تعامل سپاه و ارتش در 8 سال دفاع مقدس

کد خبر: ۱۱۴۷۱۹
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۸۶ - ۱۵:۲۸ - 03December 2007

سرلشکر پاسدار غلامعلي رشيد (جانشين رييس ستاد کل نيروهاي مسلح) در يک جمع بندي کلي، ضمن تشريح چگونگي ايجاد هماهنگي بين نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران (ارتش و سپاه) در سالهاي دفاع مقدس، اين تعامل و هماهنگي ها را به سه دوره مشخص (به شرح زير) تقسيم بندي کرده است:

دوره اول (حاکميت تفکر بني صدر)
اولين دوره فرماندهي و مديريت رزمندگان اسلام در دفاع مقدس؛ از آغاز جنگ تحميلي تا زمان سقوط و فرار بني صدر (يعني 10 ماهه اول جنگ) است.
در اين مدت، ارتش جمهوري اسلامي ايران مسووليت مستقيم فرماندهي و اداره امور جنگ و هدايت عمليات در صحنه هاي نبرد را عهده دار بود.
اين دوره که از شهريور ماه سال 1359 تا پايان خرداد سال 1360 را در برمي گيرد سپاه پاسداران هيچ نقشي در فرماندهي و هدايت عمليات رزمندگان در صحنه هاي جنگ را نداشت.
اساسا اين مقطع، دوره اي بود که به لحاظ استراتژي و تفکر بني صدر، سپاه پاسداران و نيروهاي مردمي و حزب الهي نقشي نداشتند. چون هدف اصلي بني صدر، حذف رقيب (يعني سپاه پاسداران) از عرصه مسائل سياسي بود.
حضور سپاه پاسداران و جدي گرفتن نقش اين نيروي تازه نفس در جنگ و دفاع، خلاف مباني فکري و استراتژي بني صدر بود. لذا عمده عقب نشيني ها و شکست ها و اينکه در آن زمان هيچ عمليات بزرگ و منطقي عليه نيروهاي متجاوز صورت نگرفت، از عملکرد اين دوره است.

 دوره دوم (اجراي الگوي دو فرماندهي)
اين دوره از مهرماه سال 1360 تا پايان 1363 است. که تقريبا براي مدت سه الي سه و نيم سال، سيستم دفاعي و عملياتي جمهوري اسلامي ايران، است. يعني در اين دوره   سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارتش جمهوري اسلامي ايران، تعامل و همکاري متقابل و مشترکي داشتند و اساسا "الگوي دو فرماندهي" حاکم بود. هيچ نيرويي (ارتش و سپاه) بر ديگري فرماندهي نداشت، جز در صحنه عمليات و در رده "گردان" که سپاه پاسداران فرمانده و ميدان دار جنگ بود.
در همين راستا، توافقي في مابين امير شهيد علي صياد شيرازي (فرمانده وقت نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران) و سردار محسن رضايي (فرمانده وقت کل سپاه پاسداران) به عمل آمد و اين توافقنامه در تاريخ 6/12/60 (يعني 21 روز قبل از آغاز عمليات فتح المبين) تنظيم و امضاء شد و برابر مفاد "بند پنجم" اين توافقنامه با دو امضاء (امير شهيد صياد شيرازي و سردار محسن رضايي) تصويب و جهت اجرا ابلاغ گرديد. لازم به ذکر است، تصور اين سند مهم و باارزش، در يگان هاي ذيربط ارتش و سپاه پاسداران، موجود است.
همچنين در اواخر سال 1361، موضوع ايجاد قرارگاه مرکزي خاتم الانبياء(ص) (به عنوان مرکز فرماندهي عمليات) مطرح شد، و نام مبارک خاتم الانبياء(ص) توسط سردار "غلامعلي رشيد" براي اين قرارگاه پيشنهاد گرديد.
پيش از فعال شدن قرارگاه مرکزي خاتم الانبياء(ص)،‌خصوصا در سال دوم جنگ (از مهر ماه سال 1360 تا دي ماه 1361) عمليات هاي پيروزمند چهارگانه اي (شامل: ثامن الائمه(ع)، طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس) به طور مشترک توسط رزمندگان ارتش و سپاه پاسداران اجرا شد. عمليات رزمندگان در اين دوره،‌تحت نظارت "قرارگاه مرکزي کربلا" انجام مي شد و اين قرارگاه نيز تحت فرماندهي و هدايت مشترک "ارتش و سپاه" عمل مي کرد.
در همين زمينه،‌در کتاب عمليات طريق القدس(ص 89)، از انتشارات سازمان حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس ارتش جمهوري اسلامي ايران (چاپ اول 79) چنين آمده است:
"سرهنگ علي صياد شيرازي (فرمانده وقت نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران) به عملکرد سپاه پاسداران اعتقاد فراوان داشت و همکاري ارتش و سپاه را ترکيب مقدس نيروهاي اسلام مي ناميد.
لذا در روز 7/9/60 - يعني يک روز قبل از اجراي عمليات طريق القدس – طي امريه اي که فرماندهي نيروي زميني ارتش و قرارگاه عملياتي کربلا 1 (طريق القدس) ابلاغ کرد و قسمت هايي از آن عينا درج مي شود، مسئله هماهنگي (به ويژه هماهنگي در تصميم گيري ها) را مشخص کرده اند.
امير شهيد صياد شيرازي مي گويد: نکاتي که برمبناي تصميم گيري هاي جلسه مشترک مرکب از فرماندهان نظامي سپاه پاسداران در حضور من و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي "برادر محسن رضايي" به عمل آمده به اين شرح ابلاغ مي گردد:

نحوه فرماندهي يگان ها
الف: فرماندهي نيروهاي هجوم کننده که اکثرا برادران سپاه پاسداران بوده و يا ترکيبي از پياده ارتش و سپاه بوده، به عهده برادران سپاه است.
ب: فرماندهي نيروهاي زرهي و مکانيزه به عهده فرماندهي نظامي خود بوده ولي بايد طبق تدبير عملياتي، به موازات پيشروي نيروهاي هجومي، در نگهداري زمين هاي پاکسازي شده و پشتيباني يگان هاي در خط، کوشش کند.
پ: فرماندهي عمومي يگان هاي عمل کننده در محدوده تيپ هاي 1 و2 زرهي (لشکر 16) و تيپ 3 زرهي (لشکر 92)،‌به عهده فرمانده تيپ هاي مربوطه است.

 دوره سوم (استقلال عمل ارتش و سپاه)
در اين دوره، سيستم فرماندهي و اداره امور جنگ و دفاع، در ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران کاملا جداگانه و مستقل بود. ارتش و سپاه حتي در مناطق و صحنه هاي عملياتي نيز جدا از هم، با نيروهاي دشمن مي جنگيدند. اين دوره و روش فرماندهي و اجراي عمليات عليه دشمن، "از آغاز سال 64 تا پايان جنگ" به مدت "سه و نيم سال" اجرا شد.
در اين دوره از سيکل مديريت و فرماندهي رزمندگان اسلام، حاکم بوده است. همانند زمان اجراي عمليات والفجر 8 (آزادسازي بندر فاو عراق) که سپاه پاسداران به طور مستقل مي جنگيد و ارتش نيز در منطقه شلمچه به جنگ با متجاوزين مي پرداخت.
همچنين اجراي عمليات "کربلاي 5" که به طور مستقل توسط سازمان رزم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جنوب اجرا مي شد؛ ارتش نيز در زمين ديگري از مناطق غرب کشور، عملياتي تحت عنوان "کربلاي 6 را اجرا مي کرد. بنابراين در اين دوره، پيروزي هاي درخشان توسط مدافعان ايران اسلامي (اعم از ارتش و سپاه) کسب شد.
لازم به ذکر است، طي دوره سوم تعامل و هماهنگي بين ارتش و سپاه در دوران دفاع مقدس، قرارگاه مرکزي خاتم الانبياء(ص) حضور فعال داشت و در مواقع لزوم به ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران دستور مي داد که در رابطه با موضوعات مختلف، به يکديگر کمک کنند و اين کمک ها نيز صورت مي گرفت، از جمله در امور:
- شناسايي محورها و مناطق عملياتي دشمن؛ جمع آوري و ارائه اطلاعات لازم به نيروي عمل کننده
- تهيه و اجراي آتش پشتيباني رزمندگان، در زمان عمليات عليه دشمن
- اجراي اقدامات مربوط به خنثي سازي و پاکسازي ميادين مين
- تامين يا کمک در جهت ارائه خدمات درماني و بهداري
- تامين يا کمک در جهت انجام عمليات مهندسي رزمي
- واگذاري بخش هايي از امکانات موردنياز يگان ها و ....


«مقاله از غلامعلي رشيد

منبع: خبرگزاري حيات 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین