گفتن از شهيد فکوري بسيار شيرين و بسيار تلخ است

کد خبر: ۱۱۶۷۹۴
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۷:۳۵ - 19May 2008
گفتن از او بسيار شيرين و بسيار تلخ است

شناسايي شخصيت شهيد فکوري و مطلب درباره او نوشتن، هم شيرين است و هم تلخ.
ذکر شادي هاي، پيروزي ها، شکست ها، غم ها،همه وهمه باعث مي شود که شوق براي شناخت شخصيت والاي او بيشتر شود.

دريکي از روزهاي سرد زمستان دي ماه سال 1317 در محله چرنداپ شهر تبريز در يک خانواده مذهبي متولد شد.
پدر شهيد فردي مذهبي و از کاسب هاي جزء بود. به دليل اين که کارش رونق نداشت، به همراه خانواده به تهران عزيمت مي کند. جواد در اين موقع دوران کودکي را سپري مي کند. پس از طي شدن دوران کودکي، براي گذراندان دوره تحصيلات ابتدايي وارد مدرسه اقبال مي شود و پس از آن تحصيلات متوسطه خود را در دبيرستان مروي تهران آغاز و در سال 1337 مدرک ديپلم خود را با موفقيت کسب مي کند.
فکوري در سال 1338 در کنکور سراسري شرکت کرده و در رشته پزشکي پذيرفته شد ولي به خاطر علاقه زيادي که به خلباني داشت، با انصراف دادن از تحصيل در دانشگاه در مهر ماه همين سال وارد دانشکده خلباني نيروي هوايي شد. پس از گذراندن دوره مقدماتي پرواز، اولين پرواز مستقل خود را درسال 1339 با هواپيماي T-33 بر فراز آسمان دوشان تپه در وضعيت هاي مختلف و به مدت يک ساعت ونيم با موفقيت انجام داد.
فکوري پس گذراندن اين دوره، جهت تکميل آموزش به کشور آمريکا اعزام شد و پس از يک سال و نيم با 263 ساعت آموزش پرواز، موفق به اخذ گواهينامه خلباني هواپيماي شکاري بمب افکن اف 4 شد و پس از بازگشت به ايران، با درجه ستواندومي در پايگاه يکم شکاري مشغول به خدمت شد و پس از مدتي به پايگاه هوايي شيراز منتقل شد و در گردان تاکتيکي شکاري مشغول به خدمت شد.
او در سال 1343 ازدواج کرد که ثمره اين ازدواج 2 فرزند پسر و يک دختر است. در طول اين مدت وي به پايگاه هاي مختلف سفر مي کرد. ابتدا پايگاه مهرآباد، سه سال پايگاه همدان،‌ 3 سال در تهران، 8 سال در شيراز.
Image
دينم را به درجه نمي فروشم
در مدت حضور در شيرازف فکوري چهار، پنج سال مطالعات گسترده بر اديان مختلف انجام داد که اين مطالعات باعث گرايش شديد او به اسلام شد. نماز به موقع، قرآن و روزه‌اش ترک نمي‌شد. در آن زمان تيمسار ربيعي فرمانده پايگاه شيراز بود. يک روز ربيعي در ماه رمضان ساعت 10 صبح فکوري را براي صرف نوشيدني به دفترش دعوت کرده بود. فکوري هم که روزه دار بود نرفت. چند روز بعد تيمسار ربيعي همسر ايشان را مي بيند و گله مي کند. در بازگشت همسر فکوري به او مي گويد:‌
- امسال،‌ سال درجه‌ات است. با ربيعي سر ناسازگاري نگذار.
اما او تاکيد مي کند:
- دينم را به درجه و دوره نمي‌فروشم.
فکوري به تدريج با گذراندن دوره هاي هنر آموزگاري پرواز، تيراندازي هوايي در شب و فرماندهي ستاد با ساعت پروازي بالا بر روي هواپيماي اف 4 يکي از بهترين خلبانان اين جنگنده تا قبل از پيروزي انقلاب بود.
مسئوليت هاي عمليات گردان 102 شکاري، گردان يکم شکاري، گردان پرواز کور و عمليات تيپ سوم شکاري از عمده مسئوليت هاي جواد فکوري تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بود.
در تمام اين مدت او اصلا به مرخصي نمي رفت که بعد از طي شدن اين مراحل تصميم مي گيرد سه ماه مرخصي بگيرد. در اين هنگام او به همراه خانواده براي گذراندن دوره ستاد در آمريکا زندگي مي کرد که انقلاب اسلامي پيروز مي شود و در اسفند 57 او به ايران باز مي گردد و بعد از سه ماه به تبريز منتقل مي شود.
در تبريز وي گرفتار ماجراي جدايي طلبان حزب خلق مسلمان مي شود که بعد از مخالفت با درخواست آنان مبني بر در اختيار گذاشتن اسحله به اين گروه، بعد از مدت زمان اندکي توسط اين گروه به گروگان گرفته مي شود که بعد از 48 ساعت توسط شهيد اردستاني و تعدادي از پرسنل نيروي هوايي نجات پيدا مي کند.
وقتي فکوري آزاد شد، تمام تنش کبود بود،. زخم هاي عميقي در پايش به وجود آمده بود. لباس پروازي اش تکه تکه بود. ولي گروگان گيران نتوانسته بودند بر مقاومت او غلبه کنند.
شب هنگام دکتر چمران به منزل او زنگ مي زند و خواستار اين مي شود که هياتي به تبريز اعزام شود که فکوري مي گويد صلاح نمي دانم زيرا تعدادي از پرسنل پايگاه (که بعدا دستگير شدند) با آنها هستند و بر روي باند، ضدهوايي کار گذاشته اند و هر هواپيمايي که نزديک شود آن را هدف قرار مي دهند.
در اين هنگام فکوري بعد از اقامت سه روزه در تهران به تبريز مي رود و با کمک او و پرسنل گروه ضربت و انجمن اسلامي پايگاهف عناصر فريب خورده دستگير و همه چيز به حالت عادي بر مي گردد.
فکوري در تمام دوران خدمتش در ارتش، به عنوان فردي مذهبي و قاطع شناخته مي‌شد و به همين علت پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم او به ترتيب به عنوان فرمانده پايگاه هوايي تبريز، فرمانده منطقه هوايي مهرآباد، معاونت عمليات نيروي هوايي و به علت جديت در کار و مسئوليت هاي محوله، در هفتم خرداد سال 1359 به عنوان فرمانده نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب شد.
فکوري جزء، بزرگاني بود که پله به پله،‌ نردبان ترقي را طي کرد و وقتي به جايگاه خلباني و کسوت هدايت جنگنده‌هاي ايراني رسيد،‌ کمال واقعي را با تمام وجود حس و لمس کرد.
سرتيپ خلبان جواد فکوري، مردي بزرگ و وارسته بود که در برهه اي از زمان پا در رکاب رزم نهاد و با طرح ها و ابتکارات خود ضربه شستي به دشمن نشان داد، که ديگر نامردانه يا دزدانه به حريم مقدس ايران پاي نگذارد
فکوري وزير دفاع و فرمانده نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، در شرايطي فرمانده اين نيرو شد که بعد از کودتاي نافرجام نوژه، شيرازه امور از هم پاشيده شده بود. عناصر وابسته، با طرح مسائل انحرافي و شعار انحلال ارتش درصدد آشوب بودند. در اين برهه از زمان امام خميني (ره) که خوب مي دانستند اگر ارتش از بين برود استقلال ايران به خطر مي افتد، با تمام قدرت از ارتش و فرماندهان آن پشتيباني کردند و در اطلاعيه هايي از ارتش و نيروي هاي نظامي حمايت کردند و روحانيت نيز با الهام از سخنان گهربار امام (ره) شروع به تقويت ارتش کردند.
او به دليل لياقت، کارداني، شايستگي و احساس مسئوليت در زمان تصدي پست فرماندهي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در بيستم شهريور ماه سال 1359 با حفظ سمت به عنوان وزير دفاع در کابينه شهيد رجايي انتخاب شد. البته پس از مدتي مورد تشويق قرار گرفت و به سمت مشاور جانشيني رئيس ستاد مشترک ارتش انتخاب شد.
Image
جنگ آغاز مي شود
فکوري به عنوان وزير دفاع و فرمانده نيروي هوايي، مسئوليت سختي در زمان جنگ داشت. به طوري که بعد از شروع جنگ 20 روز فرصت پيدا نکرد به منزل شان سر بزنند.
بعد از حمله نيروي هوايي عراق به ايران، فکوري به فکر جوابي دندان شکن به آنها بود که طي دستوري دو پايگاه هوايي را مامور مي کند تا در کم تر از 2 ساعت جوابي دندان شکن به آنها بدهند.
يکي از کارهاي گران قدر او، اعزام 140 هواپيماي جنگنده در تاريخ يکم مهر ماه سال 1359 به سوي خاک عراق پس از اولين حمله هوايي ناگهاني مزدوران بعث بود. فکوري به عنوان فرمانده جهت منسجم و هماهنگ کردن نيروها بسيار تلاش مي کرد.
وي در تمام دوران خدمتش در ارتش به عنوان فردي مذهبي و قاطع شناخته مي شد.
اين شهيد بزرگوار دست به تغيير ساختار بنيادي و ساماندهي در نيروي هوايي زد و هنوز سرگرم سر و سامان دادن اوضاع بود که ابتدا ماجراي کودتاي نوژه و سپس جنگي ناخواسته آغاز شد و به راستي با نگاهي به وضعيت او در آن زمان مي توان گفت کم تر فرماندهي رويدادهاي سنگين و پرمخاطره اي را که در زمان مسئوليت او حادث شده بود، به خود ديده است.

توطئه آمريکا
بعد از تسخير لانه جاسوسي سندي بدست آمد که در آن نقشه گرافيکي طراحي شده بود که در آن وضعيت نيروي هاي نظامي ايران و عراق و نحوه تمرکز نيروي هوايي دو طرف در غرب و جنوب ايران ترسيم شده بود. حتي محورهاي عملياتي نيز با نوک پيکان مشخص شده بود.
نقشه مذکور توسط يکي از عوامل جاسوسي که خود را در پوشش يک چوپان جا زده بود به سفارت آمريکا در عراق ارسال شد که عراق بعدا از همان نقاط به ايران حمله کرد.
در اين نقشه يک پايگاه متروکه وجود داشت که کاملا استتار شده بود تا در تيررس ايران نباشد (البته اين نقشه بدين شکل بعد از حمله عراق کشف شد).
از اين فرودگاه حملات زيادي به ايران مي شد. پس از کشف اين سند، فکوري دستور عکس برداري هوايي از مختصات منطقه مزبور را به صورت محرمانه صادر مي کند که بعد از عکس برداري مشخص شد که در اين پايگاه متروکه يک باند فرعي وجود دارد که از آن مخفيانه براي حمله به ايران استفاده مي شود.
چند روز بعد از عکس برداري شهيد فکوري به صورت کاملا محرمانه دستور بمباران آن جا را صادر مي کند.
جنگنده بمب افکن هاي نيروي هوايي اين باند و پايگاه را به شدت بمباران مي کنند. شدت خسارات وارده به قدري زياد بود که تا پايان جنگ هم عراق نتوانست آن جا را بازسازي کند.

ابتکار و خودکفايي در نيروي هوايي
در آخرين روزهاي پاييز سال 1359 جنگ روزهاي سخت و بحراني خود را طي مي کرد. دشمن با اتکا به انواع تانک و نفربرهاي زرهي از هيچ گونه جنايتي فروگذار نبود و در مسير حرکت خود هر که را مي ديد به خاک و خون مي کشيد، بيمار، کودک، پيرزن و پيرمرد برايش هيچ فرقي نمي کرد.
در اين بين خلبانان شجاع شکاري و خلبان شجاع هلي کوپترهاي کبري در اقداماتي بي سابقه به جنگ هاي انفرادي با تانک ها مي پرداختند.
در اين زمان فکوري در اين فکر بود که اگر جنگ به همين شکل ادامه پيدا کند بايد از تاکتيک ها و روش هاي جديد براي مقابله استفاده کرد که به وسيله آنها علاوه بر اين که دشمن نتواند دست نيروي هوايي را بخواند، بلکه تلفات و ضايعات بيشتري نيز به آن وارد شود.
در اين هنگام خلبانان شجاع هلي کوپترهاي کبري براي منهدم کردن تانک ها و ادوات دشمن از "موشک تاو" استفاده مي کردند که به دليل استفاده زياد، اين درحال اتمام بود و همان طور که گفته شد، به دليل اين که ايران در تحريم تسليحاتي بود، بايد براي اين مشکل فکري مي شد.
جواد فکوري به عنوان وزير دفاع در جلسه اي با حضور فرماندهان و کارشناسان نظامي و متخصصين و خلبانان، از آنها خواست که هر چه سريع تر طرحي ارائه کنند که بتوان طي آن موشک هوا به زمين "ماوريک" که بر روي هواپيماهاي اف 4 نصب مي شد را برروي هلي کوپتر کبري نيز نصب کنند.
بلافاصله کار آغاز شد ولي اين کار بسيار مشکل بود؛ به دليل اين که بايد موشکي را که تا آن روز براي هواپيماهاي شکاري بود روي هلي کوپتر نصب کنند و براي اين کار بايد علاوه بر تغييراتي که در لانچر موشک و سيسم آيروديناميک هلي کوپتر داده مي شد، کنسول کنترل اسلحه، مانيتور، پانل کنترل موشک نيز در هلي کوپتر نصب مي شد.
به هرحال کار شبانه روزي بر روي يک فروند هلي کوپتر کبري آغاز شد و پس از دو ماه کار بي وقفه اولين نمونه آماده آزمايش شد.
براي آزمايش، هلي کوپتر به منطقه کوشک نصرت انتقال پيدا کرد. هلي کوپتر توسط خلبان روشن شد و بعد از مدتي در آسمان جاي گرفت. با شمارش خلبان موشک شليک شد و با هدف برخورد کرد.
نتايج خارج از پيش بيني ها بود. تخريب موشک بعد از برخورد با هدف عالي بود.
فکوري که خود در محل انجام آزمايش حضور داشت طي سخناني براي حاضرين گفت:
- امروز يکي از روزهاي تاريخي و سرنوشت ساز و نقطعه عطفي در تاريخ جهاد خودکفايي نيروهاي مسلح به شمار مي آيد .

تعميرات بايد در داخل نيروي هوايي انجام شود
با توجه به تحريم تسليحاتي و همچنين قطع رابطه ايران و آمريکا و به دليل اين که عمده ترين تامين کننده ادوات و تجهيزات نيروي هوايي تا آن زمان کشور آمريکا بود، نيروي هوايي بشدت دچار کمبود قطعات شده بود. در آن زمان طرحي از سوي تني چند از فرماندهان به دکتر چمران ارائه شد که به سبب آن تعميرات اساسي هواپيما در ايران صورت بگيرد.
با موافقت چمران اين طرح طي نامه اي به فکوري اطلاع داده شد. فکوري هم در اولين گام با جذب پرسنل خوش فکر،خلاق، توانمند، پرتلاش و مومن نيروي هوايي با کم ترين امکانات شروع به تشکيل تيم هاي مخصوص با تخصص هاي مختلف نمود و پايه گذار خودکفايي نيروي هوايي شد. اين حرکت در کوران جنگ هنگامي که تعميرات و نگهداري هواپيما، پدافندي، راداري، سيستم هاي ارتباطي همگي در نيروي هوايي انجام مي شد نمود بيشتري پيدا کرد.
اين کار همچنان ادامه دارد؛ به طوري که علاوه به تعميرات، ما شاهد ساخت انواع هواپيما و سيستم هاي پدافندي در داخل کشور هستيم. که همگي اين تحولات عظيم و زير بنايي در نيروي هوايي با رهنمودهايي اين شهيد بزرگ بود که مانع خروج ميليون ها دلار ارز از کشور شد.

سيل اتهامات به سوي جواد فکوري
پس از فرار خائنانه بني صدر رئيس جمهور معزول و رجوي رهبر سازمان منافقين به وسيله يک فروند هواپيماي 707 نيروي هوايي در سال 1360 از ايران، سيل اتهامات به سوي فکوري سرازير شد و تا جايي پيش رفت که منجر به استعفاي او از وزارت دفاع و نيروي هوايي شد. البته پس از اين ماجرا سرلشکر فلاحي با حکمي از سوي امام خميني (ره) ايشان را به سمت مشاور ستاد مشترک ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب کرد.

ولي ماجرا چه بود ؟
نيازهاي عملياتي نيروي هوايي در آن زمان باعث شده بود که هواپيماهاي تانکر در شبانه روز در آسمان حضور داشته باشند.
براي يکي از اين پروازها "بهزاد معزيگ، خلباني که شاه را از ايران خارج کرد و با بازگرداندن هواپيماي شاه به ايران چهره قابل قبولي در بين خلبانان داشت، انتخاب شد. او با تهديد کادر پروازي، بني صدر و رجوي را سوار بر هواپيما مي کند و به قصد گشت زني و سوخت رساني، به پرواز در مي آيد. هواپيما بعد از پرواز مدتي در مسير تعيين شده بود و بعد از مدتي سمت خود را تغيير داده و با سرعتي زياد به سمت غرب حرکت مي کند. بلافاصله هواپيماهاي شکاري از فرودگاه مهرآباد به پرواز در مي آيند. در اين هنگام از سوي رادارهاي زميني مرتب به هواپيماي تانکر اخطار داده مي شود که به مسير برگرديد وگرنه هدف قرار مي گيريد. در اين زمان فکوري که سراسيمه خود را رسانده است، با حالت عصباني دستور مي دهد که هواپيماهاي شکاري که در منطقه پرواز مي کنند هواپيماي تانکر را تعقيب کنند و پياپي اخطار بدهند، در صورت عدم بازگشت و تغيير مسير، توسط هواپيماهاي شکاري مورد هدف قرار گيرد و تاکيد مي کند حتي اگر در تعقيب و گريز از مرز هم خارج شدند ولي به تعقيب ادامه داده تا هواپيما را سرنگون کنند و اگر خود نيز با کمبود سوخت مواجه شدند هواپيما را ترک کنند.
در اين هنگام شکاري هاي پايگاه همدان نيز به پرواز در مي آيند که اثري ندارد.
شکاري هاي مهرآباد هم با تانکر حدود 190 مايل فاصله دارند که در اين فاصله به هيچ وجه نمي توانستند تانکر را هدف قرار دهند.
هواپيما بعد از گذشتن از مرز به فرانسه مي رود و بعد از بازگشت دو نفر از خدمه پروازي يکي از آنها تاکيد مي کند که:
- مرتبا از رادار زميني به ما اخطار مي دادند و ذکر مي کردند که اگر ادامه بدهيد مورد اصابت موشک قرار مي گيريد. در همين زمان هواپيماي جنگنده نيز به ما اخطار داد که اگر برنگرديد شما را هدف قرار مي دهم. معزي با هواپيما گردشي کرد ولي چون جنگنده با ما فاصله زيادي داشت و او مطمئن شد که به ما نمي رسد، با سرعت به راه خود ادامه داد و از شمال کشورمان گريخت.
Image
فکوري در هنگام تحويل مسئوليت به فرمانده بعدي نيروي هوايي، به پرسنل دفتر خود مي گويد:
- مولا علي (ع) مي فرمايد، زندگي بي شک به مثابه مسافرخانه اي است که امشب توقف گاه من است و فردا ديگري، دل بستن به امکانات و مقدورات دنيوي چيزي بس عبث و بيهوده است که من هرگز چنين نکردم.
Image
باقي مانده هواپيماي سي 130 پس از سقوط
جواد پرواز بي فرود خود را آغاز مي کند
شامگاه هفتمين روز مهر ماه سال 1360، بعد از شکسته شدن حصر آبادان به فرمان امام (ره) و توسط رزمندگان اسلام، سرداران تصميم مي گيرند که گزارش فتح و پيروزي را به اطلاع امام خميني (ره) برسانند.
هواپيماي سي 130 که از تهران براي انتقال مجروحان به اهواز آمده بود به زمين مي نشيند. پس از انتقال مجروحين، خلبان از تيمسار فلاحي مي خواهد به دليل اين که مي خواهد در اسرع وقت مجروحان را برساند، او و همراهان با پروازي ديگر به تهران بيايند که فلاحي موافقت مي کند.
بعد از انتقال مجروحان به داخل هواپيما، خلبان متوجه مي شود که فلاحي، نامجو، فکوري، کلاهدوز و جهان آرا نيز سوار بر هواپيما شده اند.
خلبان مجددا نزد فلاحي مي رود و او به خلبان مي گويد چون هواپيماي ديگري فعلا نمي تواند پرواز کندف ما با شما مي آئيم.
هواپيما به سمت تهران حرکت مي کند، همه چيز تا 70 مايلي تهران نرمال است. هواپيما با سرعت 200 نات در ارتفاع 24000 پايي درحال پرواز است که ناگهان صداي انفجار مهيبي در قسمت راست هواپيما روي مي دهد. در پي اين انفجار برق هواپيما قطع مي شود و هواپيما هر چهار موتور خود را از دست مي دهد.
در اين لحظه هواپيما در وضعيت بدي قرار دارد و با سرعت درحال کم کردن ارتفاع مي باشد. خلبان بلافاصله از کادر پرواز مي خواهد که چرخ هاي هواپيما را باز کنند تا در موقع برخورد باز زمين ضربه کم تر باشد. چرخ هاي سمت راست باز مي شود ولي چرخ هاي سمت چپ ...
فکوري با شنيدن صداي انفجار، سراسيمه به داخل کابين هواپيما مي رود و علت را جويا مي شود. خلبان با چراغ قوه تمامي علائم کابين را که بر روي صفر بود به فکوري نشان مي دهد. که فکوري مي گويد:
- همه چيز تمام شد، اميدي نيست، به خدا توکل کنيد.
او کابين را ترک مي کند و در کنار ديگر سرداران مي نشيند و قرآن کوچک جيبي خود را باز کرده و شروع به تلاوت قرآن مي کند.
خلبان در آخرين لحظات از طريق باتري هواپيما با برج مراقبت تماس مي گيرد و تاکيد مي کند:
- هيچي ندارم، هيچي ندارم.
لحظاتي بعد از مخابره اين پيام، هواپيما به سختي با زمين برخورد مي کند و بر اثر برخورد، چرخ قسمت راست هواپيما کنده مي شود. خلبان و کمک به سختي و از پنجره کوچک کابين خارج مي شوند، در اين هنگام کپسول اکسيژن کابين منفجر مي شود و کابين خلبان را منهدم مي کند.
قسمت دم و بال چپ هواپيما آتش مي گيرد و درنتيجه آن تمامي مسافريني که در اين قسمت بودند در دم شهيد مي شوند و حفره اي در کنار هواپيما ايجاد مي شود که خلبان و کمک خلبان، موفق مي شوند تعدادي از مسافرين را نجات بدهند.
به دليل وجود تابوت شهدا در هواپيما و درست بسته نشدن آنها، تعدادي از تابوت ها با مسافرين برخورد کرده و آنها را بيهوش مي کنند که اين خود باعث سوختن تعدادي در آتش مي شوند.
در اين هنگام روح بزرگ شهيد فکوري پرواز بي فرود خود را آغاز نموده بود.
با شهادت شهيد فکوري، ارتش ايران يکي از بزرگ ترين تئوريسين هاي خود را از دست داد. شهيد فکوري که خدمات ارزنده اي به ارتش ايران و بخصوص نيروي هوايي کرده بود، سبک بال به سوي معبود شتافت.
ولي نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران تا پايان جنگ هرگز اين سخن شهيد فکوري را فراموش نکردند.
- اين جنگ پايانش زماني است که ما به دنيا اثبات کنيم ملتي هستيم که به زانو در نخواهيم آمد و حاضر هستيم بهاي اين تسليم نشدن را بپردازيم.
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین