شمس آبادي,محمد رضا

کد خبر: ۱۱۷۴۰۶
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۸۷ - ۱۶:۴۸ - 24June 2008
فروردين ماه سال 1337 ه ش در روستاي شمس آباد در استان خراسان به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در روستا و در مدرسه شمس آباد سپري کرد. پدر و مادرش با وجود فشارهاي مالي او را براي ادامه تحصيل راهي شهر کردند. دوره راهنمايي و متوسطه را در سال 1348 در دبيرستان اسرار شهرستان سبزوار آغاز کرد و در سال 1355 به پاين رساند و در ايام تعطيل به روستا باز مي گشت و در کارهاي کشاورزي به والدينش کمک مي کرد. سالهاي آخر تحصيل او با روزهاي انقلاب مصادف بود. در اين زمات در مراسم شرکت مي کرد و اطلاعيه هايي را از شهر به روستا مي برد و بين مردم روستا توزيع مي کرد. در به ثمر رسيدن نهضت اسلامي از هيچ کوششي دريغ نداشت. پس از گرفتن ديپلم در رشته طبيعي نظام قديم به خدمت اعزام شد.
در سال 1360 به منظور لبيک گفتن به نداي امام مبني بر آباد کردن ويرانيها، وارد جهاد سازندگي شد. مشکلات خود را به کسي نمي گفت و خودش آنها را حل مي کرد، اما در رفع مشکل ديگران کوشا بود. هميشه توصيه مي کرد که توکل بر خدا داشته باشيد. اگر انسان هميشه با توکل به خدا قدم بردارد، خدا هم هميشه در همه جا با اوست. نسبت به اهل بيت ارادت خاصي داشت و مصيبت وارده بر آنان او را بسيار متاثر مي کرد. با شنيدن جمله اي درباره شهدا و يا اهل بيت اشک در چشمانش حلقه مي زد.
در 24 سالگي با خانم طاهره واحدي پيمان ازدواج بست که مدت زندگي مشترک آنها 4 سال و ثمره اين ازدواج سه فرزند به نام هاي جواد، و محمد و ريحانه بود که ريحانه بعد از شهادت پدر به دنيا آمد. در سال 1361 به عنوان مسئول جهاد جوين به فعاليت پرداخت، سپس به عنوان مسئول مرکز هماهنگي شوراها انتخاب شد. در سال 1362 با راي اکثر برادران جهاد به عنوان عضو شوراي مرکز جهاد سازندگي سبزوار انتخاب و به کار مشغول شد. سرانجام در سال 1364 به آرزوي ديرينه خود رسيد و همراه تني چند از برادران جهاد راهي جبهه شد.
9 ماه با همسرش در سوسنگرد سکونت داشت، هر روز صبح به منطقه مي رفت و شب به خانه بر مي گشت. گاهي هم به علت فشار کاري و مسئوليتي که داشتند چند شب به خانه نمي آمدند. به علت بمباران شديد سوسنگرد، خانواده را به شهرستان فرستاد.
هميشه وضو داشت و هنگامي که يکي از برادران در پشت خط سوال مي کرد که ديگر اينجا چرا؟ در جواب مي گفت: آدم هميشه بايد آماده باشد و اين آمادگي نه در حرف که در عمل شخص متجلي است. مدت حضورش در جبهه 15 ماه بود که حدود شش ماه در منطقه سومار در خدمت جهاد بود و از تير ماه تا اسفند ماه سال 1365 زمان شهادت در جبهه جنوب فرماندهي گردان مهندسي رزمي جواد الائمه را بر عهده داشت.هنگام عمليات به اندازه اي کار مي کرد و فعال بود که برخي اوقات تا 4 شبانه روز نمي خوابيد.
محمد رضا شمس آبادي در 10 اسفند 1365 در عمليات کربلاي 5 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت گلوله به ناحيه سر به مقام رفيع شهادت نايل آمد.
پيکر شهيد بعد از حمل به زادگاهش بر اساس وصيت ايشان در بهشت شهداي سبزوار به خاک سپرده شد.
منبع: "فرهنگ جاودانه هاي تاريخ، زندگي نامه فرماندهان شهيد خراسان" نوشته ي سيد سعيد موسوي، نشر شاهد، تهران - 1386



وصيتنامه
...خدايا! شکر مي کنم تو را بي حد که من در عصري قرار دارم که اسلام اين دين هميشه زنده و حيات‌بخش دوباره جان گرفت و امروز احکام اسلام و قرآن پياده شود.
زندگي رنگ معنويت پيدا کرده، لذات و خوشي هاي ظاهري دنيا جايش را به لذات و خوشيهاي معنوي داده و خط بطلان بر ارزش هاي دروغين نقش بسته در ذهنمان از نظام قبل کشيده. محمد رضاشمس آبادي



خاطرات
عمادي پور:
در عمليات کربلاي 5 – بعد از چند روز عمليات – يک روز در سنگري ايستاده بوديم و با هم صحبت مي کرديم. ايشان سرش را به ديوار سنگر تکيه داد. من چند کلمه که صحبت کردم ديدم که خوابش برد. صدايش کردم: حاج آقا گفت: بله، باز مجدد به خواب رفت. از شدت خستگي سر پا خوابش برده بود.
بارها و بارها در صحبتهايش مي گفت: برادران، ما از خودمان نيستيم. از پدر و مادرانمان هم نيستيم. اما امروز از انقلاب و جمهوري اسلامي هستيم که درگير جنگ است. پس ما فرزندان جنگ هستيم و تا بدان جا که توان داريم بايد صرف کنيم.

زماني که دستور تشکيل گردانهاي مهندسي رزمي جهاد صادر شد و گردان جواد الائمه در شمال خراسان شهرهاي اسفرايد، بجنورد، شيروان، نيشابور، و سبزوار تشکيل شد، ايشان به فرماندهي اين گردان منصوب شد و تا زمان شهادت اين مسئوليت را داشت و از اين تاريخ به بعد مرتب در جبهه حضور داشت.
با توجه به اينکه مجروح شده بود، ولي کسي اطلاع نداشت. ناراحتي چشم او را عذاب مي داد، به او گفتم: براي مداواي چشم خود به پزشک مراجعه کن، ايشان در جواب گفتند: من بايد بعد از جنگ يک سرويس عمومي انجام دهم. بعدا متوجه شدم که ايشان از ناحيه کمر، پا و معده هم در عذاب بوده، ولي هيچ وقت آنها را ابراز نمي کرده است.
منبع:جهاد سازندگي خراسان در دفاع مقدس،نوشته ي عيسي سلماني لطف آبادي،نشر سلمان،1385-مشهد

همسرشهيد:
هر موقع که از جبهه بر مي گشت، تدارک سفر بعد را مي ديدند و سفر آخر هم به علت اينکه مدت طولاني قرار بود ايشان در منطقه خوزستان به خدمت مشغول باشند، ما هم با فرزندان با ايشان همسفر شديم.
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین