تأملي بر حملات شيميايي عراق درکربلاي 5 و کردستان
نويسنده: محمدباقر نيکخواه / کارشناس سلاح هاي شيميايي
همزمان با انجام عمليات پيروزمندانه کربلاي 5 در شرق بصره وغرب خرمشهر در 19 دي ماه 1365، رژيم بعثي عراق به موازات پاتکهاي گسترده و سنگين لشگرهاي گارد رياست جمهوري، زرهي، مکانيزه و همچنين يگانهاي نيرو بخصوص به قصد متوقف و بيرون راندن نيروهاي ايراني از مواضع تصرفي، حملات بينظير شيميايي خود را در کل مناطق عملياتي اعم از خطوط مقدم و پشتيباني و عقبههاي عمليات تا عمق 89 کيلومتري با 33 فروند انواع هواپيماهاي بمبافکن و بيش از 80 قبضه انواع توپهاي سنگين آغاز نمود.
بدين سان که صبحها به هنگام طلوع آفتاب به مدت 2 الي 3 ساعت و عصرها نيز به مدت 2 تا 3 ساعت قبل از غروب آفتاب نيروها و مواضع آنها را مورد تهاجم بمبها، راکتها و گلولههاي مختلف و کشنده شيميايي (تاولزاها، اعصاب ـ موثر بر خون و خفهکنندهها) قرار داد.
در سري جديد حملات عراق که مرحله اول آن به مدت 27 روز مدام از 12 دي ماه تا 17 بهمن ماه 1365 استمرار يافت و تمامي محورهاي عمليات شامل: شلمچه، پنج ضلعي، دژهاي مرزي، آبگرفتگي، دوسوي نهرجاسم، شهرک دوعيجي، جزاير امالطويل، ماهي، ام لبابي، اروند صغير، امالرصاص، پاسگاهاي کوت سوايد، بوبيان، زيد، حسينيه، جفير، پادگان حميد نهر عرايض، جادههاي عملياتي شهيد اماني، شهيد دزفولي، شهيد ذوالفقاري، شهيد صفري و شهيد شرکت، امام رضا(ع) و جادههاي خرمشهر، شلمچه، خرمشهر آبادان، جزيره مينو و جاده ابريشم اهواز، بيمارستانهاي صحرايي امام حسين(ع)، رمضان، اورژانس ها، مواضع توپخانهها،مهندسي و ادوات و حتي کمپ اسراي عراقي را آماج گازهاي کشنده شيميايي قرار داده و بيش از 3500 نفر را مصدوم و 400 نفر را به شهادت رساند.
روزهاي 23 و 25 اسفند 1365 يکي از روزهاي تلخ جنگ به شمار ميروند؛ عراق در اين روز ديوانهوار بيش از دو سوم کل مناطق عملياتي جنوب و خوزستان را مورد تهاجم سراسري 44 فروند هواپيماهاي بمبافکن و بيش از 90 قبضه از انواع توپخانههاي سنگين قرار داده و تمامي محورهاي عملياتي بيتالمقدس (خرمشهر)، رمضان ـ والفجر 8 ـ کربلاهاي 4 و 5 و خيبر را با 900 بمب و راکت 500 با 25 و150 کيليويي و 3500 گلولههاي توپ، شيميايي نموده که حاصل آن 1700 مصدوم و 246 نفر شهيد بود.
در همان ابتداي حملات شيميايي عراق، اخبار، اطلاعات و اسناد جنايات جديد عراق را بلافاصله براي مقامات مسئول ايران ارسال نموديم.
از جمله به ستاد تبليغات جنگ، شوراي عالي دفاع به مسئوليت دکتر کمال خرازي و وزارت وقت امور خارجه دکتر علياکبر ولايتي و اعلام آمادگي نموديم جهت پذيرش گروه کارشناسان سازمان ملل در منطقه جهت ارائه اسناد و بقاياي آثار حملات شيميايي عراق و بردن گروه به محل هايي که بمب ها و راکتهاي منفجر شده بود.
مسلماً اين اقدامات تبليغي و سياسي در آن روز ها در تنوير افکار عمومي و ترسيم جنايات ضدبشري عراق که مخالف کليه کنوانسيون نهاد و پروتکلهاي بينالمللي بودند تاثير گذار بود.
آقاي رجايي خراساني نماينده وقت ايران در سازمان ملل نامه آقاي دکتر ولايتي را تسليم خاوير پرزدوکوئيار دبير کل وقت سازمان ملل کرد.
در اين نامه وزير خارجه ايران ضمن يادآوري جنايات وحشيانه عراق در گذشته به موارد جديد حملات شيميايي اشاره کرد و مدارک لازم را نيز ارائه نمود و به شدت از عدم موضعگيري ايشان(دبيرکل) و شوراي امنيت در محکوميت و مجازات عراق انتقاد نمود و خواستار اعزام گروه حقيقتياب و کارشناسان سلاح هاي شيميايي سازمان ملل به ايران گرديد
اما اين اقدام باز هم مورد بيتوجهي و عدم اعتناي دبير کل و شوراي امنيت واقع شد و با عدم پاسخ و وقتکشي، رژيم بعثي عراق را تشويق به ادامه جنايات ضدبشري خويش نمود.
در نتيجه عراق مجدداً در 18/1/1366 منطقه عملياتي کربلاي 8 و رزمندگان و کارکنان ادارات مستقر در شهر خرمشهر و محور عمليات کربلاي 6 در سومار (مواضع ارتش و بيمارستان صحرايي و اردوگاه هاي مهاجرين جنگي) و همچنين در روزهاي 15 و 16 و 26 تا 31 فروردين 1366 روستاهاي مرزي ايران در بانه و سردشت و بيش از 40 روستاي کردنشين عراق در استان هاي سليمانيه، اربيل و شقلاوده را ناجوانمردانه با بيش از 1500 بمب و راکت و 7000 گلوله توپ مورد تهاجم شيميايي قرار داد).
در نتيجه در اين سري حملات بيش از 1000 نفر از رزمندگان و مردم ايران مصدوم و 60 نفر شهيد شدند.
از جمله چندين نفر از کارکنان شهرداري و سازمان آب در خرمشهر و روستائيان آلوت در کردستان و از مردم بيپناه کرد عراقي نيز چهارهزار نفر مصدوم و 100 نفر شهيد شهيد شدند.
عوامل بکار گرفته شده عبارت بودند از: خردل موستارد و نيتروژنه، اعصاب، تا بون و سارين ـ ترکيبات سيانوري ـ خفهکننده، ترکيبات پيچيده و ناشناخته اعصاب و سيانور و احتمالاً vx و روان گردان BZ.
با پيگيريها و اعتراضات دامنهدار جمهوري اسلامي ايران، سرانجام گروه کارشناسي سازمان ملل در تاريخ 2 ارديبهشت 1366 برابر با 22 آوريل 1987 وارد ايران شدو به مدت يک هفته به بررسي آثار کاربرد سلاح هاي شيميايي توسط عراق بر عليه ايران پرداخت.
ما هيات را پس از ورود به خوزستان بلافاصله از پايگاه هوايي اميديه با چند دستگاه پاترول سفيد رنگ که بر بالاي سقف آن علامت بزرگ UN ترسيم شده بود به خرمشهر برديم و محل هاي اصابت بمب ها، راکتها و گلولههاي شيميايي و آثار بر جا مانده را به آنان نشان داده و نمونهبرداري از خاک و بقاياي بمب ها صورت گرفت و با دستگاه نمايانگر عوامل شيميايي CAM عامل بکار رفته رئيس گروه مشخص و ثبت گرديد.
سپس گروه از مصدومان شيميايي در تهران و کرمانشاه نيز معاينه پزشکي به عمل آورد و با مشاهده علايم و آثار عوارض شيميايي، يافتههاي خويش را ثبت نمودند.
اين گروه به همراه دکتر خرازي با يک بالگرد به قصد مشاهده آمار حملات عراق در روستاي آلوت به قصد بانه حرکت نمود ولي به دليل شدت آتشباري منطقه در اثر ادامه عمليات کربلاي ده در شهر ماووت عراق در شهر سقز فرود آمده و به کرمانشاه و تهران بازگشت.
اعضاي اعزامي دبير کل پس از يک هفته در 29 آوريل تهران را به قصد ژنو ترک نمودند و پس از دريافت نتايج آزمايش هاي نمونههاي ارسالي به آزمايشگاه هاي شيميايي کشورهاي اروپاي غربي و دريافت پاسخ مثبت کاربرد سلاح هاي شيميايي توسط عراق، گزارش خويش را تنظيم و با شماره 18852/اس به تاريخ 19/2/1366 برابر با 8 مي 1987 توسط دبير کل تسليم رئيس شوراي امنيت نمودند.
در اين گزارش با تاييد استفاده عراق از عوامل تاول زا و اعصاب به نمونههاي مشاهده آثار اين جنايات نظير کودکان، زنان باردار و مادر و دو کودک شهيد روستاي آلوت بانه و شهادت کارکنان سازمان آب و شهرداري شهر خرمشهر اشاره صريح نمود.
متاسفانه اين بار نيز هم دبير کل و هم شوراي امنيت به درخواست ايران در صدور قطعنامه محکوميت و مجازات عراق و راه هاي بازدارنگي آن کشور از ادامه تجاوز وقعي نگذاردند و صرفاً از نقص مفاد کنوانسيون منع کاربرد سلاح هاي شيميايي 1925 اظهار تاسف نمودند و يک سري توصيههاي اخلاقي دادندوبدين سان همچنان دست رژيم بعثي عراق را در ادامه ارتکاب جنايات عليه بشريت باز گذاردند!
