مصاحبه - اميرسرتيپ2عزت الله غفورزاده
اما بدنه مردمى ارتش ايران يکى از استثنايى ترين وضعيت ها را در تاريخ انقلاب هاى جهان به وجود آورد. بدين معنى که نيروى زمينى به جاى رودررو قرار گرفتن با انقلاب، به دفاع از آن و مقابله با تجزيه طلبان داخلى و متجاوزان خارجى برخاست و نيروهاى مردمى را که حفظ و حراست از دستاوردهاى انقلاب را برخود واجب دانسته و به صحنه هاى پيکار شتافته بودند، در کنار خود گرفت. به اين ترتيب استکبار جهانى با ايجاد بلوا در گوشه و کنار مملکت نتوانست با فريب پرسنل و فرماندهان ارتش و نيروى زمينى با ترفند عدم مقابله مجدد با مردم انقلابي، آنان را به سکوت و سکون وادارد، زيرا به هر حال آنان با آگاهى و توجه به سياست استعمارى که در لابلاى اوراق تاريخ کشورمان رقم خورده است، آشنايى داشته و لذا به مجرد اينکه زمزمه تجزيه ميهن عزيزمان از بلندگوهاى دشمنان به گوش رسيد، ارتش و بويژه نيروى زمينى چون صفى پولادين به همراه مردم سلحشور و مسلمان در پناه قاطعيت رهبري، طومار وجود خود باختگان را در زمانى محدود در هم پيچيدند و نواى تجزيه سرزمين الهى را براى هميشه خاموش ساختند. لذا در طول سال 58 يگان هاى نيروى زمينى در مناطق مختلف آشوب زده کشور به ويژه غرب و شمال غرب به رويارويى با جنايتکاران خارجى و خود فروختگان داخلى پرداخت. با شکست اين توطئه، استعمار جهانى به منظور خنثى کردن انقلاب و به زانو درآوردن حکومت نوپاى انقلابى ، يکى از مزدوران منطقه را که داعيه زعامت منطقه و رهبريت جهان عرب را در سر مى پروراند ودر عين حال عقده هاى گشوده نشده اى از ملت ايران در دل داشت، وادار کرد تا از طريق لشکرکشى نظامي، جمهورى اسلامى ايران را با شکست مواجه ساخته و کماکان منافع از دست رفته زورگويان را در منطقه احيا کند، لذا با به صدا درآمدن طبل ناخوشايند جنگ که توسط صدام حسين در طول 1300 کيلومتر مرز مشترک مان آغاز شد، نيروى زمينى که بيش از نيمى از توان رزمى خود را در مناطق آشوبزده آذربايجان غربى و کردستان به کار گرفته بود، با سرعت و دلاورانه به مقابله با متجاوز شتافت و در بحبوحه بحران و شرايط ناکارآمدى سيستم فرماندهى و کنترل، با استفاده از امکانات باقى مانده به بازسازى خود و تقويت جبهه ها برخاست. با آغاز تجاوز، نيروى زمينى ضمن بازسازى سريع و انجام مقابله با عمليات اخلالگرانه گروه هاى خود فروخته که در مناطق شرق و غرب ايجاد تشنج مى کردند، با انجام تجزيه و تحليل سريع وضعيت، سه اقدام اساسى را انجام داد؛ 1 - سد کردن پيشروى دشمن در سرتاسر مرز مورد تجاوز -2 زمينگير کردن دشمن -3 درگيرى قاطع و انهدام متجاوز و سرانجام تامين مرز کشور جمهورى اسلامى ايران.
نيروهاى مردمى از چه زمانى وارد جبههها شده و به نيروهاى ارتش پيوستند؟
نيروهاى مردمى با شروع جنگ همگام با ارتش به سمت جبهه هاى نبرد حق عليه باطل روانه شدند. در اين زمان ارتش و بخصوص نيروى زمينى علاوه بر بازسازى سازمان به هم ريخته خود و تلاش در ترميم سيستم هاى مختلف و بخصوص سيستم فرماندهى و کنترل، مسئوليت آموزش و تجهيز مردم انقلابى را به عهده گرفت و با استفاده از مساجد، تکايا، مدارس و موسسات دولتى روند آماده سازى جوانان انقلابى و مردمى را که آماده دفاع از انقلاب خود بودند، با شدت و جديت هرچه بيشتر آغاز کرد.
ادوات، سلاح ها و تجهيزات نظامى چگونه در اختيار نيروهاى مردمى قرارمى گرفت و به چه نحوى اين سلاح ها را به کار مى بردند؟
نيروى زمينى ضمن ايفاى نقش موثر در آموزش منظم و پيگير کليه داوطلبان جنگ و تجهيز آنان با استفاده از مقدورات لجستيکى خود، به منظور متوقف ساختن سيل پيشروى دشمن که با يگانهاى مجهز و آموزش ديده شروع شده بود، با تجديد سازمان يگان هاى تابعه و کمک و همراهى نيروهاى داوطلب آموزش ديده و استعانت از خداوند بزرگ، توانست ضمن گسترش در منطقه و مقابله با نيروى متجاوز، پيشروى او را کند و سرانجام او را وادار به توقف کند. براى استفاده از توان نيروهاى مردمي، لازم بود تا نسبت به آموزش نظامى و آماده سازى آنان براى نبرد اقداماتى صورت گيرد. پس از آموزش و يادگيرى توانمندى هاى لازم براى کاربرى سلاح، ارتش در حد مقدورات خود از نيروهاى مردمى در جاى جاى جبهه هاى مقابله حق عليه باطل استفاده مى کرد که اين نيروها نقش برجسته اى در پيروزى مقابل دشمن بعثى ايفا کردند.
کنترل، هدايت و راهنمايى عمليات مردمى در روزهاى اوليه پيوستشان به جبهه ها چگونه بود؟
با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامىمان در شهريور 59 اين اعتقاد قوت گرفت که بايد سازماندهى دقيقى براى تشکيل بهتر نيروهاى مردمى انجام شود و از آن پس نيروهاى مردمى به عنوان صاحبان اصلى انقلاب اسلامى براى حضور گسترده در جبهه، گروه گروه به بدنه مدافعان از مرزهاى جمهورى اسلامى ملحق شدند و عمليات هايى چون طريق القدس، حصر آبادان، فتح المبين، ثامن الائمه(ع)، والفجر 8 ، کربلاى 5 و .... از دستاوردهاى عظيم اين تشکل الهى بود. براى سازماندهى اين نيروها، تمامى امکانات همچون مدارس، مساجد و... وآموزش نيروهاى مردمى در قالب نيروهاى ارتش، سپاه و بسيج مورد استفاده قرار گرفتند. هرچند که تا زمان حضور بنى صدر، کارشکنى هايى در به کارگيرى اين نيروها انجام مى شد، اما پس از برکنارى او و تشکيل ستاد مشترک فرماندهى ميان ارتش و سپاه، استفاده از توان نيروى مردم سلحشور شدت گرفت و آنان نقش پر رنگ ترى را در ميدان هاى نبرد ايفا کردند.
چرا خرمشهر سقوط کرد؟
اواخر شهريور 1359، هر چند خرمشهر هنوز زير آتش قرار نگرفته بود، اما وضعيتى متشنج داشت. درگيرى در پاسگاه هاى مرزى شروع شده بود، سرمايه دارها از اولين روزهاى التهاب شروع به ترک شهر کرده بودند، ولى آغاز جنگ براى مردم شهر و مسئولان، ناباورانه بود. در هفته آخر شهريور با گسترش درگيرى هاى مرزي، روستاييان مناطق شلمچه، خين و مومنى و نقاط ديگر به سوى خرمشهر روانه شده بودند. تلاش گروههاى موسوم به «خلق عرب» نيز از عوامل افزايش تشنج در سطح شهر بود. در نهايت حمله برق آساى ارتش عراق در 31 شهريور 1359 شروع شد و برابر طرح حمله سراسرى دشمن، اشغال خرمشهر بايد به عنوان اولين گام هاى ارتش عراق انجام مىشد. نيروهاى عراقى در محور شلمچه - خرمشهر در حالى که توانايى کافى براى عبور از رودخانه و حرکت در خشکى را داشتند، با استفاده از امکانات خود توسط لشکر 5 مکانيزه و 30 زرهي، تيپ هاى 26 زرهى و 15 مکانيزه در روز 31 شهريور هجوم گسترده اى را به طرف خرمشهر آغاز کردند. اين هجوم همراه با حمايت هوايى و آتش توپخانه بود که تمام مناطق خرمشهر را مورد حمله قرار داد. يگانهايى از لشکر 92 زرهى نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران از جمله گردان 151 به فرماندهى شهيد مصطفى کبريايي، همراه عناصرى از سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و نيروهاى داوطلب مردمى و تکاوران دريايى و يگان هاى ديگر به صورت پراکنده در مقابل حمله دشمن مقاومت مى کردند. دشمن قصد داشت خرمشهر را تصرف و رودخانه اروند را تامين کرده و راه خود را براى حرکت به طرف آبادان و اهواز از اين محور تسهيل کند و در نهايت به منابع صنعتى و نفتى استان خوزستان دست يابد. مقاومت دليرانه و سرسختانه ارتش، سپاه و مردم ايران در طول 34 روز نبرد سنگين و تن به تن، حماسه هاى بديعى را از ايثار و شهامت خلق کرد. عراق نه تنها نتوانست از طريق آب اقدامى را انجام دهد، بلکه بعد از تصرف قسمت شمال غربى خرمشهر، در شمال رودخانه اروند مجبور به توقف در کنار پل شد و هرگز نتوانست قسمت ديگر خرمشهر را اشغال و تصرف کند. در نهايت نيز نيروهاى عراقى از وحشت حمله رزمندگان ارتش ايران مجبور شدند پل را در سمت خودشان تخريب کرده و در ساحل رودخانه پدافند کنند. عراق در طول 34 روز نبرد شديد و مداوم ، توانست بعد از پذيرش تلفات و ضايعات بسيار سنگين، از مرز عبور کرده و قسمت اعظم خرمشهر را به اشغال خود درآورد و به علت عدم دستيابى به اهداف از پيش تعيين شده، با عبور از کارون در شمال آبادان به طرف بهمنشير حرکت و به طور ناقص آبادان را محاصره کرد. در اين عمليات نقش گردان 151 دژ، بسيار با اهميت ارزيابى شده است. هر چند در پايان، گردان تقريبا متلاشى شده بود؛ ولى ايستادگى پرسنل آن در عدم وصول عراق به اهداف اصلي، نقش اساسى داشته است.
در زمان مقاومت و ايستادگى رزمندگان تا سقوط خرمشهر، نيروهاى مردمى در کنار رزمندگان نيروى زمينى چه نقش و تاثيرى در دفاع و مقاومت داشتند؟
روز اول حمله عراق مصادف بود با جنب و جوش آغاز مدارس و جوانانى که براى دفاع از شهر و بسيج عمومي، در استاديوم ورزشى خرمشهر گرد هم آمدند. ناگهان بارانى از آتش به شهر خرمشهر بخصوص نقاط پر جمعيت و مستضعف نشين فرود آمد و مردم را به خاک و خون کشيد و اين حادثه باعث شد روحيه انتقام و دفاع از ميهن در جوانان کشورمان تشديد شود. مسجد جامع خرمشهر، پناهگاه و ميعادگاهى بود که نقش اصلى آن با هجوم دشمن آغاز شده و مرکز بسيج نيروها و اعزام آنان شد. کليه نيروها و حتى خواهران نيز به سرعت در شهر بسيج شده و ضمن مسلح شدن، براى حراست از اماکن حساس اعزام شدند. از روز سوم و چهارم حمله عراق، با ادامه پيشروى دشمن به سوى شهر، برخى خانوادهها بدون برداشتن اثاثيه و تنها با يک ساک همراه بچه هاى خود، پاى پياده راهى جادهها شده و سيل انسان ها در جاده خرمشهر- اهواز جارى شد. اما با اين حال، بسيارى از خانوادهها راضى به ترک شهر نشده و مشغول امداد رسانى به رزمندگان شدند. مساجد، حسينيهها و تکايا از روزهاى اول هجوم، پايگاه رزمندگان و مردم شدند و اين اماکن مقدس همانند زمان قبل از پيروزى انقلاب که در مبارزه با رژيم ستمشاهى نقش اساسى داشتند، در مقابله با دشمن بعثى در طول مقاومت 34 روزه خرمشهر نيز نقش اساسى را ايفا کردند.
موفقيت و پيروزى ها در آزاد سازى خرمشهر به چه عوامل و دلايلى برمى گردد؟
دلايل متعددى را مى توان در پيروزى رزمندگان اسلام برشمرد که عبارتند از؛ الف: ايمان و انگيزه قوى در ميان رزمندگان اسلام براى بازپس گيرى بخش هاى اشغالى کشور ب: فرماندهى هوشمندانه امام خمينى (ره) ج: اتحاد و همبستگى ميان نيروهاى ارتش، سپاه و بسيج د: طرح ريزى دقيق حمله توسط فرماندهان ارشد نيروهاى مسلح و: حمايت همه جانبه مردم از نيروهاى مسلح ه: مقاومت مردم خرمشهر در مقابل دشمن بعثي.
علل ناکامى دشمن در دستيابى به اهدافش در خاک ايران را بيان کنيد؛
براى ناکامى دشمن در خرمشهر مى توان دلايل بسيارى را برشمرد از جمله؛ الف: اعتماد به نفس کاذب از حضور در موقعيتى استراتژيک همچون خرمشهر با موانع دفاعى مستحکم و حمايت همه جانبه کشورهاى منطقه که دشمن را بيش از حد مغرور ساخته بود ب: دستکم گرفتن توانمندى نظامى نيروهاى ايرانى و عدم توجه به ابعاد غيرمشهودى همچون روحيه، دين باورى و غيرت رزمندگان اسلام که هر غير ممکنى را ممکن مى ساخت ج: حمله کوبنده رزمندگان اسلام به مواضع دشمن و عبور غيرتمندانه از موانع مستحکم دشمن د: فرماندهى هوشمندانه نيروهاى مسلح و هماهنگى ميان رزمندگان ارتشي، سپاهى و بسيجي.
عمليات بيت المقدس چه نشانه هايى از نوآورى و ابتکار داشته است؟
برخى از اصول اساسى که نشانه نوآورى در عمليات بيت المقدس محسوب مى شوند، عبارتنداز: الف) اصل هدف: رعايت اصل هدف در اين عمليات، به وضوح قابل لمس است که با توجه به نتايج و بازتاب هاى سياسي، نظامى و اقتصادى آن مى توان گفت اين عمليات، هم داراى هدف هاى تاکتيکى و هم استراتژيکى منطقى و حساب شدهاى بوده است ب) اصل آفند: عمليات بيتالمقدس نمونه بارز رعايت اصل آفند براى رسيدن به هدف هاى تعيين شده و انهدام توان رزمى و ميل جنگجويى دشمن و تحميل اراده به دشمن بود ج)اصل مانور: شايد بتوان گفت که بهترين و بزرگترين مانور نيروهاى ما در طول جنگ تحميلى در عمليات بيتالمقدس طرح ريزى شده است. نيروهاى شرکت کننده خودى در اين نبرد بلافاصله پس ازعمليات فتح المبين، از منطقه غرب دزفول با سرعت به جنوب در فاصله 200 کيلومترى تغيير مکان دادند، که اين حرکت در نوع خود کم نظير بود د) اصل غافلگيري: در عمليات بيت المقدس، اصل غافلگيرى با غافلگير کردن دشمن از نظر زمان و مکان، توسط نيروهاى مسلح ما به نحو مطلوب رعايت شده و رزمندگان ما توانستند پيش بينى ها و طرح هاى نيروهاى متجاوز را خنثى کنند و) اصل سادگى : طرح عمليات کربلاي3، با وجود اينکه توام با عمليات عبور از رودخانه بود و منطقه وسيعى را شامل مىشد، ولى اساسا يک طرح ساده بود. به طور کلى طرح شامل يک مرحله عبور از رودخانه و تصرف و تامين سرپل و يک مرحله پيشروى به سوى باختر بود. وسايل لازم براى عبور از رودخانه فراهم شده بود و ساحل دور نيز دردست نيروهاى خودى بود، بنا بر اين مشکل عمدهاى براى عبور از رودخانه وجود نداشت ه)اصل وحدت فرماندهي: در نبرد بيت المقدس از سيستم دو فرماندهى بر عمليات استفاده شد، بنا بر اين از نظر شکل ظاهري، وحدت فرماندهى به مفهوم کلاسيک آن رعايت نمى شد. اما وحدت فکرى و تفاهم و توافق کامل موجود بين فرمانده نيروى زمينى ارتش و فرمانده کل سپاه پاسداران، تا حدودى در رده هاى پايين تر نيز سبب شد که دو گانگى ظاهرى فرماندهي، اختلال بازدارندهاى در هدايت عمليات ايجاد نکرده و نتايج مثبت عمليات فتح المبين و بيتالمقدس نيز به دليل وحدت و تفاهم کامل اين دو فرمانده بود.
با انتصاب شهيد صياد شيرازى به عنوان فرمانده نيروى زمينى که نتيجه آن پيوند سپاه و ارتش بود، طرح ريزى عمليات مشترک اين دو نيرو براى آزاد سازى خرمشهر چه تغيير و تحولاتى را موجب شد؟
در راه هماهنگى سپاه و ارتش در اوايل جنگ مخصوصا قبل از فرار بنى صدر، موانع زيادى بود که ايجاد پيوند بين ارتش و سپاه را امکان پذير نمى کرد و چون امام امت به هماهنگى رزمندگان در جبهه هاى نبرد عنايتى خاص داشتند، پيروان صادق خط امام از نهادهاى انقلابى گرفته تا نيروهاى متعهد در ارتش جمهورى اسلامي، براى پياده کردن چنين اصلى دائم در تلاش بودند و با تمام موانعى که پيش رو بود، مقابله مى کردند. در حالى که در زمان بنى صدر خائن، پيوند ارتش و سپاه به رسميت شناخته نمى شد، اين امر به صورت نهايى بين نيروهاى ارتش و سپاه تا حدودى برقرار بود. اين پيوند هر چند که رسميت نداشت، ولى در اولويت اول بود و تا آنجا که براى نيروهاى متعهد ارتش ميسر بود، با برادران سپاه همکارى مى کردند. پس از عزل بنى صدر خائن، اين پيوند به طور علنى و يکپارچه آشکار شد. با برطرف شدن موانع هماهنگى بين سپاه و ارتش، فرصت به کارگيرى انديشه هاى جديد نظامى به وجود آمد که از اسفند ماه 1359 پايه ريزى و در نبردهاى محدود از جمله عمليات فرمانده کل قوا در 60/3/21 آزمايش شده بود. علاوه بر اين، با رفع موانع براى ورود سپاه به ميدان جنگ، زمينه لازم براى جذب نيروهاى انقلابى و شکل دهى به اين نيروها در قالب سازمان رزم، به وجود آمد و ظرفيت به کارگيرى نيروهاى مردمى ايجاد شد. بر همين اساس سپاه بايد در کنار ايجاد امنيت در کشور و مقابله با جريانى که مردم، دولت، مجلس و قوه قضاييه را تهديد مى کرد، به مسئله جنگ به عنوان اصلى ترين ماموريت خود مى پرداخت. در وضعيت جديد، مسئوليت سپاه در جنگ بسيار مهم بود و تحول در فرماندهى ارتش که با فرماندهى سرهنگ على صياد شيرازى در نيروى زمينى ارتش ايجاد شده بود و هماهنگى فوقالعاده وى و ستادش با سپاه، اين مسئوليت را سنگين تر مىکرد. تعيين استراتژى جديد نظامي، تعيين مناطق عملياتي، حفظ ابتکار عمل در نبردها، چگونگى گسترش سپاه براى جذب بيشتر نيروهاى مردمى و مقابله اساسى با دشمن و نيز نقش سپاه و ارتش، از جمله مواردى بود که به خوبى پى گيرى شد و به سرانجامى مطلوب رسيد. سپاه و ارتش به طورمشترک در تبيين و اجراى اين موارد عمل کردند و در چهار عمليات گسترده در جنوب، محاصره آبادان، اهواز، شوش و دزفول را شکستند و شهرهاى بستان و خرمشهر را آزاد کردند و در بسيارى از نقاط خوزستان به مرز دست يافتند.
پس از فتح خرمشهر تا پايان جنگ، موازنه قدرت به چه صورت و برترى با کدام طرف بود؟
پس از نبرد خرمشهر، ورق جنگ به سمت ايران برگشت. نيروهاى ايرانى که تا قبل از آن بيشتر مدافع بودند، پس از اين حادثه، برترى تهاجمى را برعهده گرفتند. رسانههاى خارجى و تحليلگران سياسى و نظامى در اين زمينه به چند عامل اساسى اشاره کرده و برترى سياسى - نظامى ايران را با تکيه بر اين عوامل مورد تاکيد قرار دادند؛
الف) خاستگاه اجتماعى رزمندگان اسلام و تعهد و اعتقاد آنان به آرمانهاى انقلاب اسلامى و رهبرى امام خميني(ره) که نجات محرومين و مستضعفين را سر لوحه اهداف خود قرار داده بود ب) روحيه شهادت طلبى رزمندگان اسلام و تاثيرات آن در کسب پيروزى و غلبه بر مشکلات و موانع ج) برخوردارى ايران از اراده مصمم و عزم راسخ براى جنگيدن د) افزايش هماهنگى و همکارى بين نيروهاى ارتش و سپاه و کسب تجربه و تخصص نظامى ه) برترى استراتژيکى و تاکتيکى ايران بر عراق و) احياى مجدد توان رزمى ايران که پس از پيروزى انقلاب اسلامى رو به ضعف نهاده بود و تاثيرات پيروزى هاى نظامى بر تثبيت موقعيت جمهورى اسلامى در منطقه.
علاوه بر اين، نبرد خرمشهر شکست سياسى عراق را نيز در پى داشت. در بررسى آزاد سازى خرمشهر، «تاکتيک نظامى ايران»، «طرح ريزى عمليات عبور از رودخانه کارون»،«سرعت عمل در تصرف خرمشهر» و مقايسه آن با زمان تهاجم عراق به خرمشهر و تاخيرى که در اشغال شهر صورت پذيرفت، بيش از ساير مسائل مورد توجه قرار گرفت و همه اين شواهد و قرائن، دلالت بر ضعف و ناتوانى روحى و فيزيکى عراق مى کرد. خرمشهر، آخرين برگ برنده عراق براى مذاکرات به اصطلاح صلح بود و براى حفظ آن سرمايه گذارى وسيعى انجام داده بود. ولى آزاد سازى آن با اين سرعت،حکايت از تضعيف شديد نيروهاى مسلح عراق مى کرد. به طورکلى آنچه که رسانه هاى خارجى و کارشناسان و تحليلگران نظامى درباره وضعيت جديد عراق و ضعف و ناتوانى اين کشور مورد توجه قرار دادند، عمدتا شامل محورهاى زير بود؛ الف) شکست سياسى - نظامى عراق از نظر استراتژيکى و تاکتيکى ب) از دست دادن برگ برنده براى مذاکرات صلح ج) ضعف روحى نيروهاى عراقى و تحقيرهاى ناشى از شکستها و عقب نشينىهاى پى در پى د) فزونى يافتن مشکلات اقتصادى عراق، به ويژه پس از مسدود شدن خط لوله صدور نفت از اين کشور توسط سوريه ه) ترديد کشورهاى عربى در مورد توانايى نظامى عراق، با وجود کمک هاى همه جانبه مالى (25 ميليارد دلاري)، سياسي، تبليغاتى و نظامى و) ابهام حاميان عراق در مورد سرنوشت رژيم اين کشور و حيات سياسى صدام. همچنين پس از آزادسازى خرمشهر، جمهورى اسلامى ايران در فاصله زمانى شهريور 1359 تا قبل از شکسته شدن محاصره آبادان (مهر1360) در حالتى تقريبا پدافندى قرار داشت. بى ثباتى در جبهه داخلى و فقدان توانايى نظامى لازم براى باز پس گيرى مناطق اشغالى دو مشخصه بارز وضعيت جمهورى اسلامى در اين دوره بود. در پى تحولات در جبهه داخلى و تاثير آن بر جبهه نظامى با شکسته شدن محاصره آبادان، روند جنگ به يک حالت آفندى تغيير کرده و ابتکارعمل به دست نيروهاى مسلح ايران افتاد و عملياتهاى پى در پى نظامى موفق انجام شد.
چه عواملى فتح خرمشهر را از ساير فتوحات نيروهاى جان برکف اسلام در جنگ متمايز مى کند و نقش فرماندهى و استقامت امام خمينى (ره) در اين زمينه چيست؟
دلايل تمايز نبرد خرمشهر با ديگر فتوحات رزمندگان اسلام عبارتند از؛ الف) انگيزه، ايمان، اعتقاد و رعايت اصول جنگ، تنها عوامل موثر پيروزى در عمليات نيستند، بلکه عواملى مانند ملاحظات سياسي، افکار عمومي، مشروعيت و مقبوليت نظام و فرماندهى عالي، حمايت مسئولان بلند پايه نظام و نخبگان حاکم و ميزان قدرت روحى رزمندگان نيز از عواملى هستند که بايد به طور دقيق مورد توجه قرار گيرند. ايمان به پيروزى و اصالت و حقانيت نبردى که عليه متجاوزان در جريان بود، آنچنان قدرت و توانايى به رزمندگان ما داده بود که در صحنه عمليات بيتالمقدس، تا سرحد شهادت قبول خطر کرده و با ايثار خون پاک خود، سرزمينهاى اشغالى را از لوث وجود متجاوزان پاک کردند
ب) روحيه شهادت طلبي:
آنچه در تصور دشمنان قسم خورده جمهورى اسلامى ايران نمىگنجيد، روحيه شهادت طلبى و بذل جان و مال توسط مسلمانان در راه دفاع از ميهن اسلامى بود و اين نشات گرفته از تعاليم دين مبين اسلام و تعهد و ايمان آنان به خداوند و خط سرخ شهادت در راه خداست و اين نکته اى بود که در بازى جنگ صدام روى آن حساب نشده بود، لذا ديکتاتورعراق که نقشه فتح چند روزه تهران را در سر مىپروراند، در پشت دروازه هاى خرمشهر، 34 روز متوقف و در نهايت با شرمسارى مجبور به ترک خرمشهر شده و مفتضحانه شکست خورد ج) انسجام ملي: در خرمشهر طوايف مختلفى ازاعراب، عشاير و فارس حضور دارند که در پيش از انقلاب و حتى پس از پيروزى انقلاب فعاليت داشتند، هر چند که رژيم عراق پس از پيروزى انقلاب در گروهى از ناسيوناليست هاى عرب با هدف ايجاد اختلاف و تجزيه خوزستان اقدام به تفرقه افکنى و فتنه کرد، اما در طول دفاع مقدس و اشغال تا آزادى خرمشهر تمامى قوميت هاى خرمشهر با هم متحد شدند و به دفاع جانانه از ميهن و شهر خود پرداخته و انسجام ملى خود را حفظ کردند
د) افزايش همکارى و هماهنگى بين نيروهاى مسلح:
عمليات بيت المقدس نمونه بارز عمليات مشترک بين نيروهاى ارتش و سپاه است و يکى از دلايل موفقيت اين عمليات بزرگ همين انسجام و وحدت نيروها بود. طرح ريزى دقيق و ايجاد قرارگاه هاى مشترک و هماهنگى دقيق يگان هاى ارتش و سپاه، باعث شد بزرگترين عمليات نظامى ايران عليه عراق با موفقيت کامل انجام شود.
رهبرىهاى حضرت امام خمينى (ره) باعث شد که جنگ عامل پيوند و انسجام روزافزون شود و حلقه اتحاد مردم حول رهبرى ايشان روز به روز تنگ تر شود تا افرادى که با اين جريان همسو نبودند، در خارج اين دايره قرار گيرند. بنى صدر به عنوان يکى از مهمترين عوامل شکستهاى شش ماهه ايران، در فروردين 59 عزل شد و معادلات سياسى و نظامى ايران شکل تازهاى به خود گرفت. عزل بنى صدر ، افشاى توطئه ها ، وقايع تکان دهنده پياپى مثل ترورها و بمب گذارى ها، همه و همه حقانيت خط امام و مظلوميت آن را اثبات مى کرد . امام نيز بعد از هرکدام از وقايع دلخراش، در پيامى به مردم آنان را اميدوارتر مى کردند و لزوم خشکاندن ريشه تهاجمات را واجبتر. درواقع، امام خمينى به خوبى نقطه آغاز حرکت براى ايستادن در مقابل دشمن را «شخصيت سازى فرهنگى جامعه» با انتقال آموزههاى اسلام در اين زمينه به عنوان سير اساسى تحول در جبهه هاى نبرد تشخيص داده و دست به يک تحول عظيم فرهنگى بين مردم زدند. ايشان از تحميل جنگ از سوى دشمن، فرصتى براى آشنايى مردم با فرهنگ دفاعى اسلام ساختند و ديدگاه هاى زيباى اسلام را در اين زمينه به طور مرتب براى آحاد مردم بيان داشتند. اقدام ديگرى که ايشان انجام دادند، اين بود که با بيان نکات نامبرده، تحولى را در فرهنگ خانوادههاى ايرانى به وجود آوردند؛ به گونه اى که آنان با فرستادن فرزندان خود به جبهه هاى جنگ، در جامعه شان والايى يافتند و به اعزام فرزندانشان براى مقابله با دشمن افتخار مىکردند.
چرا حضرت امام فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد؟
با توجه به استحکامات قوى و اصولي، وجود هفت رشته موانع طرح ريزى شده جهت جلوگيرى از ورود نيروهاى ايرانى و از سوى ديگر حمايت و تامين کليه ادوات جنگى از سوى کشورهاى مختلف، دشمن دژ مستحکمى را فراهم آورده بود که عبور از آنها و شکست دادن و بيرون راندن نيروهاى عراقى امرى محال مى نمود. همچنين کمبود ادوات و تجهيزات نيروهاى ايران مزيد بر علت بود تا اين کار سخت تر شود. وجود موانع طبيعى در اطراف منطقه تحت اشغال؛ يعنى رودخانه «کرخه نور» در شمال آن، رودخانه «کارون» در شرق و رودخانه «اروند رود» در جنوب و آب هاى «هور الهويزه» در غرب منطقه اشغالى و نيز وجود دشتهاى وسيع مناسب با مانور زرهى که ستون فقرات ارتش صدام را تشکيل مى داد، شرايط بسيار مناسبى را براى نيروهاى اشغالگر پديد آوردهبود که با حمايت گسترده نيروى هوايى و آتشهاى وسيع پشتيباني، مى توانست احساس کند که در قلعه خيبر نشسته و امکان نفوذ به جبهه وى وجود ندارد. دشمن، استحکامات و موانع پيشرفته را احداث و 36 هزار نفر از نيروهاى خود را در خطوط پدافندى پيچيده اى متمرکز و مستقر کرده بود که فائق آمدن به اين مهم بدون کمک خداوند متعال امکان پذير نمى نمود. نيروهاى ايرانى با اتکا به نيروى ايمانى و عقيدتى خود و با دلگرمى به هدايت هاى امام امت و شجاعت و رشادتى که خداوند متعال در دل ايشان قرار داد، توانستند نيروهاى متجاوز را از خونين شهر رانده و اين فعل خدايى را صرف کنند.
آزادسازى خرمشهر چه درسى براى امروز دارد و دستاوردهاى آن چگونه مى تواند براى جوانان اين مرز و بوم مورد استفاده قرار گيرد؟
آزادسازى خرمشهر درس آزادگي، غيرت، جوانمردي، فداکارى و تلاش براى رسيدن به اهداف ملى و اسلامى را براى نسل امروز به يادگار گذاشته است.
روزنامه رسالت
نيروهاى مردمى از چه زمانى وارد جبههها شده و به نيروهاى ارتش پيوستند؟
نيروهاى مردمى با شروع جنگ همگام با ارتش به سمت جبهه هاى نبرد حق عليه باطل روانه شدند. در اين زمان ارتش و بخصوص نيروى زمينى علاوه بر بازسازى سازمان به هم ريخته خود و تلاش در ترميم سيستم هاى مختلف و بخصوص سيستم فرماندهى و کنترل، مسئوليت آموزش و تجهيز مردم انقلابى را به عهده گرفت و با استفاده از مساجد، تکايا، مدارس و موسسات دولتى روند آماده سازى جوانان انقلابى و مردمى را که آماده دفاع از انقلاب خود بودند، با شدت و جديت هرچه بيشتر آغاز کرد.
ادوات، سلاح ها و تجهيزات نظامى چگونه در اختيار نيروهاى مردمى قرارمى گرفت و به چه نحوى اين سلاح ها را به کار مى بردند؟
نيروى زمينى ضمن ايفاى نقش موثر در آموزش منظم و پيگير کليه داوطلبان جنگ و تجهيز آنان با استفاده از مقدورات لجستيکى خود، به منظور متوقف ساختن سيل پيشروى دشمن که با يگانهاى مجهز و آموزش ديده شروع شده بود، با تجديد سازمان يگان هاى تابعه و کمک و همراهى نيروهاى داوطلب آموزش ديده و استعانت از خداوند بزرگ، توانست ضمن گسترش در منطقه و مقابله با نيروى متجاوز، پيشروى او را کند و سرانجام او را وادار به توقف کند. براى استفاده از توان نيروهاى مردمي، لازم بود تا نسبت به آموزش نظامى و آماده سازى آنان براى نبرد اقداماتى صورت گيرد. پس از آموزش و يادگيرى توانمندى هاى لازم براى کاربرى سلاح، ارتش در حد مقدورات خود از نيروهاى مردمى در جاى جاى جبهه هاى مقابله حق عليه باطل استفاده مى کرد که اين نيروها نقش برجسته اى در پيروزى مقابل دشمن بعثى ايفا کردند.
کنترل، هدايت و راهنمايى عمليات مردمى در روزهاى اوليه پيوستشان به جبهه ها چگونه بود؟
با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامىمان در شهريور 59 اين اعتقاد قوت گرفت که بايد سازماندهى دقيقى براى تشکيل بهتر نيروهاى مردمى انجام شود و از آن پس نيروهاى مردمى به عنوان صاحبان اصلى انقلاب اسلامى براى حضور گسترده در جبهه، گروه گروه به بدنه مدافعان از مرزهاى جمهورى اسلامى ملحق شدند و عمليات هايى چون طريق القدس، حصر آبادان، فتح المبين، ثامن الائمه(ع)، والفجر 8 ، کربلاى 5 و .... از دستاوردهاى عظيم اين تشکل الهى بود. براى سازماندهى اين نيروها، تمامى امکانات همچون مدارس، مساجد و... وآموزش نيروهاى مردمى در قالب نيروهاى ارتش، سپاه و بسيج مورد استفاده قرار گرفتند. هرچند که تا زمان حضور بنى صدر، کارشکنى هايى در به کارگيرى اين نيروها انجام مى شد، اما پس از برکنارى او و تشکيل ستاد مشترک فرماندهى ميان ارتش و سپاه، استفاده از توان نيروى مردم سلحشور شدت گرفت و آنان نقش پر رنگ ترى را در ميدان هاى نبرد ايفا کردند.
چرا خرمشهر سقوط کرد؟
اواخر شهريور 1359، هر چند خرمشهر هنوز زير آتش قرار نگرفته بود، اما وضعيتى متشنج داشت. درگيرى در پاسگاه هاى مرزى شروع شده بود، سرمايه دارها از اولين روزهاى التهاب شروع به ترک شهر کرده بودند، ولى آغاز جنگ براى مردم شهر و مسئولان، ناباورانه بود. در هفته آخر شهريور با گسترش درگيرى هاى مرزي، روستاييان مناطق شلمچه، خين و مومنى و نقاط ديگر به سوى خرمشهر روانه شده بودند. تلاش گروههاى موسوم به «خلق عرب» نيز از عوامل افزايش تشنج در سطح شهر بود. در نهايت حمله برق آساى ارتش عراق در 31 شهريور 1359 شروع شد و برابر طرح حمله سراسرى دشمن، اشغال خرمشهر بايد به عنوان اولين گام هاى ارتش عراق انجام مىشد. نيروهاى عراقى در محور شلمچه - خرمشهر در حالى که توانايى کافى براى عبور از رودخانه و حرکت در خشکى را داشتند، با استفاده از امکانات خود توسط لشکر 5 مکانيزه و 30 زرهي، تيپ هاى 26 زرهى و 15 مکانيزه در روز 31 شهريور هجوم گسترده اى را به طرف خرمشهر آغاز کردند. اين هجوم همراه با حمايت هوايى و آتش توپخانه بود که تمام مناطق خرمشهر را مورد حمله قرار داد. يگانهايى از لشکر 92 زرهى نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران از جمله گردان 151 به فرماندهى شهيد مصطفى کبريايي، همراه عناصرى از سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و نيروهاى داوطلب مردمى و تکاوران دريايى و يگان هاى ديگر به صورت پراکنده در مقابل حمله دشمن مقاومت مى کردند. دشمن قصد داشت خرمشهر را تصرف و رودخانه اروند را تامين کرده و راه خود را براى حرکت به طرف آبادان و اهواز از اين محور تسهيل کند و در نهايت به منابع صنعتى و نفتى استان خوزستان دست يابد. مقاومت دليرانه و سرسختانه ارتش، سپاه و مردم ايران در طول 34 روز نبرد سنگين و تن به تن، حماسه هاى بديعى را از ايثار و شهامت خلق کرد. عراق نه تنها نتوانست از طريق آب اقدامى را انجام دهد، بلکه بعد از تصرف قسمت شمال غربى خرمشهر، در شمال رودخانه اروند مجبور به توقف در کنار پل شد و هرگز نتوانست قسمت ديگر خرمشهر را اشغال و تصرف کند. در نهايت نيز نيروهاى عراقى از وحشت حمله رزمندگان ارتش ايران مجبور شدند پل را در سمت خودشان تخريب کرده و در ساحل رودخانه پدافند کنند. عراق در طول 34 روز نبرد شديد و مداوم ، توانست بعد از پذيرش تلفات و ضايعات بسيار سنگين، از مرز عبور کرده و قسمت اعظم خرمشهر را به اشغال خود درآورد و به علت عدم دستيابى به اهداف از پيش تعيين شده، با عبور از کارون در شمال آبادان به طرف بهمنشير حرکت و به طور ناقص آبادان را محاصره کرد. در اين عمليات نقش گردان 151 دژ، بسيار با اهميت ارزيابى شده است. هر چند در پايان، گردان تقريبا متلاشى شده بود؛ ولى ايستادگى پرسنل آن در عدم وصول عراق به اهداف اصلي، نقش اساسى داشته است.
در زمان مقاومت و ايستادگى رزمندگان تا سقوط خرمشهر، نيروهاى مردمى در کنار رزمندگان نيروى زمينى چه نقش و تاثيرى در دفاع و مقاومت داشتند؟
روز اول حمله عراق مصادف بود با جنب و جوش آغاز مدارس و جوانانى که براى دفاع از شهر و بسيج عمومي، در استاديوم ورزشى خرمشهر گرد هم آمدند. ناگهان بارانى از آتش به شهر خرمشهر بخصوص نقاط پر جمعيت و مستضعف نشين فرود آمد و مردم را به خاک و خون کشيد و اين حادثه باعث شد روحيه انتقام و دفاع از ميهن در جوانان کشورمان تشديد شود. مسجد جامع خرمشهر، پناهگاه و ميعادگاهى بود که نقش اصلى آن با هجوم دشمن آغاز شده و مرکز بسيج نيروها و اعزام آنان شد. کليه نيروها و حتى خواهران نيز به سرعت در شهر بسيج شده و ضمن مسلح شدن، براى حراست از اماکن حساس اعزام شدند. از روز سوم و چهارم حمله عراق، با ادامه پيشروى دشمن به سوى شهر، برخى خانوادهها بدون برداشتن اثاثيه و تنها با يک ساک همراه بچه هاى خود، پاى پياده راهى جادهها شده و سيل انسان ها در جاده خرمشهر- اهواز جارى شد. اما با اين حال، بسيارى از خانوادهها راضى به ترک شهر نشده و مشغول امداد رسانى به رزمندگان شدند. مساجد، حسينيهها و تکايا از روزهاى اول هجوم، پايگاه رزمندگان و مردم شدند و اين اماکن مقدس همانند زمان قبل از پيروزى انقلاب که در مبارزه با رژيم ستمشاهى نقش اساسى داشتند، در مقابله با دشمن بعثى در طول مقاومت 34 روزه خرمشهر نيز نقش اساسى را ايفا کردند.
موفقيت و پيروزى ها در آزاد سازى خرمشهر به چه عوامل و دلايلى برمى گردد؟
دلايل متعددى را مى توان در پيروزى رزمندگان اسلام برشمرد که عبارتند از؛ الف: ايمان و انگيزه قوى در ميان رزمندگان اسلام براى بازپس گيرى بخش هاى اشغالى کشور ب: فرماندهى هوشمندانه امام خمينى (ره) ج: اتحاد و همبستگى ميان نيروهاى ارتش، سپاه و بسيج د: طرح ريزى دقيق حمله توسط فرماندهان ارشد نيروهاى مسلح و: حمايت همه جانبه مردم از نيروهاى مسلح ه: مقاومت مردم خرمشهر در مقابل دشمن بعثي.
علل ناکامى دشمن در دستيابى به اهدافش در خاک ايران را بيان کنيد؛
براى ناکامى دشمن در خرمشهر مى توان دلايل بسيارى را برشمرد از جمله؛ الف: اعتماد به نفس کاذب از حضور در موقعيتى استراتژيک همچون خرمشهر با موانع دفاعى مستحکم و حمايت همه جانبه کشورهاى منطقه که دشمن را بيش از حد مغرور ساخته بود ب: دستکم گرفتن توانمندى نظامى نيروهاى ايرانى و عدم توجه به ابعاد غيرمشهودى همچون روحيه، دين باورى و غيرت رزمندگان اسلام که هر غير ممکنى را ممکن مى ساخت ج: حمله کوبنده رزمندگان اسلام به مواضع دشمن و عبور غيرتمندانه از موانع مستحکم دشمن د: فرماندهى هوشمندانه نيروهاى مسلح و هماهنگى ميان رزمندگان ارتشي، سپاهى و بسيجي.
عمليات بيت المقدس چه نشانه هايى از نوآورى و ابتکار داشته است؟
برخى از اصول اساسى که نشانه نوآورى در عمليات بيت المقدس محسوب مى شوند، عبارتنداز: الف) اصل هدف: رعايت اصل هدف در اين عمليات، به وضوح قابل لمس است که با توجه به نتايج و بازتاب هاى سياسي، نظامى و اقتصادى آن مى توان گفت اين عمليات، هم داراى هدف هاى تاکتيکى و هم استراتژيکى منطقى و حساب شدهاى بوده است ب) اصل آفند: عمليات بيتالمقدس نمونه بارز رعايت اصل آفند براى رسيدن به هدف هاى تعيين شده و انهدام توان رزمى و ميل جنگجويى دشمن و تحميل اراده به دشمن بود ج)اصل مانور: شايد بتوان گفت که بهترين و بزرگترين مانور نيروهاى ما در طول جنگ تحميلى در عمليات بيتالمقدس طرح ريزى شده است. نيروهاى شرکت کننده خودى در اين نبرد بلافاصله پس ازعمليات فتح المبين، از منطقه غرب دزفول با سرعت به جنوب در فاصله 200 کيلومترى تغيير مکان دادند، که اين حرکت در نوع خود کم نظير بود د) اصل غافلگيري: در عمليات بيت المقدس، اصل غافلگيرى با غافلگير کردن دشمن از نظر زمان و مکان، توسط نيروهاى مسلح ما به نحو مطلوب رعايت شده و رزمندگان ما توانستند پيش بينى ها و طرح هاى نيروهاى متجاوز را خنثى کنند و) اصل سادگى : طرح عمليات کربلاي3، با وجود اينکه توام با عمليات عبور از رودخانه بود و منطقه وسيعى را شامل مىشد، ولى اساسا يک طرح ساده بود. به طور کلى طرح شامل يک مرحله عبور از رودخانه و تصرف و تامين سرپل و يک مرحله پيشروى به سوى باختر بود. وسايل لازم براى عبور از رودخانه فراهم شده بود و ساحل دور نيز دردست نيروهاى خودى بود، بنا بر اين مشکل عمدهاى براى عبور از رودخانه وجود نداشت ه)اصل وحدت فرماندهي: در نبرد بيت المقدس از سيستم دو فرماندهى بر عمليات استفاده شد، بنا بر اين از نظر شکل ظاهري، وحدت فرماندهى به مفهوم کلاسيک آن رعايت نمى شد. اما وحدت فکرى و تفاهم و توافق کامل موجود بين فرمانده نيروى زمينى ارتش و فرمانده کل سپاه پاسداران، تا حدودى در رده هاى پايين تر نيز سبب شد که دو گانگى ظاهرى فرماندهي، اختلال بازدارندهاى در هدايت عمليات ايجاد نکرده و نتايج مثبت عمليات فتح المبين و بيتالمقدس نيز به دليل وحدت و تفاهم کامل اين دو فرمانده بود.
با انتصاب شهيد صياد شيرازى به عنوان فرمانده نيروى زمينى که نتيجه آن پيوند سپاه و ارتش بود، طرح ريزى عمليات مشترک اين دو نيرو براى آزاد سازى خرمشهر چه تغيير و تحولاتى را موجب شد؟
در راه هماهنگى سپاه و ارتش در اوايل جنگ مخصوصا قبل از فرار بنى صدر، موانع زيادى بود که ايجاد پيوند بين ارتش و سپاه را امکان پذير نمى کرد و چون امام امت به هماهنگى رزمندگان در جبهه هاى نبرد عنايتى خاص داشتند، پيروان صادق خط امام از نهادهاى انقلابى گرفته تا نيروهاى متعهد در ارتش جمهورى اسلامي، براى پياده کردن چنين اصلى دائم در تلاش بودند و با تمام موانعى که پيش رو بود، مقابله مى کردند. در حالى که در زمان بنى صدر خائن، پيوند ارتش و سپاه به رسميت شناخته نمى شد، اين امر به صورت نهايى بين نيروهاى ارتش و سپاه تا حدودى برقرار بود. اين پيوند هر چند که رسميت نداشت، ولى در اولويت اول بود و تا آنجا که براى نيروهاى متعهد ارتش ميسر بود، با برادران سپاه همکارى مى کردند. پس از عزل بنى صدر خائن، اين پيوند به طور علنى و يکپارچه آشکار شد. با برطرف شدن موانع هماهنگى بين سپاه و ارتش، فرصت به کارگيرى انديشه هاى جديد نظامى به وجود آمد که از اسفند ماه 1359 پايه ريزى و در نبردهاى محدود از جمله عمليات فرمانده کل قوا در 60/3/21 آزمايش شده بود. علاوه بر اين، با رفع موانع براى ورود سپاه به ميدان جنگ، زمينه لازم براى جذب نيروهاى انقلابى و شکل دهى به اين نيروها در قالب سازمان رزم، به وجود آمد و ظرفيت به کارگيرى نيروهاى مردمى ايجاد شد. بر همين اساس سپاه بايد در کنار ايجاد امنيت در کشور و مقابله با جريانى که مردم، دولت، مجلس و قوه قضاييه را تهديد مى کرد، به مسئله جنگ به عنوان اصلى ترين ماموريت خود مى پرداخت. در وضعيت جديد، مسئوليت سپاه در جنگ بسيار مهم بود و تحول در فرماندهى ارتش که با فرماندهى سرهنگ على صياد شيرازى در نيروى زمينى ارتش ايجاد شده بود و هماهنگى فوقالعاده وى و ستادش با سپاه، اين مسئوليت را سنگين تر مىکرد. تعيين استراتژى جديد نظامي، تعيين مناطق عملياتي، حفظ ابتکار عمل در نبردها، چگونگى گسترش سپاه براى جذب بيشتر نيروهاى مردمى و مقابله اساسى با دشمن و نيز نقش سپاه و ارتش، از جمله مواردى بود که به خوبى پى گيرى شد و به سرانجامى مطلوب رسيد. سپاه و ارتش به طورمشترک در تبيين و اجراى اين موارد عمل کردند و در چهار عمليات گسترده در جنوب، محاصره آبادان، اهواز، شوش و دزفول را شکستند و شهرهاى بستان و خرمشهر را آزاد کردند و در بسيارى از نقاط خوزستان به مرز دست يافتند.
پس از فتح خرمشهر تا پايان جنگ، موازنه قدرت به چه صورت و برترى با کدام طرف بود؟
پس از نبرد خرمشهر، ورق جنگ به سمت ايران برگشت. نيروهاى ايرانى که تا قبل از آن بيشتر مدافع بودند، پس از اين حادثه، برترى تهاجمى را برعهده گرفتند. رسانههاى خارجى و تحليلگران سياسى و نظامى در اين زمينه به چند عامل اساسى اشاره کرده و برترى سياسى - نظامى ايران را با تکيه بر اين عوامل مورد تاکيد قرار دادند؛
الف) خاستگاه اجتماعى رزمندگان اسلام و تعهد و اعتقاد آنان به آرمانهاى انقلاب اسلامى و رهبرى امام خميني(ره) که نجات محرومين و مستضعفين را سر لوحه اهداف خود قرار داده بود ب) روحيه شهادت طلبى رزمندگان اسلام و تاثيرات آن در کسب پيروزى و غلبه بر مشکلات و موانع ج) برخوردارى ايران از اراده مصمم و عزم راسخ براى جنگيدن د) افزايش هماهنگى و همکارى بين نيروهاى ارتش و سپاه و کسب تجربه و تخصص نظامى ه) برترى استراتژيکى و تاکتيکى ايران بر عراق و) احياى مجدد توان رزمى ايران که پس از پيروزى انقلاب اسلامى رو به ضعف نهاده بود و تاثيرات پيروزى هاى نظامى بر تثبيت موقعيت جمهورى اسلامى در منطقه.
علاوه بر اين، نبرد خرمشهر شکست سياسى عراق را نيز در پى داشت. در بررسى آزاد سازى خرمشهر، «تاکتيک نظامى ايران»، «طرح ريزى عمليات عبور از رودخانه کارون»،«سرعت عمل در تصرف خرمشهر» و مقايسه آن با زمان تهاجم عراق به خرمشهر و تاخيرى که در اشغال شهر صورت پذيرفت، بيش از ساير مسائل مورد توجه قرار گرفت و همه اين شواهد و قرائن، دلالت بر ضعف و ناتوانى روحى و فيزيکى عراق مى کرد. خرمشهر، آخرين برگ برنده عراق براى مذاکرات به اصطلاح صلح بود و براى حفظ آن سرمايه گذارى وسيعى انجام داده بود. ولى آزاد سازى آن با اين سرعت،حکايت از تضعيف شديد نيروهاى مسلح عراق مى کرد. به طورکلى آنچه که رسانه هاى خارجى و کارشناسان و تحليلگران نظامى درباره وضعيت جديد عراق و ضعف و ناتوانى اين کشور مورد توجه قرار دادند، عمدتا شامل محورهاى زير بود؛ الف) شکست سياسى - نظامى عراق از نظر استراتژيکى و تاکتيکى ب) از دست دادن برگ برنده براى مذاکرات صلح ج) ضعف روحى نيروهاى عراقى و تحقيرهاى ناشى از شکستها و عقب نشينىهاى پى در پى د) فزونى يافتن مشکلات اقتصادى عراق، به ويژه پس از مسدود شدن خط لوله صدور نفت از اين کشور توسط سوريه ه) ترديد کشورهاى عربى در مورد توانايى نظامى عراق، با وجود کمک هاى همه جانبه مالى (25 ميليارد دلاري)، سياسي، تبليغاتى و نظامى و) ابهام حاميان عراق در مورد سرنوشت رژيم اين کشور و حيات سياسى صدام. همچنين پس از آزادسازى خرمشهر، جمهورى اسلامى ايران در فاصله زمانى شهريور 1359 تا قبل از شکسته شدن محاصره آبادان (مهر1360) در حالتى تقريبا پدافندى قرار داشت. بى ثباتى در جبهه داخلى و فقدان توانايى نظامى لازم براى باز پس گيرى مناطق اشغالى دو مشخصه بارز وضعيت جمهورى اسلامى در اين دوره بود. در پى تحولات در جبهه داخلى و تاثير آن بر جبهه نظامى با شکسته شدن محاصره آبادان، روند جنگ به يک حالت آفندى تغيير کرده و ابتکارعمل به دست نيروهاى مسلح ايران افتاد و عملياتهاى پى در پى نظامى موفق انجام شد.
چه عواملى فتح خرمشهر را از ساير فتوحات نيروهاى جان برکف اسلام در جنگ متمايز مى کند و نقش فرماندهى و استقامت امام خمينى (ره) در اين زمينه چيست؟
دلايل تمايز نبرد خرمشهر با ديگر فتوحات رزمندگان اسلام عبارتند از؛ الف) انگيزه، ايمان، اعتقاد و رعايت اصول جنگ، تنها عوامل موثر پيروزى در عمليات نيستند، بلکه عواملى مانند ملاحظات سياسي، افکار عمومي، مشروعيت و مقبوليت نظام و فرماندهى عالي، حمايت مسئولان بلند پايه نظام و نخبگان حاکم و ميزان قدرت روحى رزمندگان نيز از عواملى هستند که بايد به طور دقيق مورد توجه قرار گيرند. ايمان به پيروزى و اصالت و حقانيت نبردى که عليه متجاوزان در جريان بود، آنچنان قدرت و توانايى به رزمندگان ما داده بود که در صحنه عمليات بيتالمقدس، تا سرحد شهادت قبول خطر کرده و با ايثار خون پاک خود، سرزمينهاى اشغالى را از لوث وجود متجاوزان پاک کردند
ب) روحيه شهادت طلبي:
آنچه در تصور دشمنان قسم خورده جمهورى اسلامى ايران نمىگنجيد، روحيه شهادت طلبى و بذل جان و مال توسط مسلمانان در راه دفاع از ميهن اسلامى بود و اين نشات گرفته از تعاليم دين مبين اسلام و تعهد و ايمان آنان به خداوند و خط سرخ شهادت در راه خداست و اين نکته اى بود که در بازى جنگ صدام روى آن حساب نشده بود، لذا ديکتاتورعراق که نقشه فتح چند روزه تهران را در سر مىپروراند، در پشت دروازه هاى خرمشهر، 34 روز متوقف و در نهايت با شرمسارى مجبور به ترک خرمشهر شده و مفتضحانه شکست خورد ج) انسجام ملي: در خرمشهر طوايف مختلفى ازاعراب، عشاير و فارس حضور دارند که در پيش از انقلاب و حتى پس از پيروزى انقلاب فعاليت داشتند، هر چند که رژيم عراق پس از پيروزى انقلاب در گروهى از ناسيوناليست هاى عرب با هدف ايجاد اختلاف و تجزيه خوزستان اقدام به تفرقه افکنى و فتنه کرد، اما در طول دفاع مقدس و اشغال تا آزادى خرمشهر تمامى قوميت هاى خرمشهر با هم متحد شدند و به دفاع جانانه از ميهن و شهر خود پرداخته و انسجام ملى خود را حفظ کردند
د) افزايش همکارى و هماهنگى بين نيروهاى مسلح:
عمليات بيت المقدس نمونه بارز عمليات مشترک بين نيروهاى ارتش و سپاه است و يکى از دلايل موفقيت اين عمليات بزرگ همين انسجام و وحدت نيروها بود. طرح ريزى دقيق و ايجاد قرارگاه هاى مشترک و هماهنگى دقيق يگان هاى ارتش و سپاه، باعث شد بزرگترين عمليات نظامى ايران عليه عراق با موفقيت کامل انجام شود.
رهبرىهاى حضرت امام خمينى (ره) باعث شد که جنگ عامل پيوند و انسجام روزافزون شود و حلقه اتحاد مردم حول رهبرى ايشان روز به روز تنگ تر شود تا افرادى که با اين جريان همسو نبودند، در خارج اين دايره قرار گيرند. بنى صدر به عنوان يکى از مهمترين عوامل شکستهاى شش ماهه ايران، در فروردين 59 عزل شد و معادلات سياسى و نظامى ايران شکل تازهاى به خود گرفت. عزل بنى صدر ، افشاى توطئه ها ، وقايع تکان دهنده پياپى مثل ترورها و بمب گذارى ها، همه و همه حقانيت خط امام و مظلوميت آن را اثبات مى کرد . امام نيز بعد از هرکدام از وقايع دلخراش، در پيامى به مردم آنان را اميدوارتر مى کردند و لزوم خشکاندن ريشه تهاجمات را واجبتر. درواقع، امام خمينى به خوبى نقطه آغاز حرکت براى ايستادن در مقابل دشمن را «شخصيت سازى فرهنگى جامعه» با انتقال آموزههاى اسلام در اين زمينه به عنوان سير اساسى تحول در جبهه هاى نبرد تشخيص داده و دست به يک تحول عظيم فرهنگى بين مردم زدند. ايشان از تحميل جنگ از سوى دشمن، فرصتى براى آشنايى مردم با فرهنگ دفاعى اسلام ساختند و ديدگاه هاى زيباى اسلام را در اين زمينه به طور مرتب براى آحاد مردم بيان داشتند. اقدام ديگرى که ايشان انجام دادند، اين بود که با بيان نکات نامبرده، تحولى را در فرهنگ خانوادههاى ايرانى به وجود آوردند؛ به گونه اى که آنان با فرستادن فرزندان خود به جبهه هاى جنگ، در جامعه شان والايى يافتند و به اعزام فرزندانشان براى مقابله با دشمن افتخار مىکردند.
چرا حضرت امام فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد؟
با توجه به استحکامات قوى و اصولي، وجود هفت رشته موانع طرح ريزى شده جهت جلوگيرى از ورود نيروهاى ايرانى و از سوى ديگر حمايت و تامين کليه ادوات جنگى از سوى کشورهاى مختلف، دشمن دژ مستحکمى را فراهم آورده بود که عبور از آنها و شکست دادن و بيرون راندن نيروهاى عراقى امرى محال مى نمود. همچنين کمبود ادوات و تجهيزات نيروهاى ايران مزيد بر علت بود تا اين کار سخت تر شود. وجود موانع طبيعى در اطراف منطقه تحت اشغال؛ يعنى رودخانه «کرخه نور» در شمال آن، رودخانه «کارون» در شرق و رودخانه «اروند رود» در جنوب و آب هاى «هور الهويزه» در غرب منطقه اشغالى و نيز وجود دشتهاى وسيع مناسب با مانور زرهى که ستون فقرات ارتش صدام را تشکيل مى داد، شرايط بسيار مناسبى را براى نيروهاى اشغالگر پديد آوردهبود که با حمايت گسترده نيروى هوايى و آتشهاى وسيع پشتيباني، مى توانست احساس کند که در قلعه خيبر نشسته و امکان نفوذ به جبهه وى وجود ندارد. دشمن، استحکامات و موانع پيشرفته را احداث و 36 هزار نفر از نيروهاى خود را در خطوط پدافندى پيچيده اى متمرکز و مستقر کرده بود که فائق آمدن به اين مهم بدون کمک خداوند متعال امکان پذير نمى نمود. نيروهاى ايرانى با اتکا به نيروى ايمانى و عقيدتى خود و با دلگرمى به هدايت هاى امام امت و شجاعت و رشادتى که خداوند متعال در دل ايشان قرار داد، توانستند نيروهاى متجاوز را از خونين شهر رانده و اين فعل خدايى را صرف کنند.
آزادسازى خرمشهر چه درسى براى امروز دارد و دستاوردهاى آن چگونه مى تواند براى جوانان اين مرز و بوم مورد استفاده قرار گيرد؟
آزادسازى خرمشهر درس آزادگي، غيرت، جوانمردي، فداکارى و تلاش براى رسيدن به اهداف ملى و اسلامى را براى نسل امروز به يادگار گذاشته است.
روزنامه رسالت
لینک کپی شد
نظر شما
