پيامدهاي شهادت فرزند صور
نويسنده: سعدالله زارعي
مركز اطلاع رساني فلسطين: شهادت مغنيه موقعيت امنيتي رژيم صهيونيستي را تضعيف مي كند چرا كه از لحظه ترور «فرزند صور» به دست نيروهاي اسرائيلي هرگونه اقدام نظامي حزب الله عليه رژيم صهيونيستي را چه در محدوده لبنان و منطقه شبعا كه هنوز در اشغال اسرائيل است- و چه در محدوده فلسطين و نيز در وراي مرزها كاملاً موجه و افكار عمومي را با آن هماهنگ كرده است.
شهادت مظلومانه «عماد مغنيه» يكي از كادرهاي قديمي و مؤثر حزب الله لبنان، در محله «كفر سوسه» دمشق يك نقطه عطف در مواجهه رژيم صهيونيستي و حزب الله به حساب مي آيد. از اين رو، بايد در انتظار اتفاقات تازه تري در عرصه تحولات لبنان و فلسطين اشغالي بود.
رژيم صهيونيستي هشت ماه پس از شكست از حزب الله در جنگ 33روزه كه «سيدحسن نصرالله» از آن به «نبرد تموز» ياد كرده است و غربي ها آن را «نبرد ژوئيه» ناميده اند، عمليات امنيتي- نظامي را در وراي مرزها آغاز كرد، تا به مخاطبان داخلي و منطقه اي بباوراند كه اسرائيل از مشكلات داخلي ناشي از شكست در جنگ دوم لبنان بيرون آمده است.
اين رژيم غاصب در ارديبهشت ماه سال جاري با حمله هوايي به تل ابيض، نقطه اي در شمال سوريه و در مجاورت مركز تركيه، و بمباران تأسيسات كوچك نفتي سوريه در اين نقطه و سپس نفوذ هوايي به نقاط مياني كشور سوريه- استان ويران- اولين عمليات برون مرزي خود را بدون آنكه با مواجهه جدي سوريه روبرو گردد، انجام داد. تحليلگران منطقه اي اقدام نظامي رژيم صهيونيستي در تل ابيض را فاقد قصد جدي براي درگير شدن با دولت دمشق و صرفاً داراي ماهيتي هشدارگونه ارزيابي كردند. سوريه اگرچه اعلام كرد كه حق خود را براي اقدام مشابه محفوظ مي داند، ولي تنها به آرايش نظامي در دامنه شرقي منطقه استراتژيك و اشغالي جولان بسنده كرد و البته بازپس گيري جولان را در عرصه رسانه اي و ديپلماتيك فعال نمود و در پيگيري همين سياست، به كنفرانس آمريكايي «آناپوليس» رفت.
رژيم صهيونيستي حدود 9ماه بعد با نفوذ به منطقه امنيتي «كفر سوسه» در ميانه شهر دمشق، «عماد مغنيه» را از طريق تله انفجاري و اقدام از راه دور به شهادت رساند تا از اين طريق از يك سو التيامي بر جراحت اعتمادسوز شهروندان نسبت به دولت، نظاميان و نيروهاي امنيتي تل آويو بگذارد و از سوي ديگر، سوريه را از همكاري با حزب الله و حماس بازدارد. از منظر رژيم صهيونيستي، سوريه مهمترين عامل بقا و فعاليت مخالفان اين رژيم در لبنان و فلسطين است و راه توقف فعاليت اين نيروها آن است كه هزينه هاي سنگيني به دمشق تحميل گردد.
شهادت حاج رضوان(عماد مغنيه) در خاك سوريه درست در سالگرد شهادت دبيركل سابق حزب الله- حجت الاسلام سيدعباس موسوي- صورت گرفت. البته اين به آن معنا نيست كه اسرائيلي ها زمان ترور مغنيه را با سالگرد ترور موسوي تنظيم كرده اند. واقعيت اين است كه اسرائيلي ها و آمريكايي ها 25سال است كه دستگيري يا ترور حاج رضوان را در دستور كار قرار داده اند و مسلماً در هر زماني كه امكان عملي شدن ترور او فراهم مي شد بدون درنگ به آن اقدام مي كردند. اما همزماني ترور حاج رضوان با سالگرد ترور سيدعباس موسوي موفقيت رژيم صهيونيستي در رسيدن به هدف را زير سؤال مي برد چرا كه شهادت سيدعباس موسوي، به هيچ وجه به تضعيف حزب الله لبنان و كاهش عمليات ضداسرائيلي منجر نگرديد.
شهادت مغنيه موقعيت امنيتي رژيم صهيونيستي را تضعيف مي كند چرا كه از لحظه ترور «فرزند صور» به دست نيروهاي اسرائيلي هرگونه اقدام نظامي حزب الله عليه رژيم صهيونيستي را چه در محدوده لبنان و منطقه شبعا كه هنوز در اشغال اسرائيل است- و چه در محدوده فلسطين و نيز در وراي مرزها كاملاً موجه و افكار عمومي را با آن هماهنگ كرده است. بر همين اساس، رژيم صهيونيستي بايد از اين پس هر روز در انتظار يك حادثه امنيتي عليه خود باشد.
شهادت مغنيه موقعيت امنيتي و اجتماعي حزب الله در لبنان را ارتقاء مي دهد. بسياري از تحليلگران منطقه اي ترور مغنيه را محصول همكاري اطلاعاتي يك جريان لبناني و يك نهاد اطلاعاتي عربي با سازمان اطلاعاتي اسرائيل دانسته و بدون اين همكاري، وقوع اين حادثه را عملي نمي دانند. در واقع اينك حزب الله لبنان مي تواند روند همكاري اطلاعاتي ميان مثلث لبناني، عربي و اسرائيلي را افشا كند و فشار خود را براي از هم پاشيدن اين ائتلاف شدت ببخشد.
شهادت مغنيه موفقيت اجتماعي حزب الله لبنان را در داخل تحكيم مي كند. امروز لبناني ها در برابر فشاري كه غرب براي تضعيف مقاومت، انگشت اشاره را به سمت سوريه در جريان پرونده ترور «رفيق حريري»- نخست وزير فقيد لبنان- مي برد، سؤال مي كنند اگر كاسه اي زير نيم كاسه نيست چرا غرب در برابر ترور حاج رضوان واكنش نشان نمي دهد و حتي وقيحانه با دست هاي خونين اسرائيل همراهي مي كند.
نكته مهم ديگري كه در ماجراي ترور چهره دلاور حزب الله وجود دارد، امتناع مقاومت از كشيده شدن به درگيري هاي داخلي است. حزب الله لبنان در طول18 ماه پس از پيروزي بزرگ خود عليه رژيم صهيونيستي مي توانست عليه دست هايي كه در جنگ با اسرائيلي ها هماهنگ بودند اقامه دعوا كند و حتي باتوجه به اقتدار نظامي خود به تعقيب آنان بپردازد، ولي اين كار را نكرد و به جاي آن، از استقرار «دولت وحدت ملي» سخن گفت و براي رسيدن به دولت فراگير صرفاً به روش هاي مدني روي آورد و حتي در اين راه شهدايي را تقديم كرد.
شهادت «احمد محمود» در چهلمين روز اعتصاب خياباني، شهادت دو عضو حزب الله در بعلبك، شهادت حدود 10 تن از شيعيان در جريان تظاهراتي كه حدود سه هفته پيش مردم ضاحيه- منطقه شيعه نشين بيروت- عليه قطع متوالي برق و ناكارآمدي دولت در تأمين برق برپا كرده بودند، نمونه هايي از قربانياني بود كه مقاومت، به خاطر استقرار ثبات و آرامش در لبنان، واكنشي از خود نشان نداد. اين درحالي است كه نيروهاي «سمير جعجع»- موسوم به قواه اللبنانيه- كه بقاياي فالانژهاي درگير در جنگ هاي 15سال داخلي لبنان- 1355 تا 1370- مي باشند و نيروهاي «وليد جنبلاط» و شبه نظاميان جريان المستقبل تلاش فراواني كردند تا حزب الله و ساير نيروهاي مقاومت را به جنگ داخلي بكشانند.
بعضي از تحليلگران سياسي معتقدند جريان اردوگاه نهرالبارد كه حدود چهار ماه به دراز كشيد، به هدف درگير كردن حزب الله به راه افتاد. نيروهاي مرتبط با آمريكا گمان مي كردند با تحريك سني هاي نهر البارد و انتساب همه 25000 فلسطيني مستقر در اين اردوگاه به القاعده، حزب الله را وادار به مواجهه مي نمايند و آنگاه اردوگاه هاي فلسطيني برج البراجنه و سه اردوگاه ديگر را به مواجهه با حزب الله مي كشاند و از اين طريق، جنگ شيعه و سني راه مي افتد. حزب الله در اين ماجرا همت خود را مصروف حل بحران اردوگاه فلسطيني ها و كاهش تلفات ارتش لبنان و نيروهاي فلسطيني كرد و سبب ارتقاء موقعيت مقاومت در ميان ارتش لبنان و فلسطيني ها گرديد.
حزب الله لبنان با شهادت مغنيه اگرچه يك نيروي مؤثر و كاركشته را از دست داده است، ولي عواطف ملت هاي منطقه را كه تحت تبليغات مداوم قرار گرفته و نسبت به اهداف حزب الله در اصرار خود به حفظ سلاح دچار اندكي ترديد شده بودند، به سمت خود جلب كرد. درواقع، اين ترور اثبات كرد كه اسلحه حزب الله نه تنها يك تهديد امنيتي عليه جبهه لبناني- عربي نيست، بلكه نياز مبرم لبنان براي حفظ ثبات است. اما مغنيه، شهيد بزرگ سه شنبه كفرسوسه، در سال 1341 در شهر شيعي صور- منطقه اصلي مقاومت- متولد شد. با شروع مبارزات مذهبي و اجتماعي امام «موسي صدر» و همراهانش، او اگرچه نوجوان بود، با آنان همكاري داشت. در جريان جنگ مشترك گروه هاي وابسته لبناني و رژيم صهيونيستي عليه جنبش فتح به رهبري «ياسر عرفات» در اواسط دهه 1350، به حمايت از فتح برخاست. با اشغال نظامي لبنان از سوي رژيم صهيونيستي در سال 1361، در كنار رهبران مقاومت- سيدعباس موسوي، سيدحسن نصرالله، شيخ صبحي طفيلي، شيخ نعيم قاسم و... قرار گرفت و با شكل گيري حزب الله لبنان، در سلك نيروهاي اين جريان مذهبي- سياسي درآمد. حضور او در ميان نيروهاي مقاومت به مرور او را آبديده كرد و از او عنصري هوشمند، طراح، آينده نگر و مدير ساخت، به گونه اي كه به تنهايي حريف ده ها ژنرال با سابقه اسرائيلي مي شد.
رژيم صهيونيستي يك بار در سال 1373 اتومبيل او را در ضاحيه شناسايي كرد و به آن حمله ور شد، ولي او در اتومبيل نبود و برادرش به شهادت رسيد. اين پس از آن بود كه رژيم صهيونيستي پنج ميليون دلار جايزه را براي كسي كه خبري از او بدهد، تعيين كرده بود و هر سال پس از اعتراف به ناكامي، اين مبلغ را پنج ميليون دلار ديگر افزايش داده بود. مغنيه در جريان جنگ 33 روزه يكي از چندين فرمانده بود و نقش بسيار ارزنده اي در اين جنگ ايفا نمود.
بلافاصله پس از شهادت مغنيه، رسانه هاي آمريكايي و بعضي از كشورهاي اروپايي به همراه پاره اي از دولتمردان اين كشورها به طور هماهنگ ادعانامه مفصلي عليه او منتشر كردند. اين ادعاها شامل دست داشتن سيدرضوان در انفجار مقر تفنگداران آمريكايي در بيروت در سال 1363، انفجار مقر نظامي فرانسوي ها در شهر جنوبي صور، ربوده شدن «ويليام باكلي» سفير اسبق آمريكا در لبنان و انفجار هواپيماي آمريكايي بر فراز آمريكا مي شود. واقعيت اين است كه اين محافل خبري و سياسي هيچ سندي براي ادعاي خود ارائه نكرده اند و هيچ شكوائيه رسمي به هيچ دادگاه محلي يا بين المللي عليه مغنيه ارايه نگرديده است.
¤ اهداف اصلي ترور سيد رضوان
در مورد اهداف ترور مغنيه گمانه زني هاي زيادي مي توان ارايه كرد ولي بهتر است به ذكر اصلي ترين و محتمل ترين دلايل اكتفا كنيم.
1- اعاده اعتبار دستگاه امنيتي رژيم صهيونيستي: در پي جنگ 33 روزه و حتي قبل از آن در حدفاصل اشغال لبنان در سال 1361 تا سال 1379- زمان خروج رژيم صهيونيستي از جنوب لبنان- ناكامي دستگاه هاي امنيتي رژيم صهيونيستي در مضمحل كردن مقاومت به دغدغه مهم دولتمردان، ارتش و شهروندان صهيونيست تبديل شده بود. اين وضعيت به خصوص در جريان جنگ 33 روزه تشديد شد چرا كه از يك سو دستگاه امنيتي رژيم صهيونيستي نتوانست هيچ كدام از رهبران مقاومت را از ميان بردارد و يا بر جريان روزافزون شليك موشك هاي حزب الله اثر بگذارد و از سوي ديگر، حزب الله لبنان توانسته بود در مراكز حساس رژيم صهيونيستي رخنه اطلاعاتي ايجاد كند. حمله موشكي حزب الله به قلب قطار شهري تل آويو- دومين شهر صنعتي و سومين شهر توريستي اسرائيل و نيز حمله موشكي حزب الله به پادگان نظامي صفه واقع در استان جليل شمالي كه مهمترين پادگان نيروي هوايي رژيم صهيونيستي است، نمونه هاي بارزي از اين رخنه اطلاعاتي- امنيتي بود. درواقع، در پايان جنگ 33 روزه هيچ حيثيتي براي دستگاه هاي عريض و طويل و هزينه بر اطلاعاتي رژيم تل آويو باقي نمانده بود و شهروندان صهيونيست احساس بي پناهي شديد مي كردند. بروز سيدرضوان و سپس تبليغ روي اين نكته كه او فرمانده اصلي جنگ 33 روزه بود، تلاشي است تا دستگاه اطلاعاتي اسرائيل توانايي عملياتي خود را به رخ بكشد، اما آيا اين شهروندان يك اقدام كور فرامرزي را به مثابه توانايي عملياتي- اطلاعاتي رژيم اشغالگر مي دانند؟ و آيا به زودي با يك رويداد جديد ضداسرائيلي از سوي حزب الله اين دستاورد بر باد نمي رود.
2- تضعيف موقعيت حزب الله لبنان، رژيم صهيونيستي براساس طينت خود كه فشار نظامي را موجب كوتاه آمدن مي داند، گمان مي كند عمليات ترور در پايتخت سوريه از يك سو، دولت دمشق را از همكاري با حزب الله و حماس بازمي دارد و شهروندان سوريه را عليه دولت «بشار اسد» براي محدود كردن فعاليت نيروهاي مقاومت در سوريه وارد عمل مي كند و از سوي ديگر، حزب الله لبنان را كه به آرامي از محدوديت هاي امنيتي پس از پايان جنگ 33 روزه خارج شده است، بار ديگر در لاك امنيتي فرو برده و نيروهاي عمل كننده آن را زمين گير مي كند. از سوي ديگر، رژيم صهيونيستي مي داند كه حزب الله براي انجام عمليات نظامي به دام اسرائيل نمي افتد و در پي هر حادثه اي وارد جنگ نمي شود. از اين رو، ترور يكي از چهره هاي مهم حزب الله در ترسيمي كه اسرائيلي ها از نحوه عمل حزب الله دارند، به جنگ منجر نمي شود و در عين حال مي تواند به پرستيژ حزب الله و چهره برتر نظامي، اطلاعاتي او خدشه وارد كند. از منظر دستگاه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي، شهادت سيد رضوان يا چهره اي در اندازه او، به نيروهاي مرتبط با اسرائيل و آمريكا در لبنان روحيه مي دهد و آنان را از رعب موجود ناشي از اقتدار نظامي، اطلاعاتي و مردمي- خارج مي كند و درنهايت مشكلات جديدي را براي حزب الله پديد مي آورد.
اما حضور ميليوني مردم در مراسم تشييع پيكر پاك مغنيه و سخنان بسيار مهم نصرالله براي ارزيابي درستي يا نادرستي هدف گذاري اسرائيلي ها كفايت مي كند. نصرالله با حضور در جمع تشييع كنندگان، اثبات كرد كه حزب الله در لاك امنيتي فرو نمي رود. سخنان سيد نشان داد كه حزب الله خود را براي ضربه زدن به رژيم صهيونيستي در فراسوي مرزها آماده مي كند. شهروندان لبناني در تشييع پيكر سيد رضوان نشان دادند كه با اين ترورها از اقتدار مادي و معنوي حزب الله كاسته نمي شود.
منبع: رو زنامه کيهان
مركز اطلاع رساني فلسطين: شهادت مغنيه موقعيت امنيتي رژيم صهيونيستي را تضعيف مي كند چرا كه از لحظه ترور «فرزند صور» به دست نيروهاي اسرائيلي هرگونه اقدام نظامي حزب الله عليه رژيم صهيونيستي را چه در محدوده لبنان و منطقه شبعا كه هنوز در اشغال اسرائيل است- و چه در محدوده فلسطين و نيز در وراي مرزها كاملاً موجه و افكار عمومي را با آن هماهنگ كرده است.
شهادت مظلومانه «عماد مغنيه» يكي از كادرهاي قديمي و مؤثر حزب الله لبنان، در محله «كفر سوسه» دمشق يك نقطه عطف در مواجهه رژيم صهيونيستي و حزب الله به حساب مي آيد. از اين رو، بايد در انتظار اتفاقات تازه تري در عرصه تحولات لبنان و فلسطين اشغالي بود.
رژيم صهيونيستي هشت ماه پس از شكست از حزب الله در جنگ 33روزه كه «سيدحسن نصرالله» از آن به «نبرد تموز» ياد كرده است و غربي ها آن را «نبرد ژوئيه» ناميده اند، عمليات امنيتي- نظامي را در وراي مرزها آغاز كرد، تا به مخاطبان داخلي و منطقه اي بباوراند كه اسرائيل از مشكلات داخلي ناشي از شكست در جنگ دوم لبنان بيرون آمده است.
اين رژيم غاصب در ارديبهشت ماه سال جاري با حمله هوايي به تل ابيض، نقطه اي در شمال سوريه و در مجاورت مركز تركيه، و بمباران تأسيسات كوچك نفتي سوريه در اين نقطه و سپس نفوذ هوايي به نقاط مياني كشور سوريه- استان ويران- اولين عمليات برون مرزي خود را بدون آنكه با مواجهه جدي سوريه روبرو گردد، انجام داد. تحليلگران منطقه اي اقدام نظامي رژيم صهيونيستي در تل ابيض را فاقد قصد جدي براي درگير شدن با دولت دمشق و صرفاً داراي ماهيتي هشدارگونه ارزيابي كردند. سوريه اگرچه اعلام كرد كه حق خود را براي اقدام مشابه محفوظ مي داند، ولي تنها به آرايش نظامي در دامنه شرقي منطقه استراتژيك و اشغالي جولان بسنده كرد و البته بازپس گيري جولان را در عرصه رسانه اي و ديپلماتيك فعال نمود و در پيگيري همين سياست، به كنفرانس آمريكايي «آناپوليس» رفت.
رژيم صهيونيستي حدود 9ماه بعد با نفوذ به منطقه امنيتي «كفر سوسه» در ميانه شهر دمشق، «عماد مغنيه» را از طريق تله انفجاري و اقدام از راه دور به شهادت رساند تا از اين طريق از يك سو التيامي بر جراحت اعتمادسوز شهروندان نسبت به دولت، نظاميان و نيروهاي امنيتي تل آويو بگذارد و از سوي ديگر، سوريه را از همكاري با حزب الله و حماس بازدارد. از منظر رژيم صهيونيستي، سوريه مهمترين عامل بقا و فعاليت مخالفان اين رژيم در لبنان و فلسطين است و راه توقف فعاليت اين نيروها آن است كه هزينه هاي سنگيني به دمشق تحميل گردد.
شهادت حاج رضوان(عماد مغنيه) در خاك سوريه درست در سالگرد شهادت دبيركل سابق حزب الله- حجت الاسلام سيدعباس موسوي- صورت گرفت. البته اين به آن معنا نيست كه اسرائيلي ها زمان ترور مغنيه را با سالگرد ترور موسوي تنظيم كرده اند. واقعيت اين است كه اسرائيلي ها و آمريكايي ها 25سال است كه دستگيري يا ترور حاج رضوان را در دستور كار قرار داده اند و مسلماً در هر زماني كه امكان عملي شدن ترور او فراهم مي شد بدون درنگ به آن اقدام مي كردند. اما همزماني ترور حاج رضوان با سالگرد ترور سيدعباس موسوي موفقيت رژيم صهيونيستي در رسيدن به هدف را زير سؤال مي برد چرا كه شهادت سيدعباس موسوي، به هيچ وجه به تضعيف حزب الله لبنان و كاهش عمليات ضداسرائيلي منجر نگرديد.
شهادت مغنيه موقعيت امنيتي رژيم صهيونيستي را تضعيف مي كند چرا كه از لحظه ترور «فرزند صور» به دست نيروهاي اسرائيلي هرگونه اقدام نظامي حزب الله عليه رژيم صهيونيستي را چه در محدوده لبنان و منطقه شبعا كه هنوز در اشغال اسرائيل است- و چه در محدوده فلسطين و نيز در وراي مرزها كاملاً موجه و افكار عمومي را با آن هماهنگ كرده است. بر همين اساس، رژيم صهيونيستي بايد از اين پس هر روز در انتظار يك حادثه امنيتي عليه خود باشد.
شهادت مغنيه موقعيت امنيتي و اجتماعي حزب الله در لبنان را ارتقاء مي دهد. بسياري از تحليلگران منطقه اي ترور مغنيه را محصول همكاري اطلاعاتي يك جريان لبناني و يك نهاد اطلاعاتي عربي با سازمان اطلاعاتي اسرائيل دانسته و بدون اين همكاري، وقوع اين حادثه را عملي نمي دانند. در واقع اينك حزب الله لبنان مي تواند روند همكاري اطلاعاتي ميان مثلث لبناني، عربي و اسرائيلي را افشا كند و فشار خود را براي از هم پاشيدن اين ائتلاف شدت ببخشد.
شهادت مغنيه موفقيت اجتماعي حزب الله لبنان را در داخل تحكيم مي كند. امروز لبناني ها در برابر فشاري كه غرب براي تضعيف مقاومت، انگشت اشاره را به سمت سوريه در جريان پرونده ترور «رفيق حريري»- نخست وزير فقيد لبنان- مي برد، سؤال مي كنند اگر كاسه اي زير نيم كاسه نيست چرا غرب در برابر ترور حاج رضوان واكنش نشان نمي دهد و حتي وقيحانه با دست هاي خونين اسرائيل همراهي مي كند.
نكته مهم ديگري كه در ماجراي ترور چهره دلاور حزب الله وجود دارد، امتناع مقاومت از كشيده شدن به درگيري هاي داخلي است. حزب الله لبنان در طول18 ماه پس از پيروزي بزرگ خود عليه رژيم صهيونيستي مي توانست عليه دست هايي كه در جنگ با اسرائيلي ها هماهنگ بودند اقامه دعوا كند و حتي باتوجه به اقتدار نظامي خود به تعقيب آنان بپردازد، ولي اين كار را نكرد و به جاي آن، از استقرار «دولت وحدت ملي» سخن گفت و براي رسيدن به دولت فراگير صرفاً به روش هاي مدني روي آورد و حتي در اين راه شهدايي را تقديم كرد.
شهادت «احمد محمود» در چهلمين روز اعتصاب خياباني، شهادت دو عضو حزب الله در بعلبك، شهادت حدود 10 تن از شيعيان در جريان تظاهراتي كه حدود سه هفته پيش مردم ضاحيه- منطقه شيعه نشين بيروت- عليه قطع متوالي برق و ناكارآمدي دولت در تأمين برق برپا كرده بودند، نمونه هايي از قربانياني بود كه مقاومت، به خاطر استقرار ثبات و آرامش در لبنان، واكنشي از خود نشان نداد. اين درحالي است كه نيروهاي «سمير جعجع»- موسوم به قواه اللبنانيه- كه بقاياي فالانژهاي درگير در جنگ هاي 15سال داخلي لبنان- 1355 تا 1370- مي باشند و نيروهاي «وليد جنبلاط» و شبه نظاميان جريان المستقبل تلاش فراواني كردند تا حزب الله و ساير نيروهاي مقاومت را به جنگ داخلي بكشانند.
بعضي از تحليلگران سياسي معتقدند جريان اردوگاه نهرالبارد كه حدود چهار ماه به دراز كشيد، به هدف درگير كردن حزب الله به راه افتاد. نيروهاي مرتبط با آمريكا گمان مي كردند با تحريك سني هاي نهر البارد و انتساب همه 25000 فلسطيني مستقر در اين اردوگاه به القاعده، حزب الله را وادار به مواجهه مي نمايند و آنگاه اردوگاه هاي فلسطيني برج البراجنه و سه اردوگاه ديگر را به مواجهه با حزب الله مي كشاند و از اين طريق، جنگ شيعه و سني راه مي افتد. حزب الله در اين ماجرا همت خود را مصروف حل بحران اردوگاه فلسطيني ها و كاهش تلفات ارتش لبنان و نيروهاي فلسطيني كرد و سبب ارتقاء موقعيت مقاومت در ميان ارتش لبنان و فلسطيني ها گرديد.
حزب الله لبنان با شهادت مغنيه اگرچه يك نيروي مؤثر و كاركشته را از دست داده است، ولي عواطف ملت هاي منطقه را كه تحت تبليغات مداوم قرار گرفته و نسبت به اهداف حزب الله در اصرار خود به حفظ سلاح دچار اندكي ترديد شده بودند، به سمت خود جلب كرد. درواقع، اين ترور اثبات كرد كه اسلحه حزب الله نه تنها يك تهديد امنيتي عليه جبهه لبناني- عربي نيست، بلكه نياز مبرم لبنان براي حفظ ثبات است. اما مغنيه، شهيد بزرگ سه شنبه كفرسوسه، در سال 1341 در شهر شيعي صور- منطقه اصلي مقاومت- متولد شد. با شروع مبارزات مذهبي و اجتماعي امام «موسي صدر» و همراهانش، او اگرچه نوجوان بود، با آنان همكاري داشت. در جريان جنگ مشترك گروه هاي وابسته لبناني و رژيم صهيونيستي عليه جنبش فتح به رهبري «ياسر عرفات» در اواسط دهه 1350، به حمايت از فتح برخاست. با اشغال نظامي لبنان از سوي رژيم صهيونيستي در سال 1361، در كنار رهبران مقاومت- سيدعباس موسوي، سيدحسن نصرالله، شيخ صبحي طفيلي، شيخ نعيم قاسم و... قرار گرفت و با شكل گيري حزب الله لبنان، در سلك نيروهاي اين جريان مذهبي- سياسي درآمد. حضور او در ميان نيروهاي مقاومت به مرور او را آبديده كرد و از او عنصري هوشمند، طراح، آينده نگر و مدير ساخت، به گونه اي كه به تنهايي حريف ده ها ژنرال با سابقه اسرائيلي مي شد.
رژيم صهيونيستي يك بار در سال 1373 اتومبيل او را در ضاحيه شناسايي كرد و به آن حمله ور شد، ولي او در اتومبيل نبود و برادرش به شهادت رسيد. اين پس از آن بود كه رژيم صهيونيستي پنج ميليون دلار جايزه را براي كسي كه خبري از او بدهد، تعيين كرده بود و هر سال پس از اعتراف به ناكامي، اين مبلغ را پنج ميليون دلار ديگر افزايش داده بود. مغنيه در جريان جنگ 33 روزه يكي از چندين فرمانده بود و نقش بسيار ارزنده اي در اين جنگ ايفا نمود.
بلافاصله پس از شهادت مغنيه، رسانه هاي آمريكايي و بعضي از كشورهاي اروپايي به همراه پاره اي از دولتمردان اين كشورها به طور هماهنگ ادعانامه مفصلي عليه او منتشر كردند. اين ادعاها شامل دست داشتن سيدرضوان در انفجار مقر تفنگداران آمريكايي در بيروت در سال 1363، انفجار مقر نظامي فرانسوي ها در شهر جنوبي صور، ربوده شدن «ويليام باكلي» سفير اسبق آمريكا در لبنان و انفجار هواپيماي آمريكايي بر فراز آمريكا مي شود. واقعيت اين است كه اين محافل خبري و سياسي هيچ سندي براي ادعاي خود ارائه نكرده اند و هيچ شكوائيه رسمي به هيچ دادگاه محلي يا بين المللي عليه مغنيه ارايه نگرديده است.
¤ اهداف اصلي ترور سيد رضوان
در مورد اهداف ترور مغنيه گمانه زني هاي زيادي مي توان ارايه كرد ولي بهتر است به ذكر اصلي ترين و محتمل ترين دلايل اكتفا كنيم.
1- اعاده اعتبار دستگاه امنيتي رژيم صهيونيستي: در پي جنگ 33 روزه و حتي قبل از آن در حدفاصل اشغال لبنان در سال 1361 تا سال 1379- زمان خروج رژيم صهيونيستي از جنوب لبنان- ناكامي دستگاه هاي امنيتي رژيم صهيونيستي در مضمحل كردن مقاومت به دغدغه مهم دولتمردان، ارتش و شهروندان صهيونيست تبديل شده بود. اين وضعيت به خصوص در جريان جنگ 33 روزه تشديد شد چرا كه از يك سو دستگاه امنيتي رژيم صهيونيستي نتوانست هيچ كدام از رهبران مقاومت را از ميان بردارد و يا بر جريان روزافزون شليك موشك هاي حزب الله اثر بگذارد و از سوي ديگر، حزب الله لبنان توانسته بود در مراكز حساس رژيم صهيونيستي رخنه اطلاعاتي ايجاد كند. حمله موشكي حزب الله به قلب قطار شهري تل آويو- دومين شهر صنعتي و سومين شهر توريستي اسرائيل و نيز حمله موشكي حزب الله به پادگان نظامي صفه واقع در استان جليل شمالي كه مهمترين پادگان نيروي هوايي رژيم صهيونيستي است، نمونه هاي بارزي از اين رخنه اطلاعاتي- امنيتي بود. درواقع، در پايان جنگ 33 روزه هيچ حيثيتي براي دستگاه هاي عريض و طويل و هزينه بر اطلاعاتي رژيم تل آويو باقي نمانده بود و شهروندان صهيونيست احساس بي پناهي شديد مي كردند. بروز سيدرضوان و سپس تبليغ روي اين نكته كه او فرمانده اصلي جنگ 33 روزه بود، تلاشي است تا دستگاه اطلاعاتي اسرائيل توانايي عملياتي خود را به رخ بكشد، اما آيا اين شهروندان يك اقدام كور فرامرزي را به مثابه توانايي عملياتي- اطلاعاتي رژيم اشغالگر مي دانند؟ و آيا به زودي با يك رويداد جديد ضداسرائيلي از سوي حزب الله اين دستاورد بر باد نمي رود.
2- تضعيف موقعيت حزب الله لبنان، رژيم صهيونيستي براساس طينت خود كه فشار نظامي را موجب كوتاه آمدن مي داند، گمان مي كند عمليات ترور در پايتخت سوريه از يك سو، دولت دمشق را از همكاري با حزب الله و حماس بازمي دارد و شهروندان سوريه را عليه دولت «بشار اسد» براي محدود كردن فعاليت نيروهاي مقاومت در سوريه وارد عمل مي كند و از سوي ديگر، حزب الله لبنان را كه به آرامي از محدوديت هاي امنيتي پس از پايان جنگ 33 روزه خارج شده است، بار ديگر در لاك امنيتي فرو برده و نيروهاي عمل كننده آن را زمين گير مي كند. از سوي ديگر، رژيم صهيونيستي مي داند كه حزب الله براي انجام عمليات نظامي به دام اسرائيل نمي افتد و در پي هر حادثه اي وارد جنگ نمي شود. از اين رو، ترور يكي از چهره هاي مهم حزب الله در ترسيمي كه اسرائيلي ها از نحوه عمل حزب الله دارند، به جنگ منجر نمي شود و در عين حال مي تواند به پرستيژ حزب الله و چهره برتر نظامي، اطلاعاتي او خدشه وارد كند. از منظر دستگاه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي، شهادت سيد رضوان يا چهره اي در اندازه او، به نيروهاي مرتبط با اسرائيل و آمريكا در لبنان روحيه مي دهد و آنان را از رعب موجود ناشي از اقتدار نظامي، اطلاعاتي و مردمي- خارج مي كند و درنهايت مشكلات جديدي را براي حزب الله پديد مي آورد.
اما حضور ميليوني مردم در مراسم تشييع پيكر پاك مغنيه و سخنان بسيار مهم نصرالله براي ارزيابي درستي يا نادرستي هدف گذاري اسرائيلي ها كفايت مي كند. نصرالله با حضور در جمع تشييع كنندگان، اثبات كرد كه حزب الله در لاك امنيتي فرو نمي رود. سخنان سيد نشان داد كه حزب الله خود را براي ضربه زدن به رژيم صهيونيستي در فراسوي مرزها آماده مي كند. شهروندان لبناني در تشييع پيكر سيد رضوان نشان دادند كه با اين ترورها از اقتدار مادي و معنوي حزب الله كاسته نمي شود.
منبع: رو زنامه کيهان
لینک کپی شد
نظر شما
