سيصد و پنجاه هزار ساعت پرواز
براي شناخت بيشتر شما خوانندگان گرامي با هوانيروز و فعاليت هاي چشم گير خلبانان اين نيرو با امير سرتيپ دوم خلبان احدي فرمانده هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي گفت و گويي نموديم كه از نظر شما مي گذرانيم .
از آنجائيكه اطلاعات بنده درموارد سوابق شخصي شما اندك است تشكر مي كنم اگر مقداري در مورد خودتان و چگونگي ورودتان به هوانيروز و مسئوليت هايي كه
داشتيد صحبت بفرمائيد.
بسم الله الرحمن الرحيم . بنده درسال 1356 وارد ارتش شدم و الان حدود 26 سال است كه در هوانيروز خدمت مي كنم و مسئوليت هايي كه داشتم از همان ابتدا به
صورت سلسله مراتب از فرمانده دسته گروهان گردان رئيس ستاد و فرمانده پايگاه بود. الان هم درستاد هوانيروز در خدمت اين نيرو هستم .
در دوران دفاع مقدس حضورتان در ميادين هوايي به چه صورت بود وعموما چه ماموريت هايي را انجام مي داديد
كلا در هشت سال دفاع مقدس حضور داشتم و ماموريت هايي هم كه انجام مي دادم بستگي به پايگاه محل خدمتم داشت و هر ماموريتي كه به آن پايگاه محول و واگذار
مي شد انجام مي دادم .
آيا در زمان جنگ فرماندهي پايگاهي از هوانيروز را به عهده داشتيد
خير . من از سال 1379 فرماندهي پايگاه را به عهده گرفتم .
پس در زمان جنگ بيشتر پرواز مي كرديد
بله . از آنجائيكه در زمان جنگ درجه ام پائين بود. بيشتر پرواز مي كردم . درزمان جنگ رئيس بازرسي پايگاه محل خدمتم بودم افسر آموزش گردان و فرمانده گروهان
قرارگاه نيز بودم .
پرواز هم داشتيد !
بله ! در كنار اين مسئوليت ها پرواز هم مي كردم .
در فاصله بين پيروزي انقلاب تا شهريور سال 1359 هوانيروز نقش بسزايي را درسركوب كردن غائله هاي ضدانقلاب در مناطق مختلف كشور بخصوص منطقه غرب و
شمال داشته است كه متاسفانه آن طور كه بايد و شايد به آن پرداخته نشده نظرتان را بصورت تحليلي براي ما بفرمائيد و اگر خودتان نيز پروازهاي خاصي در اين مدت
داشتيد خاطره اش را برايمان بازگو نمائيد.
با پيروزي انقلاب در سال 1357 يك وضعيت خاصي دركل جامعه ما چه در ارتش چه درساير ادارات و چه درساير مجموعه سيستم حكومتي حاكم شد و يك دگرگوني ايجاد
گرديد كه اين دگرگوني باعث شد تا يك وضعيت جديدي در همه جا حاكم شود تعداد زيادي از مستشاران كه در ارتش بودند از كشور گريختند آن مقاماتي كه مسئول بودند
و درجه بالا داشتند به نوعي بازنشست شدند و يگان در اختيار افراد جوانتر قرار گرفت . اين يك بحث بود.
يك بحث هم اينكه استكبار با توجه به شرايط پيش آمده در صدد اين بود كه هر چه سريعتر و هر چه زودتر اين وضعيت حاكم را خاتمه بدهد چرا كه يك ديكتاتوري كه در آن
زمان حاكم اين كشور بوده و به عنوان مهره اصلي آمريكا در منطقه و مجموعه خاورميانه عرض اندام مي كرده تمام امكانات تجهيزات تسليحات و مقدورات اين كشور را
در اختيار آنها قرار داده بود بويژه نفت كه يكي ازبزرگترين و مهمترين ذخائر كشور ما محسوب مي شود را در اختيار آنها قرار داده بود. آب راه خليج فارس و تنگه هرمز كه
وضعيت خاص خودش راداشته در اختيارشان بود با اين وضعيت همه و همه به نوعي دست خوش تغييرات شده بود و از طرفي هم سيستم كنترلي كه مخصوصا در
شمال كشور ايجاد كرده بودند كه بتوانند شوروي سابق را كنترل كنند همه اينها تبديل به آشفته بازاري براي استكبار شده بود و اينها نمي خواستند اين وضعيت ادامه پيدا
كند. لذا با گذشت يك ماه و نيم از انقلاب آن غائله كردستان گنبد و... را راه انداختند.
در غائله كردستان وضعيت طوري بود كه نه دوست مشخص بود و نه دشمن . اينها رفته بودند در قالب لباس مردم كردستان اغتشاش كرده بودند و با مردم قاطي شده
بودند و تشخيص را مشكل نمودند. روي اين حساب با يك وضعيت بسيار بغرنجي كشور روبرو شده بود. نيروهاي نظامي آن انسجام اوليه را از دست داده بودند. هيئت
دولت وقت و حضرت امام بعنوان رهبري انقلاب تازه توانسته بودند نفرات لايق را سازماندهي كنند و اين نفرات در آن زمان تجربه امروز را نداشتند و يك دخالت هايي در
سيستم حكومتي مي شد كه باعث شد يك مقدار كار سخت شود. بر همين اساس تصميم گيري هاي سخت بود وهمچنين جابجايي نفرات تجهيزات و نيروها با يك
مشكلات خاصي مواجه مي شد. بويژه منطقه كردستان كه منطقه صعب العبوري است و آن اوايل خسارات زيادي به نيروهاي نظامي ما وارد شد. چرا كه براي گرفتن
هر ارتفاع هر روستا و هر جاده درمنطقه كردستان دهها شهيد داديم تا توانستيم اين مناطق را از دست اين افراد بيرون بكشيم و حاكميت جمهوري اسلامي را در مناطق
غرب و شمال غرب ايران به اثبات برسانيم .
بر همين اساس نياز بود يگانهاي زميني به گونه اي پشتيباني شوند در مناطق صعب العبور با بستن يك جاده كه درارتفاعات است قطعا رابطه بين دو طرف اين ارتفاع قطع
مي شود و تعدادي از روستاها در آن وسط گرفتار مي شوند نيروهايي هم كه مي روند نياز به تداركات دارند و اين تداركات جز از راه هوا امكان ندارد. اگر هم از راه زمين
امكان پذير باشد يا منهدم مي شود و يا خسارت مي بيند و يا به هر حال با هزينه بسيار سنگيني به نتيجه مي رسد لذا هوانيروز تنها يگاني بود كه در آن زمان و درآن
شرايط به عنوان يك يگان واكنش سريع در پشتيباني از نيروهاي رزمنده به ويژه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران و نيروهاي مردمي وارد عمل شد و
پشتيباني عمليات هايي كه انجام مي شد را به عهده گرفت .
به نوعي ما در اين دوره هم پشتيبان ژاندارمري بوديم هم پشتيبان سپاه بوديم وهم پشتيبان نيروي زميني ارتش در منطقه كردستان به ويژه در شرايط بد آب و هوا مثل
زمستان كه بسيار شرايط سختي در آن منطقه ايجاد مي شود. وجود ارتفاعات و بارش سنگين برف و مسدود شدن راه ها يكي از كارهاي عمده هوانيروز همين تداركات
بود.
اين تداركات شامل چه چيزهايي بود
بخشي شامل جابجايي نفرات بود.بخشي شامل جابجايي تجهيزات و ادوات و بخشي شامل امدادرساني من جمله سوخت كه يكي از بحث هاي عمده كردستان در
زمستان كه هم براي يگانها وهم كساني كه در آنجا مي خواستند از طرف دولت خدماتي ارائه دهند فلج كننده بود بحث سوخت بود. كه در مناطق شمال غرب از طريق
نقاط آمادي حلب هاي سوخت را مي آوردند و همه اين ها را داخل تور مي گذاشتند و ما روي پايگاهها ارتفاعات و يگانهايي كه نياز داشتند سوخت رساني مي كرديم .
تخليه مجروح نيز يكي از ماموريت هاي ما بود . چرا كه وضعيت به گونه اي بود كه از 6 صبح در جاده ها رفت و آمد شروع مي شد تا 6 بعدازظهر يعني حداكثر 12 ساعت و
12 ساعت بعدي هيچ حاكميتي و هيچ اقتداري در اين مناطق نبود . چرا كه ضدانقلاب از تاريكي هوا استفاده مي كردند و مي آمدند جاده را سد مي كردند ومردم را اذيت
مي نمودند و بسياري از مردم عادي در اين رابطه خسارت ديدند. برهمين اساس با وضعيت بسيار سختي روبرو شدند و به لطف خدا و همكاري همه نيروها توانستند در
فاصله مناسب اين حاكميت را مجددا به مناطق غرب و شمال غرب ايران برگردانند و امروز به لطف خدا جمهوري اسلامي ايران در سرتاسر مملكت و در دورترين كوره
راهها آن اقتدار را دارد.
آن ايام كه از آن صحبت شد شما در كدام پايگاه مشغول خدمت بوديد
در آن زمان تا سال 1359 كه جنگ آغاز شد من در دانشكده افسري بودم .
پس با اين حساب شما با آغاز جنگ وارد كار شديد
بله ! دقيقا من با آغاز تهاجم حزب بعث عراق وارد كار شدم .
با گذشت 19 سال از پايان جنگ اگر از شما بخواهند تا زيباترين خاطره از ميان خاطرات پروازي تان در دوران دفاع مقدس را روايت كنيد چه خاطره اي را انتخاب مي كنيد
كلا ايام دفاع مقدس براي ما خاطره است . بهترين خاطره ما زماني بود كه عمليات هاي موفقيت آميزي انجام مي شد. پيروزي به دست مي آمد و دشمن را به نوعي
شكست مي داديم . و اين موقعيتي بود كه همه را شاد مي كرد. حالا آن كسي كه عملا درگير بود لذت بيشتري مي برد. وسيله من هم به گونه اي است كه چند
منظوره استفاده مي شود.
ظاهرا شما با هلي كوپتر 214 پرواز مي كنيد
بله . اين وسيله چند منظوره است . يعني من و خلباناني كه با 214 پرواز مي كردند هم تخليه مجروح داشتيم هم امدادرساني داشتيم هم آذوقه رساني بود همه اينها
به نوعي خاطره هستند. بعضي جاها شرايطي پيش مي آمد كه آن باري را كه بايد درمكاني پياده مي كرديم به علت حجم زياد آتش و شرايط خاص نمي توانستيم و بايد
عقب تر پياده مي كرديم . كه اين مسئله براي ما خيلي سخت بود . چرا كه در آن شرايط بردن بار از راه زمين 2 كيلومتر جلوتر براي كسي كه درگير جنگ است و گرسنه
است خيلي سخت است . و آن جايي كه بار را مي گذاشتيم كنار نفر و نيرو اين بيشترين لذت را براي ما داشت .
يا در تخليه مجروح وقتي مجروحي را سالم به بيمارستان مي رسانديم اين براي ما لذت بخش بود ولي خيلي مواقع مجروح وسط راه شهيد مي شد كه ادامه پرواز براي
ما دلسرد كننده بود چون پرواز بي معني مي شد.
به نظر من حمل و تخليه مجروح به خاطر اينكه با جان نيرو سروكار دارد ماموريتي خاص محسوب مي شود بفرمائيد در كداميك از عمليات ها تردد شما براي حمل مجروح
بيشتر از عمليات هاي ديگر بود
در بين عمليات ها يكي والفجر 9 بود كه مجروح زيادي تخليه كرديم . عمليات كربلاي 6 درمنطقه سومار باز هم نسبتا مجروح زياد تخليه كرديم و عمليات نصر 4 كه
درمنطقه بانه و سردشت انجام شد .
به نظر شما آيا خلباني حمل مجروح با حمل تداركات و تجهيزات فرق مي كند البته منظورم از نظر روحي و عاطفي است .
بي تفاوت نيست . ببينيد يك زماني است كه به شما يك سري بار و تجهيزات مي دهند كه اين يك جسم بي روحي است و هدف صرفا اين است كه اين بار به دست
مصرف كننده برسد. ولي يك زماني است كه كسي را به شما مي دهند كه بين مرگ و زندگي قرار دارد و زمان در اين موقعيت بسيار حائز اهميت است . يعني با تعلل
شما شايد اين نفر از بين برود و او با اقدام به موقع شما نجات پيدا كند. يعني رساندن به موقع اين مجروح به يك مركز درماني مطمئن او را نجات مي دهد. حالا اين مركز
شايد بيمارستان صحرائي باشد يا بيمارستانهاي رده عقب باشد. بويژه مجروحيني كه درحالت اغما و يا كما بودند. خيلي ها بودند كه تركش به جاي حساس بدنشان اصابت
مي كرد. يا قطع شريان مي شدند كه از تاب و توان مي افتادند و پزشك و يا پزشك يار بالا سرش تلاش مي كرد تا او را زنده نگهدارد تا به بيمارستان برسيم وقتي اين
لحظات را آدم مي بيند بسياري از آن محدوديت هاي كاري اش را نديد مي گيرد. خيلي از شرايط نرمال و استاندارد را زير پا مي گذارد بعنوان مثال در منطقه كردستان
طوري بود كه ما در هر مسيري مجاز به پرواز نبوديم چون بعضي از مناطق آلوده بود و احتمال هدف قرار گرفتن هلي كوپتر توسط ضد انقلاب زياد بود. لذا نمي شد از فراز
بعضي مناطق پرواز كرد. ولي در اين گونه مواقع يك خلبان مجبور مي شد به نحوي اين مسير را طي كند كه زودتر به مركز درماني برسد معمولا ما در اينگونه زمان ها
كه وقت تعيين كننده بود بينابين پرواز مي كرديم و گاهي به مناطق ممنوعه هم نزديك مي شديم و از فرازش مي گذشتيم تامجروح را هر چه زودتر به مركز برسانيم .
اين ها تفاوت يك پرواز حمل مجروح با يك پرواز تداركاتي است .
در همان زمان براي شما هيچ گاه اين فرصت پيش آمد كه بخواهيد وضعيت مجروحي را پيگيري كنيد
البته آن زمان به علت وضعيت خاصي كه حاكم بود پيگيري وضعيت مجروح واقعا غير ممكن بود.
بالعكس چطور يعني كسي از مجروحين در هنگام پرواز شما را در حين خلباني ديده باشد و بعدا به شما مراجعه كند و بگويد : اگر شما نبوديد وبه موقع مرا نمي رسانديد
شايد من امروز زنده نبودم و از شما بابت اين كار تشكر كرده باشد
بله ! در والفجر 9 زماني كه ما تخليه مجروح مي كرديم يك مجروحي بود از تيپ 55 هوابرد كه هم محلي خودم بود . و من به اسم او را مي شناختم . البته او مجروح بد
حالي نبود پايش تركش خورده بود و ما او را به موقع به همراه مجروحين ديگر به مركز درماني رسانديم . كه الان هر وقت مرا مي بيند از من تشكر وقدرداني مي كند.
آيا در عمليات هايي كه وظيفه داشتيد تداركات يا تجهيزاتي را به منطقه اي برسانيد پيش آمد كه موفق نشويد و نتوانيد به مقصود و هدف اصلي برسيد
بله ! در عمليات بيت المقدس 2 بود . اين عمليات در ارتفاعات سمت چپ سردشت بود . در آنجا ارتفاعاتي قرار داشت بنام شيخ محمد آسوس اوجارو شاخ اوجار كه آن
شاخ اوجار ارتفاع بلندي بود. عمليات هم طوري بود كه مقداري جاده احداث كرده بودند ولي بعد از آن امكان احداث بقيه جاده نبود و همه اش به صخره خورده بود و يك
چيزي حدود 20 الي 25 روز تداركات منطقه از آب خوردن گرفته تا مهمات و سلاح و تجهيزات از راه هوا بود. خيلي موقع ها در اين ارتفاعات بادهايي مي آمد كه مانع ما
مي شد و ما متاسفانه مجبور بوديم يا بار را برگردانيم و يكي دوبار هم پيش آمد كه مجبور شديم بار را رها كنيم . چون شرايطي شده بود كه اگر بار رها نمي شد خود
وسيله به خطر مي افتاد و در اين گونه مواقع دستور است كه براي حفظ پرنده بار را بايد رها كنيم . البته تا آخرين لحظه تلاش مي كرديم كه بار را رها نكنيم ولي نمي
شد.
يا مناطقي بود كه بخاطر شدت آتش نمي توانستيم وارد صحنه شويم لذا بار را در چند كيلومتري نيروها رها مي كرديم . البته تمام سعي و تلاشمان اين بود كه بار را در
نزديكترين نقطه رها كنيم كه نيروهاي درگير زحمت كمتري براي انتقال آن بكشند.
آيا هلي كوپترتان در زمان جنگ مورد اصابت هم قرار گرفت
بله : در عمليات نصر4 بود . ما براي تخليه مجروح رفته كنار بيمارستان صحرائي الزهرا(س ) بوديم و روي زمين كنار بيمارستان صحرائي الزهرا(س ) نشستيم كه
هواپيماهاي عراقي آمده بودند يگان توپخانه را مورد اصابت قرار دادند كه بيمارستان هم مقداري خسارت ديد و ما چون روي زمين نشسته بوديم موج راكدهايي كه در
پشت ما به زمين اصابت كرد سبب شد شيشه هلي كوپتر بشكند و بخشي از بدنه هلي كوپتر نيز آسيب ببيند كه الحمدلله خسارت جدي به پرنده وارد نشد.
اگر موافق باشيد مقداري وارد مباحث تخصصي هوانيروز بشويم . آيا پرواز با هلي كوپترها مانند هواپيما تخصصي است يا هر خلبان مي تواند با هر هلي كوپتري مانند
214 يا كبري پرواز كند
خير! پرواز با هلي كوپتر نيز مانند هواپيما تخصصي است و هر كسي بايد با وسيله تخصصي خودش پرواز كند.
اگر خلباني بخواهد تخصصش را در پرواز تغيير دهد چه بايد بكند
چون خلبان اصول و مبنا در پرواز را بلد هست براي تغيير تخصص زمان زيادي نياز ندارد . فقط يك دوره كوتاه مدت 3 الي 5 ماهه را پشت سر مي گذارد دوره مي بيند با
استاد پرواز مي كند و آموزش هاي لازم را فرا مي گيرد.
اكنون كه شما فرمانده هوانيروز هستيد آيا پرواز هم مي كنيد
بله ! البته مانند گذشته نه ولي پرواز دارم . اين هم بيشتر به خاطر مشغله هاي اداري است . از طرفي هم بهترين دوران پرواز 22 سالگي تا 35 سالگي است يعني
بيشترين بهره و بالاترين گيرايي در اين سن است . بعد از آن انسان بايد از تجربياتش استفاده كند و به نوعي تجربه هايش را به خلبانان جوان انتقال دهد و معمولا شجاعت
جسوري و بي باكي هم در اين شرايط سني است .
در حال حاضر وضعيت هوانيروز ارتش چگونه است آيا آمادگي هاي لازم را براي دفاع از مملكت دارد
الحمدلله الان وضعيت بسيار ايده آلي داريم . با توجه به اينكه ما 27 سال است در تحريم هستيم و تعداد زيادي از همكاران قديمي ما كه واقعا داراي تجربه بالايي بودند به
حمدالله بازنشسته شدند. و وسايل ما حدود سه دهه از عمرشان گذشته ولي با همه اين مسائل ما از نظر توان رزمي آموزش و نگهداري در بهترين شرايط به سر مي
بريم .
شما خودتان مي فرمائيد حدود سه دهه از عمر پرنده ها مي گذرد. با اين مقدمه كه يك دهه از آن سه دهه در شرايط ويژه جنگي بود كه در روز شايد چندبار يك هلي
كوپتر پرواز مي كرد از طرفي هم عمر مفيد پرنده ها در حالت عادي كمتر از سه دهه است آيا واقعا پرنده هاي ما در هوانيروز اين آمادگي كه شما مي فرمائيد دارند
وسيله را اگر شما به موقع نگهداري كنيد به موقع تعمير كنيد و به موقع اقدامات لازم را در موردش انجام دهيد عمر مفيدش بيشتر مي شود. البته من كه گفتم سه دهه
ناگفته نماند كه تغييرات عمده اي در وسايل ما صورت گرفته است چون همه آنها به روز شده و تجهيزات جديدي كه در آن زمان روي اين نوع وسايل نبود به آن اضافه شده
. لذا وسايل ما كاملا آماده رزم هستند. البته ما منكر تكنولوژي نيستيم . شايد اين وسايل ما نسبت به وسايل روز كه از تكنولوژي بسيار بالايي برخوردار هستند يكسري
محدوديت هايي دارد ولي اين محدوديت ها آنچنان نيست كه باعث شود همه وسايل را زمينگير كنيم .
در زمينه هلي كوپترسازي ما در چه وضعيتي هستيم آيا تاكنون هلي كوپتري توليد نموديم
البته بحث ساخت بيشتر در صنايع هوايي (پنها) صورت مي گيرد كه تاكنون توليداتي داشتند و ما هم از آنها گرفتيم و استفاده مي كنيم .
از لحاظ منابع انساني در چه وضعيتي به سر مي بريد و علاقه جوانان براي انتخاب خلباني هلي كوپتر چگونه است
استخدام ما در هوانيروز از طريق كنكور سراسري انجام مي شود و بعد از آن با آموزش هاي لازم نفرات وارد دانشگاه افسري امام علي (ع ) مي شوند و يك بخشي از
دروس را به صورت تئوري در آنجا طي مي كنند و بخش عملي را در اصفهان دوره مي بينند و بعد از خاتمه فارغ التحصيل مي شوند. همه اين دوره ها توسط اساتيد
ايراني انجام مي شود و امكانات و تجهيزاتي كه ما در مركز آموزش داريم به روز هستند و هم اكنون مركز آموزش هوانيروز در اصفهان يكي از بي نظيرترين مراكز آموزش
در خاورميانه است و ما نمونه آن را در منطقه خودمان سراغ نداريم .
از نظر علاقه هم بايد بگويم كه جواناني كه اين رشته را انتخاب مي كنند با علاقه بسيار زيادي وارد مي شوند و آمار و ارقام بالايي كه داوطلب استخدام در بخش خلباني و
همچنين تعمير و نگهداري هستند گواه اين مسئله است . ولي ما به خاطر بعضي مسائل در جذب محدوديت داريم چرا كه الان اگر كسي بخواهد دوره خلباني را تكميل
كند و فارغ التحصيل شود حدود 200 ميليون تومان هزينه اش است . در صورتي كه اگر شما بخواهيد يك پزشك را شما در دانشگاه آزاد آموزش دهيد حدود 20 ميليون
تومان هزينه دارد . يعني 10 برابر يك پزشك شما بايد براي يك خلبان هزينه كنيد .
آيا در زمان جنگ و يا پس از جنگ هيچكدام از مسئولين كشوري و يا لشكري را ترابري كرديد
بله ! شهيد صياد شيرازي . واقعا ايشان يكي از افسران نمونه ارتش جمهوري اسلامي ايران بود كه براي همه الگو بود. از خصوصيات ايشان در پروازها بايد عرض كنم .
كه ايشان واقعا مسلط به نقشه خواني و مسلط به ناوبري بودند كه شايد باور نكنيد تمام مناطق كردستان را مانند كف دست مي شناختند. خيلي از موارد ايشان
راهنمايي مي كرد كه از كجا برويم و كمك مي كرد. واقعا استاد نقشه خواني بود و يك متانت و صبوري و حوصله بسيار زيادي داشت كه در حين پرواز بخشي از كار
اداري اش را هم انجام مي داد. هميشه هم مي آمد داخل كابين بين دو خلبان مي نشست و از بالا زمين را مورد بررسي قرار مي داد.
از اينكه وقت گذاشتيد و اين گفت وگو را پذيرفتيد از شما تشكر مي كنيم اگر در پايان صحبت خاصي داريد بفرمائيد.
در خاتمه بايد عرض كنم هوانيروز يكي از آن يگان هايي است كه در هر شرايطي پشتيبان نظام بوده است مانند جنگ امدادرساني مردم ياري و... و در اين 28 سال
هوانيروز به عنوان يك نيروي شاخص در خدمت نظام بوده و الحمدلله خوب توانسته است خدمت كند . فقط همين قدر خدمت شما عرض كنم كه در بحث دوران دفاع
مقدس ما بيش از 350 هزار ساعت پرواز كرديم . از اول انقلاب تاكنون بيش از 730 هزار ساعت پرواز انجام داديم . به صورت استاندارد به ازاي هر يك ساعت پرواز 10
ساعت كار تعميراتي و فني انجام مي شود . كه در اين راستا الحمدلله پرسنل ما توانستند از پس همه اين كارها بربيايند و تمام ماموريت هايي كه به آنها محول شد انجام
دهند.
بعنوان مثال بعد از جنگ سنگين ترين ماموريتهاي ما سيل گلستان زلزله استان گيلان و زنجان زلزله بم و زرند و انتخابات رياست جمهوري و مجلس در چندين دوره بوده
است كه با موفقيت انجام شد و افتخاري به افتخارات هوانيروز در تاريخ انقلاب اضافه گرديد.
هوانيروز يكي از آن يگان هايي است كه در هر شرايطي پشتيبان نظام بوده مانند جنگ امدادرساني مردم ياري و ... و در اين 28 سال هوانيروز به عنوان يك نيروي
شاخص در خدمت نظام بود والحمدلله خوب توانسته است خدمت كند
گفت و گو : حسين زكريائي عزيزي
روزنامه جمهوري اسلامي
از آنجائيكه اطلاعات بنده درموارد سوابق شخصي شما اندك است تشكر مي كنم اگر مقداري در مورد خودتان و چگونگي ورودتان به هوانيروز و مسئوليت هايي كه
داشتيد صحبت بفرمائيد.
بسم الله الرحمن الرحيم . بنده درسال 1356 وارد ارتش شدم و الان حدود 26 سال است كه در هوانيروز خدمت مي كنم و مسئوليت هايي كه داشتم از همان ابتدا به
صورت سلسله مراتب از فرمانده دسته گروهان گردان رئيس ستاد و فرمانده پايگاه بود. الان هم درستاد هوانيروز در خدمت اين نيرو هستم .
در دوران دفاع مقدس حضورتان در ميادين هوايي به چه صورت بود وعموما چه ماموريت هايي را انجام مي داديد
كلا در هشت سال دفاع مقدس حضور داشتم و ماموريت هايي هم كه انجام مي دادم بستگي به پايگاه محل خدمتم داشت و هر ماموريتي كه به آن پايگاه محول و واگذار
مي شد انجام مي دادم .
آيا در زمان جنگ فرماندهي پايگاهي از هوانيروز را به عهده داشتيد
خير . من از سال 1379 فرماندهي پايگاه را به عهده گرفتم .
پس در زمان جنگ بيشتر پرواز مي كرديد
بله . از آنجائيكه در زمان جنگ درجه ام پائين بود. بيشتر پرواز مي كردم . درزمان جنگ رئيس بازرسي پايگاه محل خدمتم بودم افسر آموزش گردان و فرمانده گروهان
قرارگاه نيز بودم .
پرواز هم داشتيد !
بله ! در كنار اين مسئوليت ها پرواز هم مي كردم .
در فاصله بين پيروزي انقلاب تا شهريور سال 1359 هوانيروز نقش بسزايي را درسركوب كردن غائله هاي ضدانقلاب در مناطق مختلف كشور بخصوص منطقه غرب و
شمال داشته است كه متاسفانه آن طور كه بايد و شايد به آن پرداخته نشده نظرتان را بصورت تحليلي براي ما بفرمائيد و اگر خودتان نيز پروازهاي خاصي در اين مدت
داشتيد خاطره اش را برايمان بازگو نمائيد.
با پيروزي انقلاب در سال 1357 يك وضعيت خاصي دركل جامعه ما چه در ارتش چه درساير ادارات و چه درساير مجموعه سيستم حكومتي حاكم شد و يك دگرگوني ايجاد
گرديد كه اين دگرگوني باعث شد تا يك وضعيت جديدي در همه جا حاكم شود تعداد زيادي از مستشاران كه در ارتش بودند از كشور گريختند آن مقاماتي كه مسئول بودند
و درجه بالا داشتند به نوعي بازنشست شدند و يگان در اختيار افراد جوانتر قرار گرفت . اين يك بحث بود.
يك بحث هم اينكه استكبار با توجه به شرايط پيش آمده در صدد اين بود كه هر چه سريعتر و هر چه زودتر اين وضعيت حاكم را خاتمه بدهد چرا كه يك ديكتاتوري كه در آن
زمان حاكم اين كشور بوده و به عنوان مهره اصلي آمريكا در منطقه و مجموعه خاورميانه عرض اندام مي كرده تمام امكانات تجهيزات تسليحات و مقدورات اين كشور را
در اختيار آنها قرار داده بود بويژه نفت كه يكي ازبزرگترين و مهمترين ذخائر كشور ما محسوب مي شود را در اختيار آنها قرار داده بود. آب راه خليج فارس و تنگه هرمز كه
وضعيت خاص خودش راداشته در اختيارشان بود با اين وضعيت همه و همه به نوعي دست خوش تغييرات شده بود و از طرفي هم سيستم كنترلي كه مخصوصا در
شمال كشور ايجاد كرده بودند كه بتوانند شوروي سابق را كنترل كنند همه اينها تبديل به آشفته بازاري براي استكبار شده بود و اينها نمي خواستند اين وضعيت ادامه پيدا
كند. لذا با گذشت يك ماه و نيم از انقلاب آن غائله كردستان گنبد و... را راه انداختند.
در غائله كردستان وضعيت طوري بود كه نه دوست مشخص بود و نه دشمن . اينها رفته بودند در قالب لباس مردم كردستان اغتشاش كرده بودند و با مردم قاطي شده
بودند و تشخيص را مشكل نمودند. روي اين حساب با يك وضعيت بسيار بغرنجي كشور روبرو شده بود. نيروهاي نظامي آن انسجام اوليه را از دست داده بودند. هيئت
دولت وقت و حضرت امام بعنوان رهبري انقلاب تازه توانسته بودند نفرات لايق را سازماندهي كنند و اين نفرات در آن زمان تجربه امروز را نداشتند و يك دخالت هايي در
سيستم حكومتي مي شد كه باعث شد يك مقدار كار سخت شود. بر همين اساس تصميم گيري هاي سخت بود وهمچنين جابجايي نفرات تجهيزات و نيروها با يك
مشكلات خاصي مواجه مي شد. بويژه منطقه كردستان كه منطقه صعب العبوري است و آن اوايل خسارات زيادي به نيروهاي نظامي ما وارد شد. چرا كه براي گرفتن
هر ارتفاع هر روستا و هر جاده درمنطقه كردستان دهها شهيد داديم تا توانستيم اين مناطق را از دست اين افراد بيرون بكشيم و حاكميت جمهوري اسلامي را در مناطق
غرب و شمال غرب ايران به اثبات برسانيم .
بر همين اساس نياز بود يگانهاي زميني به گونه اي پشتيباني شوند در مناطق صعب العبور با بستن يك جاده كه درارتفاعات است قطعا رابطه بين دو طرف اين ارتفاع قطع
مي شود و تعدادي از روستاها در آن وسط گرفتار مي شوند نيروهايي هم كه مي روند نياز به تداركات دارند و اين تداركات جز از راه هوا امكان ندارد. اگر هم از راه زمين
امكان پذير باشد يا منهدم مي شود و يا خسارت مي بيند و يا به هر حال با هزينه بسيار سنگيني به نتيجه مي رسد لذا هوانيروز تنها يگاني بود كه در آن زمان و درآن
شرايط به عنوان يك يگان واكنش سريع در پشتيباني از نيروهاي رزمنده به ويژه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران و نيروهاي مردمي وارد عمل شد و
پشتيباني عمليات هايي كه انجام مي شد را به عهده گرفت .
به نوعي ما در اين دوره هم پشتيبان ژاندارمري بوديم هم پشتيبان سپاه بوديم وهم پشتيبان نيروي زميني ارتش در منطقه كردستان به ويژه در شرايط بد آب و هوا مثل
زمستان كه بسيار شرايط سختي در آن منطقه ايجاد مي شود. وجود ارتفاعات و بارش سنگين برف و مسدود شدن راه ها يكي از كارهاي عمده هوانيروز همين تداركات
بود.
اين تداركات شامل چه چيزهايي بود
بخشي شامل جابجايي نفرات بود.بخشي شامل جابجايي تجهيزات و ادوات و بخشي شامل امدادرساني من جمله سوخت كه يكي از بحث هاي عمده كردستان در
زمستان كه هم براي يگانها وهم كساني كه در آنجا مي خواستند از طرف دولت خدماتي ارائه دهند فلج كننده بود بحث سوخت بود. كه در مناطق شمال غرب از طريق
نقاط آمادي حلب هاي سوخت را مي آوردند و همه اين ها را داخل تور مي گذاشتند و ما روي پايگاهها ارتفاعات و يگانهايي كه نياز داشتند سوخت رساني مي كرديم .
تخليه مجروح نيز يكي از ماموريت هاي ما بود . چرا كه وضعيت به گونه اي بود كه از 6 صبح در جاده ها رفت و آمد شروع مي شد تا 6 بعدازظهر يعني حداكثر 12 ساعت و
12 ساعت بعدي هيچ حاكميتي و هيچ اقتداري در اين مناطق نبود . چرا كه ضدانقلاب از تاريكي هوا استفاده مي كردند و مي آمدند جاده را سد مي كردند ومردم را اذيت
مي نمودند و بسياري از مردم عادي در اين رابطه خسارت ديدند. برهمين اساس با وضعيت بسيار سختي روبرو شدند و به لطف خدا و همكاري همه نيروها توانستند در
فاصله مناسب اين حاكميت را مجددا به مناطق غرب و شمال غرب ايران برگردانند و امروز به لطف خدا جمهوري اسلامي ايران در سرتاسر مملكت و در دورترين كوره
راهها آن اقتدار را دارد.
آن ايام كه از آن صحبت شد شما در كدام پايگاه مشغول خدمت بوديد
در آن زمان تا سال 1359 كه جنگ آغاز شد من در دانشكده افسري بودم .
پس با اين حساب شما با آغاز جنگ وارد كار شديد
بله ! دقيقا من با آغاز تهاجم حزب بعث عراق وارد كار شدم .
با گذشت 19 سال از پايان جنگ اگر از شما بخواهند تا زيباترين خاطره از ميان خاطرات پروازي تان در دوران دفاع مقدس را روايت كنيد چه خاطره اي را انتخاب مي كنيد
كلا ايام دفاع مقدس براي ما خاطره است . بهترين خاطره ما زماني بود كه عمليات هاي موفقيت آميزي انجام مي شد. پيروزي به دست مي آمد و دشمن را به نوعي
شكست مي داديم . و اين موقعيتي بود كه همه را شاد مي كرد. حالا آن كسي كه عملا درگير بود لذت بيشتري مي برد. وسيله من هم به گونه اي است كه چند
منظوره استفاده مي شود.
ظاهرا شما با هلي كوپتر 214 پرواز مي كنيد
بله . اين وسيله چند منظوره است . يعني من و خلباناني كه با 214 پرواز مي كردند هم تخليه مجروح داشتيم هم امدادرساني داشتيم هم آذوقه رساني بود همه اينها
به نوعي خاطره هستند. بعضي جاها شرايطي پيش مي آمد كه آن باري را كه بايد درمكاني پياده مي كرديم به علت حجم زياد آتش و شرايط خاص نمي توانستيم و بايد
عقب تر پياده مي كرديم . كه اين مسئله براي ما خيلي سخت بود . چرا كه در آن شرايط بردن بار از راه زمين 2 كيلومتر جلوتر براي كسي كه درگير جنگ است و گرسنه
است خيلي سخت است . و آن جايي كه بار را مي گذاشتيم كنار نفر و نيرو اين بيشترين لذت را براي ما داشت .
يا در تخليه مجروح وقتي مجروحي را سالم به بيمارستان مي رسانديم اين براي ما لذت بخش بود ولي خيلي مواقع مجروح وسط راه شهيد مي شد كه ادامه پرواز براي
ما دلسرد كننده بود چون پرواز بي معني مي شد.
به نظر من حمل و تخليه مجروح به خاطر اينكه با جان نيرو سروكار دارد ماموريتي خاص محسوب مي شود بفرمائيد در كداميك از عمليات ها تردد شما براي حمل مجروح
بيشتر از عمليات هاي ديگر بود
در بين عمليات ها يكي والفجر 9 بود كه مجروح زيادي تخليه كرديم . عمليات كربلاي 6 درمنطقه سومار باز هم نسبتا مجروح زياد تخليه كرديم و عمليات نصر 4 كه
درمنطقه بانه و سردشت انجام شد .
به نظر شما آيا خلباني حمل مجروح با حمل تداركات و تجهيزات فرق مي كند البته منظورم از نظر روحي و عاطفي است .
بي تفاوت نيست . ببينيد يك زماني است كه به شما يك سري بار و تجهيزات مي دهند كه اين يك جسم بي روحي است و هدف صرفا اين است كه اين بار به دست
مصرف كننده برسد. ولي يك زماني است كه كسي را به شما مي دهند كه بين مرگ و زندگي قرار دارد و زمان در اين موقعيت بسيار حائز اهميت است . يعني با تعلل
شما شايد اين نفر از بين برود و او با اقدام به موقع شما نجات پيدا كند. يعني رساندن به موقع اين مجروح به يك مركز درماني مطمئن او را نجات مي دهد. حالا اين مركز
شايد بيمارستان صحرائي باشد يا بيمارستانهاي رده عقب باشد. بويژه مجروحيني كه درحالت اغما و يا كما بودند. خيلي ها بودند كه تركش به جاي حساس بدنشان اصابت
مي كرد. يا قطع شريان مي شدند كه از تاب و توان مي افتادند و پزشك و يا پزشك يار بالا سرش تلاش مي كرد تا او را زنده نگهدارد تا به بيمارستان برسيم وقتي اين
لحظات را آدم مي بيند بسياري از آن محدوديت هاي كاري اش را نديد مي گيرد. خيلي از شرايط نرمال و استاندارد را زير پا مي گذارد بعنوان مثال در منطقه كردستان
طوري بود كه ما در هر مسيري مجاز به پرواز نبوديم چون بعضي از مناطق آلوده بود و احتمال هدف قرار گرفتن هلي كوپتر توسط ضد انقلاب زياد بود. لذا نمي شد از فراز
بعضي مناطق پرواز كرد. ولي در اين گونه مواقع يك خلبان مجبور مي شد به نحوي اين مسير را طي كند كه زودتر به مركز درماني برسد معمولا ما در اينگونه زمان ها
كه وقت تعيين كننده بود بينابين پرواز مي كرديم و گاهي به مناطق ممنوعه هم نزديك مي شديم و از فرازش مي گذشتيم تامجروح را هر چه زودتر به مركز برسانيم .
اين ها تفاوت يك پرواز حمل مجروح با يك پرواز تداركاتي است .
در همان زمان براي شما هيچ گاه اين فرصت پيش آمد كه بخواهيد وضعيت مجروحي را پيگيري كنيد
البته آن زمان به علت وضعيت خاصي كه حاكم بود پيگيري وضعيت مجروح واقعا غير ممكن بود.
بالعكس چطور يعني كسي از مجروحين در هنگام پرواز شما را در حين خلباني ديده باشد و بعدا به شما مراجعه كند و بگويد : اگر شما نبوديد وبه موقع مرا نمي رسانديد
شايد من امروز زنده نبودم و از شما بابت اين كار تشكر كرده باشد
بله ! در والفجر 9 زماني كه ما تخليه مجروح مي كرديم يك مجروحي بود از تيپ 55 هوابرد كه هم محلي خودم بود . و من به اسم او را مي شناختم . البته او مجروح بد
حالي نبود پايش تركش خورده بود و ما او را به موقع به همراه مجروحين ديگر به مركز درماني رسانديم . كه الان هر وقت مرا مي بيند از من تشكر وقدرداني مي كند.
آيا در عمليات هايي كه وظيفه داشتيد تداركات يا تجهيزاتي را به منطقه اي برسانيد پيش آمد كه موفق نشويد و نتوانيد به مقصود و هدف اصلي برسيد
بله ! در عمليات بيت المقدس 2 بود . اين عمليات در ارتفاعات سمت چپ سردشت بود . در آنجا ارتفاعاتي قرار داشت بنام شيخ محمد آسوس اوجارو شاخ اوجار كه آن
شاخ اوجار ارتفاع بلندي بود. عمليات هم طوري بود كه مقداري جاده احداث كرده بودند ولي بعد از آن امكان احداث بقيه جاده نبود و همه اش به صخره خورده بود و يك
چيزي حدود 20 الي 25 روز تداركات منطقه از آب خوردن گرفته تا مهمات و سلاح و تجهيزات از راه هوا بود. خيلي موقع ها در اين ارتفاعات بادهايي مي آمد كه مانع ما
مي شد و ما متاسفانه مجبور بوديم يا بار را برگردانيم و يكي دوبار هم پيش آمد كه مجبور شديم بار را رها كنيم . چون شرايطي شده بود كه اگر بار رها نمي شد خود
وسيله به خطر مي افتاد و در اين گونه مواقع دستور است كه براي حفظ پرنده بار را بايد رها كنيم . البته تا آخرين لحظه تلاش مي كرديم كه بار را رها نكنيم ولي نمي
شد.
يا مناطقي بود كه بخاطر شدت آتش نمي توانستيم وارد صحنه شويم لذا بار را در چند كيلومتري نيروها رها مي كرديم . البته تمام سعي و تلاشمان اين بود كه بار را در
نزديكترين نقطه رها كنيم كه نيروهاي درگير زحمت كمتري براي انتقال آن بكشند.
آيا هلي كوپترتان در زمان جنگ مورد اصابت هم قرار گرفت
بله : در عمليات نصر4 بود . ما براي تخليه مجروح رفته كنار بيمارستان صحرائي الزهرا(س ) بوديم و روي زمين كنار بيمارستان صحرائي الزهرا(س ) نشستيم كه
هواپيماهاي عراقي آمده بودند يگان توپخانه را مورد اصابت قرار دادند كه بيمارستان هم مقداري خسارت ديد و ما چون روي زمين نشسته بوديم موج راكدهايي كه در
پشت ما به زمين اصابت كرد سبب شد شيشه هلي كوپتر بشكند و بخشي از بدنه هلي كوپتر نيز آسيب ببيند كه الحمدلله خسارت جدي به پرنده وارد نشد.
اگر موافق باشيد مقداري وارد مباحث تخصصي هوانيروز بشويم . آيا پرواز با هلي كوپترها مانند هواپيما تخصصي است يا هر خلبان مي تواند با هر هلي كوپتري مانند
214 يا كبري پرواز كند
خير! پرواز با هلي كوپتر نيز مانند هواپيما تخصصي است و هر كسي بايد با وسيله تخصصي خودش پرواز كند.
اگر خلباني بخواهد تخصصش را در پرواز تغيير دهد چه بايد بكند
چون خلبان اصول و مبنا در پرواز را بلد هست براي تغيير تخصص زمان زيادي نياز ندارد . فقط يك دوره كوتاه مدت 3 الي 5 ماهه را پشت سر مي گذارد دوره مي بيند با
استاد پرواز مي كند و آموزش هاي لازم را فرا مي گيرد.
اكنون كه شما فرمانده هوانيروز هستيد آيا پرواز هم مي كنيد
بله ! البته مانند گذشته نه ولي پرواز دارم . اين هم بيشتر به خاطر مشغله هاي اداري است . از طرفي هم بهترين دوران پرواز 22 سالگي تا 35 سالگي است يعني
بيشترين بهره و بالاترين گيرايي در اين سن است . بعد از آن انسان بايد از تجربياتش استفاده كند و به نوعي تجربه هايش را به خلبانان جوان انتقال دهد و معمولا شجاعت
جسوري و بي باكي هم در اين شرايط سني است .
در حال حاضر وضعيت هوانيروز ارتش چگونه است آيا آمادگي هاي لازم را براي دفاع از مملكت دارد
الحمدلله الان وضعيت بسيار ايده آلي داريم . با توجه به اينكه ما 27 سال است در تحريم هستيم و تعداد زيادي از همكاران قديمي ما كه واقعا داراي تجربه بالايي بودند به
حمدالله بازنشسته شدند. و وسايل ما حدود سه دهه از عمرشان گذشته ولي با همه اين مسائل ما از نظر توان رزمي آموزش و نگهداري در بهترين شرايط به سر مي
بريم .
شما خودتان مي فرمائيد حدود سه دهه از عمر پرنده ها مي گذرد. با اين مقدمه كه يك دهه از آن سه دهه در شرايط ويژه جنگي بود كه در روز شايد چندبار يك هلي
كوپتر پرواز مي كرد از طرفي هم عمر مفيد پرنده ها در حالت عادي كمتر از سه دهه است آيا واقعا پرنده هاي ما در هوانيروز اين آمادگي كه شما مي فرمائيد دارند
وسيله را اگر شما به موقع نگهداري كنيد به موقع تعمير كنيد و به موقع اقدامات لازم را در موردش انجام دهيد عمر مفيدش بيشتر مي شود. البته من كه گفتم سه دهه
ناگفته نماند كه تغييرات عمده اي در وسايل ما صورت گرفته است چون همه آنها به روز شده و تجهيزات جديدي كه در آن زمان روي اين نوع وسايل نبود به آن اضافه شده
. لذا وسايل ما كاملا آماده رزم هستند. البته ما منكر تكنولوژي نيستيم . شايد اين وسايل ما نسبت به وسايل روز كه از تكنولوژي بسيار بالايي برخوردار هستند يكسري
محدوديت هايي دارد ولي اين محدوديت ها آنچنان نيست كه باعث شود همه وسايل را زمينگير كنيم .
در زمينه هلي كوپترسازي ما در چه وضعيتي هستيم آيا تاكنون هلي كوپتري توليد نموديم
البته بحث ساخت بيشتر در صنايع هوايي (پنها) صورت مي گيرد كه تاكنون توليداتي داشتند و ما هم از آنها گرفتيم و استفاده مي كنيم .
از لحاظ منابع انساني در چه وضعيتي به سر مي بريد و علاقه جوانان براي انتخاب خلباني هلي كوپتر چگونه است
استخدام ما در هوانيروز از طريق كنكور سراسري انجام مي شود و بعد از آن با آموزش هاي لازم نفرات وارد دانشگاه افسري امام علي (ع ) مي شوند و يك بخشي از
دروس را به صورت تئوري در آنجا طي مي كنند و بخش عملي را در اصفهان دوره مي بينند و بعد از خاتمه فارغ التحصيل مي شوند. همه اين دوره ها توسط اساتيد
ايراني انجام مي شود و امكانات و تجهيزاتي كه ما در مركز آموزش داريم به روز هستند و هم اكنون مركز آموزش هوانيروز در اصفهان يكي از بي نظيرترين مراكز آموزش
در خاورميانه است و ما نمونه آن را در منطقه خودمان سراغ نداريم .
از نظر علاقه هم بايد بگويم كه جواناني كه اين رشته را انتخاب مي كنند با علاقه بسيار زيادي وارد مي شوند و آمار و ارقام بالايي كه داوطلب استخدام در بخش خلباني و
همچنين تعمير و نگهداري هستند گواه اين مسئله است . ولي ما به خاطر بعضي مسائل در جذب محدوديت داريم چرا كه الان اگر كسي بخواهد دوره خلباني را تكميل
كند و فارغ التحصيل شود حدود 200 ميليون تومان هزينه اش است . در صورتي كه اگر شما بخواهيد يك پزشك را شما در دانشگاه آزاد آموزش دهيد حدود 20 ميليون
تومان هزينه دارد . يعني 10 برابر يك پزشك شما بايد براي يك خلبان هزينه كنيد .
آيا در زمان جنگ و يا پس از جنگ هيچكدام از مسئولين كشوري و يا لشكري را ترابري كرديد
بله ! شهيد صياد شيرازي . واقعا ايشان يكي از افسران نمونه ارتش جمهوري اسلامي ايران بود كه براي همه الگو بود. از خصوصيات ايشان در پروازها بايد عرض كنم .
كه ايشان واقعا مسلط به نقشه خواني و مسلط به ناوبري بودند كه شايد باور نكنيد تمام مناطق كردستان را مانند كف دست مي شناختند. خيلي از موارد ايشان
راهنمايي مي كرد كه از كجا برويم و كمك مي كرد. واقعا استاد نقشه خواني بود و يك متانت و صبوري و حوصله بسيار زيادي داشت كه در حين پرواز بخشي از كار
اداري اش را هم انجام مي داد. هميشه هم مي آمد داخل كابين بين دو خلبان مي نشست و از بالا زمين را مورد بررسي قرار مي داد.
از اينكه وقت گذاشتيد و اين گفت وگو را پذيرفتيد از شما تشكر مي كنيم اگر در پايان صحبت خاصي داريد بفرمائيد.
در خاتمه بايد عرض كنم هوانيروز يكي از آن يگان هايي است كه در هر شرايطي پشتيبان نظام بوده است مانند جنگ امدادرساني مردم ياري و... و در اين 28 سال
هوانيروز به عنوان يك نيروي شاخص در خدمت نظام بوده و الحمدلله خوب توانسته است خدمت كند . فقط همين قدر خدمت شما عرض كنم كه در بحث دوران دفاع
مقدس ما بيش از 350 هزار ساعت پرواز كرديم . از اول انقلاب تاكنون بيش از 730 هزار ساعت پرواز انجام داديم . به صورت استاندارد به ازاي هر يك ساعت پرواز 10
ساعت كار تعميراتي و فني انجام مي شود . كه در اين راستا الحمدلله پرسنل ما توانستند از پس همه اين كارها بربيايند و تمام ماموريت هايي كه به آنها محول شد انجام
دهند.
بعنوان مثال بعد از جنگ سنگين ترين ماموريتهاي ما سيل گلستان زلزله استان گيلان و زنجان زلزله بم و زرند و انتخابات رياست جمهوري و مجلس در چندين دوره بوده
است كه با موفقيت انجام شد و افتخاري به افتخارات هوانيروز در تاريخ انقلاب اضافه گرديد.
هوانيروز يكي از آن يگان هايي است كه در هر شرايطي پشتيبان نظام بوده مانند جنگ امدادرساني مردم ياري و ... و در اين 28 سال هوانيروز به عنوان يك نيروي
شاخص در خدمت نظام بود والحمدلله خوب توانسته است خدمت كند
گفت و گو : حسين زكريائي عزيزي
روزنامه جمهوري اسلامي
لینک کپی شد
نظر شما
