از اشغال تا آزادسازي - مقاومت خرمشهر
رژيم عراق عليرغم شكستهاي پيدرپي و تحمل تلفات بسيار در اشغال خرمشهر، به خاطر مقاصد سياسي و نظامي، به هجوم ادامه داد و با افزودن بر قواي مهاجم خود و فشار بر آنها، سعي كرد تا به اشغال خرمشهر و آبادان دست يابد. براي همين بر تسريع دراشغال خرمشهر و محاصره آبادان پافشاري مي كرد.
مجاهدان و رزمندگان دلاور با جانفشاني و رشادت در مقابل دشمن ايستادگي ميكردند، اما شهادت و جراحت عده زيادي از آنان و دلسردي ناشي از خلف وعدههاي پيدرپي برخي از مسوولان نظامي و كشوري و تسلط گستردهتر دشمن باعث شد كه از عده مدافعان كاسته شود و رزمندگان در فشار و تنگناي بيشتري قرار بگيرند. ديگر اميدي به دريافت كمك و پشتيباني نبود. سختي و فشار به اوج رسيده بود. ياران خميني (ره)، چيزي جز شهادت را در برابر خود نميديدند.
دشمن اشغالگر، علاوه بر قواي قبلي، تيپ6 زرهي را نيز از كارون عبور داده، با تنگ تر كردن محاصره آبادان، وضعيت بحراني را تشديد نموده وخرمشهر را در تنگناي بيشتري قرار داد. تشديد تهاجمهاي يگانهاي عراقي، خرمشهر را در معرض سقوط قرار داده بود. نيروهاي اندك باقيمانده و داوطلبان اندكي كه گاه وارد خرمشهر ميشدند، با استقرار در راههاي نفوذ متعددي كه از جاده كمربندي و معابر ديگر به خيابان چهل متري، فلكه فرمانداري و پل منتهي ميشد، در كمين دشمن نشستند. عدهاي از برادران تكاور نيروي دريايي ارتش، دفاع از محور جنوبي شهر و جلوگيري از نفوذ عراقيها از طريق گمرك به سوي مركز شهر و پل را عهدهدار شدند. در مقابل حجم سنگين آتش توپخانه، تانكها و خمپارهاندازهاي دشمن، آتش چند خمپارهانداز خودي، چندان كارساز نبود.
در آخرين مرحله هجوم، درگيري خياباني و خانه به خانه تشديد شده و هر رزمنده در مقابل دهها كماندوي مجهز دشمن به نبرد ادامه ميدهد تا شايد شهر سقوط نكند. اما دشمن پيدرپي يگانهاي تازه نفس وارد خرمشهر ميكند، طوري كه در آخرين هجوم، علاوه بر يگانهاي موجود، پنج گردان نيروي كماندويي و نيروي مخصوص به همراه گروهان تانك و پشتيباني چند آتشبار توپخانه و خمپارهانداز، ماموريت مييابند تا از مسيرهاي مختلف خود را به پل برسانند. در حالي كه مجموع نيروهاي مدافع خرمشهر حتي به يك گردان هم نميرسد. دشمن روزها با ديدهباني از روي ساختمانهاي بلند، مواضع خودي را زير آتش خمپاره ميگيرد و با تاريكي هوا، توپخانههايش را فعال ميكند. خمپارهها بيش از همه بچهها را تحت فشار قرار ميدادند. تلاش دشمن براي پيشروي ادامه يافت. بچه ها با ايستادگي از پيشروي آنها جلوگيري كردند، طوري كه طي دو روز25 و26 مهر، دشمن موفقيت چنداني كسب نكرد. نيروهاي رزمنده از پاي ننشسته و در مقابل نيروهاي دشمن ايستادگي ميكنند، يا در محورهايي به آنها حمله ميكنند. با اين وجود روز به روز در تنگناي بيشتري قرار ميگيرند.
از روز بيست و هفتم مهر، بر فشار يگانهاي مهاجم براي پيشروي افزوده ميگردد. مدافعان بيش از همه نگران محور مركزي شهر، مسجد جامع و پل بودند، براي همين بيشتر در راههايي كه به اين مكانها ختم ميشود موضع ميگرفتند. نيروهاي عراقي با پيشروي در محور مركزي سعي ميكردند خود را به نقاط حساس و مهم شهر برسانند. اما بچههااجازه نميدادند كه قواي دشمن به سادگي پيشروي كرده، يا به راحتي نفوذ كنند. دشمن براي هر قدم پيشروي متحمل تلفاتي ميشد. گروههاي چند نفره از بچههايي كه با شهر آشنايي بيشتري داشتند دست به عمليات چريكي ميزدند و تلفات و خساراتي بر دشمن وارد ميكردند.
در روز بيست و هفتم مهر، قسمتي از گمرك و يك چهارم شهر در تصرف دشمن بود. با اينكه نيروهاي خودي خسته بودند و تعدادي از فرماندهان شهيد شدهبودند، اما تا آخرين فشنگ مقاومت مي كردند.
دشمن درصدد ايجاد و تحكيم سنگرهاي خود در اطراف و داخل شهر بوده و با محاصره كامل شهر درصدد نفوذ بيشتر بود. بر اثر اجراي آتش توپخانه و خمپارهاندازها، تعداد زيادي خمپاره در سطح شهر باقي ماند كه امكان جمعآوري آنها نبود. در اين روز سه بار شهرهاي آبادان و خرمشهر مورد حمله هوايي دشمن قرار گرفت و تلفات و خسارات زيادي ببار آمد.
در روز) 28/7/59 عيد قربان ) مسجد جامع، پايگاه اصلي پشتيباني مدافعان خرمشهر نيز زير آتش خمپارههاي دشمن قرار ميگيرد. عدهاي شهيد و مجروح ميشوند و وضع مسجد به هم مي ريزد. اين عمل دشمن دل و روح رزمندگان را آزرده و جريحهدار مي كند.
با قرار گرفتن مسجد جامع زير آتش مستقيم دشمن، رزمندگان مركز پشتيباني خود را از دست ميدهند. لذا از روز28 مهرماه، وضعيت پشتيباني به گونهاي بحراني ميشود كه خونين شهر حتي از نظر نان در مضيقه قرار ميگيرد. تا جايي كه از قرارگاههاي خارج شهر تقاضاي غذا، آب و مهمات مي شود.
با احساس خطر بيشتر، از مردمي كه هنوز با حضور خود در خرمشهر به پشتيباني از مدافعان ادامه ميدهند، درخواست ميشود كه خرمشهر را ترك كنند، اما آنها بر حضور خود اصرار ميورزند. بالاخره با التماس و خواهش، اكثر پدران، مادران و خواهراني كه تا آن زمان باقيمانده بودند، از شهر بيرون ميروند. در روزهاي آخر ديگر حتي آبي نبود كه اين پشتيبانان به رزمندگان برسانند. بيمارستان پر از غيرنظاميان مجروح شده بود. نبودن آب، برق، بهداشت، خطوط ارتباطي، سوخت و عدم جايگزيني تجهيزاتي كه از بين مي رفت نيروها را رنج مي داد.
با توجه به عدم موفقيت طرحي كه دشمن از روز23/7/59 ، براي تكميل و اشغال خرمشهر به اجرا درآورد، فرمانده نيروهاي مسلح عراق، براي يكسره كردن كار، پيدرپي يگانهاي تازه نفس و واحدهاي پشتيباني اعزام مينمود. در روزهاي بيست و هفتم و بيست و هشتم مهرماه، فرماندهي مهاجمان، اقدام به طرحي ديگر ميكند تا خرمشهر را به اشغال درآورد. براساس اين طرح قرار شد كه ضمن تسلط بر پل، نيروهاي مدافع در خرمشهر محاصره شوند. همچنين پيشروي ستوني به سوي مسجد جامع ادامه يابد. سمت چپ شهر دور زده شود و پل تصرف گردد. ماموريت هريك از يگانها براي نيل به اهداف مذكور مشخص گرديد. طرح اين نقشه، ايجاد ممانعت از رسيدن تداركات به نيروهاي مدافع بود، زيرا بيشترين مقاومت در منطقه مسجد جامع صورت ميگرفت. براي رعايت اصل غافلگيري قرار شد زمان عمليات ساعت24 روز28/7/59 باشد.
نيروهاي مدافع حاضر در خرمشهر حدود30 تا50 روز بود كه دراين شهر حضور داشتند و در خستگي جسمي و روحي به سر مي بردند. علاوه بر آن مساله فرماندهي و هماهنگي نيروها يكي از مشكلات مهم نبرد خرمشهر بود. اين امر باعث شده بود كه نيروها سازمان خود را از دست داده بودند و تلاش براي سازماندهي و هدايت نيروهاي پراكنده غالبا ناموفق بود. از سوي ديگر، تجهيزات اندك نيروهاي مدافع با تجهيزات گسترده و آتش سنگين دشمن قابل مقايسه نبود.
يگانهاي مامور عراقي در آغاز بامداد29/7/59 شروع به پيشروي در محورهاي تعيين شده خود ميكنند. اما از آنجا كه برخي از واحدها در هنگام پيشروي راه را گم كردند و همچنين به خاطر ترس از لورفتن نقشه، نيروها عقب نشستند. وضعيت تا روز30/7/59، به همين صورت بود. در اين روز توافق گرديد كه براي انجام ماموريت و اجراي نقشه عمليات در ساعات اوليه روز2/8/59 به اجرا درآيد.
طي3 روز تاخير در هجوم، تحركات نيروهاي مهاجم براي ادامه نفوذ در شهر و نزديك شدن به اهداف تعيين شده ادامه يافت و درگيريهاي ديگري رخ داد. با اجراي آتش سنگين در اين سه روز، تعداد ديگري از مدافعان شهيد يا مجروح شدند. در اين ايام، چهل نفر از بچههاي دزفول، بهبهان ، آذربايجان ، تهران و ... خود را براي ياري به خرمشهر رساندند.
فرماندهي دشمن بايگانهاي متعددي كه دراختيار داشت، همه محورها را فعال نگهداشته بود. خصوصا در محور چهل متري، با تلاشي كه واحدهاي مامور در اين محور براي پيشروي به سوي مسجد جامع ميكردند، درگيري شديدي جريان داشت. با نفوذ شبانه مهاجمين به خيابانهاي آرش و عشاير، درگيري در اين خيابان تشديد ميشود. مسجد جامع و خيابان چهل متري، همچنان از اهداف دشمن به شمار ميرود. گروهي از بچههاي خرمشهر در نزديكي مسجد مستقر گرديده و مانع از نزديك شدن دشمن به مسجد جامع ميشوند، تا اينكه در روز سيام مهرماه در اثر اصابت خمپاره بچههاي اين گروه شهيد شده و مسجد جامع حاميانش را از دست ميدهد.
از روز بيست و هشتم مهرماه تا پايان اولين روز آبان، تعداد ديگري از برادران سپاه خرمشهر و ديگر بچهها با شهادت و جراحت از صحنه خارج ميشوند. هرچه از عده مدافعان كاسته ميشود، نفوذ مهاجمان بيشتر ميشود. در اثر اجراي آتش سنگين دشمن، شهر در آتش ميسوخت. نيروهاي عراقي در خيابان چهل متري پيشروي كرده، به اطراف مسجد امام صادق(ع) رسيده بودند. جنگ خانه به خانه ادامه داشت.
نيروهاي مدافع با استقرار در منطقه پل خرمشهر تا فلكه فرمانداري و نيز در خيابان چهل متري و خيابان بستان با دشمن درگير بودند و بدون توجه و اميدي به وعدههاي دروغين بنيصدر و زيردستان او، مبني بر اعزام نيرو و تجهيزات، منتظر قضاي الهي بودند.
مجاهدان و رزمندگان دلاور با جانفشاني و رشادت در مقابل دشمن ايستادگي ميكردند، اما شهادت و جراحت عده زيادي از آنان و دلسردي ناشي از خلف وعدههاي پيدرپي برخي از مسوولان نظامي و كشوري و تسلط گستردهتر دشمن باعث شد كه از عده مدافعان كاسته شود و رزمندگان در فشار و تنگناي بيشتري قرار بگيرند. ديگر اميدي به دريافت كمك و پشتيباني نبود. سختي و فشار به اوج رسيده بود. ياران خميني (ره)، چيزي جز شهادت را در برابر خود نميديدند.
دشمن اشغالگر، علاوه بر قواي قبلي، تيپ6 زرهي را نيز از كارون عبور داده، با تنگ تر كردن محاصره آبادان، وضعيت بحراني را تشديد نموده وخرمشهر را در تنگناي بيشتري قرار داد. تشديد تهاجمهاي يگانهاي عراقي، خرمشهر را در معرض سقوط قرار داده بود. نيروهاي اندك باقيمانده و داوطلبان اندكي كه گاه وارد خرمشهر ميشدند، با استقرار در راههاي نفوذ متعددي كه از جاده كمربندي و معابر ديگر به خيابان چهل متري، فلكه فرمانداري و پل منتهي ميشد، در كمين دشمن نشستند. عدهاي از برادران تكاور نيروي دريايي ارتش، دفاع از محور جنوبي شهر و جلوگيري از نفوذ عراقيها از طريق گمرك به سوي مركز شهر و پل را عهدهدار شدند. در مقابل حجم سنگين آتش توپخانه، تانكها و خمپارهاندازهاي دشمن، آتش چند خمپارهانداز خودي، چندان كارساز نبود.
در آخرين مرحله هجوم، درگيري خياباني و خانه به خانه تشديد شده و هر رزمنده در مقابل دهها كماندوي مجهز دشمن به نبرد ادامه ميدهد تا شايد شهر سقوط نكند. اما دشمن پيدرپي يگانهاي تازه نفس وارد خرمشهر ميكند، طوري كه در آخرين هجوم، علاوه بر يگانهاي موجود، پنج گردان نيروي كماندويي و نيروي مخصوص به همراه گروهان تانك و پشتيباني چند آتشبار توپخانه و خمپارهانداز، ماموريت مييابند تا از مسيرهاي مختلف خود را به پل برسانند. در حالي كه مجموع نيروهاي مدافع خرمشهر حتي به يك گردان هم نميرسد. دشمن روزها با ديدهباني از روي ساختمانهاي بلند، مواضع خودي را زير آتش خمپاره ميگيرد و با تاريكي هوا، توپخانههايش را فعال ميكند. خمپارهها بيش از همه بچهها را تحت فشار قرار ميدادند. تلاش دشمن براي پيشروي ادامه يافت. بچه ها با ايستادگي از پيشروي آنها جلوگيري كردند، طوري كه طي دو روز25 و26 مهر، دشمن موفقيت چنداني كسب نكرد. نيروهاي رزمنده از پاي ننشسته و در مقابل نيروهاي دشمن ايستادگي ميكنند، يا در محورهايي به آنها حمله ميكنند. با اين وجود روز به روز در تنگناي بيشتري قرار ميگيرند.
از روز بيست و هفتم مهر، بر فشار يگانهاي مهاجم براي پيشروي افزوده ميگردد. مدافعان بيش از همه نگران محور مركزي شهر، مسجد جامع و پل بودند، براي همين بيشتر در راههايي كه به اين مكانها ختم ميشود موضع ميگرفتند. نيروهاي عراقي با پيشروي در محور مركزي سعي ميكردند خود را به نقاط حساس و مهم شهر برسانند. اما بچههااجازه نميدادند كه قواي دشمن به سادگي پيشروي كرده، يا به راحتي نفوذ كنند. دشمن براي هر قدم پيشروي متحمل تلفاتي ميشد. گروههاي چند نفره از بچههايي كه با شهر آشنايي بيشتري داشتند دست به عمليات چريكي ميزدند و تلفات و خساراتي بر دشمن وارد ميكردند.
در روز بيست و هفتم مهر، قسمتي از گمرك و يك چهارم شهر در تصرف دشمن بود. با اينكه نيروهاي خودي خسته بودند و تعدادي از فرماندهان شهيد شدهبودند، اما تا آخرين فشنگ مقاومت مي كردند.
دشمن درصدد ايجاد و تحكيم سنگرهاي خود در اطراف و داخل شهر بوده و با محاصره كامل شهر درصدد نفوذ بيشتر بود. بر اثر اجراي آتش توپخانه و خمپارهاندازها، تعداد زيادي خمپاره در سطح شهر باقي ماند كه امكان جمعآوري آنها نبود. در اين روز سه بار شهرهاي آبادان و خرمشهر مورد حمله هوايي دشمن قرار گرفت و تلفات و خسارات زيادي ببار آمد.
در روز) 28/7/59 عيد قربان ) مسجد جامع، پايگاه اصلي پشتيباني مدافعان خرمشهر نيز زير آتش خمپارههاي دشمن قرار ميگيرد. عدهاي شهيد و مجروح ميشوند و وضع مسجد به هم مي ريزد. اين عمل دشمن دل و روح رزمندگان را آزرده و جريحهدار مي كند.
با قرار گرفتن مسجد جامع زير آتش مستقيم دشمن، رزمندگان مركز پشتيباني خود را از دست ميدهند. لذا از روز28 مهرماه، وضعيت پشتيباني به گونهاي بحراني ميشود كه خونين شهر حتي از نظر نان در مضيقه قرار ميگيرد. تا جايي كه از قرارگاههاي خارج شهر تقاضاي غذا، آب و مهمات مي شود.
با احساس خطر بيشتر، از مردمي كه هنوز با حضور خود در خرمشهر به پشتيباني از مدافعان ادامه ميدهند، درخواست ميشود كه خرمشهر را ترك كنند، اما آنها بر حضور خود اصرار ميورزند. بالاخره با التماس و خواهش، اكثر پدران، مادران و خواهراني كه تا آن زمان باقيمانده بودند، از شهر بيرون ميروند. در روزهاي آخر ديگر حتي آبي نبود كه اين پشتيبانان به رزمندگان برسانند. بيمارستان پر از غيرنظاميان مجروح شده بود. نبودن آب، برق، بهداشت، خطوط ارتباطي، سوخت و عدم جايگزيني تجهيزاتي كه از بين مي رفت نيروها را رنج مي داد.
با توجه به عدم موفقيت طرحي كه دشمن از روز23/7/59 ، براي تكميل و اشغال خرمشهر به اجرا درآورد، فرمانده نيروهاي مسلح عراق، براي يكسره كردن كار، پيدرپي يگانهاي تازه نفس و واحدهاي پشتيباني اعزام مينمود. در روزهاي بيست و هفتم و بيست و هشتم مهرماه، فرماندهي مهاجمان، اقدام به طرحي ديگر ميكند تا خرمشهر را به اشغال درآورد. براساس اين طرح قرار شد كه ضمن تسلط بر پل، نيروهاي مدافع در خرمشهر محاصره شوند. همچنين پيشروي ستوني به سوي مسجد جامع ادامه يابد. سمت چپ شهر دور زده شود و پل تصرف گردد. ماموريت هريك از يگانها براي نيل به اهداف مذكور مشخص گرديد. طرح اين نقشه، ايجاد ممانعت از رسيدن تداركات به نيروهاي مدافع بود، زيرا بيشترين مقاومت در منطقه مسجد جامع صورت ميگرفت. براي رعايت اصل غافلگيري قرار شد زمان عمليات ساعت24 روز28/7/59 باشد.
نيروهاي مدافع حاضر در خرمشهر حدود30 تا50 روز بود كه دراين شهر حضور داشتند و در خستگي جسمي و روحي به سر مي بردند. علاوه بر آن مساله فرماندهي و هماهنگي نيروها يكي از مشكلات مهم نبرد خرمشهر بود. اين امر باعث شده بود كه نيروها سازمان خود را از دست داده بودند و تلاش براي سازماندهي و هدايت نيروهاي پراكنده غالبا ناموفق بود. از سوي ديگر، تجهيزات اندك نيروهاي مدافع با تجهيزات گسترده و آتش سنگين دشمن قابل مقايسه نبود.
يگانهاي مامور عراقي در آغاز بامداد29/7/59 شروع به پيشروي در محورهاي تعيين شده خود ميكنند. اما از آنجا كه برخي از واحدها در هنگام پيشروي راه را گم كردند و همچنين به خاطر ترس از لورفتن نقشه، نيروها عقب نشستند. وضعيت تا روز30/7/59، به همين صورت بود. در اين روز توافق گرديد كه براي انجام ماموريت و اجراي نقشه عمليات در ساعات اوليه روز2/8/59 به اجرا درآيد.
طي3 روز تاخير در هجوم، تحركات نيروهاي مهاجم براي ادامه نفوذ در شهر و نزديك شدن به اهداف تعيين شده ادامه يافت و درگيريهاي ديگري رخ داد. با اجراي آتش سنگين در اين سه روز، تعداد ديگري از مدافعان شهيد يا مجروح شدند. در اين ايام، چهل نفر از بچههاي دزفول، بهبهان ، آذربايجان ، تهران و ... خود را براي ياري به خرمشهر رساندند.
فرماندهي دشمن بايگانهاي متعددي كه دراختيار داشت، همه محورها را فعال نگهداشته بود. خصوصا در محور چهل متري، با تلاشي كه واحدهاي مامور در اين محور براي پيشروي به سوي مسجد جامع ميكردند، درگيري شديدي جريان داشت. با نفوذ شبانه مهاجمين به خيابانهاي آرش و عشاير، درگيري در اين خيابان تشديد ميشود. مسجد جامع و خيابان چهل متري، همچنان از اهداف دشمن به شمار ميرود. گروهي از بچههاي خرمشهر در نزديكي مسجد مستقر گرديده و مانع از نزديك شدن دشمن به مسجد جامع ميشوند، تا اينكه در روز سيام مهرماه در اثر اصابت خمپاره بچههاي اين گروه شهيد شده و مسجد جامع حاميانش را از دست ميدهد.
از روز بيست و هشتم مهرماه تا پايان اولين روز آبان، تعداد ديگري از برادران سپاه خرمشهر و ديگر بچهها با شهادت و جراحت از صحنه خارج ميشوند. هرچه از عده مدافعان كاسته ميشود، نفوذ مهاجمان بيشتر ميشود. در اثر اجراي آتش سنگين دشمن، شهر در آتش ميسوخت. نيروهاي عراقي در خيابان چهل متري پيشروي كرده، به اطراف مسجد امام صادق(ع) رسيده بودند. جنگ خانه به خانه ادامه داشت.
نيروهاي مدافع با استقرار در منطقه پل خرمشهر تا فلكه فرمانداري و نيز در خيابان چهل متري و خيابان بستان با دشمن درگير بودند و بدون توجه و اميدي به وعدههاي دروغين بنيصدر و زيردستان او، مبني بر اعزام نيرو و تجهيزات، منتظر قضاي الهي بودند.
لینک کپی شد
نظر شما
