شهداي عمليات بيت المقدس - بخش دوم

کد خبر: ۱۱۷۴۶۷
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۸۷ - ۱۴:۵۰ - 29June 2008



شهيد سيدفقير حسيني " />

شهيد سيدفقير حسيني

تاريخ تولد :1339
نام پدر :سيدولي
تاريخ شهادت : 17/2/1361
محل تولد :خراسان /بيرجند /مناوند
طول مدت حيات :22
محل شهادت :خرمشهر
مزار شهيد :روستاي مناوند از توابع شهرستان بيرجند

سيد فقير حسيني فرزند سيد ولي در سال 1339 در روستاي مناوند از توابع شهرستان بيرجند متولد شد.دوره ابتدايي را در روستاهاي مناوند و نوغند به پايان رساند و سپس براي ادامه تحصيل عازم شهرستان بيرجند شد.دوره راهنمايي و دبيرستان را با موفقيت به اتمام رسانيد.آنگاه به سربازي رفت و خدمتش را در استان سيستان و بلوچستان در مناطق خوش و کنارک سپري نمود.با اتمام دوره سربازي به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد.پس از طي دوره‌هاي آموزشي به جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شتافت.مدت يک ماه و دوازده روز به عنوان معاون گردان در لشگر 14 امام حسين (ع) به مصاف با دشمن بعثي پرداخت. عمليات بيت‌المقدس در سن 22 سالگي بر اثر اصابت تير به شهادت رسيد و به لقاء‌الله پيوست. پيکر پاک شهيد پس از تشييع در شهرستان بيرجند به زادگاهش منتقل و به خاک سپرده شد.

منبع:كتاب فرهنگنامه شهداي شهرستان بيرجندجلد1




شهيد سيدخليل حسيني " />

شهيد سيدخليل حسيني

تاريخ تولد :1342
نام پدر :سيد غلامرضا
تاريخ شهادت : 10/2/1361
محل تولد :خراسان /بيرجند /خوان درخش (درميان)
طول مدت حيات :19
محل شهادت :در بيمارستان اهواز
مزار شهيد :روستاي خوان از توابع شهرستان بيرجند

سيد خليل حسيني فرزند سيد غلامرضا در سال 1342 در روستاي خوان درخش از شهر درميان شهرستان بيرجند چشم به جهان گشود.دوره‌ي ابتدايي را در دبستان حکيم نزاري بيرجند، دوره‌ي راهنمايي را در مدرسه شهيد مطهري و متوسطه را در دبيرستان شريعتي در رشته علوم تجربي به پايان رساند.او فردي مؤمن و بي‌آلايش بود و از تجملات به شدت دوري مي کرد.در سال چهارم دبيرستان که مقارن با اوايل انقلاب بود همپاي مردم در کليه راهپيمايي‌ها شرکت مي کرد.بر روي ديوارها شعار مي‌نوشت و اعلاميه‌هاي حضرت امام (ره) را پخش مي‌کرد به انجام واجبات و ترک محرمات بسيار حساس بود.در مراسم عزاداري تاسوعا و عاشورا حضوري فعال داشت.حسيني از اعضاي اوليه سپاه پاسداران بيرجند به شمار مي‌آمد.زماني که در انتشارات سپاه مشغول انجام وظيفه بود، نوارهاي علامه مطهري و دکتر بهشتي را به خانه مي‌آورد و از روي آنها جزوه تهيه و بين مردم توزيع مي‌کرد.هنگامي که از جبهه برمي‌گشت همواره روي زمين مي‌خوابيد و و مي‌گفت رزمندگان اسلام در جبهه روي خاک و خاشاک مي‌خوابند، چگونه من در بستر نرم بخوابم؟سيد خليل در تظاهرات مردم بيرجند و تصرف باغ اکبريه و کاخ علم همراه با دوستانش از جمله شهيد خامسان و شهيد رحيمي نقش مؤثري داشت.وي مدتي به سپاه پاسداران قاين منتقل شد و پس از مراجعت از طريق سپاه جهت تحصيل در رشته پرستاري عازم تهران شد.مدتي هم در خدمت حضرت امام در جماران بود.با آغاز جنگ عراق عليه ايران و مشاهده‌ي مجروحان در بيمارستانهاي تهران، عازم جبهه‌هاي نبرد گرديد يک بار دچار موج انفجار شد و از ناحيه گوش آسيب ديد. پس از شرکتدر عمليات آزادسازي خرمشهر (بيت‌المقدس) در منطقه‌ي کرخه نور بر اثر ترکش خمپاره از ناحيه پهلو مجروح شد.شهيد آهني نقل مي‌کرد : سيد خليل با وجود جراحت و خونريزي همچنان مي‌جنگيد و مي گفت حالم خوب است، به ديگران کمک کنيد.او را به بيمارستان اهواز منتقل کردند و بدين‌ترتيب سيد خليل حسيني در تاريخ دهم ارديبهشت ماه سال 1361 در سن 19 سالگي به مقامات رفيع شهادت نايل آمد.پيکر پاکش پس از يک ماه گمنام ماندن به وسيله‌ي برادر بزرگوارش شناسايي شد و جهت تشييع و تدفين به روستاي خوان، منتقل گرديد.

منبع:كتاب فرهنگنامه شهداي شهرستان بيرجندجلد1






شهيد احمد حجتي
نام :احمد
نام خانوادگى :حجتى
نام پدر :مرتضى
تاريخ‌تولد :05/03/1331
ش.ش :306
محل‌صدورشناسنامه :نجف‌اباد
تاريخ شهادت :12/02/61
نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
استان :بنيادشهيداستان‌اصفهان
شهر :اداره‌بنيادشهيدنجف‌آباد


وصيت‌نامه احمد حجتى مرتضى
بسم الله الرحمن الرحيم
پس از حمد و سپاس خداوند يكتا و درود بر محمد مصطفى و درود بر ائمه معصومين و درود بررهبر عظيم الشأن انقلاب آيت العظمى نائب الامام خمينى كبير و سلام بر پدر و مادر و همسر و فرزندان و خواهران و برادران و دوستان و آشنايان و توصيه هاى زير را مينمايم
1- هميشه سعى كنيد ازرهبر و ولايت فقيه پيروى كنيد در خط امام گام برداريد ، چون شهيد رجائى مقلد حقيقى و واقعى امام باشيد و ازانحراف به چپ و راست بپرهيزيد و راهها و رهنمودهاى امام را كه همواره مرهمى است بر جراحات و التيام بخش خستگى و تلاش شبانه روزى رزمندگان بجان و دل گوش كرده و بكار بنديد .
بارها از رزمندگان و عزيزان شنيده ام كه ميگويند برويم سخنان امام را گوش بدهيم تا حال بيائيم و نيرو بگيريم
2- پيام به ملت وفادار به اسلام : با اتحاد و تلاش بيشتر براى ساختن كشورى اسلامى پيروى ازخط امام تا آخرين قطره خون (شهادت) جلوگيرى نكردن از آگاهى مردم و هدايت آنها .
3- در مورد جنگ : ملت بايد به جنگ بيشتر بينديشد و همانطور كه رهبر عظيم الشأن فرموده رهبر همان طفل دوازده ساله است پس جهاد درراه خدا واجب شرعى است .
و قاتلوهم حتى لا تكون فتنه و يكون الدين لله فان الله بما تعملون بصير ..
رزمندگان عزيز سعى كنيد فقط براى خدا بجنگيد و بر آگاهانه مبارزه كنيد و قدر خودتان را بدانيد اين وصيتها سعادتى است كه مفت به دست نمى آيد ازفرصت نهايت بهره را ببريد و پيام به ارگانهاى انقلابى :
شما فرزندان انقلاب هستيد ايمان و فداكارى شما مبين انقلاب است ، مقاومت شما در مقابل سختيها همچون ياران رسول الله در صدر اسلام مى باشد ، اگر خداى ناكرده فردى نالايق در بين شما باشد آنرا طرد كنيد و بجاى آنها افراد مومن و كاردان بگذاريد چون افراد فرصت طلب و منافق بزرگترين ضربه را به انقلاب ميزنند .
4- پيام به اولياء رزمندگان : شما بارها آرزو مى كرديد خود يا فرزندانتان در كربلا بوديد و به « هل من ناصرا ينصرنى » حسين(ع) لبيك بگوئيد اكنون آن فرصت براى شما بدست آمده فرصت را غنيمت بشماريد و بيارى اسلام بشتابيد .
5- به اولياء امور براى اينكه مردم از راه راست منحرف نشوند نقطه نظرهاى افراد را به نقطه نظرهاى امام و اولياء دين مقايسه كنيد هر كدام كه به نظرهاى امام و ولايت فقيه درست بود آنرا انتخاب كنيد ، هميشه فكر نكنيد حتما حرفهاى شما صحيح و حرف ديگران غلط لااقل ده درصد هم احتمال بدهيد كه ديگران صحيح فكر مى كنند و شما اشتباه و به رايديگران احترام بگذاريد و خود را آماده براى خدمت به اين ملت مستضعف نمائيد .مبادا هنوز فكرطاغوتى در سر شما باشد و خون شهيدان را پايمال كنيد هركارى را بنام خدا و براى خدا شروع و به انجام برسانيد .
6- در امر تعليم و تربيت فرزندانم كوتاهى نشود ، آرزو دارم در پناه حكومت اسلامى فرزندان شايسته اى براى اسلام و اجتماع خود گردند .
7- مدت 2 سال نماز و سه(3) ماه روزه - اموال اينجانب را محاسبه و خمس آن را بپردازيد اگر چه من بيش از آنچه خمس بدهكار هستم در راههايى كه مى شود خمس را خرج كرد پرداخته ام
( مهريه بتول پرداخت گردد) والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته احمد حجتى



شهيد مصطفي حسين زاده " />

شهيد مصطفي حسين زاده

تاريخ تولد :1344
نام پدر :حسن
تاريخ شهادت : 3/خرداد/1361
محل تولد :اصفهان /اصفهان
طول مدت حيات :17
محل شهادت :خرمشهر
مزار شهيد :گلزار شهداي رهنان

در سال 1344 در منطقه رهنان اصفهان و در خانواده‌اي متدين و مذهبي کودکي پا به عرصه هستي نهاد که او را مصطفي ناميدند.وي دوران کودکي را در همان شهر گذراند و در هفت سالگي گام در سنگر علم و دانش نهاد تحصيلاتش را تا پايان سال پنجم ابتدايي ادامه داد و پس از آن به شغل ريخته‌گري روي آورد حسين زاده پس از پيروزي انقلاب اسلامي به جمع ياران انقلاب در نيروي مقاومت بسيج پيوست، آغاز جنگ تحميلي او را به عرصه‌هاي عشق و شور کشاند تا در جبهه‌اي ديگر به مبارزه با استکبار جهاني بپردازد. و اگر امروز به سايه رحمت نشسته‌ايم مرهون استقامت سروقامتاني هستيم که مردانه فرو افتادند تا انقلاب پايدار بماند.سوم خردادماه سال 1361 خاطره پرواز اين آسمان مرد 17 ساله را در دل خونين خود جاي داده است.مصطفي حسين‌زاده در جريان عمليات بيت‌المقدس در شهر خرمشهر، عطش و التهاب دروني خود را با جام شهادت فرو نشاند و آرام و سبکبال در ملکوت اشک و آتش به پرواز درآمد مزار پاکش نيز در گلزار شهداي رهنان واقع است.

منبع:كتاب سرگذشت سرافرازان 1

وصيت‌نامه

با درود فراوان به رهبر کبير انقلاب که همچون ابراهيم با بتان جنگيد و ملت ايران را آگاه نمود درود بر تمام روحانيون مبارز و مجاهد که همچون چراغي روشن بر اين ملت تابيدند.مادرم براي من گريه نکن و لبخند روي لبهايت باشد شما بايد افتخار کنيد که شهيد داده‌ايد عده‌اي از مردم در برابر خدا به چيزهايي دل مي‌بندند و آنها را به اندازه خدا دوست دارند، ولي انسان‌هاي باايمان خدا را را از همه بيشتر دوست دارند.

منبع:کتاب سرگذشت سرافرازان 1




شهيد محمود حري " />

شهيد محمود حري

تاريخ تولد :1338
تاريخ شهادت : 26/ارديبهشت/1361
محل تولد :اصفهان /نجف آباد
طول مدت حيات :23


محمود حري در سال 1338 در شهر نجف‌آباد اصفهان ديده به جهان گشود.پس از سپري شدن سالهاي کودکي راهي دبستان گشت و به تحصيل علم پرداخت اين دوران مصادف با آغاز مبارازت امام خميني کبير و پيروانش بر عليه رژيم ستمشاهي بود.خانواده حري در شهر نجف‌آباد از پيشتازان اين حرکت بودند.محمود در دوران تحصيل بارها شاهد حمله ماموران ساواک به خانه بود که براي دستگيري اعضاي خانواده‌اش آرامش و امنيت را از او و ديگر اعضاي خانه سلب کرده بودند.و همين تجربه‌ها باعث شد تا طعم ترس و هراس کامش را بيازارد و نفرتي عميق از ستم و ستمکار در جانش ريشه دواند و او را نيز در زمره مبارزان مکتب روح‌الله درآورد با پيروزي انقلاب اسلامي محمود نيز چون ساير جوانان ايران جهت حفاظت از انقلاب قد علم کرد و به عضويت کميته انقلاب اسلامي درآمد و پس از چندي لباس سبز سپاه پاسداران را بر تن نمود و با توجه به تجاربي که در ساخت موا منفجره داشت در واحد آموزش سپاه مشغود خدمت شد.حضور در خنثي سازي غائله گنبد، فرماندهي سپاه سقز در کردستان و فرماندهي عمليات دستگيري عوامل کودتاي نوژه از افتخارات او بود و پس از آغاز جنگ تحميلي جهت حراست از کيان جمهوري اسلامي به جبهه‌ها شتافت و فرماندهي يک گروهان از رزمندگان را در دارخوين بر عهده گرفت.چندي بعد در اولين روزهاي شکل‌گيري لشگر 8 نجف اشرف فرماندهي زرهي اين لشگر را عهده‌دار گرديد و در عمليات فتح‌المبين حماسه آفريد.در جريان همين عمليات برادر کوچکش «مسعود» به جمع شهدا پيوست و محمود آخرين وداع خود را با برادر در همان منطقه عملياتي انجام داد و حتي براي شرکت در مراسم تشييع برادر سنگر را خالي نگذاشت گويي مي‌دانست که بزودي برات حضور در بارگاه ملکوت بدست او نيز خواهد رسيدو کمتر از 40 روز بعد از بال گشودن برادر، او نيز در عمليات بيت‌المقدس در تاريخ 26/2/1361 در سن 23 سالگي پر پرواز گشود و در جوار برادر در بهشت برين سکني گزيد.

منبع:كتاب سرداران سپاه توحيد




شهيد علي‌صالح حاج محمدي " />
شهيد علي‌صالح حاج محمدي

تاريخ تولد :1341
تاريخ شهادت : 15/ارديبهشت/1361
محل تولد :تهران /تهران، محله نظام‌آباد
طول مدت حيات :20
محل شهادت :دارخوئين
مزار شهيد :بهشت زهرا قطعه 28

علي در سال 1341 در محله نظام‌آباد شهر تهران ديده به جهان گشود. ولادت او مصادف با تاسوعاي حسيني بود و عشق به حسين بن علي (ع) از همان نخستين روزهاي ولادت همراه با شير مادر در تاروپود وجود او رويد. با رسيدن به سن 7 سالگي راهي دبستان شد و سالها بعد پس از اخذ ديپلم به استخدام سازمان صدا و سيما درآمد و در اداره حراست اين سازمان مشغول به کار گرديد. با آغاز جنگ تحميلي به فرمان امام خميني (ره) رهسپار جبهه شد و با شرکت در عمليات بيت‌المقدس يکي از حماسه‌سازان فتح خرمشهر گرديد و در جريان همين عمليات در تاريخ 15/2/1361 در سن 20 سالگي در منطقه دارخوئين بر اثر اصابت ترکش به پيکر مطهرش به ملکوت اعلي پر کشيد پيکر او پس از يازده سال به زادگاهش بازگشت و در قطعه 28 بهشت زهراي تهران آرميد. روحش شاد.

منبع:پرونده شهيد درشوراي ايثارگران سازمان صدا و سيما



شهيد قربانعلي حشمت " />

شهيد قربانعلي حشمت

تاريخ شهادت : 10/2/1361
محل تولد :اصفهان /فلاورجان /قهدريجان

 



قربانعلي حشمت در روستاي قهدريجان شهرستان فلاورجان از توابع استان اصفهان ديده به جهان گشود تازيانه روزگار از کودکي دستهاي کوچکش را با کارهايي سخت چون کارگري در کارخانه ريسندگي و بافندگي و آجرتراشي و نماسازي آشنا ساخت. قربانعلي در بحبوحه مبارزات انقلابي هموطنانش باليد و رشد کرد و پس از پيروزي انقلاب به عضويت بسيج درآمد غائله کردستان او را به مناطق غربي کشور دعوت کرد و مبارزه با ضدانقلاب تمام هم و غم او را به خود اختصاص داد در سال 1358 با بانويي مؤمنه پيماني آسماني بست و يکسال بعد شاهد تولد تنها فرزندش حميد بود. با هجوم ارتش بعث عراق به مرزهاي غرب و جنوب کشور به جبهه فياضيه و آبادان عزيمت کرد اما در سال 1360 با اوج‌گيري فتنه منافقين به منظور مقابله با آنان به تهران بازگشت و در همين ايام لباس سبز سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را بر تن نمود در عمليات فتح‌المبين حضوري فعال داشت و زخم عشق بر جان نشاند و سرانجام در حاليکه فرماندهي گردان حضرت رسول (ص) از لشگر 8 نجف اشرف را برعهده داشت در ظهر روز 10/2/1361 در حاليکه با آرپي‌جي 7 به مقابله با تانکهاي دشمن برخاسته بود آنان را از دستيابي به جاده اهواز – خرمشهر مايوس نمايد به ديدار رب المربوب شتافت و به خيل شهيدان پيوست. روحش شاد

منبع:كتاب ناظران وجه الله





شهيد علي اكبر قاسمي " />
شهيد علي اكبر قاسمي

تاريخ تولد :1342
نام پدر :علي
تاريخ شهادت : 10/2/1361
محل تولد :خراسان /بيرجند
طول مدت حيات :19
محل شهادت :كرخه نور
مزار شهيد :گلزار شهداي بيرجند

علي‌اکبر قاسمي فرزند علي در سال 1342 در خانواده‌اي مذهبي در تهران متولد شد. دوران کودکي را در آغوش پر مهر و محبت خانواده گذراند. سپس راهي مدرسه شد و تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت به پايان رساند.
او ارادتي خاص به اهل‌بيت (ع) داشت، مرتب در جلسات مذهبي شرکت مي‌کرد و در انجام فرائض مقيد و جدي بود. در تظاهرات عليه رژيم شاه حضوري مستمر داشت و در بيشتر راهپيمايي‌ها شرکت مي‌کرد.
با شروع جنگ تحميلي، شور و شوق حضور در جبهه و نبرد با خصم دون همه‌ي وجودش را پر کرد و از طريق بسيج سپاه پاسداران، پس از طي دوره‌ي آموزش نظامي به جبهه اعزام شد و مدت شش ماه شجاعانه در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شرکت نمود. سرانجام در عمليات بيت‌المقدس، در منطقه‌ي عملياتي کرخه نور در تاريخ دهم ارديبهشت ماه سال 1361 در سن 19 سالگي دعوت حق را لبيک گفت و بر اثر اصابت ترکش به فيض عظماي شهادت نايل گشت. پيکر پاک او پس از تشييع در شهرستان بيرجند در مزار شهداي اين شهر به خاک سپرده شد.

منبع:كتاب فرهنگنامه شهداي شهرستان بيرجند جلد 2 صفحه 570


شهيد عليرضا قانوني " />

شهيد عليرضا قانوني

تاريخ تولد :1344
تاريخ شهادت : 1361
محل تولد :خراسان /نهبندان /خونيك سفلي
طول مدت حيات :17
محل شهادت :خرمشهر


عليرضا قانوني در سال 1344 در روستاي خونيک سفلي از توابع شهرستان نهبندان در خانواده‌اي مذهبي و کم‌درآمد متولد گرديد. پدرش به کشاورزي مشغول بود و به علت فقر مالي خانواده مجبور به مهاجرت به شهرستان زاهدان شد. عليرضا تحصيلات خود را تا پنجم ابتدايي ادامه داد و پس از آن به علت مشکلات مالي مجبور به انصراف از تحصيل شد. او در سن نوجواني رانندگي را آموخت و در بدترين جاده‌هاي استان سيستان و بلوچستان به تنهايي کاميون مي‌راند.
با شروع جنگ تحميلي با قلبي سرشار از عشق به امام و نظام جمهوري اسلامي رهسپار ميدانهاي نبرد شد و سرانجام در سال 1361 در عمليات بيت‌المقدس در جبهه‌ي خرمشهر در سن 17 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.

منبع:كتاب كبوتران بهشتي جلد 3 صفحه 21

وصيت‌نامه

اکنون که پروردگار به من توفيق شرکت در اين جهاد بزرگ را داده است، دعا کنيد تا در اين راه که همان راه انبياي الهي است به درجه‌ي شهادت نايل گردم.

منبع:کتاب کبوتران بهشتي جلد 3 صفحه 21




شهيد محمدرضا گوسفندشناس " />
شهيد محمدرضا گوسفندشناس

تاريخ تولد :1340
تاريخ شهادت : 1361
محل تولد :اصفهان /نجف آباد
طول مدت حيات :21



محمدرضا گوسفندشناس در سال 1340 در شهرستان نجف‌آباد استان اصفهان در خانواده‌اي ساده و مهربان ديده به جهان گشود.با فرا رسيدن هفتمين بهار زندگي جهت آموختن علم و دانش راهي مدرسه گشت او با علاقه و پشتکار فراوان به تحصيل پرداخت تا اينکه در سال 1358 موفق به اخذ يپلم فني شد همزمان با اوج‌گيري مبارزات انقلابي مردم بر عليه رژيم پهلوي، محمدرضا به عنوان يکي از عناصر اصلي در جبهه دفاع از ارزشهاي نظامي اسلامي به انجام فعاليت پرداخت و در اکثر راهپيمايي‌ها و تظاهرات مردمي حضوري فعال داشت با پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي و حمله دژخيمان بعثي عراقي به حريم ايران اسلامي او به کردستان و جنوب ايران شتافت و در مقابله با منافقان کردستان،‌ گرفتار مزدوران دموکرات شد ولي با زيرکي و درايتي که داشت توانست از دست مزدوران بگريزد و با حضور خونينش در فتح خرمشهر(عمليات بيت‌المقدس)،‌ يادماني سرخ در پيکرش بر جاي نهاد ولي همواره تشنه مبارزه و جهاد بود و پس از بهبود در عمليات رمضان شرکت کرد سپس به نجف‌آباد اصفهان مراجعت کرد و در امر آموزشهاي نظامي، عقيدتي سياسي و محافظت از شخصيتهاي انقلاب مشارکت ورزيد و همواره مورد سوء قصد منافقان کوردل قرار مي‌گرفت سرانجام در عمليات محرم در سال 1361 در سن 21 سالگي بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

منبع:كتاب سرداران سپاه توحيد

شهادت

مرحله اول عمليات محرم بود محمدرضا مسئوليت فرماندهي گردان يا زهرا (س)‌را بر عهده داشت همه او را با نام حاجي خطاب مي‌کردند و اين نام محبوب دل همه بود عمو عباس نجاري آن روز خيلي اصرار کرد تا همراه حاجي به خط برود اما او موافقت نکرد بعد از رفتن گوسفندشناس، عمو عباس چند قرص نان برداشت و با اجازه جانشين گردان به خط رفت. دژبان مانع ورود او شد اما عمو عباس به هر طريقي خود را به خط رساند و توانست به همراه دو نفر از نيروهاي بسيج با يک نارنجک يک فرمانده عراقي را اسير نمايد.موقع نماز ظهر حاجي عباس را ديد با ناراحتي پرسيد:«اينجا چه کار مي‌کني؟» عمو عباس سر به زير انداخت. جوابي براي کارش نداشت و نمي‌توانست بگويد بدون اجازه شما و با اجازه جانشين آدم حاجي گفت:«اينجا بايست تا من نمازم را بخوانم و بعد از آن تو را به عقب برگردانم حاج‌محمدرضا به نماز ايستاد اما گلوله‌اي به پيکرش اصابت نمود و او آسمان مرد خاکي‌پوش ايران اسلامي به ديدار دوست شتافت.

منبع:کتاب سجده وصل





شهيد مصطفي قدمي " />

شهيد مصطفي قدمي

تاريخ تولد :1/دي/1341
تاريخ شهادت : 16/ارديبهشت/1361
محل تولد :تهران /تهران
طول مدت حيات :20
محل شهادت :خرمشهر


قدمي در سال 1341 در خانواده‌اي مذهبي متولد شد، در همان دوران کودکي با قرآن و مجالس مذهبي مأنوس بود، تحصيلات خود را با موفقيت به پايان رساند و تحصيلات متوسطه را در دوران شروع انقلاب در سال 1356 گذراند، او در اکثر محافل سياسي و تظاهرات شرکت داشت، و بعد از پيروزي انقلاب به عضويت کميته انقلاب اسلامي درآمد و چندي بعد براي مدتي در سپاه خدمت کرد، سپس در آموزش و پرورش به عنوان مربي قرآن مشغول فعاليت شد با آغاز جنگ تحميلي به جبهه‌هاي حق عليه باطل شتافت، و سرانجامدر تاريخ 16/2/1361 درسن 20 سالگي به شهادت رسيد.

منبع:كتاب يادياران

وصيت‌نامه

از همه کساني که با من برخورد داشته‌اند،‌مي‌خواهم که حلالم کنند، من به جبهه مي‌روم تا راه امام حسين (ع) را زنده نگه‌دارم، مي‌روم تا کشته شوم و اسلام زنده بماند، سخني با مردم و بستگان و امت اسلامي دارم که اهل کوفه نباشيد، جلوتر از امام نرويد، سخني به جز سخن امام نگوييد، حامي اسلام باشيد».

منبع:کتاب يادياران





شهيد عليرضا قرباني " />

شهيد عليرضا قرباني

تاريخ تولد :1334
تاريخ شهادت : 2/3/1361
محل تولد :فارس /شيراز
طول مدت حيات :27



پدر براي چهارمين مرتبه طعم شيرين در آغوش گرفتن فرزند را در سال 1344 حس کرد. نام نورسيده را عليرضا نهاد و سعي کرد فرزندي شايسته تربيت نمايد. عليرضا سالهاي کودکي را در شيراز گذراند و سپس به مدرسه رفت تا توشه‌اي از علم بردارد 12 سال بعد او با مدرک ديپلم از دبيرستان شهيد رجائي فارغ التحصيل شد و در جمع ياوران روح‌الله فرياد مرگ بر شاه سر داد. دستهاي پرتوان او خشم انقلابي‌اش را در فريادهاي آتشين به تصوير کشيد. قرباني با پيروزي انقلاب به استخدام سپاه پاسداران درآمد و در پايگاه مقاومت مسلم بن عقيل به جهاد با دشمن برخاست و در عملياتهاي فتح‌المبين و آزادسازي سوسنگرد حضور يافت. دوم خرداد ماه سال 1361 عمليات بيت‌المقدس نقطه رهائي از قفس تنگ دنيا بود. جانشين فرمانده گردان 920 از تيپ امام سجاد (ع) 20 ماه مردانه در جبهه جنگيده و بارها مورد ضرب و شتم منافقين قرار گرفته بود سرانجام در سن 27 سالگي به آرزوي ديرينه‌اش رسيد.

منبع:كتاب خلاصه خوبيها جلد 4 صفحه 148

دست‌نوشته

«...پدر، مادر، برادران! خواهران! همسر عزيزم! اميدوارم که حالتان خوب باشد و در راه خدمت به اسلام و مسلمين کوشا باشيد. در حالي اين نامه را مي‌نويسم که چند روزي به آغاز حمله براي آزادي خونين‌شهر- اين شهر خون- باقي نمانده است. نمي‌دانم آيا در اين حمله، لياقت شهادت را دارم يا نه. در حالي که اين نامه را مي‌نويسم که عشق آزادي خونين‌شهر، همه برادران رزمنده را خوشحال کرده است. توصيه مي‌کنم دعا را فراموش نکنيد و براي سلامتي امام امت و پيروزي رزمندگان اسلام دعا کنيد.

منبع:کتاب خلاصه خوبيها جلد 1 صفحه 148



شهيد مهدي مقدم " />

شهيد مهدي مقدم

تاريخ تولد :1339
تاريخ شهادت : 10/ارديبهشت/1361
محل تولد :خوزستان /رامشير
طول مدت حيات :22
محل شهادت :جاده اهواز - خرمشهر
مزار شهيد :رامهرمز

در سال 1339 خانواده مقدم در شهر رامشير(استان خوزستان) مهدي را در آغوش گرفتند و ورودش را به اين دنيا تبريک گفتند. مهدي بزرگ شد، با توجه به وضع خانواده تابستانها کار مي‌کرد و زمستانها به مدرسه مي‌رفت دوران دبيرستان را در رامهرمز گذراند و با مقداري از پولي که خانواده برايش مي‌فرستادند کتب مذهبي را تهيه مي‌نمود و مي‌خواند. با مطالعه کتاب «شهادت» استاد هاشمي‌نژاد مسير زندگيش شکل گرفت و سعي کرد همراه با قيام و مبارزه مردم حق‌طلب، او نيز اعلاميه‌ها و نوارهاي سخنراني حضرت امام (ره) را به زادگاهش آورد تا عطر کلام امام (ره) در آن ديار طنين‌انداز گردد براي اولين بار تصوير امام را در زادگاهش بر روي پلاکاردها نصب نمود .پس از پيروزي انقلاب براي شرکت در حوزه علميه راهي قم شد و مدتي بعد از تشکيل سپاه رامشير و عضويت در اين نهاد مقدس در تاريخ 1/7/1359، در دانشکده تربيت معلم تهران، (رشته تعليمات ديني) پذيرفته شد. او که عاشق و شيفته شخصيت والاي حضرت امام خميني (ره)‌بود با صدور فرمان ايشان مبني بر شرکت مردم در جبهه‌ها، ديارش را به قصد آن وادي ترک کرد و در عمليات بيت‌المقدس در جاده اهواز خرمشهر در اثر اصابت گلوله آرپي‌جي7 درسن 22 سالگي در تاريخ 10/2/1361 به جاودانگان پيوست.پيکر پاکش را در رامهرمز به خاک سپردند.

منبع:cd خوزستان

وصيت‌نامه

خدايا به من انديشه‌اي را عطا کن که همه چيز را براي تو و درراه خلق تو انجام بدهم انقلاب اسلامي نوري که به سرزمين ايران تابيده شده و انعکاس اين نور سر تا سر جهان را فرا گرفته و اميد مستضعفان و بيچارگان شده و بايستي اين اميد مستعضفان تحقق يابد انقلابي که دگرگوني خارق‌العاده‌اي را در يکايک شما ملت ايران که در جمود و خمود فرو رفته بوديد ايجاد کرد و شما را از ظلمت به نور الهي رهنمون نمود. برادران و خواهران من توجه داشته باشيد که اين قيام اسلامي حق زيادي به گردن ما دارد زيرا که حيثيت و شرافت و سربلندي را به ما برگردانيد.

منبع:cd‌ خوزستان





شهيد اسماعيل موجودي " />

شهيد اسماعيل موجودي

تاريخ تولد :1343
نام پدر :حسين
تاريخ شهادت : 2/3/1361
محل تولد :اصفهان /اصفهان
طول مدت حيات :18
محل شهادت :خرمشهر
مزار شهيد :گلزار شهداي رهنان

قصه اسماعيل در يکي از روزهاي سال 1343 شروع شد قصه قرباني بزرگ عشق حق. کودکي که در دامان پر مهر خانواده‌اي از اهالي محله رهنان (شهر اصفهان) پرورش يافت و در مکتب تشيع، جهاد و شهادت را فرا گرفت. آموختن تنها دغدغه دوران کودکي او بود.در اولين سال دبيرستان بود که حمله رژيم بعثي آرمانهاي دوران نوجواني او را تغيير داد. نبرد با متجاوزين بعثي جايگزين تحصيلات عاليه شد موجودي، مشتاقانه عزم سفر کرد لحظات سختي بود سرنوشت او به گونه‌اي ديگر رقم خورد اسماعيل به همراه حاتم آرمي بعد از آموزش نظامي در بهمن ماه سال 1360 براي اولين مرتبه ميدان جنگ را ديد.17 سال بيشتر نداشت اما مردانه زيستن را از فرزندان زهرا (س) در کربلا آموخته بود عمليات فتح‌المبين حماسه باشکوه او را به تصوير کشيد لحظه جانبازي او که هيچ گاه در انجام فرائض دين اسلام کوتاهي نکرد و باعث حيرت دوستان و خانواده‌اش شد. او حتي در اوج تمرينات سخت فوتبال جهت کسب آمادگي براي شرکت در مسابقات، گرفتن روزه را ترک نکرد. شايد تنها اين ايمان به خداوند بود که او را به نهايت درجه انسانيت رساند. بعد از ظهر روز دوم خردادماه سال 1361 جاده‌اي از خاک بر افلاک کشيده شد، و اسماعيل اينبار در محضر دوست در اوج جواني (18 سالگي) قرباني گشت و عمليات بيت‌المقدس نامش را در جرگه مردان حماسه ساز خود ثبت نمود و در گلزار شهداي رهنان به خاک سپرده شد.

منبع:كتاب سرگذشت سرافرازان جلد1

وصيت‌نامه

از تمامي برادران و خواهران مي‌خواهم که هميشه در خط امام باشند که در غير اين صورت به انحراف کشيده مي‌شوند درس خواندن را ادامه دهيد و با درس خواندن، اين مردم مستضعف را از زير يوغ بندگي ابرقدرتها نجات دهيد و کشور را به خودکفايي کامل برسانيد و تمامي ابرقدرتها را به زانو درآوريد.





شهيد محمدعلي مسلمي " />

شهيد محمدعلي مسلمي

تاريخ تولد :1338
تاريخ شهادت : 19/2/1361
محل تولد :لرستان /اليگودرز /عليا
طول مدت حيات :23


محمد علي در سال 1338 در روستاي خمسه عليا از توابع شهرستان اليگودرز پا به عرصه هستي نهاد. روزهاي پرنشاط کودکي او در خانواده‌اي فقير و نيازمند سپري شد اما او با توکل به خدا آموختن را تجربه نمود و تا سال اول دبيرستان درس خواند سپس در جست‌و جوي کار به تهران مهاجرت کرد در تهران در کلاسهاي شبانه ثبت نام نمود و دو سال ديگر اينگونه به آموختن علم پرداخت. مسلمي در سالهاي پرشور انقلاب ازدواج کرد. کلام امام (ره) و ظلم و بيداد رژيم پهلوي او را به خيلي ياوران روح‌الله کشاند. بعد از پيروزي انقلاب در پايگاه مسجد «محمديه» در ستاد بسيج به فعاليت پرداخت. در روزهاي پرافتخار جنگ نيز عاشقانه سلاح بر دوش کشيد و براي اولين مرتبه در سال 1360 در مريوان در مقابل دشمن بعثي ايستاد. شهادت دو تن از همرزمان محمد علي را بي تاب ساخت. به همين علت بار ديگر در تاريخ 3/2/1361 سه ماه بعد از تولد فرزندش راهي ديار نور شد و پس از نبردي دلاورانه در تاريخ 19/2/1361 در سن 23 سالگي در راه آزادي خرمشهر در عمليات بيت‌المقدس به ديدار حق تعالي شتافت.

منبع:روزنامه كيهان 27/5/83





شهيد عبدالجواد مهراني " />

شهيد عبدالجواد مهراني
تاريخ تولد: 25/1/1337
محل تولد: اصفهان
تحصيلات: فوق ديپلم فني
شماره شناسنامه: 84
تاريخ شهادت: 2/3/61
محل شهادت: خرمشهر
نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره
نام عمليات: بيت المقدس
آخرين سمت: معاون گردان
خلاصه زندگي نامه:
معلم شهيد 25 فروردين 1337 ديده به جهان گشود پدر بزرگ مادري او حضرت آيت الله آقاي حاج سيد فضل الله حجازي بود. تحصيل را در رشته دبيري فني طي کرد و جزء اولين گروههاي مقابله کننده با رژيم منحوس بودند که اولين سري مواد منفجره را با شهيد محسن مهاجر تهيه مي‌کردند. در سال 60 بر اثر اصابت ترکش خمپاره روده کوچک و بزرگ او قطع شده بود و در 2/3/61 در عمليات بيت المقدس ساعت 5/1 نيمه شب شربت شهادت را نوشيد.
خاطره: قبل از انقلاب و در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي ملت ايران به همراه شهيد محسن مهاجر به ساختن مواد انفجاري پرداختند و از اولين گروههائي بودند که نيروهاي مسلح آن زمان را به ذلت درآوردند.
در اثر فعاليتهاي ضد رژيم دستگير و زنداني مي‌شوند در زندان موقعيکه رئيس دادگاه نظامي از او مي‌خواهد تعهّد بدهد که عليه رژيم قيام نکند تا او را آزاد کنند، ايشان مقاومت مي‌کند و زير بار نمي‌رود.
خلاصه وصيت‌نامه‌: از شما مي خواهم سنگر مسجد و مدرسه را به هيچ وجه ترک نکنيد محکم و استوار همچون کوه استقامت کنيد و از تربيت کردن خواهران و برادران کوشا باشيد و به قول امام عزيزمان که فرموده: تمام اين کارها مقدمه انسان سازي است. شما هم تلاش کنيد و جهاد اکبر را هر چه زودتر پشت سر بگذاريد. انشاءالله





شهيد جلال محمدي " />

شهيد جلال محمدي

تاريخ تولد :1335
تار

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین