي شود، از نظر اعراب و ملت هاي مسلمان و بخش عمده ي جهان (ساير ملل)، مترادف با تجاوزگري و امپرياليسم و غصب سرزميني متعلق به ملتي ديگر است و اسراييل (رژيم اشغالگر قدس شريف) متحد نيرومندي براي غرب و امپرياليسم آن در منطقه ي خاورميانه به شمار مي آيد.

گروه هاي تندرو و متعصب يهوديان صهيونيست، خواهان به وجود آوردن يك كشور يهودي از راه قهر و سلطه ي نظامي هستند كه باصطلاح «از نيل تا فرات» ادامه داشته باشد. از سوي ديگر در سال هاي اخير در جريان مذاكرات باصطلاح صلح در عين حال كه فلسطينيان به ظاهر موفقيت هايي در زمينه ي خود مختاري دست يافته اند، از سوي ديگر تلاش غرب به ويژه امريكا به گونه اي است كه ملت فلسطين را به سوي سازشي ذلت بار و هم زيستي با دشمن سوق داده و مي دهد.
پي نوشت:
2- وايزمن پس از تشكيل دولت غاصب اسراييل اولين رييس جمهور آن كشور شد.
3- سرمارك سايكس از طرف انگليس و ژرژپيكو از طرف دولت فرانسه قراردادي را كه به نام قرارداد سايكس - پيكو معروف شد منعقد كردند.
منبع: سايت تبيان
