نکات برجسته ي ديگر درباره حمله نظامي امريکا
مقدمه
انگيزه ها و زمينه هاي تجاوز امريکا
شرح ماجرا
صدور دستور بمباران بالگردهاي به جا مانده توسط بني صدر
نکات برجسته ي ديگر درباره حمله نظامي امريکا
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلَمْ تَرَ کيفَ فَعلَ رَبّک بِاَصحابِ الْفيل، اَلم يجعلْ کيدهُمْ في تَضليلٍ و أرْسَلَ عَليهمْ طيراً اَبابيلَ، تَرميهمْ بِحجاره مِنْ سِجيلٍ فَجعلهُمْ کعصْفٍ مَأْکولٍ. (1)
آيا نديدي که پروردگارت با صاحبان فيل چه کرد؟ آيا کيد و تدبيري که براي خرابي کعبه انديشيدند خراب نکرد؟ و بر هلاک آنها مرغان ابابيل را فرستاد تا آن سپاه را به سنگ هاي سجيل (دوزخي) سنگ باران کردند و تن شان را چون برگ هاي خرد شده گردانيد.
مقدمه
به راستي که انقلاب اسلامي گستره شگرفي از تاريخ است که در بستر آن سنّت هاي الهي با اعجازي خاص تجلي مي يابند و قانون هاي تاريخي در آن عرصه، نمود و نمايش مي يابند؛ تا همگان به چشم دل دريابند که:
"هرگز براي سنت خداوندي تبديل و تغييري نيست."
عبرت گرفتن از تاريخ که در قرآن به آن توصيه و تأکيد شده است، يک ضرورت است؛ اما اين امر در ذهن تحليل گران غرب که قدرت را، محور حرکات سياسي خويش قرار داده اند و در محاسبات خويش توازن اسباب مادي را در پديده هاي هستي اصل مي دانند، نمي گنجد. تاريخ عرصه پيروزي حق بر باطل است. به مصداق آيه "وَ مَکرُوا مکراً و مَکرْنا مکراوهُمْ لا يشْعرونَ" (2) تمامي کيدهاو فريب ها به سوي خود آنان بر مي گردد. چرا که همه جريانات به طرفي واحد که جهت حق است حرکت مي کند، عدم درک حقانيت حق مثل سرنوشت ياران فيل است که به سنگ هاي سجيل گرفتار آمدند و چونان برگ هاي خرد شده بر زمين افتادند.
قرآن هدف از بيان سرگذشت پيشينيان را اين مي داند که نتايج آنها مورد تفکرو جمع بندي قرار گيرد (فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعلَّهُمْ يتفکرونَ)(3). لذا واقعه طبس مي تواند عظمت الهي و امدادهاي غيبي را براي مردم آشکار کند. ماجراي طبس يکي از رسواترين و افتضاح ترين توطئه هاي شکست امپرياليسم امريکا عليه انقلاب اسلامي ايران است. بدون شک ماجرايي که در طبس به وقوع پيوست و با شکست مزدوران امريکايي مواجه شد، يکي از معجزات بزرگ قرن به حساب مي آيد؛ زيرا شيطان بزرگ امريکا با تمامي توان و با سود بردن از دقيق ترين و پيچيده ترين امکانات نظامي و با تدارک همه جانبه و هماهنگي کليه عوامل داخلي و خارجي به بهانه ي آزادي جاسوسان خود در ايران، و در حقيقت نابود ساختن نظام جمهوري اسلامي ايران، تهاجم خود را آغاز کرد.
سران کاخ سفيد و مقامات پنتاگون، از موفقيت اين عمليات کمال اطمينان را داشتند، و بزعم باطل خود، هيچ عامل و نيرويي را در شکست عمليات خود دخيل نمي دانستند؛ اما از آن جايي که خداوند همواره حافظ اين ملت و انقلاب بوده است، در طبس نيز امدادهاي غيبي او عينيت يافت تا بار ديگر ثابت شود که اراده الهي بر هر چيزي تعلق بگيرد، شدني است.
انگيزه ها و زمينه هاي تجاوز امريکا:
1 - پس از انقلاب دوم (فتح لانه جاسوسي) و شکست توطئه هاي مزورانه امريکا در نفوذ به صف استوار انقلاب اسلامي و نهايتاً مسخ آن از درون و افشاء دست هاي خيانت بار همکار با شيطان بزرگ و به اسارت گرفتن آنها، تهديدات نظامي و تحريم اقتصادي از ابتدايي ترين اقدامات جهت غلبه بر اين پيروزي بزرگ و شکست دادن اين نصر الهي بود. تمام هم کيشان شيطان بزرگ در اين توطئه ها با امريکا همدلي و همکاري داشتند.
تبليغات به منظور اجراي اين دو توطئه، نخست بر روي مداخله نظامي تمرکز يافت و چون نتيجه اي گرفته نشد، به تشديد تبليغات بر سر مسأله تحريم اقتصادي و بسط آن توسط ساير کشورهاي هم پيمان پرداخت و اين، به دو علت بود:
اول آن که آخرين حيلت دشمن بود، دوم انحراف اذهان و افکار عمومي از احتمال حمله نظامي. تا اين که زمينه ذهني مردم از مسأله منحرف و دشمن خارجي فراموش شود و توجهات به مشکلات داخلي و مسائل اقتصادي معطوف شود.
2 - از اهم زمينه هايي که موجبات اين تهاجم را فراهم ساخت، مي توان شکست کوشش هاي ديپلماتيک و طرح هاي امريکا جهت آزادسازي جاسوسان خود را نام برد (مأموريت افرادي چون رمزي کلارک، هانس، حبيب شطي، بني صدر و قطب زاده.)
3 - در خلال تلاش هاي دشمن، عوامل و ايادي امريکا، يعني گروهک هاي چپ و راست و منافق، اين بار نيز به خاطر حفظ سنگر دانشگاه و مخالفت با تعطيل شدن آن و تقابل با انقلاب فرهنگي، با راه انداختن هياهوي بسيار به جنگ و جدال، خونريزي و سنگربندي مشغول شدند و آن چنان ماهرانه جو را آماده ساختند که گويي اين بخش نيز جزيي از طرح کلي تجاوز نظامي بوده است.
4 - آتش افروزي هاي رژيم بعث عراق در مرزهاي خود با ايران و غائله کردستان، شگفتي ماجراي تجاوز وقتي روشن مي شود که بدانيم نيروهاي امريکايي در رابطه با چنين مأموريتي متجاوز از 5 ماه در صحراهاي آريزونا (جايي که تقريباً شرايط کوير ايران را داراست) تعليمات پيچيده و فشرده اي را آموزش ديده و تمرينات سختي را نيز کماندوهاي مأمور طي کرده و با استفاده پيچيده ترين فنون نظامي و برخورداري از تسليحات نظامي مدرن و بودجه نامحدود براي اين عمليات آماده شده بودند.
سازمان هواشناسي امريکا وضع جوي ايران بخصوص منطقه فرود در صحراي طبس، را کاملاً مورد پيش بيني علمي قرار داده بود و به علت اين که هواي آن شب مهتابي بود، ورود هر نوع هواي غير مطلوب و وقوع طوفان بعيد به نظر مي رسيد.
شرح ماجرا
تسخير لانه جاسوسي امريکا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و به اسارت گرفتن 53 نفر امريکايي در 13 آبان که به تعبير حضرت امام خميني(ره) انقلاب دوم ناميده شد، يکي از بزرگ ترين اقداماتي بود که پس از پيروزي انقلاب عليه امريکا انجام پذيرفت.
مهم ترين نتيجه اين اقدامِ انقلابي و شجاعانه اين بود که تمام محرومان و مستضعفان سراسر جهان که جرأت نفس کشيدن نداشتند و خيال نمي کردند که مي شود با امريکا درافتاد، جرأت پيدا کردند عليه منافع استکباري و ضد انساني شيطان بزرگ بپا خيزند. گوياترين تعبير در اين باره فرمايش حضرت امام (ره) است که فرمودند:
"عمده اين است که اين خوف هايي که اين ها ايجاد کردند در دل ملت ها، اين شکسته شود... ارزش اين عمل اين است که شکسته شد آن بت بزرگي که براي ملت ها تراشيده بودند."
از آن جايي که اين عمل شجاعانه و بزرگ حيثيت ابرقدرتي امريکا را زير سؤال برد، و ابهت اين بت بزرگ شکسته شد، سردمداران کاخ سفيد بلافاصله پس از اطلاع از تسخير لانه جاسوسي، به موازات کوشش هاي ديپلماتيک، مسأله طرح تجاوز نظامي را در دستور کار خود قرار دادند. برژينسکي که در آن زمان مشاور امنيت ملي جيمي کارتر رييس جمهور وقت امريکا بود، در اين باره گفته است:
"اگر چه از ابتداي گروگان گيري افرادمان، تا اتخاذ تصميم نهايي براي نجات آنها، حدود پنج ماه به طول انجاميد، اما برنامه ريزي جهت انجام يک عمليات نجات، به زودي پس از ماجرا آغاز شد. درست 2 روز بعد از واقعه، مرحله اول عمليات با تلفني که من به هارولد براون وزير دفاع کردم، شروع گرديد. من از او خواستم که به رييس ستاد مشترک ارتش دستور دهد تا يک برنامه جهت عمليات نجات طرح ريزي کند."
در راستاي پياده شدن دستور ياد شده، يک ماه پس از فتح لانه جاسوسي، نود نفر از کماندوهاي امريکايي به ايالت آريزوناي امريکا اعزام شدند تا آخرين مرحله تمرين و آموزش خود را تحت شرايط موقعيت مشابه ايران بگذرانند. از سوي ديگر گروه هاي ويژه سري که براي پشتيباني و تدارک وسايل تکميلي طرح، در نظر گرفته شده بودند، مخفيانه وارد ايران شدند و با گروهک هاي ضد انقلاب تماس گرفتند.
نظاميان آموزش ديده امريکايي، در اواخر آذرماه 1358 عازم کشور مصر شدند و در پايگاهي در نزديکي قاهره استقرار يافتند.
انگيزه ها و زمينه هاي تجاوز امريکا
شرح ماجرا
صدور دستور بمباران بالگردهاي به جا مانده توسط بني صدر
نکات برجسته ي ديگر درباره حمله نظامي امريکا
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اَلَمْ تَرَ کيفَ فَعلَ رَبّک بِاَصحابِ الْفيل، اَلم يجعلْ کيدهُمْ في تَضليلٍ و أرْسَلَ عَليهمْ طيراً اَبابيلَ، تَرميهمْ بِحجاره مِنْ سِجيلٍ فَجعلهُمْ کعصْفٍ مَأْکولٍ. (1)
آيا نديدي که پروردگارت با صاحبان فيل چه کرد؟ آيا کيد و تدبيري که براي خرابي کعبه انديشيدند خراب نکرد؟ و بر هلاک آنها مرغان ابابيل را فرستاد تا آن سپاه را به سنگ هاي سجيل (دوزخي) سنگ باران کردند و تن شان را چون برگ هاي خرد شده گردانيد.
مقدمه
به راستي که انقلاب اسلامي گستره شگرفي از تاريخ است که در بستر آن سنّت هاي الهي با اعجازي خاص تجلي مي يابند و قانون هاي تاريخي در آن عرصه، نمود و نمايش مي يابند؛ تا همگان به چشم دل دريابند که:
"هرگز براي سنت خداوندي تبديل و تغييري نيست."
عبرت گرفتن از تاريخ که در قرآن به آن توصيه و تأکيد شده است، يک ضرورت است؛ اما اين امر در ذهن تحليل گران غرب که قدرت را، محور حرکات سياسي خويش قرار داده اند و در محاسبات خويش توازن اسباب مادي را در پديده هاي هستي اصل مي دانند، نمي گنجد. تاريخ عرصه پيروزي حق بر باطل است. به مصداق آيه "وَ مَکرُوا مکراً و مَکرْنا مکراوهُمْ لا يشْعرونَ" (2) تمامي کيدهاو فريب ها به سوي خود آنان بر مي گردد. چرا که همه جريانات به طرفي واحد که جهت حق است حرکت مي کند، عدم درک حقانيت حق مثل سرنوشت ياران فيل است که به سنگ هاي سجيل گرفتار آمدند و چونان برگ هاي خرد شده بر زمين افتادند.
قرآن هدف از بيان سرگذشت پيشينيان را اين مي داند که نتايج آنها مورد تفکرو جمع بندي قرار گيرد (فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعلَّهُمْ يتفکرونَ)(3). لذا واقعه طبس مي تواند عظمت الهي و امدادهاي غيبي را براي مردم آشکار کند. ماجراي طبس يکي از رسواترين و افتضاح ترين توطئه هاي شکست امپرياليسم امريکا عليه انقلاب اسلامي ايران است. بدون شک ماجرايي که در طبس به وقوع پيوست و با شکست مزدوران امريکايي مواجه شد، يکي از معجزات بزرگ قرن به حساب مي آيد؛ زيرا شيطان بزرگ امريکا با تمامي توان و با سود بردن از دقيق ترين و پيچيده ترين امکانات نظامي و با تدارک همه جانبه و هماهنگي کليه عوامل داخلي و خارجي به بهانه ي آزادي جاسوسان خود در ايران، و در حقيقت نابود ساختن نظام جمهوري اسلامي ايران، تهاجم خود را آغاز کرد.
سران کاخ سفيد و مقامات پنتاگون، از موفقيت اين عمليات کمال اطمينان را داشتند، و بزعم باطل خود، هيچ عامل و نيرويي را در شکست عمليات خود دخيل نمي دانستند؛ اما از آن جايي که خداوند همواره حافظ اين ملت و انقلاب بوده است، در طبس نيز امدادهاي غيبي او عينيت يافت تا بار ديگر ثابت شود که اراده الهي بر هر چيزي تعلق بگيرد، شدني است.
انگيزه ها و زمينه هاي تجاوز امريکا:
1 - پس از انقلاب دوم (فتح لانه جاسوسي) و شکست توطئه هاي مزورانه امريکا در نفوذ به صف استوار انقلاب اسلامي و نهايتاً مسخ آن از درون و افشاء دست هاي خيانت بار همکار با شيطان بزرگ و به اسارت گرفتن آنها، تهديدات نظامي و تحريم اقتصادي از ابتدايي ترين اقدامات جهت غلبه بر اين پيروزي بزرگ و شکست دادن اين نصر الهي بود. تمام هم کيشان شيطان بزرگ در اين توطئه ها با امريکا همدلي و همکاري داشتند.
تبليغات به منظور اجراي اين دو توطئه، نخست بر روي مداخله نظامي تمرکز يافت و چون نتيجه اي گرفته نشد، به تشديد تبليغات بر سر مسأله تحريم اقتصادي و بسط آن توسط ساير کشورهاي هم پيمان پرداخت و اين، به دو علت بود:
اول آن که آخرين حيلت دشمن بود، دوم انحراف اذهان و افکار عمومي از احتمال حمله نظامي. تا اين که زمينه ذهني مردم از مسأله منحرف و دشمن خارجي فراموش شود و توجهات به مشکلات داخلي و مسائل اقتصادي معطوف شود.
2 - از اهم زمينه هايي که موجبات اين تهاجم را فراهم ساخت، مي توان شکست کوشش هاي ديپلماتيک و طرح هاي امريکا جهت آزادسازي جاسوسان خود را نام برد (مأموريت افرادي چون رمزي کلارک، هانس، حبيب شطي، بني صدر و قطب زاده.)
3 - در خلال تلاش هاي دشمن، عوامل و ايادي امريکا، يعني گروهک هاي چپ و راست و منافق، اين بار نيز به خاطر حفظ سنگر دانشگاه و مخالفت با تعطيل شدن آن و تقابل با انقلاب فرهنگي، با راه انداختن هياهوي بسيار به جنگ و جدال، خونريزي و سنگربندي مشغول شدند و آن چنان ماهرانه جو را آماده ساختند که گويي اين بخش نيز جزيي از طرح کلي تجاوز نظامي بوده است.
4 - آتش افروزي هاي رژيم بعث عراق در مرزهاي خود با ايران و غائله کردستان، شگفتي ماجراي تجاوز وقتي روشن مي شود که بدانيم نيروهاي امريکايي در رابطه با چنين مأموريتي متجاوز از 5 ماه در صحراهاي آريزونا (جايي که تقريباً شرايط کوير ايران را داراست) تعليمات پيچيده و فشرده اي را آموزش ديده و تمرينات سختي را نيز کماندوهاي مأمور طي کرده و با استفاده پيچيده ترين فنون نظامي و برخورداري از تسليحات نظامي مدرن و بودجه نامحدود براي اين عمليات آماده شده بودند.
سازمان هواشناسي امريکا وضع جوي ايران بخصوص منطقه فرود در صحراي طبس، را کاملاً مورد پيش بيني علمي قرار داده بود و به علت اين که هواي آن شب مهتابي بود، ورود هر نوع هواي غير مطلوب و وقوع طوفان بعيد به نظر مي رسيد.
شرح ماجرا
تسخير لانه جاسوسي امريکا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و به اسارت گرفتن 53 نفر امريکايي در 13 آبان که به تعبير حضرت امام خميني(ره) انقلاب دوم ناميده شد، يکي از بزرگ ترين اقداماتي بود که پس از پيروزي انقلاب عليه امريکا انجام پذيرفت.
مهم ترين نتيجه اين اقدامِ انقلابي و شجاعانه اين بود که تمام محرومان و مستضعفان سراسر جهان که جرأت نفس کشيدن نداشتند و خيال نمي کردند که مي شود با امريکا درافتاد، جرأت پيدا کردند عليه منافع استکباري و ضد انساني شيطان بزرگ بپا خيزند. گوياترين تعبير در اين باره فرمايش حضرت امام (ره) است که فرمودند:
"عمده اين است که اين خوف هايي که اين ها ايجاد کردند در دل ملت ها، اين شکسته شود... ارزش اين عمل اين است که شکسته شد آن بت بزرگي که براي ملت ها تراشيده بودند."
از آن جايي که اين عمل شجاعانه و بزرگ حيثيت ابرقدرتي امريکا را زير سؤال برد، و ابهت اين بت بزرگ شکسته شد، سردمداران کاخ سفيد بلافاصله پس از اطلاع از تسخير لانه جاسوسي، به موازات کوشش هاي ديپلماتيک، مسأله طرح تجاوز نظامي را در دستور کار خود قرار دادند. برژينسکي که در آن زمان مشاور امنيت ملي جيمي کارتر رييس جمهور وقت امريکا بود، در اين باره گفته است:
"اگر چه از ابتداي گروگان گيري افرادمان، تا اتخاذ تصميم نهايي براي نجات آنها، حدود پنج ماه به طول انجاميد، اما برنامه ريزي جهت انجام يک عمليات نجات، به زودي پس از ماجرا آغاز شد. درست 2 روز بعد از واقعه، مرحله اول عمليات با تلفني که من به هارولد براون وزير دفاع کردم، شروع گرديد. من از او خواستم که به رييس ستاد مشترک ارتش دستور دهد تا يک برنامه جهت عمليات نجات طرح ريزي کند."
در راستاي پياده شدن دستور ياد شده، يک ماه پس از فتح لانه جاسوسي، نود نفر از کماندوهاي امريکايي به ايالت آريزوناي امريکا اعزام شدند تا آخرين مرحله تمرين و آموزش خود را تحت شرايط موقعيت مشابه ايران بگذرانند. از سوي ديگر گروه هاي ويژه سري که براي پشتيباني و تدارک وسايل تکميلي طرح، در نظر گرفته شده بودند، مخفيانه وارد ايران شدند و با گروهک هاي ضد انقلاب تماس گرفتند.
نظاميان آموزش ديده امريکايي، در اواخر آذرماه 1358 عازم کشور مصر شدند و در پايگاهي در نزديکي قاهره استقرار يافتند.
.jpg)
برژيسنکي مي گويد:
"روز اول آوريل (22 فروردين) جيمي کارتر از من خواستارتشکيل جلسه اضطراري شوراي امنيت ملي شد و گفت که به نظر وي زمان اقدام فرا رسيده است."
کارتر جلسه ياد شده را با اين سخنان آغاز کرد:
"به نظرم امکان خلاصي گروگان ها بسيار بعيد به نظر مي رسد و ما بايستي حاکميت خود را اعمال کنيم و حالا وقت آن است که عمل مناسب انجام پذيرد و جدول زماني آن هم تهيه شود."
و ادامه داد:
"ما بايد براي آزادي گروگان ها وارد عمل شويم و عمليات در اولين فرصت ممکن بايد آغاز شود."
رييس ستاد مشترک ارتش ژنرال جونز، تاريخ 4 ارديبهشت را مناسب ترين زمان شروع عمليات اعلام کرد.
بدين ترتيب غروب روز پنج شنبه 4 ارديبهشت 1359 تعداد شش فروند هواپيماي 130-C امريکايي، نود نفر کماندوي اين عمليات را که امريکايي ها نام آن را «نور سبز» يا «دلتا» انتخاب کرده بودند، از قاهره به ناو هواپيمابر نيميتز NIMITZ در درياي عمان و نزديک آب هاي ايران منتقل کردند.
نيمه شب پنجشنبه 4 ارديبهشت هواپيماهاي مذکور و هشت فروند بالگرد نفربر از عرشه ناو هواپيما بر NIMITZبرخاستند و با پرواز در ارتفاع کم، راهي ايران شدند.
طبق نقشه، هواپيماها و بالگردها بايد در فرودگاه شماره 1 واقع در صحراي طبس فرود آيند، سپس بالگردها، کماندوها را به اطراف تهران منتقل کنند تا از آن جا با کاميون ها و خودروهايي که از قبل توسط عمال داخلي و نفوذي امريکا آماده شده بود، به اطراف جاسوسخانه (ساختمان سفارت سابق امريکا) انتقال يابند.
پس از ورود به حريم ايران اسلامي، يکي از بالگردها در 120 کيلومتري شهر راور کرمان دچار نقص فني شد و ناگزير فرود آمد. سرنشينان اين بالگرد به بالگرد ديگري منتقل شدند که پس از طي مسافتي دستگاه هيدروليک اين بالگرد نيز از کار افتاد، اما توانست خود را به ناو هواپيمابر نيميتز برساند.
در هر صورت، شش فروند هواپيماي 130C و شش فروند بالگرد در محل مورد نظر واقع در صحراي طبس در تاريکي شب فرود آمدند. يکي ديگر از بالگردها درحال سوخت گيري براي اجراي مرحله بعدي عمليات، دچار نقص فني شد. با از کار افتادن اين بالگرد، تمام برنامه هاي امريکايي ها به هم خورد. زيرا با محاسباتي که انجام داده بودند، براي انجام مرحله بعدي عمليات حداقل به شش فروند بالگرد نياز داشتند. موقعيت به ناو نيميتز و از آن جا به کاخ سفيد گزارش شد و از رييس جمهور کسب تکليف شد. کارتر دستور توقف عمليات و عقب نشيني را صادر کرد؛ اما سپاه شيطان در چنگال عذاب الهي گرفتار شد. آن هنگام که امريکايي ها قصد بازگشت کردند، توفاني از شن برخاست، هواپيماها و بالگردهاي امريکايي، درحال برخاستن از زمين دچار مشکل شدند. يک هواپيما و يک فروند بالگرد با هم برخورد کردند و هر دو آتش گرفتند. در اثر حادثه، هشت تن از امريکايي ها در آتش عذاب الهي سوختند و بقيه پرنده هاي جنگي نيز از خاک ايران اسلامي فرار کردند.
"روز اول آوريل (22 فروردين) جيمي کارتر از من خواستارتشکيل جلسه اضطراري شوراي امنيت ملي شد و گفت که به نظر وي زمان اقدام فرا رسيده است."
کارتر جلسه ياد شده را با اين سخنان آغاز کرد:
"به نظرم امکان خلاصي گروگان ها بسيار بعيد به نظر مي رسد و ما بايستي حاکميت خود را اعمال کنيم و حالا وقت آن است که عمل مناسب انجام پذيرد و جدول زماني آن هم تهيه شود."
و ادامه داد:
"ما بايد براي آزادي گروگان ها وارد عمل شويم و عمليات در اولين فرصت ممکن بايد آغاز شود."
رييس ستاد مشترک ارتش ژنرال جونز، تاريخ 4 ارديبهشت را مناسب ترين زمان شروع عمليات اعلام کرد.
بدين ترتيب غروب روز پنج شنبه 4 ارديبهشت 1359 تعداد شش فروند هواپيماي 130-C امريکايي، نود نفر کماندوي اين عمليات را که امريکايي ها نام آن را «نور سبز» يا «دلتا» انتخاب کرده بودند، از قاهره به ناو هواپيمابر نيميتز NIMITZ در درياي عمان و نزديک آب هاي ايران منتقل کردند.
نيمه شب پنجشنبه 4 ارديبهشت هواپيماهاي مذکور و هشت فروند بالگرد نفربر از عرشه ناو هواپيما بر NIMITZبرخاستند و با پرواز در ارتفاع کم، راهي ايران شدند.
طبق نقشه، هواپيماها و بالگردها بايد در فرودگاه شماره 1 واقع در صحراي طبس فرود آيند، سپس بالگردها، کماندوها را به اطراف تهران منتقل کنند تا از آن جا با کاميون ها و خودروهايي که از قبل توسط عمال داخلي و نفوذي امريکا آماده شده بود، به اطراف جاسوسخانه (ساختمان سفارت سابق امريکا) انتقال يابند.
پس از ورود به حريم ايران اسلامي، يکي از بالگردها در 120 کيلومتري شهر راور کرمان دچار نقص فني شد و ناگزير فرود آمد. سرنشينان اين بالگرد به بالگرد ديگري منتقل شدند که پس از طي مسافتي دستگاه هيدروليک اين بالگرد نيز از کار افتاد، اما توانست خود را به ناو هواپيمابر نيميتز برساند.
در هر صورت، شش فروند هواپيماي 130C و شش فروند بالگرد در محل مورد نظر واقع در صحراي طبس در تاريکي شب فرود آمدند. يکي ديگر از بالگردها درحال سوخت گيري براي اجراي مرحله بعدي عمليات، دچار نقص فني شد. با از کار افتادن اين بالگرد، تمام برنامه هاي امريکايي ها به هم خورد. زيرا با محاسباتي که انجام داده بودند، براي انجام مرحله بعدي عمليات حداقل به شش فروند بالگرد نياز داشتند. موقعيت به ناو نيميتز و از آن جا به کاخ سفيد گزارش شد و از رييس جمهور کسب تکليف شد. کارتر دستور توقف عمليات و عقب نشيني را صادر کرد؛ اما سپاه شيطان در چنگال عذاب الهي گرفتار شد. آن هنگام که امريکايي ها قصد بازگشت کردند، توفاني از شن برخاست، هواپيماها و بالگردهاي امريکايي، درحال برخاستن از زمين دچار مشکل شدند. يک هواپيما و يک فروند بالگرد با هم برخورد کردند و هر دو آتش گرفتند. در اثر حادثه، هشت تن از امريکايي ها در آتش عذاب الهي سوختند و بقيه پرنده هاي جنگي نيز از خاک ايران اسلامي فرار کردند.
.jpg)
برژينسکي، حالت کارتر را پس از صدور دستور توقف عمليات و عقب نشيني و آتش گرفتن هواپيما و بالگرد امريکايي چنين توصيف کرده است:
"وي سرش را ميان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانيه روي ميز گذاشت. من فوق العاده دلم براي وي سوخت! همين طور براي کشورم! ساعت 5:15 (پنج و پانزده دقيقه) بود که کارتر خبر ديگري مبني بر برخورد يک بالگرد با يک هواپيماي 130-C و آتش گرفتن آنها از ژنرال جونز دريافت کرد. اين برخورد همراه با تلفات جاني بوده است. کارتر با شنيدن اين خبر به مانند مار زخمي به خود پيچيد و آثار درد و نگراني بر تمامي صورت او آشکار شد."
صدور دستور بمباران بالگردهاي به جا مانده توسط بني صدر
پس از فرار امريکايي ها و صدور اعلاميه توسط کاخ سفيد مبني بر شکست عمليات و اين که اسنادي سري و مهمي در درون بالگردها به جاي مانده است، به دستور مستقيم بني صدر که در آن زمان سمت فرماندهي کل قوا را داشت، بالگردهاي به جا مانده بمباران شدند و اسناد سري و مهم باقي مانده در آتش سوختند و محمد منتظرقائم فرمانده سپاه پاسداران يزد که از بالگردها حفاظت مي کرد، به شهادت رسيد.
بهانه بني صدر براي انهدام بالگردها اين بود که امريکايي هاي جامانده، فرصت مجدد استفاده از آنها را به دست نياورند! درحالي که حتي اگر چنين احتمالي مي رفت، باز کردن وسايل و قطعات حساس پروازي کافي بود که آنها را از پرواز باز دارد.
از بين بردن اسناد و مدارک مربوط به ادامه طرح و برنامه هاي امريکايي ها پس از انجام مرحله اول عمليات و همچنين اسامي عوامل مزدور داخلي و جاسوساني که مي بايست طي اين عمليات با امريکايي ها همکاري کنند، خود امري مهم و قابل بررسي است.
"وي سرش را ميان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانيه روي ميز گذاشت. من فوق العاده دلم براي وي سوخت! همين طور براي کشورم! ساعت 5:15 (پنج و پانزده دقيقه) بود که کارتر خبر ديگري مبني بر برخورد يک بالگرد با يک هواپيماي 130-C و آتش گرفتن آنها از ژنرال جونز دريافت کرد. اين برخورد همراه با تلفات جاني بوده است. کارتر با شنيدن اين خبر به مانند مار زخمي به خود پيچيد و آثار درد و نگراني بر تمامي صورت او آشکار شد."
صدور دستور بمباران بالگردهاي به جا مانده توسط بني صدر
پس از فرار امريکايي ها و صدور اعلاميه توسط کاخ سفيد مبني بر شکست عمليات و اين که اسنادي سري و مهمي در درون بالگردها به جاي مانده است، به دستور مستقيم بني صدر که در آن زمان سمت فرماندهي کل قوا را داشت، بالگردهاي به جا مانده بمباران شدند و اسناد سري و مهم باقي مانده در آتش سوختند و محمد منتظرقائم فرمانده سپاه پاسداران يزد که از بالگردها حفاظت مي کرد، به شهادت رسيد.
بهانه بني صدر براي انهدام بالگردها اين بود که امريکايي هاي جامانده، فرصت مجدد استفاده از آنها را به دست نياورند! درحالي که حتي اگر چنين احتمالي مي رفت، باز کردن وسايل و قطعات حساس پروازي کافي بود که آنها را از پرواز باز دارد.
از بين بردن اسناد و مدارک مربوط به ادامه طرح و برنامه هاي امريکايي ها پس از انجام مرحله اول عمليات و همچنين اسامي عوامل مزدور داخلي و جاسوساني که مي بايست طي اين عمليات با امريکايي ها همکاري کنند، خود امري مهم و قابل بررسي است.
.jpg)
نکات برجسته ي ديگر درباره حمله نظامي امريکا
نکات مهم ديگري که از مطالعه اسناد و مدارک به دست آمده و گزارش ها و مقالات نوشته شده حاصل شده است، به شرح زير مي باشد:
1 - امريکا در واقعه طبس از آخرين امکانات نظامي و فنون جنگي استفاده، و از طرف کنگره امريکا بودجه هنگفتي براي اجراي اين عمليات در نظر گرفته شده بود.
2 - بالگردهايي که براي آزادي جاسوسان امريکايي در نظر گرفته شده بودند، از بهترين نوع بالگردها و از آخرين مدل آنها بود. بنابراين، مسأله از کار افتادن آنها در جريان عمليات کاملاً غير مترقبه بوده است.
3 - شبي که عمليات در آن به وقوع پيوست، هوا مهتابي بود و معمولاً در اين شب ها از توفان و بادهاي تند خبري نيست و افزون بر اين، بر اساس پيش بيني هاي علمي اداره هواشناسي امريکا، در شب عمليات، هواي کوير توفاني نبوده است!
4 - بر اساس ارزيابي کارشناسان، احتمال پيروزي عمليات از نود درصد به بالا پيش بيني شده بود.
5 - تهيه کننده وسايل نقليه اي که مي بايست امريکايي ها را از اطراف تهران به لانه جاسوسي جابه جا کند، يک مزدور به نام "علي اسلامي" وابسته به حزب منحله خلق مسلمان بوده است.
6 - کشورهاي مصر، عربستان سعودي، ترکيه، عمان و پاکستان در طي اين عمليات امکانات خود را در اختيار امريکا قرار داده بودند.
7 - با توجه به حساسيت دولت اتحاد جماهير شوروي (سابق) در باره تحرکات امريکايي ها در منطقه و زير نظر داشتن دائم آنها، بدون شک اين عمليات با توافق وهماهنگي آنها انجام شده بود.
8 - جهت فرود اضطراري بالگردها وهواپيماهاي 130-C ، چهارده منطقه در تهران و حوالي آن، در نظر گرفته شده بود.
9 - در شب حادثه طبس، چراغ هاي ورزشگاه امجديه روشن بوده است.
10 - علي اسلامي تهيه کننده اصلي کاميون ها جهت حمل امريکايي ها به تهران، قبل از اشغال لانه جاسوسي در رابطه با به راه اندازي تظاهرات عليه امام(ره) و انقلاب اسلامي، با سفارت امريکا همکاري نزديکي داشته است.
11 - مزدوران رژيم صهيونيستي در اين جريان نقش بسيار فعالي داشته اند. به طوري که از تجربيات طراحان نقشه حمله به فرودگاه انتبه در اوگاندا از جمله شيمون پرز، استفاده فراواني شده بود.
نکات مهم ديگري که از مطالعه اسناد و مدارک به دست آمده و گزارش ها و مقالات نوشته شده حاصل شده است، به شرح زير مي باشد:
1 - امريکا در واقعه طبس از آخرين امکانات نظامي و فنون جنگي استفاده، و از طرف کنگره امريکا بودجه هنگفتي براي اجراي اين عمليات در نظر گرفته شده بود.
2 - بالگردهايي که براي آزادي جاسوسان امريکايي در نظر گرفته شده بودند، از بهترين نوع بالگردها و از آخرين مدل آنها بود. بنابراين، مسأله از کار افتادن آنها در جريان عمليات کاملاً غير مترقبه بوده است.
3 - شبي که عمليات در آن به وقوع پيوست، هوا مهتابي بود و معمولاً در اين شب ها از توفان و بادهاي تند خبري نيست و افزون بر اين، بر اساس پيش بيني هاي علمي اداره هواشناسي امريکا، در شب عمليات، هواي کوير توفاني نبوده است!
4 - بر اساس ارزيابي کارشناسان، احتمال پيروزي عمليات از نود درصد به بالا پيش بيني شده بود.
5 - تهيه کننده وسايل نقليه اي که مي بايست امريکايي ها را از اطراف تهران به لانه جاسوسي جابه جا کند، يک مزدور به نام "علي اسلامي" وابسته به حزب منحله خلق مسلمان بوده است.
6 - کشورهاي مصر، عربستان سعودي، ترکيه، عمان و پاکستان در طي اين عمليات امکانات خود را در اختيار امريکا قرار داده بودند.
7 - با توجه به حساسيت دولت اتحاد جماهير شوروي (سابق) در باره تحرکات امريکايي ها در منطقه و زير نظر داشتن دائم آنها، بدون شک اين عمليات با توافق وهماهنگي آنها انجام شده بود.
8 - جهت فرود اضطراري بالگردها وهواپيماهاي 130-C ، چهارده منطقه در تهران و حوالي آن، در نظر گرفته شده بود.
9 - در شب حادثه طبس، چراغ هاي ورزشگاه امجديه روشن بوده است.
10 - علي اسلامي تهيه کننده اصلي کاميون ها جهت حمل امريکايي ها به تهران، قبل از اشغال لانه جاسوسي در رابطه با به راه اندازي تظاهرات عليه امام(ره) و انقلاب اسلامي، با سفارت امريکا همکاري نزديکي داشته است.
11 - مزدوران رژيم صهيونيستي در اين جريان نقش بسيار فعالي داشته اند. به طوري که از تجربيات طراحان نقشه حمله به فرودگاه انتبه در اوگاندا از جمله شيمون پرز، استفاده فراواني شده بود.
.jpg)
به هر حال آن چه در طبس واقع شد، بدون شک مصداقي ديگر از سوره مبارکه فيل بود و پنجم ارديبهشت 1359 عام الفيل ديگر و کارتر مظهر استکبار جهاني ابرهه اي ديگر بود و عنايت، لطف و مرحمت خداوندي مثل همه زمان هاي تاريخ بر مؤمنان رخ نمود.
آن چه گذشت نه تنها يک واقعه ساده و زودگذر و فراموش شدني نبود، بلکه تمثيلي و ذکري است هميشگي و ماندني براي کساني که با چشم دل خويش جز آن چه هست مي بينند و تذکر ديگري است بر اثبات قدرت فائقه و تامه الهي و بر وهن و سستي کيد و مکر دشمنان خدا.
پي نوشت ها:
1 - سوره فيل
2 - سوره نمل، آيه 50
3 - سوره اعراف آيه 176
سايت تبيان
آن چه گذشت نه تنها يک واقعه ساده و زودگذر و فراموش شدني نبود، بلکه تمثيلي و ذکري است هميشگي و ماندني براي کساني که با چشم دل خويش جز آن چه هست مي بينند و تذکر ديگري است بر اثبات قدرت فائقه و تامه الهي و بر وهن و سستي کيد و مکر دشمنان خدا.
پي نوشت ها:
1 - سوره فيل
2 - سوره نمل، آيه 50
3 - سوره اعراف آيه 176
سايت تبيان
لینک کپی شد
نظر شما
