ارتشيان در كردستان اقتدار و صلابت سربازان اسلام را به نمايش گذاشتند

کد خبر: ۱۱۶۳۴۰
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۸ - 18April 2008

در تاریخ 8/9/1341 در «تهران» متولد شد. دوران طفولیت را در تهران و در خانه ای ساده سپری کرد . بعد از آن 2 سال همراه با خانواده در شهرهای« اصفهان»،« شیراز» بود وسرانجام به «کرمان »آمد.او در این شهرتا دوران تحصیل متوسطه حضور داشت.
بعد از اخذ دیپلم از هنرستان «دارین» همراه داوطلبان بسیجی به جبهه اعزام شد و تا زمان شهادت در جبهه بود. اودوران خدمت سربازی را نیز به صورت تمام وقت در جبهه حضور داشت.هنوز مدت زیادی از حضور ش در جبهه نگذشته بود که به فرماندهی گردان رسیداودر این سمت به دفاع از ایران بزرگ پرداخت تا به آرزوی دیرین خود رسید.
منبع:پرونده شهید در بنیاد شهید وامور ایثار گران کرمان ومصاحبه با خانواده ودوستان شهید






وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم
(یا ایهاالذین آمنواخذ و احذرکم فانفرواثبات اوانفرو اجمیعا)
ای کسانیکه ایمان آورده اید، سلاح جنگ برگیرید و آنگاه دسته به دسته یا همه به یک بار متفقاً برای جهاد بیرون روید. (آیه 70 سوره نساء)
ای کسانیکه وصیتنامه برادر خود(حسن مصطفوی فرزند فتح الله) را می خوانید، توجه داشته باشید زمانی مشغول نوشتن این وصیتنامه شده ام که تا حمله و زمان شهادتم وقتی نیست و این وصیت نامه را تنها برای رضای خدای متعال می نویسم و تقاضا دارم به آن توجه کامل نموده و مهم، عمل کردن به آن می باشد.
1- در جهت خداشناسی و ایمان به خداوند گام بردارید تا به طور روشن خدا را حاضر و ناظر اعمال و رفتار خود ببینید و سعی کنید خداوند را فراموش نکنید تا چنان شوید که دیگر گناه نکنید و تنها عمل شما عمل صالح باشد.
(بسم الله الرحمن الرحیم: والعصر ان الانسان لفی خسر الاالذین آمنو و عملو الصالحات و تواصو بالحق و تواصوا بالصبر) قسم به عصر، همانا انسان در زیان کاریست مگر کسانیکه ایمان به خدا آوردند و اعمال آنان صالح باشد و یکدیگر را به حق و به صبر و شکیبائی دعوت میکنند.
2- تقوی الهی را فراموش نکنید و خود را بسازید. کسیکه تقوی داشته باشد در فراز و نشیب زندگی دچار گمراهی نمی گردد.
3- لان شکرتم لازیدنکم و لان کفرتم ان عذابی لشدید: اگر شکرگذار و قدر دان نعمتهای الهی باشید نعمتها را از برای شما می افزائیم و اگر کفران و ناسپاسی کنید همانا عذاب خداوند سخت است.
قدر انقلاب اسلامی این نعمت بزرگ را بدانید و همواره خداوند را به واسطه این لطف بزرگ شکر کنید که این انقلاب اسلامی بود زندگی و مرگ شما را هدفدار نمود و مردم را از تاریکیها به سوی نور هدایت کرد. همواره آن را از خود بدانید و دلسوز آن باشید و بدانید که این انقلاب چندان ارزان بدست شما نیامده است در راه آن تاکنون خونهای بسیاری از علماء بزرگ و مردان با اخلاص و جوانان عزیز ریخته شده است بنابراین انقلاب و اسلام و جمهوری اسلامی را با تمام توان خود حتی با خون خود حفظ و نگهداری کنید. من در این مکان مقدس جبهه خدای بزرگ را شاهد می گیرم که تا این جمهوری اسلامی را داشته باشید هم دنیا را دارید و هم آخرت را و امیدوارم خداوند این انقلاب اسلامی را به انقلاب حضرت مهدی(عج) متصل بگرداند و روز به روز بر شکوه و قدرت و عظمت آن افزوده گردد.
4-توجه داشته باشید که کلید و رمز پیروزی انقلاب و جمهوری اسلامی، رهبر عظیم الشأن و امام امت حضرت امام خمینی مد ظله العالی می باشد که امید است خداوند تا انقلاب حضرت مهدی(عج) ایشان را نگاه دارد. همواره مطیع امام باشید و به کلیه فرمایشات این مرد الهی توجه و عمل کنید تا به سعادت دنیا و آخرت نائل آئید. همانند یاران امام حسین(ع) در کربلا امام عزیز را یاری کنید و به تمام رهنمودهای ایشان توجه کامل بنمائید و من نیز با خون نا قابل خود امام را یاری می کنم.
5- سفارش دیگر من به جوانان و محصلین عزیز و برومند میباشد که در راه طلب علم و دانش کوشا باشید و خصوصاً در تحصیل و فراگیری قرآن مجید و نهج البلاغه حضرت علی(ع) کوشش نمائید، مساجد را با وجود خود پرکنید، در نماز جمعه شرکت فعال داشته باشید و برای رضای خدا ی تبارک و تعالی درس بخوانید تا عالم و دانشمندی با تقوی و متعهد شوید(مانند شهدای معاصر استاد مطهری، دکتر بهشتی، دکتر مفتح، دکتر باهنر و...) و هر جای خالی از اجتماع که قرار می گیرید با عدالت و تقوی و آگاهی اسلامی عمل نمائید. من همه شما جوانان عزیز را به خدا می سپارم، امید است همیشه موفق باشید. یادآوری دیگر من به مادران وخواهران محترمه می باشد که یا در خانه مشغول تربیت فرزندان و یا در مدرسه اشتغال به تعلیم و تعلم دارند این است که به زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) دختر گرامی رسول خدا بیندیشید و قدم جای قدم مبارک آن حضرت بگذارید و تقوای الهی را پیشه کنید و به حجاب خود بیشتر توجه نمائید و از تشریفات خود مقداری کم کنید. جلسات دینی مفید برای یادگیری مسائل خود و دیگران اعم از اخلاقی ، تربیتی و دینی تشکیل دهید و همچنان که تا کنون در صحنه بوده اید بیش از پیش و بهتر از گذشته در صحنه حضور داشته باشید و نماز جمعه را فراموش نکنید و در سختیها مثل حضرت زینب(س) مقاوم، صابر و شکیبا باشید و با دست خود فرزندانتان را لباس پوشیده به جبهه حق علیه باطل بفرستید.
6- آخرین سفارش من به همکاران عزیز و کسبه می باشد که در بازار و خیابان مشغول فروشندگی هستند این است که در کسب خود انصاف داشته باشید و در فروختن اجناس به حداقل فایده اکتفا و قناعت نمائید و همواره از خدا برکت بخواهید و نظرتان به خدا باشد نه به مشتری و جداً از هرگونه احتکار و تبعیض بین مشتری دوری کنید و به همکارانی که نسبت به انقلاب بی تفاوت هستند بگویید که این دنیا می گذرد و آنچه از مال دنیا اندوخته اید تمام می شود و شما مدیون انقلاب هستید.
به همسایگان مستمند و مستضعف خود سر بزنید و احتیاجات اولیه آنها را برآورده سازید و همینطور که به فکر فرزندان و خانه خود هستید به فکر فقرا باشید تا فقیری در اجتماع مسلمین نباشد.
ضمناً از عموم خواهران و برادران می خواهم اگر غیبتی از آنها کرده ام یا غیبتی شنیده ام و یا جزئی حق دیگری بر من حقیر دارند عفو نمایند و مرا حلال کنند.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار، رزمندگان اسلام نصرت عطا به فرما، صدام و لشکرش را نابودشان بگردان. خداوند همه شما مسلمین را با عمل به قرآن و سنت پیغمبر(ص) موفق گرداند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.خداحافظ شما باشد. حسن مصطفوی



خاطرات
مادر شهید:
حسن در گوشه ای از خانه نشسته بود و ناراحت به نظر می رسید. به نزد او رفتم و کنارش نشستم. بعد از دقایقی سکوت پرسیدم، حسن چرا ناراحتی؟ گفت: جوانان مملکت برای اسلام و دفاع از ناموس خود به جبهه می روند و شهید می شوند. ما باید با خون خود از اسلام دفاع کنیم و زنها با حمایتشان، شما هم بهتر است از همین حالا خواهرم را تشویق کنید تا روسری سر کند. گفتم: اما او فقط پنج سال دارد. حسن با تعصب گفت: او باید از همین حالا عادت کند حجابش را رعایت کند.

آخرین بار که به جبهه رفت تابستان بود، می خواستم به سرکشی فامیل به ملایر بروم گفتم: حسن شما هم بیا گفت: نمی آیم. در نبود ما به مشهد مقدس رفته بود و به خانه آمد. قبل از رفتن به جبهه عکسش را بزرگ کرده بود و به دوستانش گفته بود که این دفعه بر نمی گردم. عملیات والفجر4 بود که به جبهه رفت و به شهادت رسید و انگار او به همه چیز آگاه بود.

ابوالقاسم نصرالهی:
سالهای مبارزه خاطرات بسیاری در خود داشت که در این زمان کم امکان آن آن نیست اما آنچه به سرعت می توان گفت .
در ابتدای کار گروه به دنبال جذب نیروهای شایسته ای بود تا مبارزه با رژیم ستمهشاهی را جدی تر دنبال کند. در بین کسبه شهید گرانقدر حاج حسن مصطفوی از کسانی بود که قبل از آن رساله توضیح المسائل حضرت امام خمینی(ره) را که در آن زمان از طرف رژیم حتی داشتن آن هم ممنوع بود را پخش می کرد. در آن شرایط بسیار سخت و دشوار که فعالیت ساواک برای شناسایی مبارزین هر روز گسترده تر می شد و اگر در آن موقع مشخص می شد که کسی با گروههای مبارزین ارتباط دارد زندان، شکنجه و تبعید و حتی اعدام می شد، ایشان دومین نفری بود که با روی خوش از دعوت ما برای پیوستن به گروه مبارزاتی استقبال کردند و اعلام کردند که حاضرند حتی خانه و دارایی خود را برای مبارزه با رژیم ستمشاهی در اختیار ما قرار دهند و این نقطه آغازی بود برای مبارزه گسترده علیه رژیم در کرمان. فعالیت این شهید بزرگوار به حدی رسید که مورد تعقیب ساواک قرار گرفت و در سال 53 رژیم ایشان را بازداشت و طی حکمی او را به اعدام محکوم کرد و بعد از مدتی تحت فشارهای موجود به حبس ابد و با تخفیف مجازات به 15 سال زندان محکوم شد. ایشان پس از تحمل سالها شکنجه و سختی در زندان با اوج گیری مبارزات مردم به همراه سایر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین