رييس مجلس : فرداي اسراييل بدتر از امروز خواهد بود

کد خبر: ۱۱۵۵۴۹
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۱:۵۸ - 14February 2008

وصیت نامه


بسم الله الرحمن الرحیم

مپنداريد که کسانيکه در راه خدا کشته مي شوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي خورند .
با سلام به حضرت مهدي و نائب ايشان حضرت امام خميني و با سلام به امت استوار و هميشه در صحنه و سلام و درود بر کفر ستيزان سنگرهاي نبرد و زاهدان شب و شيران روز و با سلام بر شهيدان که با قطره خون خود ميهن اسلامي را از دست سفاک ترين مزدور جهان بيرون کشيده اند . با سلام بر اسيران جندالله. اينجانب کريم جمشيدي فرزند ابراهيم شماره شناسنامه ٣٧٧ تاريخ تولد ١٣٤٨ اينک عازم جبهه هاي حق عليه باطل هستم کسي مرا مجبور نکرده به جبهه بروم بلکه به خواست و عشق و علاقه اي که نسبت به امام و وظيفه اي که بر دوش دارم به جبهه مي روم تا با اهدا خون دين خويش را نسبت به انقلاب اسلامي و رهبري امام ادا کرده باشم . برماست که جاي اين شهيدان را پرکرده وتا آخرين قطره خون از اسلام دفاع کنيم .
وصيت من به مردم روستاي دهداري اين است که تا آخرين قطره خون خود از اسلام دفاع کنند . وصيت من به مردم روستاي دهداري اين است  که تا پِيروزي نهايي راه شهيدان را دامه دهند و بيش از پيش در صحنه هاي نبرد و پشت جبهه حضور داشته باشند .
اي پدرم از اينکه تو را تنها گذاشته ام و بايد به جاي عصاي تو مي بوده ام و اين وظيفهرا انجام نداده ام متأسفم ، زيرا که وظيفة سنگين تري بر دوشم است و آن ادامه راه خون برادرم مي باشد و براي من گريه نکنيد و سياه نپوشيد زيرا سياه براي مرده مي پوشند .
دانش آموزان : وظيفه شما سنگين تر از وظيفه ديگران است  و بايد در اين ميان شما تلاش و کوشش بسياري داشته باشيد .  کریم جمشیدی



 

آثارباقی مانده از شهید

فرمانده گردان ابوالفضل، گردان  را به خط کردو گفت: هر چه سريعتر گردان درب مسجد به خط شود. فاصله مسجد تا سنگرهايي که ما شب در آن بسر برده بوديم حدود يک کيلومتر بود . من از ترس اينکه خدايي نکرده نتوانم با بچه ها بروم ضربان قلبم هر لحظه تند وتندتر مي شد . اين بار بندهاي پوتينم را محکم بسته و با سرعت به طرف رفقايم حرکت کردم و بلندگو  هر لحظه گردان ٢ را صدا مي زد. خودم را به بچه¬ها رساندم ديدم که تمام بچه¬ها توي سنگر هستند و معاون گروهان آنجا¬ست قلبم راحت شد وسايلم را برداشتم و قمقمه¬ام را آب کردم و با علي آشوري به طرف مسجد روانه شديم و وارد مسجد شديم .ساعت حدود ٣ بعد از ظهر است  و هنوز هوا آفتابي¬ست  گردان کميل حرکت کرده بود و گروهان يک رفته بودند چند ساعتي در مسجد مانديم و اکنون ساعت ٦ است و موقع نماز مغرب مي باشد بنده و علي آشوري رفتيم و وضو گرفتيم و در صفوف فشرده نماز جماعت ايستاد يم ونماز خوانديم .پس از نماز ساعت ٥/٧ بود که به سوي خط مقدم حرکت کرديم ماشين ما حدود ٦ کيلومتر که رفت خراب شد و ماشين را عوض کرديم و ساعت حدود ٤ شب بود که آنجا خوابيديم و حدوداً ساعت ١٠ و ١٠ دقيقه روز 
٣/١٠/٦٥است که تا چند لحظه ديگر مهيا مي شويم براي نبرد با صداميان کافر و مي رويم تا پرچم الله اکبر را بر دروازه بصره و سپس کربلاي معلّا برافرازيم و تا ساعت ١٢ وقت داريم .
از شوق قلم در دستم مي لرزد و قلبم به تپش افتاده و عاشق معشوق خود هستم . به ديوار تکيه داده¬ام بچه¬هاي دسته يک دارند تجهيزات خود را آماده مي¬ کنند. اگر دستم به ضريع مقدس امام حسين (ع) برسد برايتان دعا مي کنم  و اگر شهيد شدم از همه شما التماس دعا دارم و از شما مي خواهم که براي آمرزش گناهانم دعا کنيد .
اي پدر و مادر مرا حلال کنيد و همچنين شما بردرانم مرا حلال کنيد خصوصاً برادر عزيزم عباس که او را خيلي   اذيت کردم . 
برادران حاجي حسين ، اسدالله ، غلامحسين ، باقر و حاج علي که مخلص او هستم و از او التماس دعا دارم . اي برادر عزيز استوار باش همچون کوه ومقاومت کن همچون فولاد ، و از دامادمان حاج علي هم مي خواهم که مرا حلال کند و از عموهايم خصوصاً اکبر  علي زاده چون خيلي غيبت او کرده¬ام و از او هم مي خواهم که مرا حلال کند . پدر ومادرم : در برابر مشکلات و رنجها و زحمتها مانند کوه استوار و پابرجا باشيد . از خانواده شهيد عباسي¬ فرد هم مي خواهم که مرا حلال کنند . اميدوارم که پسر خواهرم مرا حلال کند رضا را مي گويم ، حسين و احمد وعباس هم همچنين . رضا قاسمي ، خدر عليزاده ، احمد عليزاده ، علي عليزاده ، رسول عليزاده ، عبدالحسن عليزاده هم مرا حلال کنيد . لحظه هاي نزديکي عمليات به سرعت مي گذرد و آسمان روشن و آسمان آبي نويد فتح ظفري ديگر مي¬ دهند و رزمندگاني که ٥ ماه است عمليات نکرده اند به شوق آمده اند ، بچه ها حنا بندان کرده اند و باخوشحالي مي خندند . از تمام کسانيکه بدي از من ديده اند و يا من غيبت آنها کرده ام مي خواهم که مرا حلال کنند . من مي روم تا راه خون افشان محمد عليزاده و جليل جمشيدي و اسماعيل جمشيدي و محمد حسين پور و يوسف زينبي و عباس عباسي فرد و راه شهيد بهشتي و شهيد شهرياري را ادامه دهم چه بُکُشيم و چه کُشته شويم پيروزيم  چون به معشوقمان رسيده ايم .
از همه شما التماس دعا دارم . چهارشنبه ٣/١٠/٦٥ 


نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین