منور دست ساز پاکتي
از همه مهمتر گلوله منور هم نداشتيم که هنگام خطر آن را روشن کنيم و مسافت تحت نظرمان را محک بزنيم .
تانکي عراقي با شني پاره اي نزديک محور ما بود .براي اينکه دشمن تانک خودش را که نسبتا سالم هم بود منفجر نکند ، باک گازوئيلش را خالي کرده و آ را با بنزيني که از پيک گردان گرفته بوديم مخلوط کرديم ، محصول خوبي به دست آمد ، يعني ديگر نه مثل بنزين يکباره آتش مي گرفت و نه خاموش مي شد و نه مشکل دير مشتعل شدن گازوئيل را داشت .در همان خط براي جيره روزانه به هر چهار نفر ما آب آشاميدني مي دادند که در پاکت شير بسته بندي شده بود .ما هم مجبور بوديم نهايت صرفه جويي را در مصرف آب رعايت کنيم .به اين منظور سوراخ کوچکي در آن ايجاد کرده بوديم و هر بار مقدار کمي از آن را مي نوشيديم .
به پيشنهاد دوستان تصميم گرفتيم با استفاده از لوله خود کار بيک ، مخلوط بنزين و گازويل را داخل ظرف خالي يريزيم و با بستن سوراخ آن با نخ پوتين آن را آماده اشتعال کنيم .از آن پس هر گاه در طول شب احساس خطر مي کرديم يا حرکت مشکوکي مي ديديم ، فتيله را روشن و آن را تا جايي که مي توانستيم به سوي خطوط دشمن پرتاب مي کرديم .
مسافتي بين 50 تا 70 متر که بعد از اصابت پاکت به زمين مواد داخل آن به اطراف مي پاشيد و شروع به سوختن مي کرد و ما با استفاده از نور آن محدوده خط را کنترل مي کرديم .
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقيتها"نوشته ي سيد مهدي فهيمي ومحسن مهر آبادي،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382
لینک کپی شد
نظر شما
