گزارش - نامه فرمانده سپاه پاسداران سپاه خوزستان در تاريخ 3/8/59
«وانزلنا الحديد فيه باس شديد». مسئولان، مسلمين، به داد ما برسيد، اين چه سازمان رسمي شناختهشدهاي است که اسلحه انفرادي ندارد؟ نيروهاي شهادتطلب پاسدار را آموزش نداديد، مسامحه کرديد، چوبش را از خداي عزوجل خورديد و خواهيد خورد. چه بايد بگوييم که شايد شما را به تحرک وابدارم؟ اين را بگويم که از 150 پاسدار خرمشهر تنها 30 نفر باقي مانده، بگويم که ما ميتوانيم با 30 خمپاره خونين شهر را براي 30 ماه نگه داريم و امروز 30 تفنگ نداريم. و حال آن که سازمانهاي غير رسمي با امکانات فراوان بر ما ميرانند که بايد برانند.
واقعيت اين است که ارتش امروز ما نميتواند بدون وجود سپاه پاسداران و برعکس، کوچکترين تحرکي داشته باشد. من را وقت آن نيست که بگويم تا به حال چه کارهاي متهورانهاي انجام دادهايم. خدا ميداند که ما تانکهاي دشمن را لمس کرديم. فغانهاي زنانه آنها را در شبيخونهاي خود شنيدهايم. سايه ما به حول خدا و مکتب اسلام همواره مورد حملات سلاحهاي سنگين دشمن بوده و هست و دشمن هرگز نتوانسته است اسير ما را تحمل کند. اسراي پاسدار يا از پشت تيرباران شده يا زير تانکها له و لورده گرديدهاند.
پناهندگان عراقي همواره ترس نيروهاي دشمن را از پاسداران انقلاب به عنوان يک معجزه الهي مطرح ميکنند. سلاح را به دست صالحين بدهيد. تا به حال، دشمن حسرت گرفتن يک اسلحه کمري را از پاسداران به دل داشته و خواهد داشت.
ما شهداي زنده فراوان داريم. ما اصحاب حسين به تعداد زيادي داريم. ما برپا دارندگان کربلاي 30 روزه خونين شهريم. ما بهشت را زير سايه شمشيرها مي بينيم. شهداي 25 روزه ما هنوز دفن نشدهاند، به داد ما برسيد. ما نياز به اسلحه و امکانات داريم. ما در راه خدا جان داريم که بدهيم، امکانات دادن جان را نداريم. به خود بياييد. فريادهاي پاسداران از فقدان امکانات، بر ما زمين و زمان را تنگ کرده است.
خستگي زياد مانع از ادامه نوشتن من ميشود. ولي باز هم بايد بدانيد که ما شهيدان زندهاي هستيم که به نبرد خويش عليه مردگان زنده ادامه خواهيم داد. اگر وساطت کنيد و ما را به حديد خداوند مسلح سازيد، «فضرب الرقاب» خويش را تا سقوط دولت بعث عراق و ديگر زورمندان و قلدران ادامه خواهيم داد و گرنه تا آن زمان مبارزه خواهيم کرد که شهيد شويم و تکليف شرعي خويش را به جاي آوريم.
والسلام
علي شمخاني
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خوزستان
