بياد مردان هورالعظيم و فتح المبين

کد خبر: ۱۱۴۵۹۵
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۸۶ - ۱۷:۱۱ - 21November 2007

به آنان كه چون پرده بالا زدند
قدم در حريم تماشا زدند
به آنان كه كارون خروش آمدند
چنان خون كارون به جوش آمدند
به آنان كه زخمي ترين بوده اند
شهيدان ميدان مين بوده اند
به آنان كه بالي رها داشتند
گذرنامه كربلا داشتند
به تكبير آن دم كه دم مي زدند
 سكوت زمان را به هم مي زدند
همانان كه از مهر فرزند خويش
 بريدند يكباره پيوند خويش
بريدند تا وصل آسان شود
نيستانه درد درمان شود
همانان كه روح روان داشتند
سفرنامه آسمان داشتند
همانان كه دلداده او شدند
 كبوتر كبوتر پرستو شدند
 پرستو پرستو فراز آمدند
و بي سر سرافراز باز آمدند
كه اين خطه خاك سرافرازي است
 همه همت و شور جانبازي است
شب عاشقي را رقم مي زدند
همانان كه بر مين قدم مي زدند
 از آنان كه تنها پلاكي به جاست
كمي استخوان مشت خاكي به جاست
 الهي به آوازه اين حريم
به هورالهويزه به هورالعظيم
 به دشتي كه پيوسته عباس داشت
 كه بي دست هم خيمه را پاس داشت
به رمزي كه چون نام خيبر گرفت
غريبانه از ما برادر گرفت
خبر بود و تكرار خمپاره ها
جگرگوشه ها، پاره پاره رها
خطر، رمل، توفان شن، ماسه ها
زمين، مين، كمين، رد قناسه ها
خطر پشت هر لحظه پا مي گرفت
زياران ما دست و پا مي گرفت
و آن لحظه هايي كه خمپاره شصت
ميان نماز عزيزان نشست
 نمازي كه يك ركعتش پاره شد
تشهد پر از موج خمپاره شد
كجايند مردان والفجر هشت
كه از خونتان دشت گلپوش گشت
 كجايند مردان فتح المبين
كجايند اسطوره هاي يقين

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین