محراب جعبه اي در دل سنگر
خطر انفجار خمپاره و توپ هم جدي بود .فرمانده دستور داده بود همه در سنگر ها نماز بخوانند .سنگر با جعبه هاي مهمات ساخته شده بود و ارتفاع آن به قدري کم بود که در آن فقط امکان نشستن و خوابيدن وجود داشت و من دلم نمي خواست نشسته نماز بخوانم .بنابر اين جعبه بسيار شيک و تميز و زيبا را آوردم و آن را از طول رو به روي قبله قرا دادم .کف سنگر را کندم و جعبه را در آن گذاشتم .به اين ترتيب ، وقتي داخل جعبه مي ايستادم هنوز چند سانت متري سرم تا سقف سنگر فاصله داشت .آن قدر از اين موضوع خوشحال بودم که گويي نوعي سلاح جديد اختراع کرد بودم .در اين جعبه يک سجاده آماده و گسترده بود .وقتي نمازم تمام مي شد در جعبه را مي بستم و پتو را که فرش سنگر بود روي آن کشيدم .يک نماز خانه سري که بچه ها از آن خيلي خوششان مي آمد و جان مي داد براي نماز شب خوان ها ، چون شبيه قبر هاي پيش ساخته بود .
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقيتها"نوشته ي سيد مهدي فهيمي ومحسن مهر آبادي،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382
منبع:"فرهنگ جبهه،خلاقيتها"نوشته ي سيد مهدي فهيمي ومحسن مهر آبادي،نشر فرهنگ گستروسروش،تهران-1382
لینک کپی شد
نظر شما
