علي صدريان آزاد

کد خبر: ۱۱۴۱۰۱
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۸۶ - ۰۹:۳۴ - 04October 2007
شغل پدر ش كشاورزي بود و ايشان با زحمت زياد هزينه هاي زندگي همسر و فرزندان خود را فراهم مي‌ساخت. زندگي در «وراوي» براي والدين شهيد به دليل فقر شديد مادي، سخت مي‌گذشت؛ لذا به ناچار تصميم به ترك اين روستا و اقامت در روستاي «بحيري» گرفتند. از همين رو شهيد« صدريان آزاد» در زمان كودكي و قبل از سنين ورود به مدرسه، همراه با پدر و مادر به روستاي «بحيري» مهاجرت كردند و در اين روستا ساکن شدند.
شهيد «صدريان‌آزاد» در سال 1348 راهي مدرسه شد و دوران پنج سالة ابتدايي را در دبستان « شفيق شهرياري» روستاي« بحيري» با موفقيت كامل و با كسب نمرات بالا گذراند. او در حاليكه از هوش سرشاري برخوردار بود و به تحصيل و علم‌آموزي علاقه فراواني داشت، به دليل فقر شديد مادي پس از گذراندن دوران پنج‌سالة ابتدايي، با كراهت فراوان ناگزير به ترك تحصيل شد. او در زمان تحصيل علاوه بر اينكه مجدّانه درس مي‌خواند و از شاگردان ممتاز بود، با همان جدّيت و بلكه بيشتر، در كنار تحصيل، به كار و كارگري مي‌پرداخت و از اين طريق هم پدرش را در تأمين نيازهاي زندگي ياري مي‌كرد و هم از اين راه مخارج تحصيل خود را تهيه مي‌نمود. پس از ترك تحصيل، تمام وقت خود را مصروف كمك به پدر به خصوص در زمينة كشاورزي كرد و به نحوي تاثيرگذار، ياري‌رسان پدرش در رفع تنگناهاي زندگي بود.
پس از مدتي كارگري، تبحّر لازم را در كار بنّايي به دست آورد و به بنّاي زبردستي تبديل گرديد. او دورة برقكاري را هم گذراند و در اين حرفه نيز مهارت قابل توجّهي حاصل نمود.
در سال 1359 در سن 17 سالگي با يكي از دختران همسايه به نام «مريم جوكار» كه در آن موقع 15 سال داشت، ازدواج كرد. شهيد، چهارمين خواستگارِ خانم جوكار بود، ولي فقط با يك بار خواستگاري، همسرش به اين ازدواج رضايت داد و زندگي مشترك آنان شكل گرفت. او سال اول ازدواج خود را در كنار پدر و مادر زندگي كرد و پس از آن با تلاش زياد توانست لوازم ضروري و اولية زندگي را فراهم ساخته و به مدت دو سال يعني تا زمان شهادت، با همسرش به صورت مستقل زندگي نمايد.
حاصل سه سال زندگي مشترك شهيد با همسر خود، فرزند پسري بود كه در اولين سال ازدواجشان در سال 1360 به دنيا آمد و نام او را «عيسي» نهادند.
شهيد «صدريان آزاد» در مورخة 1/6/1361 به خدمت سربازي اعزام شد و دوران سه ماهة آموزشي را در پادگان آموزشي« 05كرمان» گذرانيد. پس از اتمام آموزش، بقية دوران خدمت را در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل بود. اين شهيد سعيد، در دوران حضورش در جبهه، همواره مشكل‌ترين و پرخطرترين مسئوليتها را به عهده مي‌گرفت كه از آن جمله مي‌توان به مأموريت شناسايي در شب، حضور در پست ديده‌باني در خط مقدم و غيره اشاره نمود. وي 15 روز مانده به اتمام خدمت سربازي‌اش براي آخرين بار به خانه برگشت و پس از چند روز حضور در منزل و در كنار اقوام و دوستان با همة آنان خداحافظي كرد و جهت ادامة خدمت، مجدداً به جبهه مراجعت نمود.

از آنجاييكه شهيد با شجاعتي تمام و شهامتي مثال زدني، همواره در پي انجام مأموريت‌هاي سخت و پر خطر بوده است، در روز شهادت يعني در مورخه 11/12/1362 كه فقط 18 روز به زمان تحويل سال 1363 باقي مانده بود، با اصرار فراوان، فرماندة خود را راضي مي‌نمايد تا با حضورش به عنوان ديده‌بان در خط مقدم در جزيرة مجنون موافقت نمايد. پس از اخذ موافقت فرمانده، به اتّفاق تني چند از ديگر همرزمانش جهت حضور در خط مقدم جبهه، سوار اتومبيل مي‌شوند و به راه مي‌افتند. در بين راه، در جادة دهلران ـ خرّمشهر در اثر اصابت يك گلولة خمپاره به اتومبيل آنان، شهيد از ناحية سر، شديداً مجروح مي‌شود و به مقام شهادت نائل مي‌گردد. پيكر پاك شهيد، سه روز بعد، پس از انجام مراسم باشكوه تشييع، بنا به وصيت خودش در گلزار شهداي روستاي «بحيري» به خاك سپرده شد. شهيد صدريان‌آزاد، در موقع شهادت 20 ساله بود.

شهيد والامقام، «علي صدريان آزاد» جوان برومندي بود كه در طي عمر كوتاه اما پر بركت خود به مدارج بالايي از خصلتهاي انساني دست يافت. او در دوران زندگي بيست ساله‌اش، مقاطع مختلفي را پشت سر نهاد و در كوران سختيها و مرارتها و شرايط سختي كه در اين مقاطع مختلف برايش پيش آمد، به انساني آبديده و رشد يافته تبديل گرديد. شهيد صدريان آزاد از كودكي انساني سختكوش بود و به مدد همين خصلت ارزشمند، برسختيهاي زندگي چيره مي‌شد. پشتكار بالاي او، موهبت بزرگي براي پدرش بود؛ چرا كه اين شهيد، علاوه بر اينكه به عنوان يك دانش آموز، تكاليفش را به خوبي انجام مي‌داد، در كنار آن با جدّيت و اشتياق فراوان، پدرش را نيز در كار كشاورزي و دامداري، ياري مي‌نمود و در كنار پدر، سهم قابل توجّهي در تأمين معاش خانواده داشت. او پدر و مادرش را بغايت تكريم و احترام مي‌نمود و در ياري رساندن به آنها، خستگي به خود راه نمي‌داد. در مواقعي كه از خدمت سربازي به مرخصي مي‌آمد، بدون اينكه به استراحت بپردازد، در كار كشاورزي به كمك پدرش مي‌شتافت و هنگاميكه والدينش از او مي‌خواستند كه استراحت نمايد، در جواب مي‌گفت:«من به خود اجازه نمي‌دهم كه شمار كار كنيد و من به استراحت بپردازم».

او انساني صبور و با قدرت تحمّل بالا بود. ايشان در زمان كودكي همانطور كه اشاره شد، ناگزير بود در كنار تحصيل، در كارهاي كشاورزي و دامداري نيز فعّاليت نمايد. او با سعة صدر بالا، در هر دو زمينه، موفّق بود و با جدّيت كار مي‌كرد و با صبر بالاي خود، هرگز دلتنگي از خود نشان نمي‌داد. او بعدها نيز اين خصلت نيكو را در خود حفظ و تقويت كرد و پس از ازدواج، در برخورد با والدين، همسر و ساير اعضاي خانواده، انساني به معناي واقعي صبور بود. از اين رو هرگز همسرش را آزرده خاطر نكرد و با رفتار بردبارانه و بزرگوارانة خود، جو عاطفي بالايي را بر فضاي زندگي مشترك خود، فراهم ساخت.
 
شهيد« صدريان آزاد» از خلق نيكو و والايي بهره‌مند بود؛ بطوريكه هيچكس از همنشيني با او سير و خسته نمي‌شد. او آنقدر خوش‌خلق و مهربان و اهل مشورت بود كه همه به ديدة برادري دلسوز و دوست داشتني و بزرگوار به او مي‌نگريستند. در منزل، براي همسرش، شوهري مهربان و عطوف بود و او را در همة كارهاي منزل حتي بچه‌داري ياري مي‌كرد. او گهگاهي كه مي‌ديد كارهاي منزل زياد است و همسرش به تنهايي قادر به انجام آنها نيست، بي‌درنگ به ياري او مي‌شتافت و با رويي گشاده به او ياري مي‌رساند.

او از لحاظ اقتصادي وضعيت مناسبي نداشت. شغل او بنّايي بود و با حقوق اندكي كه از اين راه، حاصل مي‌كرد، امرار معاش مي‌نمود، اما در عين حال و عليرغم بهره‌مندي از حقوق كم، به فقرا و مستمندان بسيار كمك مي‌كرد و اين كار را بدون منّت و با خوشرويي انجام مي‌داد. بسيار مواقع پيش مي‌آمد كه اين شهيد بزرگوار فقرا را برخود ترجيح مي‌داد و با اينكه خود نيز بسيار نيازمند به پول بود، اما به مصداق اين آية شريفه :«وَ يُؤْثِرُونَ عَلَي اَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةً»، خداپسندانه ايثار مي‌كرد و پول مورد نياز خود را به فقرا مي‌بخشيد.

به جرات مي‌توان گفت اين شهيد سعيد، خصوصيتهاي والاي اخلاق خود را به مدد تقيّد فوق‌العاده‌اش به نماز و روزه و ساير شعائر ديني، به دست آورده بود. او پيش از رسيدن به سن تكليف شرعي، به نماز و روزه تقيّد داشت و از كودكي تا شهادت هرگز نسبت به اين دو فريضة بزرگ و ساير فرايض نوراني دين، ذرّه‌اي كوتاهي و كاهلي از خود نشان نداد. بخاطر اهمّيت فوق‌العاده به نماز، در بين خانواده، اقوام و دوستان، زبانزد بود. تا حد امكان در مسجد و به جماعت نماز مي‌خواند و ديگران را هم به اين كار تشويق مي‌كرد.

شهيد در سال‌هاي 56 و 57، در مراسم و راهپيمايي‌هاي انقلابي حضور مستمر و فعالي داشت و به سهم خود در بيدار كردن مردم روستاي خود نسبت به ماهيت پليد رژيم ستمشاهي پهلوي نقش تحسين‌برانگيزي را ايفا كرد. او علاقة شديدي به سلسله‌جنبان انقلاب شكوهمند اسلامي حضرت امام امت (ره) داشت و با عشق و شور زايدالوصفي بيانات گهربار امام (ره) را با گوش جان مي‌شنيد و در موقع استماع، با خود، زمزمة جان نثاري در راه آن بزرگوار را داشت.

پيروزي انقلاب و آشنايي با شخصيّت استثنايي امام راحل (ره)، وجود شهيد را مالامال از عشق به اسلام و قرآن و مكتب اهل بيت كرده بود و او همواره آرزو داشت در راه پاسداري از اسلام و در زير چتر رهبري پيامبرگونه امام راحل (ره) به فيض عظيم شهادت نائل آيد. خانواده و بستگانش شاهدند كه او هر گاه كه از خدمت برمي‌گشت، آرزوي شهادت را در سخنانش ابراز مي‌نمود. آخرين باري كه به خانه آمد و تنها پانزده روز به پايان خدمتش باقي مانده بود، به يكي از دوستان نزديكش گفته بود كه: «من ديگر برنمي‌گردم و اين بار شهيد مي‌شوم.»
آري، اين شهيد بزرگوار كه وجودش مجموعه‌اي از خصلتهاي عالي انساني بود و همواره در انتظار نيل به فيض عظيم شهادت به سر مي‌برد، در عنفوان جواني به آرزوي قلبي خود نائل شد و به خيل عظيم شهيدان راه اسلام پيوست.
منبع:پرونده شهيد دربنياد شهيد وامورايثارگران بوشهر،مصاحبه با خانواده،دوستان وهمرزمان شهيد
 
 
 
 
 وصيت نامه
 
 
بِسْمِ رَبِّ الشُّهَداء
اينجانب سرباز وظيفه علي صدريان‌آزاد فرزند غلامعلي صدريان‌آزاد به شماره شناسنامه 493 صادره از بحيري متولد 1342وصيت‌نامة خود را به اين شرح اعلام مي‌دارم.
بنام خداوند بخشنده مهربان و درهم كوبندة ستمگران.
سلام و درود فراوان به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و با سلام فراوان به ملت قهرمان و شجاع ايران و سلام به پدر و مادر مهربانم و سلام بر برادران و خواهرانم و سلام به خانواده گرامي خودم.
پدر و مادر جان! اگر من در اين مدت دوران سربازي به درجه رفيع شهادت نائل گشتم، ناراحت نباشيد و خوشحال شويد كه فرزندي را در راه خدا و ميهن اسلامي ايران فدا كرده‌ايد. جامة مشكي برايم نپوشيد و برايم گريه نكنيد كه باعث عذابم مي‌شود و روحم را آزار مي‌دهد. جان من از شهداي ديگر بهتر نبوده است و بايد كه راه آنان که همانا شهادت است را ادامه دهيم. روز به روز خون اين شهيدان عزيز مي‌جوشد.اميدوارم كه با شهادت خود توانسته باشم دين خود را به جمهوري اسلامي ايران ادا كرده باشم.
پدر گرامي! مرا در كنار شهيد شهرياري  به خاك بسپاريد.
خدا نگهدار                  علي صدريان آزاد

 

آثارمنتشر شده درباري ه ي شهيد

«عليِ صدريان‌آزاد»، آن يار
تنومند و صبور و مردِ پيكار
عصاي مادر و يار برادر
صفاي خانه و همراز خواهر
چشيده خستگي‌هاي شبانه
كشيده رنج‌هاي بيكرانه
رفيق مستمندان و ضعيفان
مددكارِ يتيمان، از دل و جان
به خانه، مهربان با همسرش بود
به رنج و خستگي‌ها، ياورش بود
به كار خير، آماده‌ترين بود
به جمعِ عاشقان، ساده‌ترين بود
جوانمردي بزرگ از نسلِ حـيدر
شهيدِ سرفرازِ «رزمِ خيــبر»
علي رضا عمراني


نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین