مقالات - نقطه عطف
از تابستان 1982 به بعد حمايت هاي ديپلماتيک امريکا از رژيم عراق در مجامع بين المللي افزايش يافت و رسانه هاي غربي هرگز حاضر به انعکاس خبر جنايت هاي ضد بشري رژيم صدام نشدند. حمله به مناطق غير نظامي، اسارت غير نظاميان شکنجه اسرا و مخفي نگاه داشتن هويت آن ها از سازمان صليب سرخ جهاني و بالاخره کاربرد سلاح هاي ممنوعه شيميايي در طول سال هاي 1982 تا 1988 که جمعا رژيم صدام 490 مرتبه جبهه ها و مناطق مسکوني ايران را مورد حمله شيميايي قرارداد، تنها يک باردر تلويزيون GRF اتريش طي مصاحبه اي با پروفسور "فراي لينگر" کاربرد سلاح هاي شيميايي از سوي رژيم صدام مطرح شد، در حالي که صدها مصدوم شيميايي نظامي و غير نظامي ايراني در طي اين سال ها به اروپا اعزام مي شدند و در بيمارستان ها به شهادت مي رسيدند و يا با بهبود نسبي باز مي گشتند.
سازمان ملل نيز تا پس از پذيرش قطعنامه 598 و حتي تاکنون،هرگز اين جنايت بشري رژيم صدام را محکوم نکرده است بلکه در نامه اي به سران دو کشور ايران و عراق، دو طرف را به خويشتن داري و عدم استفاده از سلاح شيميايي توصيه کرده است. در حالي که دهها گزارش ماموران بازرسي سازمان ملل حاکي از حمله شيميايي عراق عليه ايران بود و رژيم صدام حتي يک گزارش مستند در مورد کاربرد اين سلاح توسط ايران نداشت.
تابستان 1982 نقطه عطفي بود در کمک هاي مالي و تکنولوژيکي غرب به ويژه امريکا به رژيم صدام .
پس از اين تاريخ بود که رونالد رامسفلد در ملاقات با صدام قول پشتيباني امريکا از وي را داد. صدام که به گفته هنري گونزالس ،دست شرکت هاي نفتي را در عقد قراردادها بازگذاشته بود،از سکوت کابينه بوش پدر که همه از مردان نفتي بودند استفاده کرد و کمک هاي مالي و تکنولوژيکي ممنوعه اي را دريافت کرد. در گزارش اين نماينده کنگره امريکا آمده است در سال 1987 از هفتصد محموله اي که بايد در گمرک امريکا در ارسال به عراق مورد بازرسي قرار مي گرفت، تنها 5 مورد بازرسي شد!
به گفته دکتر مرزبان راد، پزشک متخصص که در سال هاي جنگ به مداواي مصدومان شيميايي پرداخت، هنگام اسارت سربازان عراقي از سال 1359 يعني سال آغازين جنگ عراق عليه ايران، سربازان عراقي به لوازم پدافند شيميايي مجهز بودند، اما نقطه عطف کاربرد وسيع ، مکرر و متنوع گازهاي تاول زا، اعصاب، عامل خون و غيره، تابستان 1982 بود.
يکي از بستگان صدام با خريد شرکت ماتريکس چرچيل ،از طريق شعبه اين شرکت انگليسي در امريکا راه نفوذ به تکنولوژي هاي پيشرفته و ممنوعه نظامي را يافت.
سال ها بعد هنري گونزالس اسناد کمک مالي امريکا به رژيم صدام را از طريق بانک BNL فاش کرد که موجب رسوايي دولت بوش پدر شد.
پس از اين چراغ سبز امريکا و کمک مالي و تکنولوژيکي امريکا بود که کشورهاي اروپايي، دلالان مواد شيميايي و کمپاني هاي واقعي و سوري جرات کردند مواد شيميايي مورد نياز براي توليد سلاح هاي شيميايي را به عراق صادر کنند، چرا که تکنولوژي ساخت کارخانه جات توليد سلاح شيميايي، قبلا توسط انگلستان و امريکا به عراق صادر شده بود. در غير اين صورت چگونه مي توان باور کرد آلمان، کشور شکست خورده و فاقد ارتش، بدون هماهنگي امريکا به رژيم صدام مواد سمي ممنوعه بفروشد و چندين وزير وقت و چندين شرکت معتبر آلمان غربي در اين جنايت شريک باشند.
پروفسور هندريکس ،سم شناس مشهور بلژيکي مي گويد در بازديدي که از خرمشهر داشتم، به نظر اگر کسي از تمامي لوازم پدافند شيميايي کامل هم بهره مند بود، با حجم شيميايي که عراق به کار برده بود، باز نمي توانست از مصدوميت، مصون بماند. و اين رخداد نقطه عطفي در جنگ رژيم صدام عليه ايران بود. نقطه عطفي که در 24 مي 1982 رخ داد، يعني سوم خرداد 1361 و آن رخداد مهم، فتح خرمشهر به دست ايران بود که حاميان غربي صدام را در اثبات ادعايش مبني بر تسلط چند روزه بر ايران، عاجز ديدند و مجبور به حمايت هاي وسيع و تعجب انگيزاز اين رژيم شدند.
بخشي از اين حمايت ها در کتاب لابي مرگ کنت تيمرمن آمده است و هنري گونزالس، نماينده مردم تگزاس در کنگره امريکا طي سخنراني اعلام مي کند حتي شش ماه پس از حمله رژيم صدام به کويت، کمک هاي تکنولوژيکي امريکا به رژيم صدام ادامه داشت.
امروزه فراموش شده است که سوم خرداد، روز فتح خرمشهر چگونه غرب را در هم شکست و لکه ننگ ضد بشري را بر چهره غرب نشاند، چرا که پس از اين روز به ياد ماندني، غرب مجوز استفاده از سلاح شيميايي را براي صدام صادر نمود. و امروزه براي پاک کردن اين لکه ننگ هيچ چاره اي ندارد ، جز فرافکني و نسبت دادن اين جنايت بشري به شخص صدام و نزديکانش و کمک هاي وسيع غرب در ارسال مواد شيميايي، تکنولوژي ساخت سلاح شيميايي و کمک مالي بلاعوض را به کمک هاي چند شرکت آلمان شرقي به رژيم صدام، منحرف سازد. به اين اميد که با معدوم شدن صدام و از بين رفتن آلمان شرقي، اين اتهامات نيز پاک شود.
نويسنده:مهدي نيرومنش
منبع:حيات
سازمان ملل نيز تا پس از پذيرش قطعنامه 598 و حتي تاکنون،هرگز اين جنايت بشري رژيم صدام را محکوم نکرده است بلکه در نامه اي به سران دو کشور ايران و عراق، دو طرف را به خويشتن داري و عدم استفاده از سلاح شيميايي توصيه کرده است. در حالي که دهها گزارش ماموران بازرسي سازمان ملل حاکي از حمله شيميايي عراق عليه ايران بود و رژيم صدام حتي يک گزارش مستند در مورد کاربرد اين سلاح توسط ايران نداشت.
تابستان 1982 نقطه عطفي بود در کمک هاي مالي و تکنولوژيکي غرب به ويژه امريکا به رژيم صدام .
پس از اين تاريخ بود که رونالد رامسفلد در ملاقات با صدام قول پشتيباني امريکا از وي را داد. صدام که به گفته هنري گونزالس ،دست شرکت هاي نفتي را در عقد قراردادها بازگذاشته بود،از سکوت کابينه بوش پدر که همه از مردان نفتي بودند استفاده کرد و کمک هاي مالي و تکنولوژيکي ممنوعه اي را دريافت کرد. در گزارش اين نماينده کنگره امريکا آمده است در سال 1987 از هفتصد محموله اي که بايد در گمرک امريکا در ارسال به عراق مورد بازرسي قرار مي گرفت، تنها 5 مورد بازرسي شد!
به گفته دکتر مرزبان راد، پزشک متخصص که در سال هاي جنگ به مداواي مصدومان شيميايي پرداخت، هنگام اسارت سربازان عراقي از سال 1359 يعني سال آغازين جنگ عراق عليه ايران، سربازان عراقي به لوازم پدافند شيميايي مجهز بودند، اما نقطه عطف کاربرد وسيع ، مکرر و متنوع گازهاي تاول زا، اعصاب، عامل خون و غيره، تابستان 1982 بود.
يکي از بستگان صدام با خريد شرکت ماتريکس چرچيل ،از طريق شعبه اين شرکت انگليسي در امريکا راه نفوذ به تکنولوژي هاي پيشرفته و ممنوعه نظامي را يافت.
سال ها بعد هنري گونزالس اسناد کمک مالي امريکا به رژيم صدام را از طريق بانک BNL فاش کرد که موجب رسوايي دولت بوش پدر شد.
پس از اين چراغ سبز امريکا و کمک مالي و تکنولوژيکي امريکا بود که کشورهاي اروپايي، دلالان مواد شيميايي و کمپاني هاي واقعي و سوري جرات کردند مواد شيميايي مورد نياز براي توليد سلاح هاي شيميايي را به عراق صادر کنند، چرا که تکنولوژي ساخت کارخانه جات توليد سلاح شيميايي، قبلا توسط انگلستان و امريکا به عراق صادر شده بود. در غير اين صورت چگونه مي توان باور کرد آلمان، کشور شکست خورده و فاقد ارتش، بدون هماهنگي امريکا به رژيم صدام مواد سمي ممنوعه بفروشد و چندين وزير وقت و چندين شرکت معتبر آلمان غربي در اين جنايت شريک باشند.
پروفسور هندريکس ،سم شناس مشهور بلژيکي مي گويد در بازديدي که از خرمشهر داشتم، به نظر اگر کسي از تمامي لوازم پدافند شيميايي کامل هم بهره مند بود، با حجم شيميايي که عراق به کار برده بود، باز نمي توانست از مصدوميت، مصون بماند. و اين رخداد نقطه عطفي در جنگ رژيم صدام عليه ايران بود. نقطه عطفي که در 24 مي 1982 رخ داد، يعني سوم خرداد 1361 و آن رخداد مهم، فتح خرمشهر به دست ايران بود که حاميان غربي صدام را در اثبات ادعايش مبني بر تسلط چند روزه بر ايران، عاجز ديدند و مجبور به حمايت هاي وسيع و تعجب انگيزاز اين رژيم شدند.
بخشي از اين حمايت ها در کتاب لابي مرگ کنت تيمرمن آمده است و هنري گونزالس، نماينده مردم تگزاس در کنگره امريکا طي سخنراني اعلام مي کند حتي شش ماه پس از حمله رژيم صدام به کويت، کمک هاي تکنولوژيکي امريکا به رژيم صدام ادامه داشت.
امروزه فراموش شده است که سوم خرداد، روز فتح خرمشهر چگونه غرب را در هم شکست و لکه ننگ ضد بشري را بر چهره غرب نشاند، چرا که پس از اين روز به ياد ماندني، غرب مجوز استفاده از سلاح شيميايي را براي صدام صادر نمود. و امروزه براي پاک کردن اين لکه ننگ هيچ چاره اي ندارد ، جز فرافکني و نسبت دادن اين جنايت بشري به شخص صدام و نزديکانش و کمک هاي وسيع غرب در ارسال مواد شيميايي، تکنولوژي ساخت سلاح شيميايي و کمک مالي بلاعوض را به کمک هاي چند شرکت آلمان شرقي به رژيم صدام، منحرف سازد. به اين اميد که با معدوم شدن صدام و از بين رفتن آلمان شرقي، اين اتهامات نيز پاک شود.
نويسنده:مهدي نيرومنش
منبع:حيات
لینک کپی شد
نظر شما
